تبلیغات
صادق آنلاین - آقای رضایی! ما را مسخره کردید یا خودتان را؟!
صادق آنلاین
روزنوشت‌های یک صادق
سلام! از این که چند دقیقه‌ای مهمان وبلاگم هستید، خوشحالم؛ ممنون می‌شوم مرا از نظرات خود بهره‌مند سازید.
راستش خیلی مهم نیست چه عقیده‌ای داریم؛ مهم این است که انسانیم، می‌توانیم صادقانه با هم حرف بزنیم و حتی به هم عشق بورزیم!
لطفاً به تاریخ انتشار مطالب توجه کنید، امروز است!

آقای رضایی! ما را مسخره کردید یا خودتان را؟!

اصلاً هیچ علاقه‌ای نداشتم نیم ساعت از وقتم را بگذارم تا به صحبت‌های کسی گوش کنم که تحت هیچ شرایطی فکر رأی دادن به او را از ذهنم نمی‌گذرانم! چند جمله‌ای را که شنیدم، جرقه‌ی نوشتن این مطلب زده شد.
بخش‌های زیر قسمت هایی از صحبت های ایشان با مردم است که ساعت بیست دیشب از شبکه اول پخش شد و آن‌ها را از سایت ایشان برداشتم، البته گهرباری‌های ایشان فراتر بود ولی همین مطلب آن قدر طولانی شد که به ادامه‌ی مطلب منتقل شود!

«من در این نه ماه گذشته دویست و پنجاه شهرستان رفتم.»
با یک حساب سر انگشتی می‌توان فهمید که ایشان به جز جمعه‌ها روزانه به یک شهرستان مسافرت کرده‌اند! یا خیلی «تن» دارند یا کارهای مجمع خیلی سبک است!

«سفره دولت و مردم از هم جداست دولتی‌ها یک سفره‌ای دارند مردم هم یک سفره‌ای دارند، دولت، نفت را می‌فروشد می‌آورد یا به کارکنانش می‌دهد یا سد و اتوبان می‌سازد مردم هم یک کشاورزی دارند یک شغلی دارند آن را می‌آورند سر سفره خودشان»

من اصلاً نمی‌فهمم چرا یک آدم پر ادعا این چنین حرفی می‌زند؟ مگر کارکنان دولت بخشی از ملت نیستند؟ مگر سد و اتوبان را دولت دارد برای خودش می‌سازد!؟ این از آن حرف‌های شاخ دربیاور است!! بعد مردم هم یک شغلی دارند که آن را می‌آورند سر سفره! یک حرف از بیخ و بن مزخرف!

«دوران سعی و خطا در کشور ما تمام شده ما دیگر نمی‌توانیم یک دولت دیگری بیاوریم یک سعی و خطای جدید انجام بدهیم اینجا آزمایشگاه که نیست»

این را می‌گوید و در ادامه روش‌های عجیب و غریبی که تا به حال آزمایش نشده! روش‌هایی که احمدی نژاد خیلی تخصصی در مناظره‌ی سال 88 با چند سؤال نابودش کرد، متن کامل مناظره‌ی آن سال را که بسی مفید است از اینجا بخوانید.

«اگر این هشدارهایی که ما داده بودیم عمل می‌شد دلیلی نداشت من به صحنه بیایم خب ما که هشدار دادیم، در انتخابات قبل هم گفتیم از شاخص فلاکت صحبت کردیم بیکاری و گرانی را گفتیم اگر آن‌ها عمل می‌شد ضرورتی نبود ما در صحنه بیاییم همین الآن اخطارهایی که ما داریم می‌دهیم باز می‌بینیم متأسفانه به آن‌ها توجه نمی‌شود»

کلاً به ایشان توجه نمی‌شود وگرنه همان هشتاد و هشت رأی آورده بودند! البته ایشان اخیراً فرمودند پیروز انتخابات 88 بوده‌اند!

