تبلیغات
صادق آنلاین - دغدغه‌هایی از جنس ایده و اجرا
صادق آنلاین
روزنوشت‌های یک صادق
سلام! از این که چند دقیقه‌ای مهمان وبلاگم هستید، خوشحالم؛ ممنون می‌شوم مرا از نظرات خود بهره‌مند سازید.
راستش خیلی مهم نیست چه عقیده‌ای داریم؛ مهم این است که انسانیم، می‌توانیم صادقانه با هم حرف بزنیم و حتی به هم عشق بورزیم!
لطفاً به تاریخ انتشار مطالب توجه کنید، امروز است!

دغدغه‌هایی از جنس ایده و اجرا

در مسائل فرهنگی و حتی در زندگی مبحث ایده و اجرای آن همیشه دغدغه و مورد بحث بوده است. ایده و اجرا با سؤالات مختلفی هم نمایان می‌شود: «ما یه ایده جدید داریم»، «اینو هم که خودمون بهتون گفتیم»، «این که کار تکراریه» و ...
سؤالاتی در ذهنم بود که از دید خودم به آن‌ها پاسخ می‌گویم، پاسخ‌هایی که احتمالاً از نگاه علمی قابل استناد نیست و بسیار به تجربه‌ای شخصی وابسته است.

ایده یا اجرا؟ کدام مهم‌تر است؟
شاید هر دو به یک اندازه مهم باشند، حتماً دیده‌اید که یک آدمی راه برود و بگوید: «این ایده من بود، خودم بهشان گفتم، این که طرح خودم بود، این‌جا را می‌شود این کار کرد، از فلان چیز می توان فلان استفاده را کرد و ...» یک ایده و یک طرح فقط ایده و طرح است و تا وقتی اجرا نشده فقط یک پز زیبا است!
راه رفتن (یا حتی نشستن!)، ایده دادن و خود را بزرگ جلوه دادن، مثل دروغ کنتور نمی‌اندازد! پس اگر یک ایده فقط با ادعای آن همراه بود، یک جای کار می‌لنگد!
البته این بهانه‌ی خوبی برای بستن دهان افراد نیست و هر کس در هر جایگاهی، ایده دارد و می‌تواند ایده‌هایش را ارائه دهد؛ اما این که کسی به این بهانه، خود را آدمی برتر از سایرین نشان دهد، کار خوبی نیست!

تمام ایده‌ها خوب هستند؟
حتماً! هر ایده‌ای که مطرح می‌شود با توجه به شرایط می‌تواند خوب باشد! به نظر من ایده‌ی بد وجود ندارد! این شرایط است که خوب یا بد بودن یک ایده را نشان می‌دهد. امکانات، هزینه، محیط، کارفرما و ... بخشی از شرایط است.

تمام ایده‌ها قابل اجرا هستند؟
نه! قطعاً تمام ایده‌ها را نمی‌توان اجرا کرد و این باز هم بسته به شرایط است.

آیا باید تمام ایده‌های خوب را اجرا کرد؟
فرض کنید در یک مورد خاص هر کسی ایده‌ای داده یا کسی از راه رسیده و ایده‌اش را بیان کرده، فرض محال هم این که تمام ایده‌ها خوب هستند، آیا باید تمام آن‌ها را اجرایی کرد!؟ جواب قطعاً منفی است. مگر می‌شود حتی اگر هیچ محدودیتی از لحاظ مالی و انسانی وجود نداشته باشد، تمام ایده‌های خوب را اجرا کرد؟!
به نظرم افرادی که هر ایده‌ی خوبی می‌شنوند یا می‌بینند و فکر می‌کنند باید زود آن را در مجموعه‌یشان اجرا کنند، مشکلی از لحاظ تصمیم گیری، فکری یا شخصیتی دارند! این مورد را بیشتر در مدیرانی که وقتشان هم خیلی کم است دیده‌ام، بر ایده‌های به نظرشان متفاوت، تاکید زیادی می‌کنند و معمولاً به خاطر فرد ایده دهنده و عدم پیگیری خودشان، هیچ کدام از ایده‌ها به نتیجه نمی‌رسد!

