تبلیغات
صادق آنلاین
صادق آنلاین
روزنوشت‌های یک صادق
سلام! از این که چند دقیقه‌ای مهمان وبلاگم هستید، خوشحالم؛ ممنون می‌شوم مرا از نظرات خود بهره‌مند سازید.
راستش خیلی مهم نیست چه عقیده‌ای داریم؛ مهم این است که انسانیم، می‌توانیم صادقانه با هم حرف بزنیم و حتی به هم عشق بورزیم!
لطفاً به تاریخ انتشار مطالب توجه کنید، امروز است!

فرزند آوری!

حالا دوستانم یکی یکی پدر و مادر می‌شوند و جمع‌های دو نفره، سه نفره!
پدر یا مادر شدن بسیار عجیب است، هر چه از عمر پدر یا مادر شدن می‌گذرد این عجیب بودن بیشتر نمایان می‌شود.
در این دو سال و چهار ماه و شش روز که پدرم، چیزهایی که به ذهنم رسیده که فرزند باعث آن است:

فرزند، آدم را به این دنیای لعنتی وابسته می‌کند
به نظرم ازدواج هم این قدر ریشه‌های آدم را در دنیا فرو نمی‌کند که فرزند! وابستگی نه به معنای دلبستگی! بیشتر به معنای عدم توانایی در خداحافظی راحت با دنیا! وقتی مجردی مُردن به نظرت راحت‌تر است، ازدواج که می‌کنی سخت‌تر می‌شود و حالا اصلاً فکرش را هم نمی‌کنی که با مرگ روبرو شوی!
بماند گناهانی که باعث شده یک ترس وحشتناک از مرگ همیشه همراهم باشد!

فرزند، گذر عمر را ملموس می‌کند
روند بزرگ شدن یک کودک هم از آن چیزهای عجیب است. نمی‌شود قبل از به دنیا آمدنش را نوشت ولی همین که به دنیا می‌آید، رشد می‌کند، گردن می‌گیرد، می‌نشیند، می‌غلتد، گاگله می‌کند، در روروک می‌ایستد، راه می‌رود، دندان در می‌آورد، حرف می‌زند، دست‌شویی‌اش را کنترل می‌کند و... آدم گذر عمر خودش را می‌بیند. آدم ثابت است و در سن پدر (مادر) بودن رشدی ندارد ولی رشد فرزند، بسیار ملموس و جالب توجه است.

فرزند، قدرت خدا را نمایان‌تر می‌کند
همین که یک قطره، حالا فرزندی شده که تو پدر (مادر) ش هستی، با تو حرف می‌زند، با تو بازی می‌کند، با تو می‌خندد، با تو گریه می‌کند و همان طور که نوشتم رشد می‌کند، جز قدرت خدا هیچ چیز دیگری نیست.
گاهی تعجب می‌کنم که چرا در مقابل عظمت خدا این قدر کاهل و سست هستم!؟

فرزند، آدم را مجبور به مدیریت زمان می‌کند
وقتی بچه نداری تقریباً هر کاری را هر زمانی می‌شود انجام داد!! اما وقتی او می‌آید باید یاد بگیری هر کاری را در وقتش و با سرعت بیشتری انجام دهی، خیلی بیرون از خانه نمانی، کارهای شخصی و بعضی از رفیق بازی‌هایت را تعطیل کنی و در مجموع، مجبوری یاد بگیری زمان را مدیریت کنی که اگر نکنی در زندگی ِ بی نظم، هضم می‌شوی و مثل یک کاغذ ِ مچاله می‌شوی توی کوهی از زباله!!



سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 | 06:08 | محمد طاها | ()


کار فله‌ای چیست؟!