«ساختار دولت یک ساختار پادگانی است که رضاشاه در تهران درست کرده تمام اختیارات را از استان‌ها گرفته آورده در تهران گذاشته، اصلاً استان‌ها و مردم عظیمی که در سراسر کشور هستند قدرت برنامه ریزی برای خودشان ندارند»

من که یادم رفته ایشان زمانی فرمانده سپاه بودند و دولت را در زمان جنگ اداره می‌کردند! الآن هم تا اختیاری به استانداران داده می‌شود داد آقایان بلند می‌شود که چه و چه، نمونه‌ی آخرش در مورد معادن که گفتند این اختیارات، محیط زیست را نابود می‌کند!

«در دولت ما، اختیارات وسیعی، من به شهرداری‌ها و شوراهای شهر و روستا می‌دهم، ما اختیارات محلی را در اداره شهرها می‌آییم می‌دهیم به شوراهای شهر، یعنی آب و برق و تلفن و همه این‌ها را می‌دهیم به شوراهای شهر، »

ایشان لطیفه تعریف می‌کنند؟ یا جدی؟

«وقتی که دولتمردان ما همدیگر را تضعیف می‌کنند نمی‌توانند در کنار هم باشند چه انتظاری داریم که کف خیابان، اگر دو تا ماشین تصادف کرد این‌ها نیایند بیرون و به قصد کشت، همدیگر را نزنند»

وقتی شنیدم خندم گرفت، الآن هم که خواندم خنده‌ام گرفت! یعنی این یک صحبت انتخاباتی است واقعاً!؟

«در داخل خانه‌هایشان، کارگاه‌هایی به این‌ها می‌دهیم از درست کردن وسایل کامپیوتری، تلویزیون گرفته که در سنگاپور و تایوان و کره جنوبی و چین و بسیاری از کشورها این ال سی دی‌هایی که ما می‌بینیم و بهش نگاه می‌کنیم از تو خانه های تایوانی‌ها درست شده چطور بانوان ما مردان ما زنان ما و دانشجویان ما نمی‌توانند در همان محل خودشان حداقل با چهار پنج ساعت کار کردن، یک درآمد قابل توجهی داشته باشند، »

چه می‌گوید آقا محسن؟ واقعاً این حرف‌ها را جدی می‌زند!؟

«ما ده ستونه می‌کنیم اقتصاد ایران را، یعنی از کشاورزی استفاده می‌کنیم، صنعت استفاده می‌کنیم، در حقیقت توریسم استفاده می‌کنیم ده تا شهرک کشاورزی درست می‌کنم در ایران، سه تا شهرک سلامت درست می‌کنم و شهرهای توریستی را در ایران به وجود می‌آوریم، حتماً معدن ایران را از این حالت خام فروشی بیرون می‌آوریم»

هر چه بیشتر می‌خوانم بیشتر به این نتیجه می‌رسم که هیچ کس جز ایشان شایسته‌ی ریاست جمهوری نیست، ده تا شهرک کشاورزی هم درست می‌کنند!!

«ما آمریکا را بر سر یک دو راهی قرار می‌دهیم اگر با جمهوری اسلامی می‌خواهد کار بکند خب یا علی بفرما پیشنهاداتش چی. آمریکایی‌ها باید تعهد بدهند که اگر زمانی مذاکرات با شکست مواجه شد، حق حمله به ایران را ندارند، مثل بعضی از کشورهای دیگر نباید بکنند ما تجربه دنیا را باید داشته باشیم. پس باید مشخص بشود اگر می‌خواهند وارد براندازی جمهوری اسلامی بشوند خب چرا می‌خواهند با پنبه سر برند به صراحت باید بگویند ما چکار می‌خواهیم بکنیم. این دو راهی قرار دادن آمریکایی‌ها، فضا را برای ما باز می‌کند که از وقت کشی جلوگیری کنیم».

اصلاً شرحم نمیاد! محسن رضایی آمریکا را در سر دورراهی قرار داد!

