تبلیغات
صادق آنلاین - مطالب دی 1391
صادق آنلاین
روزنوشت‌های یک صادق
سلام! از این که چند دقیقه‌ای مهمان وبلاگم هستید، خوشحالم؛ ممنون می‌شوم مرا از نظرات خود بهره‌مند سازید.
راستش خیلی مهم نیست چه عقیده‌ای داریم؛ مهم این است که انسانیم، می‌توانیم صادقانه با هم حرف بزنیم و حتی به هم عشق بورزیم!
لطفاً به تاریخ انتشار مطالب توجه کنید، امروز است!

احمدی نژاد چه می‌گوید؟

می‌خواستم این مطلب را قبل از حضور رییس جمهور در مجلس بنویسم ولی دست نگه داشتم تا این اتفاق بیفتد و مطلبم اتقان بیشتری داشته باشد.

هدفمندی دوم به زبان ساده!
دوست دارم به زبانی ساده برداشت خودم را از شرایط فعلی و نظریات دولت بنویسم. اگر نقصی هست یا مطلب آن طور که باید منتقل نمی‌شود خوشحال می‌شوم گوشزد کنید.
در حال حاضر نفت، گاز و فرآورده های وابسته، با ارز دولتی و قیمتی کمتر از قیمت آزاد در اختیار «مصرف کنندگان داخلی» قرار می‌گیرد. مصرف کنندگان داخلی، بخشی از مردم هستند و «تولید کنندگان». احمدی نژاد می‌گوید به جای این کار، قیمت واقعی نفت، گاز و فرآورده های وابسته را با ارز آزاد محاسبه و به «مصرف کنندگان داخلی» می‌فروشیم و عواید آن را بین تمام مردم تقسیم می‌کنیم. با این کار یارانه به عدالت تقسیم می‌شود و ملت هر طوری که صلاح دانست پولش را خرج می‌کند و مدیریت اقتصاد دست خودش خواهد بود.
این طرح مطمئناً به ضرر گروهی از مردم است که بیش از حد، از نفت، گاز و فرآورده های وابسته، استفاده می‌کنند و همچنین به ضرر افرادی که به آن‌ها «تولید کننده» می‌گویند!

یک مثال کوچک!
برای روشن‌تر شدن این طرح، مثالی می‌زنم. جامعه را با یک واحد تولیدی شامل یک تولید کننده و پنج کارگر در نظر می‌گیریم. فرض می‌کنیم هر کارگر ماهانه یک محصول تولید می‌کند و به ازای آن هزار تومان از تولید کننده دریافت می‌کند. از طرفی تولید کننده هزار تومان خرج مواد اولیه و هزینه‌ی تولید محصول می‌کند. قیمت واقعی مواد اولیه و هزینه‌ی تولید هر محصول پنج هزار تومان است که دولت مابه‌التفاوت آن را به صورت غیر مستقیم، یارانه به تولید کننده پرداخت می‌کند. تولید کننده هر محصول را پنج هزار تومان می‌فروشد و به ازای هر محصول سه هزار تومان سود عایدش می‌شود.
حالا طرح دولت این است که آن چهار هزار تومان غیر مستقیم به تولید کننده را به شش نفری که در واحد تولیدی کار می‌کنند، به ازای هر محصول حدود ششصد و پنجاه تومان، یارانه مستقیم بدهد! چه اتفاقی خواهد افتاد؟ قطعاً قیمت محصول با افزایش روبرو خواهد شد، آیا کارگران ممکن است خودشان دست به تولید بزنند؟ آیا ممکن است تولید کننده مجبور شود حقوق کارگران را افزایش دهد؟ آیا در قیمت محصول رقابتی پدید خواهد آمد؟ آیا ممکن است با راه اندازی تولیدی ِ کارگران، آن واحد تولیدی تعطیل شود؟ آیا وضع کارگران بهبود می‌یابد؟
این یک مثال کوچک و ناقص بود که شاید قابل تعمیم باشد.

تغییر جریان توزیع ثروت!
در کشور تعداد ِ شمارایی، تولید کننده‌ی ِ این چنینی وجود دارند که رییس جمهور عقیده دارد سرمایه‌ی کشور در اختیار آن‌هاست (+) اگر این سرمایه طبق الگوی بالا باز توزیع شود و اصلاً بگذارند که باز توزیع شود، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
شاید حالا مشخص شود چرا وقتی به اجرای هدفمندی انتقادی می‌شود بیشتر حول و حوش «تولید کننده» در جریان است و چرا رییس کمیسیون طرح و برنامه مجلس شورا، دلیل مخالفتش با مرحله‌ی دوم هدفمندی را نیاز کشور به کارگران افغانی در صورت اجرای طرح عنوان می‌کند! (+) یعنی ایشان عقیده دارد کارگران به رفاهی می‌رسند که نیازی به کار کردن ندارند!