چرا هر کسی فکر می‌کند بهترین و بدیع‌ترین ایده از آن اوست؟
دنیای هر کسی همان چیزهایی است که درک می‌کند! این درک یا حواس چندگانه است یا تحلیل‌های او از این حواس یا برداشت‌های او از این حواس!
هر کسی که سطح ادراک او کم و کوچک باشد دنیای کوچک‌تری دارد و وقتی دنیای کسی کوچک است با کوچک‌تری اتفاق ذوق زده می‌شود!! کوچک‌ترین ایده‌ها را بهترین می‌پندارند و چون دنیایش کوچک است و از درک دیگران و طرز تفکرشان عاجز است، هیچ توجهی به ایده‌ی دیگران نمی‌کند یا ایده‌های دیگران را نمی‌فهمد یا به درد نخور می‌پندارد! و در توهم خود گمان می کند تمام ایده‌های خوب از آن اوست و چیزهایی که به ذهن او می‌رسد به ذهن هیچ کس نمی‌رسد!
این مسئله نه تنها در مورد ایده‌ها بلکه در مورد زندگی و برخورد با دیگران هم درست است!

اجرای یک ایده مهم‌تر است یا شکل اجرای آن؟
گاهی فرد ایده دهنده ایده را تا شکل اجرا و برنامه ریزی برای اجرا پیش می‌برد یعنی تا اجرا، آن را همراهی می‌کند اما ایده دهندگان معمولاً تنها ایده می‌دهند و کاری به اجرا و شکل اجرا ندارند! حال اگر فردی یک ایده‌ی اجرا شده را به شکل بهتری اجرا کند، ایده دزدی کرده است!؟
پس به زعم من شکل اجرای یک ایده از اجرای آن مهم‌تر است، وقتی قرار است ایده‌ی خودتان یا یک ایده‌ی خوب را اجرا کنید آن را طوری کامل، مناسب و با رعایت تمام جوانب اجرا کنید که احتیاجی نداشته باشید مدتی بعد به کسانی که همان ایده را بهتر از شما اجرا کرده‌اند، تهمت دزدی ِ ایده بزنید!

ایراد گرفتن آسان‌تر است یا اجرای یک ایده؟
همیشه ساختن راحت‌تر از خراب کردن است، این هم دقیقاً همان است! ایراد گرفتن از اجرای یک ایده، آسان‌تر از اجرای آن است! البته این‌جا ایراد گرفتن به معنای پیشنهاد اصلاح نیست، که پیشنهاد اصلاح خودش فرایندی از همان «شکل اجرا» است. ایراد گرفتن یعنی حسادت، یعنی حقارت، ایراد گرفتن یعنی دنبال بهانه بودن برای تخریب. اما مؤمن برادر مؤمن است، آینه باشیم تا دوستمان اگر خواست خودش را اصلاح کند نگاهی به ما بیندازد!


خب تا همین جا هم از تعداد کلمات مجازم عبور کرده‌ام! خواستم چیزهایی که در ذهنم بود را منتقل کنم، امیدوارم توانسته باشم. فقط این که وقتی این متن را می‌خوانید و مصداق‌هایی در ذهنتان نقش می‌بندند و آن‌ها را از نگاه دنیای خودتان می‌بینید، بدانید که ایده‌ی نوشتن این مطلب از قبل با من بود و ربطی به اتفاقات یا جلسات یا مکالمات یک یا دو ماه اخیر، ندارد!
حتماً خوشحال می‌شوم اگر در مورد ایده و اجرا نظری دارید در نظرات آن را با بقیه‌ی دوستان به اشتراک بگذارید، نظرات این مطلب تا یک هفته، بدون نیاز به تایید، منتشر می‌شود!


چهارشنبه 30 بهمن 1392 | 23:12 | خبری، تحلیلی | ()


پنجشنبه 1 اسفند 1392 01:19
سلام
الان نصفه شبه و بعد از یک شوک، تنها چیزی که به نظرم میاد همین " نظرات این مطلب تا یک هفته بدون نیاز با تایید منتشر می شود" یک ایده نو و جالبه

← آخرین مطالب

← علاقمندی‌ها

← دوستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :

←تبلیغات