تبلیغات
صادق آنلاین - جزئیات سو قصد ناجوانمردانه به نویسنده‌ی وبلاگ «صادق آنلاین»
صادق آنلاین
روزنوشت‌های یک صادق
سلام! از این که چند دقیقه‌ای مهمان وبلاگم هستید، خوشحالم؛ ممنون می‌شوم مرا از نظرات خود بهره‌مند سازید.
راستش خیلی مهم نیست چه عقیده‌ای داریم؛ مهم این است که انسانیم، می‌توانیم صادقانه با هم حرف بزنیم و حتی به هم عشق بورزیم!
لطفاً به تاریخ انتشار مطالب توجه کنید، امروز است!

جزئیات سو قصد ناجوانمردانه به نویسنده‌ی وبلاگ «صادق آنلاین»

به گزارش بوقنا روز گذشته روابط عمومی وبلاگ صادق آنلاین با صدور بیانیه‌ای از سوء قصد به جان نویسنده‌ی این وبلاگ در سفر درون شهری اخیر وی برای خرید پوشک خبر داد.
در بخشی از این اطلاعیه آمده است: «در پی یک سوء قصد ناجوانمردانه‌ی چند روز گذشته، ایشان دچار مختصر مصدومیتی شده‌اند که به لطف خدا در حال حاضر حال عمومی مساعد داشته و ان شالله جای نگرانی نیست.»
نویسنده‌ی وبلاگ صادق آنلاین در شرح اتفاقات پیش آمده گفته است: «پوشک پسرم تمام شده بود و می می‌خواستم پوشک بخرم، از اتوبوس پیاده شدم و داشتم آن طرف خیابان می‌رفتم که در همان هنگام یک دستگاه موتور با دو سرنشین را دیدم که به طرف من می‌آمدند. تا مرا دیدند بلافاصله موتورسوار سرعتش را زیاد کرد، به من رسید و باد موتور به من خورد و می‌خواستم زمین بخورم. در اثر فشار زانوهایم کمی آسیب دیده.»
سایت وبلاگ صادق آنلاین در ادامه‌ی این شرح ماوقع نوشته است: «پس از این واقعه، تعدادی از دوستان، زیر ایشان را گرفته و به آن طرف خیابان بردند تا پوشک بخرند. موتورسواران نیز در حالی که هو می‌کشیدند به سرعت متواری شده‌اند.»
همچنین صادق آنلاین در وبلاگ شخصی خود در مورد ماجرای سوءقصد و حواشی آن نوشته است: «خدا رو شکر خوبم و فقط کمی اوف شدم. از همه‌ی کسانی که این مطلب خاطرشان را مکدر می‌کند معذرت خواهی می‌کنم و این خاصیت طنز است که گزنده باشد.» (+)


چهارشنبه 22 آذر 1391 | 16:51 | خبری، تحلیلی | ()


م. الف
چهارشنبه 13 دی 1391 22:20
بسیجی و این حرفا!!!آفرین کلا سعی می کنید متفاوت باشید ...خوبه.. متفاوت نوشتن خوبه ....راستی کاش ما هم یه وبلاگ میزدیم و هر چیزی به میل ما خوش نمی آمد مسخره می کردیم....التماس دعا دلاور شجاع...!
پاسخ صادق : بسم الله...
قاصدک
چهارشنبه 22 آذر 1391 21:21
سلام و رحمة الله
از حادثه ی پیش آمده برای آقا سید باخبر نبودیم، بعد از خوندن حادثه ی شما ، در اون متن هم پی ردی از پوشک گشتیم!! نبود! کنف شدیم!
چهارشنبه 22 آذر 1391 18:27
الهی خدا بگم چیكارت كنه داشتم سكته میكردم
دیووونه ...
البته اولش حدس زدم ربطی به این داشته باشه ..

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

← معرفی

صادقی که دوست دارد «صادق» باشد، دهه‌ی شصتی، شیرازی، علاقه‌مند به گفتمان «بهار» و وبلاگ نویس! همین!

اینستاگرام / تلگرام / توییتر

← طبقه بندی

← بایگانی

← آخرین مطالب

← علاقمندی‌ها

← دوستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :

←تبلیغات