یک- شما مسئول یک جایی هستید و به آقای ایکس که کار آلفا را انجام می‌دهد کار بتا را پیشنهاد می‌دهید و در مذمت آلفا و خوبی بتا روی مخش رژه می‌روید. قرار می‌شود آقای ایکس بررسی کرده و نتیجه را به شما اطلاع دهد؛ اما شما او را غافلگیر و خانم ایگرگ را مسئول بتا می‌کنید و بعد که آقای ایکس را دیدید می‌گویید آن کاری که می‌خواستم انجام دهم نشد و شما در همان آلفا (که از مضرات وسیعش سخن رانده بودید!) کارت را انجام بده!

دو- شما مسئول یک جایی هستید، مسئولیت آلفا بی مسئول مانده، آقای ایکس نفر دوم مجموعه آلفا است، شما با آقای ایگرگ که مسئول مجموعه بتا هست صحبت کرده و مسئولیت آلفا را به او محول می‌کنید. قبلش چند نفری به شما می‌گویند که ایشان فرد مناسبی نیست و بهتر است بگذارید در سر جایشان بمانند. اما شما جلوی کار را نمی‌گیرد و آقای ایگرگ به عنوان مسئول آلفا معارفه شده و کار را شروع می‌کند. دوباره چند نفری به شما اعتراض می‌کنند. شما آقای ایگرگ را فرا خوانده و با زبانی نرم می‌خواهید که مسئولیت آلفا را تنها چند روز بعد از تحویل گرفتن به آقای ایکس تحویل دهد و خودش به جای آقای ایکس یعنی نفر دوم مجموعه آلفا خدمت رسانی کند!

سه- شما مسئول یک جایی هستید. یک مجموعه جدید با نام آلفا تاسیس کرده و چند نفری که فکر می‌کنید خیلی کاری ندارد می‌گذارید در آن جا، یک آقای ایکس را هم به عنوان مسئول انتخاب می‌کنید. خب همگی با شما چند باری جلسه می‌گذارند؛ از اهمیت کارشان سخن می‌گویید و داستان‌ها می‌سرایید؛ برایشان وظایف و تکالیفی عجیب تعیین کرده و فرصتی برای انجام کارها قرار می‌دهید. چندی بعد مسئول مجموعه بتا رفته است و شما آقای ایکس را می‌گذارید مسئول مجموعه بتا و کلاً بی خیال مجموعه آلفا می‌شوید! گویی نه خانی آمده و نه خانی رفته! حالا هر کاری که شده و نشده، هر وقتی که از افراد گرفته شده، هر هزینه ای که شده و هر اتفاقی که افتاده، مهم نیست! مهم این است که چارت و افراد باقیمانده را مثل ... (خب راستش من مجبور نیستم ادامه دهم و برای خودم دردسر ایجاد کنم! همین بس که در چارت تغییراتی ایجاد می‌کنید و همان چند نفر اولیه را یک جوری در چارت جا می‌کنید!)

*خیلی جالب‌تر نیست اگر آقای ایگرگ مورد دوم همان آقای ایکس مورد سوم باشد و مجموعه آلفای سوم همان مجموعه بتای دوم؟

*البته واضح و مبرهن است که این موارد در یک کشور اسلامی رخ نداده بلکه این نوع کارها، از اتفاقاتی است که در بلادهای غیر مسلمان رخ می‌دهد. (همان طوری که از اسم افراد و مجموعه‌ها پیداست)

*شما هم اگر دوست یا آشنایی در کشورهای خارج دارید، از تجربیاتشان بنویسید و به این موارد اضافه کنید.


یکشنبه 14 اردیبهشت 1393 | 04:23 | روز نوشت | ()


آزمایشگاه

سفر مشهد در پیش بود. خیلی‌ها قرار بود بیایند. به او هم گفته بودم بیاید، می‌گفت آزمایشگاه دارم! توی همان ساختمانی که الآن دفتر بسیجی است که به نام خودش مزین شده!
برای بدرقه تا پای اتوبوس آمد. آخرین حرف‌هایمان در تماسی بود که او گرفت، من توی صحن رضوی داشتم قدم می‌زدم!
توی راه برگشت خبر انفجار را شنیدم.
نمی‌دانم نمی‌شد یک جلسه غیبت کنی!؟


دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 | 05:43 | شهید محمد علی شاهچراغی | ()


مرز بان

مرزبانان عزیز کشورم در چادر مرزبانی مشغول استراحت و خوابند، در روشنایی روز و نه در تاریکی، چادرشان را محاصره می‌کنند و آن‌ها هم بسیار مسالمت آمیز تسلیم چند نفر می‌شوند!
یکی از عوامل جیش‌العدل مشغول بستن دست سربازان می‌شود، خیلی جالب است یکی از مرزبانانی که هنوز دستانش باز است و با پیراهن سربازی و شلوار ورزشی خوابیده، در خواست می‌کند که شلوار سربازی‌اش را بپوشد! از بیرون چادر، شلوارش را برمی دارد و وسط چادر شلوار پایش می‌کند!!
جالب‌تر این که وقتی دست مرزبانان را می‌بندند یکی از جیش‌العدالی‌ها پوتین‌هایشان را می‌گذارد جلوی پایشان و برایشان می‌گیرد تا بپوشند!!
فیلم‌بردار محترم هم قبل از رسیدن به چادر، مرتب ذکر می‌گوید، ذکری که انگار خروارها ترس پشتش مخفی شده!
حالا به جز یکی، بقیه مرزبان‌ها آزاد شده‌اند و و مسئولین نیروی انتظامی گفته‌اند خبری از معافیت برای آن‌ها نیست. حتی کوثری، نماینده مردم تهران در مجلس ، با تأیید خواب بودن ۵ مرزبان آزاده شده هنگام انجام وظیفه گفته است معتقدم باید با ۴ مرزبان آزاده شده به علت تخلفات و کوتاهی در انجام وظیفه برخورد شود.
نمی‌دانم اگر جای مرزبانان بودم چه می‌کردم، شاید من هم غافلگیر می‌شدم و ساده تسلیم.


چهارشنبه 20 فروردین 1393 | 05:11 | روز نوشت | ()


فاطمه زهرا به روایت تاریخ شمسی

در مناسبت‌های اسلامی دو موضوع بیشتر نظر مرا جلب می‌کند. اول این که این مناسبت‌ها به سال شمسی چگونه بوده‌اند؟ و دوم این که طول سال در سال شمسی و قمری با هم متفاوت است! یعنی مثلاً اگر عنوان می‌شود که پیامبر ۶۳ سال عمر کرده‌اند این ۶۳ سال قمری است و به شمسی که معیار سن خودمان هم هست، حدود ۶۱ سال می‌شود!
اما در مورد حضرت زهرا، بازیابی تاریخ‌های شمسی برایم جالب بود. بنا به تاریخ‌هایی که بیشتر معتبر است، حضرت فاطمه روز یکشنبه ۲۰ فروردین هشت سال قبل هجری شمسی (یعنی منفی هشت) متولد می‌شود. جمعه ۷ خرداد سال سوم شمسی ازدواج می‌کند. اولین فرزندش، امام حسن، همان سال یعنی جمعه ۱۳ اسفند سال سوم به دنیا می‌آید و دومین فرزندش، امام حسین، چهارشنبه ۲۱ دی سال چهارم به دنیا می‌آید. حدود یک سال و نیم بعد یعنی سه شنبه ۲ مهر سال ششم شمسی، اولین دختر و سومین فرزندش، حضرت زینب، متولد می‌شود. در مورد حضرت ام‌کلثوم تاریخ ولادت دقیقی به دست نیاوردم ولی سال هشتم، سال تولد چهارمین فرزند حضرت زهرا است.
دوشنبه ۷ خرداد سال یازدهم هجری شمسی، روز رحلت پیامبر اسلام است و چند ماه بعد یعنی چهارشنبه ۷ شهریور همان سال، حضرت زهرا به شهادت می‌رسد.


