تبلیغات
صادق آنلاین - با نوای کاروان، قسمت اول، داستان شروع
صادق آنلاین
روزنوشت‌های یک صادق
سلام! از این که چند دقیقه‌ای مهمان وبلاگم هستید، خوشحالم؛ ممنون می‌شوم مرا از نظرات خود بهره‌مند سازید.
راستش خیلی مهم نیست چه عقیده‌ای داریم؛ مهم این است که انسانیم، می‌توانیم صادقانه با هم حرف بزنیم و حتی به هم عشق بورزیم!
لطفاً به تاریخ انتشار مطالب توجه کنید، امروز است!

با نوای کاروان، قسمت اول، داستان شروع

خب این که آدم سفر رفته باشد خوب است ولی اگر بتواند دیگران را هم در این سفر شریک کند بهتر خواهد بود.
مطالبی را با عنوان "با نوای کاروان" که ان شاءالله یک سفرنامه‌ی تصویری خواهد بود در هشت قسمت و به فواصل، در وبلاگ قرار می‌دهم. اگر سوالی بود یا اطلاعات بیشتری خواستید همین جا در خدمتم.
داستان از سال ها قبل شروع می‌شود که آدم یک فکرهایی توی کله‌اش بزند که برای شروع زندگی مشترک به جای عروسی و این‌ها برود مکه؛ حالا دست روزگار بچرخد و بچرخد و بچرخد و کم کم بخواهی جمع و جور کنی برای ازدواج، که گوشی از حوزه و ناحیه زنگ بخورد که یک سهمیه‌ای هست بیایید شما بروید! بعدتر هم یک پیامکی بیاید که بروید توی سایت ثبت نام کنید اما... اما این سایت فعال نمی‌شود، هرچه زنگ و تماس، می‌گویند صبر کنید. یک هفته، دو هفته، سه هفته، یک ماه. بعد یکی از روزها یک پیامکی می‌آید که: زوج گرامی حج دانشجویی تشکل‌ها لغو شد! و این مثل پتکی فرود می آید توی سر که نگو!!
از آن جایی که انسان حیوانی ست امیدوار می‌روی ته و تویش را در می‌آوری که سازمان حج و زیارت یک سهمیه‌ای دارد به اسم "حج ازدواجی" برای آن‌هایی که یک سال از تاریخ عقدشان گذشته باشد. بالاخره با ترفندهایی اسم خودت را می‌چپانی توی یک کاروان. درگیری های گذرنامه و نظام وظیفه و عوض شدن سه تا کاروان دیگر و تاریخ اعزام را فاکتور می گیریم تا برسیم به روزی که سوار هواپیمای سعودی می‌شویم و در فرودگاه مدینه پیاده.
چون ایرانی‌ها خیلی آدم‌های خوبی هستند و خیلی خرشان می‌رود چند ساعتی توی فرودگاه توی صف می‌ایستیم تا از تمام مردان مثل قاتلان و جانیان عکس بگیرند و از تک تک انگشتان دستمان انگشت‌نگاری کنند لابد برای روز مبادا.
مکه و مدینه از قوانین خاصی پیروی می‌کند که سوای کشور عربستان است، مثلا استفاده‌ی اجباری زنان از روبنده برای بومیان، یا تعطیلی مغازه‌های اطراف حرم به ضرب پلیس و مسئولین امنیتی در هنگاه اقامه‌ی نمازهای پنج‌گانه. شهرهای دیگر عربستان چون زائر پذیر نیست و آل سعود چون جلوی ملت‌های مسلمان دیگر یک کمی رودربایستی دارد این گونه نیست، گل سرسبدش ریاض و مخصوصا جده که این طور که می گویند سواحلش روی آنتالیا را هم سفید کرده! خلاصه عرب ها دنیای عجیبی دارند!
ادامه دارد...


دوشنبه 1 شهریور 1389 | 15:26 | سفر نوشت | ()


سهیلا
سه شنبه 24 اسفند 1389 11:47
کارتون بیسته همین جوری ادامش بدین توضیحاتش خیلی خوب بود ممنونم التماس دعا
سه شنبه 24 اسفند 1389 11:41
واقعا عالی بود دمتون گرم
sima
دوشنبه 23 اسفند 1389 10:56
عزیزم زیارتتون قبول. خیلی استفاده کردم همش رو هم خوندم. انشالله هر وقت مشرف شدید به کربلا باز هم همین سفرنامه تصویری رو تو وبلاگتون بذارید. ممنون
تنهایی
چهارشنبه 3 شهریور 1389 13:36
میخواین دل بسوزونین؟؟؟؟؟!!!! خب خوش بسعادتتون ...
نقطه
سه شنبه 2 شهریور 1389 14:14
خدا از زبون دلاور بسیجی بشنوه.........
ایشالا...........
بسیجی دلاور
سه شنبه 2 شهریور 1389 00:26
انشا الله قسمت همه ی ما هم بشه البته واسه ازدواج
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← معرفی

صادقی که دوست دارد «صادق» باشد، دهه‌ی شصتی، شیرازی، علاقه‌مند به گفتمان «بهار» و وبلاگ نویس! همین!

اینستاگرام / تلگرام / توییتر

← طبقه بندی

← بایگانی

← آخرین مطالب

← علاقمندی‌ها

← دوستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :

←تبلیغات