با شما هستم...
آهای! شمایی که برای کارتون‌خواب‌ها غش و ضعف می‌روی، سکوت امروزت خیانت است! بعد از این با من در مورد عدالت خواهی حرف نزن، حنای شعارت و دلسوزی دروغینت برایم رنگی ندارد.
آهای! شمایی که لابد دغدغه داری و برای چیزهای کم اهمیت و اثبات نشده تلفنی بیانیه امضا می‌کنی، لزوم «اجرای هدفمندی یارانه‌ها» بیانیه نمی‌خواهد؟
آقای بسیج دانشجویی که خودت را قیم دانشجویان می‌دانی و شعار سپاه «اخ» و «بد» است سر می‌دهی، نمی‌شنوی یا خودت را به نشنیدن زده‌ای؟
آهای! وبلاگ نویس ِ عدالت‌خواه که برای ریزترین مشکلات محله‌ای مطلب منتشر می‌کنی و دم از اجرای عدالت در شیراز می‌زنی، این روزها وقت نوشتن نداری؟
آهای بسیجی! آقای وبلاگ نویس! خانم وبلاگ نویس! این روزها به چه فکر می‌کنی!؟


پنجشنبه 28 دی 1391 | 23:15 | سیاست | ()


من این مجلس را دوست ندارم

از دیشب موج رادیوی گوشی‌ام را روی رادیو فرهنگ تنظیم کردم تا صبح امروز جلسه‌ی علنی مجلس را بشنوم. رییس جمهور قرار بود ساعت هشت و نیم به مدت یک و نیم ساعت سخنرانی کند.
جلسه علنی حدود هشت و ده دقیقه شروع شد و احمدی نژاد هشت و سی و پنج دقیقه وارد مجلس شد. در این فاصله‌ی بیست و پنج دقیقه ای قرآن خوانده شد و تذکرات عجیب و غریب نمایندگان! یکی می‌گفت صحبت‌های امروز توده‌ای ست و تخصصی نیست و ما هم باید همین جوری عامیانه صحبت کنیم! یکی گفت هیئت رئیسه باید امروز از شأن مجلس دفاع کند! انگار که دشمن شماره یک مجلس قرار بود سخنرانی کند! ظاهراً هیئت رئیسه محترم مجلس هم هشت نفر را برای صحبت‌های بعد از سخنرانی رییس جمهور انتخاب کرده بود و پنج نفر دیگر هم با قرعه کشی مشخص شده بودند. چند نماینده به این که مجلس «نماینده‌تر» ندارد اعتراض کردند و با واکنش «اعتراض وارد نیست» جناب رییس مواجه شدند.
سخنرانی احمدی نژاد شروع شد و حرف‌ها را با تعامل و تفاهم شروع کرد.
اما بعد از صحبت‌های رییس جمهور که بسیار متین، آرام و منطقی بیان شد، نمایندگان چه گفتند؟ مطمئناً نیازی به بازنشر من نیست. (+) استنباط من این است که نماینده‌ها خواسته یا ناخواسته در فضای دیگری سیر می‌کنند! صحبت‌های تکراری و غیر واقعی که نمی‌دانم یک نماینده با چه حجت شرعی و حتی قانونی بیانش می‌کند، گویی فراموشمان شده که دنیای دیگری هم هست.
دوست دارم درباره‌ی تفاوت در نگاه احمدی نژاد و سایرین، در مورد توزیع ثروت و استفاده‌ی اشتباه از واژه‌ی «تولید» بعدتر بنویسم.
هنوز بیست و چهار ساعت از صحبت‌های رییس جمهور نگذشته که توپخانه‌ی پروپاگاندای رسانه‌ای شروع به شلیک کرده است! خبرگزاری‌های دولتی و شبه دولتی کار خود را از صبح آغاز کرده‌اند! (+
)

پس نوشت: احمدی نژاد نمایندگان را به شام دعوت کرده است!
(+)


چهارشنبه 27 دی 1391 | 22:31 | سیاست | ()


عمری که می‌گذرد...


دوشنبه 25 دی 1391 | 15:59 | محمد طاها | ()


ظلم رسانه‌ای به امام حسن (ع)!