پنجشنبه 14 فروردین 1393 | 08:44 | دین نوشت | ()


ماجرای تغییر ساعات

کوچک‌تر که بودم با خودم می‌گفتم این تغییر ساعات اول سال و وسط سال برای چیست؟ جواب‌هایی که می‌گرفتم قانع کننده نبود، آن روزها هم هنوز اینترنتی وجود نداشت که گوگلی باشد و با یک جستجو به جواب سؤال رسید!

گذشت تا زمانی که 28 اسفند 84، غلامحسین الهام سخنگوی وقت دولت، از لغو مصوبه سال 1370 خبر داد. طبق اطلاعات، تغییر ساعات قبل از انقلاب وجود داشته و از سال 58 تا 70 این قانون معلق بوده اما دولت هاشمی رفسنجانی، مصوبه‌ای را به تصویب می‌رساند که طی آن ساعت رسمی کشور همه ساله در اول فروردین ماه یک ساعت جلو کشیده شود و در سی و یکم شهریورماه به حالت اول بازگردد.

اما نمایندگان محترم مجلس اجازه ندادند دولت جدید یک قانون پیش پا افتاده‌ی اجرایی را بیش از دو بار اجرا کند و با مصوبه ای ابهام آلود، وضعیت ساعات را به حالت قبل از انقلاب باز گرداند!

آن زمان سخنگوی دولت با اشاره به این که هیچ بررسی کارشناسانه‌ای مبنی بر اینکه تغییر ساعت منجر به صرفه‌جویی در مصرف انرژی در کشور شده باشد، وجود ندارد، گفت: به دلیل قانون پذیری دولت از ساعت 24 اول فروردین ساعت رسمی کشور یک ساعت به جلو کشیده می‌شود.

این قضیه تا آذر 91 مسکوت ماند تا رئیس جمهور در بخشی از سخنرانی خود به آن اشاره کرد:

«[نباید قانون را] مبهم بگذاریم، مثل قانون تغییر ساعات. تغییر ساعت یک کار اجرایی است [و از اختیارات دولت است]. مجلس تصویب کرد، ما معترض شدیم، گفتیم این هزینه دارد. هزینه‌ی آن را اثبات کردیم.

کنتورهای وزارت نیرو را در شرایطی که ساعت تغییر می‌کند با شرایطی که ساعت تغییر نمی‌کند، مقایسه کردیم و [نشان دادیم] وقتی ساعت تغییر نمی‌کند، مصرف کاهش پیدا می‌کند؛ یعنی ما نیاز به سرمایه گذاری کمتری داریم. این را پیچاندند. چه طوری نوشتند؟ نوشتند ساعات رسمی کشور از اول فروردین تغییر می‌کند و ۳۱ شهریور هم برمی‌گردد!

چه کسی این کار را باید بکند؟ بعد به ما فشار آوردند که این کار اجرایی است و شما باید انجام دهید! گفتیم این دور زدن قانون اساسی است و درست نیست. »


سه شنبه 12 فروردین 1393 | 10:44 | سیاست | ()