«کسانی که ایستادگی را منهای پیشروی فرهنگی اقتصادی دنبال می‌کنند به جایی نخواهند رسید یک کوچه بن بست. کسانی که پیشروی در فرهنگ و اقتصاد را دنبال می‌کنند اما از ایستادگی خبری نیست و هویت ملی ما را و هویت انقلاب را می‌خواهند بفروشند این هم یک پرتگاه خطرناکی است. »

این جا بحث جدی است! محسن رضایی از طرفی قائل به دولت مرکزی و 9 ایالت است و می‌خواهد دولت مرکزی سیاست‌های راهبردی را پیگیری کند و از طرفی اقتصاد و فرهنگ را بسپارد به ایالت‌ها! در اصل قائل به این است که مدیریت‌های تخصصی با مدیریت‌های سیاسی متفاوت است اما در این جمله همه چیز را به هم پیوند می‌دهد!! برای همین از لفظ تمسخر استفاده می‌کنم!

«در پایان صحبت‌هایم با ملت ایران عهد می‌بندم که حق آن را به آن‌ها برگردانم حق بانوان، حق کشاورزان، حق کارگران، حق جوانان عزیز و برومند کشور، معلمین، بازنشستگان مظلوم و محروم ما، امیدوار هستم که به فضل پروردگار متعال همان عهدی که رسول خدا با جوانمردان مکه بستند که قبل از نبوت ایشان، که از حق مردم دفاع کنند ما هم چون ولکم فی رسول الله اسوه حسنه هستیم و به دنبال ایشان هستیم من هم عهد می‌بندم با شما ملت عزیز ایران که حق شما را به شما برگردانیم چه از ناحیه دولت و حکومت و چه از ناحیه جامعه و چه از ناحیه خودتان که بتوانیم انشاء الله این حرف‌هایی را که با شما زدیم آن‌ها را عملیاتی بکنیم. »

نمی‌دانم چه بنویسم، این روزها با بچه های ابتدایی هم نمی‌شود این جور حرف زد!

یادی هم از سال 88 و صحبت رییس جمهور به رضایی: «اگر آقای محسن رضایی ساختار اداری کشور را می‌شناخت این طور حرف نمی‌زد و من این را می‌گذارم به حساب اینکه شما ساختار بوروکراسی و اداری کشور را نمی‌شناسید و در سیستم اداری کشور نبوده‌اید. شما در سپاه بودید و از آنجا هم به مجمع تشخیص مصلحت نظام رفتید و بیشتر در کارهای نظری مشغول بودید و هیچ وقت در کشور مدیریت اجرایی نداشتید تا ساختارها را بشناسید.»


یکشنبه 5 خرداد 1392 | 01:10 | سیاست | ()


پنجشنبه 9 خرداد 1392 20:18
خدا نکنه همون احمدی نؤاد باشه!!!!!!!!!!!
کلی صبر کردیم تا آقا تشریف ببرن!!!
101
سه شنبه 7 خرداد 1392 11:10
با احترام به نظر همگان، به نظر نمیاد جلیلی همچین هم بدون برنامه اومده باشه .