احساس شخصی من این است ما به بعضی افراد صدر اسلام ظلم رسانه‌ای می‌کنیم! نمونه‌اش حضرت خدیجه (س)، اولین کسی که به دعوت حضرت محمد (ص) آری گفت، ولی به اندازه‌ی رقیه‌ای که در وجودش شبهه وجود دارد، اطلاعاتی در موردش نداریم؛ و نمونه ای دیگر امام حسن (ع) که امروز روز شهادت اوست؛ متن زیر خلاصه ای از صحبت‌های آقای قرائتی در مورد امام حسن (ع) است:

مقام امام حسن (ع) بالاتر از امام حسین (ع) است!
مقام امام حسن (ع) از مقام امام حسین (ع) هم بالاتر است. چون امام حسن (ع)، امامِ امام حسین (ع) هم بوده ولی امام حسین (ع)، امامِ امام حسن (ع) نبوده است! یک بار یک فقیری پیش امام حسن (ع) آمد، حضرت صد درهم به او داد. رفت پیش امام حسین (ع). گفت: داداشم چه قدر داد؟ گفت: صد درهم. گفت: پس من نود و نه تا می‌دهم، چون نمی‌خواهم من با برادر بزرگم همتا شوم. احترام برادر بزرگ واجب است. خوب اگر او صد درهم داد، من یک قدم از او عقب‌تر هستم. من نود و نه تا می‌دهم.

شب عاشورا و امام حسن (ع)!
شب عاشورا امام حسین (ع) با دنیا خداحافظی کرد. زینب کبری بیهوش شد. امام حسین (ع) آمد ایشان را به هوش آورد و گفت: چیه؟ زینب گفت: چرا خداحافظی می‌کنی؟ یعنی فردا شب نیستی؟ امام حسین (ع) جواب داد: بله نیستم. مگر مشکلی است؟ بعد ادامه داد: «جدم از من بهتر بود، رفت. پدرم امیرالمؤمنین از من بهتر بود، رفت. مادرم، فاطمه از من بهتر بود، رفت. برادرم امام حسن (ع) هم از من بهتر بود، رفت.» این که شب عاشورا امام حسین (ع) به زینب کبری می‌گوید: امام حسن (ع) از من بهتر بود، رفت، حرف سنگینی است.

تشییع جنازه‌ی امام حسن (ع)، تنها تشییع جنازه اهل بیت
از پنج تن آل عبا، هیچ کدام تشییع جنازه نشدند. پیغمبر (ص) را در خانه‌اش دفن کردند. امیرالمؤمنین (ع) را یواشکی خاک کردند. حتی حدود صد سال معلوم نبود قبر امیرالمؤمنین (ع) کجاست؟ تشییع جنازه نشد. فاطمه زهرا (س) هم خودش وصیت کرد که تشییع جنازه نکنید. امام حسین (ع) را هم کشتند و رفتند. تشییع جنازه نشد. در این پنج نفر فقط یک نفر تشییع جنازه شد و آن امام حسن (ع) بود. آن هم در تشییع، جنازه‌اش را تیرباران کردند. یعنی هیچ کدام این‌ها تشییع نشدند، یک کدام از این‌ها هم که تشییع شد، جنازه‌اش را تیرباران کردند.

هم امام حسن (ع) شجاعت داشت و هم امام حسین (ع) حلم
حالا شهادت امام حسین (ع) و کربلا و عاشورا، قصه‌ی امام حسین (ع) را بزرگ کرده، طوری نیست. امام حسن (ع) هم در کربلا بود، امام حسین (ع) بود! امام حسین (ع) هم زمان امام حسن (ع) بود، امام حسن (ع) بود! این‌ها هرکدام در جای خودشان، همان طور که هستند، هستند. این طور نیست که «و الشجاعة الحسینیه و الحلم الحسنیه» گویا امام حسین (ع) شجاعت داشت و امام حسن (ع) نداشت. یا امام حسن (ع) حلم داشت، امام حسین (ع) نداشت. بالاترین حلم امام حسین (ع) این بود که وقتی دید جنازه‌ی امام حسن (ع) را تیرباران کردند، تحمل کرد؛ و آنجا امام حسین (ع) نشان داد حلم یعنی چه؟

صلواتی هدیه به روح امام حسن (ع)
خدایا به آبروی امام حسن (ع)، خلق ما را حسن، برخورد ما را حسن، ایمانمان را حسن، اخلاقمان را حسن، سیاست و اقتصاد و روابط ما را حسن، همه چیز ما را نیکو قرار بده. برای این که از این جا به مدینه، یک هدیه بفرستیم، چیزی که نداریم هدیه کنیم. مگر این که صلواتی بفرستیم بگوییم: ثواب این صلوات هدیه‌ی روح امام حسن مجتبی (ع).


جمعه 22 دی 1391 | 18:53 | دین نوشت | ()


طرفداری از دولت به معنای عدم قبول اشتباهات نیست!