من متحول شدم

من متحول شدم...
این زیرنویس‌های تلویزیون جمهوری اسلامی، مرا متحول کرده است... من تازه دارم می‌فهمم این پولی که به عنوان یارانه به ملت داده می‌شود چه قدر بد است. چه قدر بد بوده که یک نفری این صنارشاهی را داده به ملت و آن‌ها را بدعادت کرده است. این پول باید دست دولت جمهوری اسلامی بماند تا دولت بتواند برای ملت کار کند و رفاه عمومی را افزایش دهد. مگر ملت این پول را چه کار می‌کند؟ می‌خواهد بریزد در شکم سیری ناپذیرش؛ اما اگر پول دست دولت باشد، می‌تواند برای رونق تولید از آن استفاده کند و حتماً تولیدگران عزیز، اقتصاد کشور را تقویت می‌کند.
تازه زیرنویس تلویزیون جمهوری اسلامی می‌گوید یارانه‌ها اگر یک جا جمع شود خیلی خوب است و کلی برای ما مفید است.
من تازه می‌فهمم که مرحله‌ی دوم هدفمندی به روایت دولت سابق که یارانه‌ها را همزمان با افزایش قیمت حامل‌های انرژی زیاد کند چه قدر اشتباه بوده و الکی برای ملت توقع ایجاد کرده؛ چه معنی می دهد یارانه دویست و پنجاه هزار تومانی!؟ مرحله‌ی دوم درست این است که ملت دوباره برای چهل هزار و پانصد تومان ثبت نام کند! البته فقط آن‌هایی قرار است ثبت نام کنند که نیاز دارند و کل ملت که وضعشان خوب است و طبق گفته‌ی رییس جمهور محبوب، دست رد به سینه رایانه می‌زنند.
اصلاً این یارانه پولی نیست که از افزایش قیمت‌های حامل‌های انرژی بین ملت توزیع می‌شود، بلکه دولت تدبیر و امید این مدت هم از جیب خودش و شاید بیت‌المال، به ملت لطف می‌کرده، مثل همین پیامکی که رییس جمهور برای ملت فرستاده یعنی رییس جمهور این قدر به عامه‌ی مردم علاقمند است.
با تمام این تفاسیر و این که کاملاً خر فهم شده‌ام چه قدر یارانه برای من مضر است و مانند کشیدن سیگار می‌باشد اما با افتخار تمام در موعد مقرر برای دریافت حق ماهانه‌ام که به نظرم ماهانه چند برابرش صرف اقلیت پولدار می‌شود و با این بساط جدید، بر همان چند برابر هم اضافه شود، ثبت نام کرده و منتظر می‌مانم روزی دولتی عدالت محور وظیفه‌اش را انجام دهد، حق واقعی ملت را اعم از مالی و معنوی به آن‌ها بپردازد و طلبکار ملت نباشد.


دوشنبه 11 فروردین 1393 | 07:33 | سیاست | ()


عمر محدودیت ندارد!

*به نظرم سه تا مسئله را باید از موجودیت خودمان جدا کنیم. دارایی، توانایی و نظر دیگران. یعنی دارایی‌های من، من نیست! توانایی‌های من، من نیست و نظر دیگران در مورد من، من نیست!
*اگر همسرم را از سه سالگی می‌شناختم همان سه سالگی ازدواج می‌کردم ولی خب، دیر همدیگر را پیدا کردیم!
*ما مسلمان‌ها معتقدیم فقط بخشی از زندگی در این جهان هست و عمرمان محدودیت ندارد، بنابراین زمان مرگ خیلی اهمیتی ندارد، کیفیت عمر خیلی مهم‌تر از کمیتش است.
*زیر آب زدن محصول مدیریت ناسالم است.

بخشی از مصاحبه دکتر علیرضا مهدی زاده، هیئت علمی و استادیار گروه فیزیک پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز


سه شنبه 27 اسفند 1392 | 05:31 | روز نوشت | ()