یه جورایی به نظر حقیر جلیلی همون احمدی نژاد 84 هست با اندکی تغییر ظاهری
دوشنبه 6 خرداد 1392 21:54
بهتر از جلیلیه که بدون برنامه وارد شده و بعضی ها از تجربه تلخ احمدی نژاد درس نگرفتند
یکشنبه 5 خرداد 1392 19:57
کلا همشون ما رو مسخه کردن!!
حالا صبر کن....
یک رهگذر، باور کن!!
یکشنبه 5 خرداد 1392 19:56
کمی ملاحظه هم بد نیست...!
بنده خدا اگر رییس جمهور شد که کلاً حکت می کنن...وبلاگت که هیچی کل زندگی تو!
حالا انقدر جدیم نه...
ولی کمی آرام تر برادر...
اگر یکی یکی که برنامه ها رو دیدی هی به مسخره تر بودن حرفا بیشتر رسیدی چی؟
ممتنع رأی میدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شایدم می دونی کی رییس جمهور میشه خیالت راحتهههههههههه
یکشنبه 5 خرداد 1392 01:45
سلام...
نظرات شما محترمه اما حرفای محسن رضایی نه مشخره بود و نه خنده آور...گفتید احمدی نژاد خیلی تخصصی با چند سوئال نابودش کرد...این یعنی چی؟؟؟؟؟؟همه ما میدونیم احمدی نژاد از مسیر غیر اخلاقی که در شان یک رئیس جمهور نیست وارد شد...همین الان احمدی نژاد بیاد مناظره میبینید که طرفین او حرفای زیادی برای گفتن خواهند داشت ...قرار نیست هر روز به یک شهرستان برود...من همین دیروز با ماشین فکستنی خودم 5 تا شهرستان رو رفتم و تو هر کدوم یک ساعت بودم.."به خاطر موقعیت شغلی"....
پیشنهاد میکنم به جای نقد ابتدا به حرفایی که زده میشه خوب توجه کنید
پاسخ صادق : سلام
متن مناظره را گذاشتم تا به دقت بخوانیدش، لطفا بفرمایید کجایش مسیر غیر اخلاقی ست:
«ارتباط معاون رئیس جمهور با استانداران و این افراد با آن مراکز 9 گانه طرح فدرالیسم اقتصادی چگونه می شود؟ هرچه قدر به حلقه های مدیریتی اضافه می شود ،پیچیدگی ارتباطات آنها هم به صورت نمایی ( شدید) افزایش می یابد.»
«این صندوق آیا همانی است که در سیاست های کلی برنامه پنجم توسعه است یا چیز دیگری خواهد بود. آن 200 میلیارد دلاری که می خواهد وارد این صندوق شود از این به بعد است یعنی از درآمدهای نفتی است یا اینکه قرار است قرض بگیریم و آیا قرار است آن را به ریال تبدیل کنیم و به بانک ها بدهیم تا سود آن را بین مردم توزیع کنید.»
«شما گفتید که مالیات را کم می کنید، حقوق کارمندان را اضافه می کنید و بودجه را بدون نفت می بندید، ضمن اینکه بگویم آن فدرال اقتصادی با شرایط اداری کشور ما به شدت ناسازگار است.
اصلاً برای چه هدفی، استان ها از هم جدا شوند، همین الآن ما تقاضای چند استان جدید داریم و معنایش این است که تقسیمات جدید باید شود و اینکه شما چند استان را زیر یک پرچم بیاورید و بخش اقتصادی را از بخش سیاسی جدا کنید ؛به نظرم اشتباه بزرگی است که محقق هم نخواهد شد.»
«اگر شما تصور کنید بعضی پست ها را ثابت و بعضی را متغیر کنید بدانید که اینها از هم جدا نیستند ، چون پست های سیاسی، اقتصادی و کارشناسی با هم کار می کنند. این طور نیست که امور کشور ، جزایری جدا از هم باشند که آنها برای خودشان کار کنند، حالا می آییم ما یک مدیرهایی آنجا می گذاریم و آنها را اداره می کنیم.»

تاکید می کنم متن کامل این مناظره را بخوانید.
در مورد مسافرت هم بله می شود روزانه به چندین شهرستان مسافرت کرد ولی چیزی که جناب رضایی می فرماید یک مسافرت کاری آسیب شناسانه است «چهل دانشگاه رفتم و در بین دانشجوها بودم در بین اساتید بودم با بسیاری از طبقات مختلف مردم صحبت کردم کارگرها را دیدم کشاورزها را دیدم فرهنگی ها را دیدم خانم های خانه دار را دیدم دانشجوها را دیدم دانش آموزها را دیدم روستایی ها و کشاورزها را دیدم همه را از نزدیک دیدم باهاشون صحبت کردم صحبتهای خیلی صمیمانه، در بسیاری از بازارها رفتم با مشتری ها صحبت کردم با مغازه دارها صحبت کردم کارخانجاتی را رفتم دیدم با صاحبان کارخانجات صحبت کردم با کارگرها صحبت کردم.»

فکر نمی کردم نیازی باشد این ها را این قدر ریز توضیح دهم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

← آخرین مطالب

← علاقمندی‌ها

← دوستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :

←تبلیغات