تبلیغات
صادق آنلاین - چگونه کتاب‌های دست دوم خود را به یک نهاد بفروشید؟
صادق آنلاین
روزنوشت‌های یک صادق
سلام! از این که چند دقیقه‌ای مهمان وبلاگم هستید، خوشحالم؛ ممنون می‌شوم مرا از نظرات خود بهره‌مند سازید.
راستش خیلی مهم نیست چه عقیده‌ای داریم؛ مهم این است که انسانیم، می‌توانیم صادقانه با هم حرف بزنیم و حتی به هم عشق بورزیم!
لطفاً به تاریخ انتشار مطالب توجه کنید، امروز است!

چگونه کتاب‌های دست دوم خود را به یک نهاد بفروشید؟

یکی از کارهایی که برای طنز نوشتن انجام می‌دادم، نوشتن کاری بود که انجام می‌شود و گذاشتن «چگونه» قبلش! مثلاً در دوران دانشجویی که البته کماکان ادامه دارد، نشریه وزینی چاپ می‌شد که محتویاتش کاریکاتور و مطالب اینترنتی بود گاهی با کمی تغییر، مطلبی تحت عنوان «چگونه نشریه دانشجویی چاپ کنیم؟» در یکی از نشریات چاپ کردم.
یا مثلاً در انتقاد به کسانی که کلاس با عنوان‌های قشنگ برایمان برگزار می‌کردند! مطلب «چگونه در«همان جا» کلاس بگذاریم؟» را تحویل دست‌اندرکاران نشریه داخلی دادم!
اما این بار سوژه نوبر است: «چگونه کتاب‌های دست دوم خود را به یک نهاد بفروشید؟» نکته‌ی ضروری این که این یک متن کاملاً تخیلی و غیرواقعی می‌باشد! و بعضی ظرافت‌های موجود از قلم افتاده است!


شما انبوهی کتاب ِ خوانده‌ی ِ دست دوم در منزل دارید که یا همه را حفظید یا حال خواندن دوباره‌ی آن را ندارید! البته مشکلتان این است که «جا ندارید!» یک اسم پر طمطراق با یک هدف بلند مدت تعریف کنید، مثلاً نمایشگاه کتاب‌های تک نسخه ای مفید! در فواید آن داستان‌ها بسرایید و سخنرانی‌ها کنید.
کلاً همه را متقاعد کنید که می‌خواهید یک کار مفید و با ارزش انجام دهید! اگر با قشری مذهبی انقلابی مواجهید از آوردن آیه، حدیث و بالاخص سخنان رهبری غفلت نکنید. یادتان باشد به روی خود نیاورید که این طرح همان فروش کتب دست دوم است!
حالا که ذهن‌ها آماده است یک افق زیبا و دست نیافتنی برای طرح جدید محیرالعقولتان تعریف کنید! مثلاً برپایی این نوع نمایشگاه در سطح شهر شیراز! برای آن که خیلی ضایع نباشد مرحله‌ی واسطی هم دست و پا کنید!
همه‌ی زیردستان را درگیر و نمایشگاه را با پخش موسیقی، شربت و بیسکوییت برپا کنید! نگذارید بیش از چند روز طول بکشد چون همه می‌فهمند این نمایشگاه ِ کتب تک نسخه‌ای در حقیقت همان کتابخانه‌ی شخصی شماست!
الآن موقع زدن ضربه‌ی نهایی است! مسئول محترم را متقاعد کنید که کتاب‌ها بسیار مفید است و به دلیل عدم وجود زمان و نیروی کافی قادر به ادامه‌ی برپایی نمایشگاه نیستید و چه بهتر است که کتاب‌ها را برای کتابخانه خریداری کنند!
تمام!

*از همین جا پدر شدن دوست عزیزم امین را به اطلاع دیگر دوستان می‌رسانم و مجدداً تولد «ریحانه» خانم را بهشان تبریک می‌گویم.


چهارشنبه 20 شهریور 1392 | 16:29 | خبری، تحلیلی | ()


BHW
یکشنبه 13 فروردین 1396 13:37
We stumbled over here coming from a different web address and thought I may as well check things out.

I like what I see so i am just following
you. Look forward to looking over your web page yet again.
سه شنبه 3 شهریور 1394 01:10
من حدود یک پکیج قلم چی قهوه ای در رشته کامپیوتر دارم همشون استفاده نشدن همراه با سی دی هستن میخوام با قیمت پایین بفروشم کمکم کنیید ممنون میشم
پاسخ صادق : سلام، می توانید از دیوار یا شیپور استفاده کنید.
لاله
چهارشنبه 17 تیر 1394 00:28
سلاممم...من یه سری کتاب پیام نور رشته ادبیات فارسی دارم..میخوام بفروشم به یکی که لازم داره..حیفم میاد بریزم بیرون..با چندتا کتابخونه صحبت کردن اما نخواستن..ممنون میشم بهم اطلاع بدین
پاسخ صادق : سلام، می توانید در دیوار به اشتراک بگذارید. http://shiraz.divar.ir
بب
یکشنبه 21 مهر 1392 10:55
سلام. امیدوارم موفق بای . ما رو هم دعا کن . ایشالا زود به زود ببینمن .
101
سه شنبه 26 شهریور 1392 09:11
سلام
خوشم میاد این همه تایپ کردم ، این دوستانی که اینجا از سوژه ایراد گرفتن و ... یه تبریک هم نگفتن !!
(شوخی)
بهنام
دوشنبه 25 شهریور 1392 12:54
بعضی وقتها یه چیزایی می نویسی که شاید ضرورتش کمتر از مسائل دیگه هست! این همه سوژه!
سایه
یکشنبه 24 شهریور 1392 07:02
انقد خوشت اومده که بعد از سه چهار سال هنوز یاد نشریه منو میکنی
اگر بامن نبودش هیچ میلی....
پاسخ صادق : سلام
البته منظورم زمان تو نبود، زمان حسن بود! ولی کلا بوس برات!
...
شنبه 23 شهریور 1392 20:01
سلام
نکته انحرافی:
"چگونه متن طنز خود که کاملاً واقعی است را کاملاً تخیلی و غیر واقعی بنامیم که از اعتراض مخاطبین در امان بمانیم؟!"
پاسخ صادق : سلام
نمی دانم این نکته انحرافی ربطی به جریان انحرافی معدوم دارد یا نه!؟ اما به کار بردن قید "کاملا" پاسخی به این سوال است!
101
شنبه 23 شهریور 1392 08:43
پس نوشت:

ضمنا از دوستانی که اظهار لطف کردند و پیامک دادند و به دلایلی که پدر ها می دانند، نتوانستم جواب به موقع به آنها بدهم عذر خواهی می کنم.
101
شنبه 23 شهریور 1392 08:41
سلام
نظرم ربطی به متن اصلی ندارد

از همین جا از دوست عزیزم صادق و سایر دوستانی که پیامکی و یا تلفنی و یا حتی در دلشان به این حقیر تولد دختر نازنین و عزیزم را تبریک گفتند، سپاسگزارم و ضمن تشکر از تبریک و یا خوشحالی شما برای همه شما آرزوی خیر و خوشی و سربلندی دارم.
.
.
« هر کودکی که متولد می شود نشان از این دارد که خدا هنوز از انسان نا امید نشده است.»
110
چهارشنبه 20 شهریور 1392 20:00
سلام
جالب بود
اما شماواقعا مطمئید؟!
پاسخ صادق : سلام
همان طور که نوشتم تخیلی بود!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

← آخرین مطالب

← علاقمندی‌ها

← دوستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :

←تبلیغات