تبلیغات
صادق آنلاین - آن ۷۵ تومان
صادق آنلاین
روزنوشت‌های یک صادق
سلام! از این که چند دقیقه‌ای مهمان وبلاگم هستید، خوشحالم؛ ممنون می‌شوم مرا از نظرات خود بهره‌مند سازید.
راستش خیلی مهم نیست چه عقیده‌ای داریم؛ مهم این است که انسانیم، می‌توانیم صادقانه با هم حرف بزنیم و حتی به هم عشق بورزیم!
لطفاً به تاریخ انتشار مطالب توجه کنید، امروز است!

آن ۷۵ تومان

امروز توی اتوبوس نشریه را باز کردم بخوانم و پرتاب شدم به روز‌ها دور...
کلاس‌های ما در ساختمان اداری فعلی دانشگاه برگزار می‌شد، آن روز‌ها بیشتر جام جم می‌خریدم که پنجاه تومان قیمتش بود!
فکر کنم اولین روزهایی بود که برای کلاس به دانشگاه می‌رفتم!‌‌ همان وسط، جلوی یکی از ستون‌های استوانه‌ای، یک پسر تپلی ایستاده بود، کیف سامسونت بزرگی کنارش بود و یک میز کوچک جلویش، زانویش را خم کرده بود و کف پایش را زده بود به ستون و «اتل متل» می‌فروخت، کنجکاو بودم بخرم ببینم این دو برگی که به عنوان نشریه دارد می‌فروشد، چیست! مخصوصاً اینکه هی تبلیغش را می‌کرد و می‌گفت اتل متل آمد، نشریه‌ی طنز، بخرید و... راستش به خاطر قیمت هفتاد و پنج تومانی‌اش کمی دو دل بودم!
موقع برگشتن رفتم و ازش خریدم، توی اتوبوس در راه برگشت از دانشگاه، (یک توضیحی توی پرانتز لازم است که آن زمان تاکسی کورسی پنجاه تومان بود و برای سرویس دانشگاه هم هر ترم دوازده هزار تومان ازمان می‌گرفتند و کارت سرویس می‌دادند) بازش کردم و خواندمش و هی لعنت و نفرین می‌فرستادم به خودم که چگونه هفتاد و پنج تومان را حرام کردم! یک مشت مطلب و کاریکاتور تکراری که اکثرشان را توی اینترنت خوانده و دیده بودم، فقط چند تایی را دست کاری کرده بودند!
جام جم را باز کردم، شانزده صفحه تمام رنگی با یک ویژه‌ی نامه‌ی تخصصی و هی نگاهش کردم و هی داغ ۷۵ تومان تازه می‌شد! و زیر زبانی لیچار بار پسر تپل اتل متل فروش می‌کردم و احساس می‌کردم با کاسبی‌اش سرم کلاه گذاشته!


پنجشنبه 27 مهر 1391 | 07:39 | روز نوشت | ()


101
چهارشنبه 15 آذر 1391 10:34
یادش بخیر اون روزا
یادمه همون جا هم کلی غر زدی(شاید روزای بعدش!) که اینم شد نشریه و از این حرفا
آخی که من اتل متل 25 تومنی! یادمه و هنوزم لیسانس نگرفتم!!!

الان 8 ساله که در حال دانش جستنم! البته تا گور هم ادامه خواهم داد( حالا تو چه مقطعی بماند)
راستی حالا که بابا بزرگ های پیام نوری از خاطرات و زنده شدن یاد ها گفتن یادی هم می کنم از سلیمان مویدی که مشهور بود به بابابزرگ دانشگاه. البته زمانی که ما تازه جوون دانشگاه شده بودیم!
...
چهارشنبه 3 آبان 1391 09:31
آخی یادش بخیر البته من یکم از دهه شماپیشرفته ترم ولی .... ماهم مال همون ساختمون اداریم والبته زمان ما اتل متل شد 100 تومن
شنبه 29 مهر 1391 21:06
نشریه 75 تومان!
ساختمان اداری : کلاس
نشریه اتل متل!
همه رو بیخیال...موندم شمو مال کدوم دهه ای!!
و هنوز دانشجو!!!
پاسخ صادق : زمان شاه...
سایه
شنبه 29 مهر 1391 00:09
من اون موقع تپل نبودم
عکساش هم موجوده
پاسخ صادق : اتفاقا می خواستم عکساشم بذارم!
سایه
شنبه 29 مهر 1391 00:01
نکبت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

← آخرین مطالب

← علاقمندی‌ها

← دوستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :

←تبلیغات