آیا هندی‌ها فقط سه روز تعطیلی دارند؟

دوباره نوروز شده و دوباره عده ای یادشان آمده که کشور ما چه قدر تعطیلی زیاد دارد، البته قبلا نوشته‌ام که «تعطیلات باعث فساد مردم است!»
دوستان عزیز برای اثبات ادعای خودشان به جداولی استناد می‌کند که شاید در نگاه اول آه و افسوس مخاطب را برآورد اما وقتی کمی با دقت نگاه کنیم، می‌بینیم که مشکلی وجود دارد.
طبق جداول منتشر شده کمترین تعطیلی مربوط به هند است که در ادامه بیشتر به آن خواهم پرداخت. قصد بررسی تک تک تعطیلات سایر کشورها را ندارم اما جستجوی اجمالی‌ام نشان داد که غیر از هند، آمار سایر کشورها هم خالی از اشکال نیست.
طبق ادعا، هندی‌ها جز تعطیلات آخر هفته، تنها سه روز تعطیل هستند! احتمالا استناد دوستان به این جمله‌ی صفحه‌ی هند در ویکی پدیا است که «در هند به‌طور سراسری تنها سه روز تعطیلی رسمی وجود دارد.» اما این تمام آن چیزی نیست که در ویکی پدیا آمده است!
به نوشته‌ی ویکی پدیا «هر یک از ایالت‌ها تعطیلات رسمی جداگانه خود را دارند» و «ایام مهم ادیان و مذاهب مختلف در این کشور تعطیلات سراسری محسوب می‌شوند. چهار رویداد اسلامی عید قربان، عاشورا، میلاد پیامبر اسلام و عید فطر جزو تعطیلات سراسری هند هستند.»
اما مرکز اطلاعات فنی ایران تعطیلات رسمی هند را هفت روز اعلام کرده است.
«امیر» نام یکی از دانشجویان ایرانی محصل در شهر حیدرآباد هند است که هم اکنون در وبلاگی به مشاوره متقاضیان تحصیل در هند می‌پردازد. او در مطلبی ۱۸ روز تعطیلی این شهر را نام برده و در توضیحی نوشته که به جز این لیست، دوشنبه‌ی دوم هر ماه نیز تعطیل است!
در صفحه‌ی ویکی پدیا انگلیسی «تعطیلات عمومی در هند» علاوه بر این که لیست بلند بالایی از تعطیلات مشاهده می‌شود، در مورد ادارات دولتی هم به دو نوع تعطیلی اشاره شده، تعطیلات اجباری، که ۱۵ روز را شامل می‌شود و تعطیلات محدود شده، که شامل ۱۰ روز می‌شود!
در این میان سایت «timeanddate» هم مجموع تعطیلات سال ۲۰۱۴ در هند را ۴۶ روز اعلام کرده است.
حالا اگر می‌خواهیم بگوییم تعطیلات ما زیاد است، اگر می‌خواهیم بگوییم چرا در نوروز کشور به خواب فرو می‌رود، اگر می‌خواهیم بگوییم این تعطیلی فاجعه آمیز است... می‌شود بهتر، مستندتر و دقیق‌تر تحقیق کنیم و ببینیم واقعا گیر کار کجاست!؟


یکشنبه 25 اسفند 1392 | 06:44 | خبری، تحلیلی | ()


استوانه نظام

«بالاخره آن چه شما می‌گویید، نقد هشت سال اخیر است که قبول دارم. حتی زمانی که دیگران چیزی نمی‌گفتند، من از اول این جریان را صالح نمی‌دانستم. کلمه انحرافی که بعدها گفتند، از اول بود که من آن‌ها را یک جریان انحرافی از مسیر انقلاب می‌دیدم. اوضاع به جایی رسید که پیش بینی می‌شد؛ البته هنوز خیلی از مسائل گفته نمی‌شود. ما هم در صدد افشاگری نیستیم.
همین قدر بدانید که پیش از انتخابات ۸۸ اعضای کمیسیون تحقیق مجلس خبرگان باید رفتار رهبری را رصد کنند و به خبرگان گزارش دهند و شخصیت‌های بزرگی در جامعه هستند، به دفتر من آمدند تا بفهمند که چرا من با آقای احمدی نژاد مخالفت می‌کنم؟ در حالی که رهبری و دیگران حمایت می‌کنند.
دو ساعت و نیم مشکلات احمدی نژاد را برای آن‌ها توضیح دادم. گذشته و آینده‌اش را گفتم. یکی از علمای بزرگ که در آن جلسه حضور داشت اخیراً گفته‌اند اظهارات آقای هاشمی در آن جلسه را امروز طابق النعل بالنعل می‌بینم. متن آن گفت و گو آماده انتشار است و نوار آن در دبیرخانه خبرگان موجود است ولی نمی‌خواهم در این شرایط منتشر کنم که بگویند افتاده را پای می‌زنند.»

*آیت الله در مصاحبه با سالنامه روزنامه اعتماد


جمعه 23 اسفند 1392 | 08:22 | سیاست | ()


  • تعداد کل صفحات : 91 
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...  

← آخرین مطالب

← علاقمندی‌ها

← دوستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :

←تبلیغات