نمی‌دانم این برچسب زنی و نگاه سیاه و سفید به زندگی و آدم‌ها کی می‌خواهد تمام شود و آیا اصلاً تمام خواهد شد!؟ روزی آدمی را تا اوج بالا می‌بریم و تمام کارهایش را توجیه می‌کنیم و روزی همان آدم را تکفیر می‌کنیم و هر کسی را که در دفاعش سخن بگوید به گند می‌کشیم! از نگاه ما آدم‌ها یا خوب هستند یا بد! یعنی اگر برچسب بد به یکی خورد دیگر امکان ندارد کار خوبی از او سر بزند! دوست داشتم در مطلبی جداگانه این نگاه سیاه سفید و خاکستری را تبیین کنم ولی همین بند کوتاه بشود مقدمه‌ی یک متن دیگر!
چندی پیش در جمع دوستانی بودم که (لابد به خاطر تأثیر رسانه‌ها و گاهی لجن پراکنی آن‌ها!) داشتند به همه چیز احمدی نژاد گیر می‌دادند و منطقی و غیر منطقی اقدامات و حرف‌هایش را می‌بردند زیر سؤال، البته به مسخره کردن و دست انداختن رییس جمهور هم رسیدند، کسانی که ادعای ولایت مداری عجیب و غریبی هم دارند و پشت اسم آقا فوری «روحی له الفدا» می‌آورند!
به دلایلی سکوت کردم ولی نظرم را پرسیدند و یکیشان که با افکارم آشنا بود، احتمالاً با فرض این که من وکیل مدافع دولت هستم، گفت صادق دفاع کن!
چند جمله بیشتر نگفتم: «اگر به فرض که حرف‌های شما درست باشد، مگر کسی ادعا کرده احمدی نژاد همه چیز و همه حرفش درست است؟ مگر اجازه‌ی اشتباه ندارد؟ زیاده‌روی عاقبتش همین است! خود شما احمدی نژاد را این قدر گنده کردید! مگر احمدی نژاد معصوم بود!؟ او هم یک آدمی که مدتی رییس جمهور است و بعد می‌رود، ولی شما آن موقع او را در حد قدیس و فاقد اشتباه بالا بردید و امروز به راحتی تکفیرش می‌کنید!»
آن موقع کسی نگفت احمدی نژاد عوض شده، تا جوابش را با مطالبی که مدتی ست در ذهنم آماده کردم و می‌خواهم با تیتر «ما عوض شدیم یا احمدی نژاد؟» این جا منتشر کنم، بدهم. اما حتی اگر احمدی نژاد هم عوض شده باشد که به نظر من نشده، دلیلی بر این رفتار افراطی ما نمی‌شود.

*بهانه‌ی نوشتن این مطلب، بعضی بازخوردهای مصاحبه با عبدالرضا داوری بود.
*اگر برداشتی جز چیزهایی که این جا نوشتم داشتید، در نظرات بنویسد تا یک طرفه به قاضی نرفته باشید.



پنجشنبه 21 دی 1391 | 00:07 | سیاست | ()


مادر شهید احمدی روشن یک پیام‌نوری ست!

امروز ظهر، سه روز مانده به سالگرد شهادت شهید مصطفی احمدی روشن با مادرش هم‌کلام شدم.
رشته‌ی زمین شناسی دانشگاه پیام نور می‌خوانَد و گفت به خاطر این که وقت رفتن به کلاس ندارد پیام نور را انتخاب کرده است. گفت به خاطر علاقه‌اش درس می‌خوانَد و تا الآن حدود پنجاه شصت واحد بیشتر پاس نکرده است.
از علاقه‌اش به مصطفی گفت و این که جای خالی‌اش را هنوز احساس می‌کند و علیرضا هنوز سراغ پدرش را می‌گیرد.
می‌گفت می‌داند مردم با مشکلات مواجهند ولی صبر و حوصله کنند، تحریم‌ها بالاخره تمام می‌شود.
از سفر به شیراز در عید امسال گفت و این که استاندار فارس هم به دیدارشان رفته بود، چند ساعتی هم مهمان فسایی‌ها بودند و چند باری تأکید کرد که مردم شیراز و استان فارس شهیدپرور و خون گرمند.

*مشروح متن این مصاحبه و قسمتی از صوت آن، فردا در سینا منتشر خواهد شد.


سه شنبه 19 دی 1391 | 21:13 | سیاست دین نوشت | ()


این همان فتنه است!

«دشمنان ملت از شفاف بودن فضا ناراحتند؛ فضای شفاف را برنمی‌تابند؛ فضای غبارآلود را می‌خواهند. در فضای غبارآلود است که می‌توانند به مقاصد خودشان نزدیک شوند و به حرکت ملت ایران ضربه بزنند. فضای غبارآلود، همان فتنه است. فتنه معنایش این است که یک عده‌ای بیایند با ظاهرِ دوست و باطنِ دشمن وارد میدان شوند، فضا را غبارآلود کنند؛ در این فضای غبارآلود، دشمنِ صریح بتواند چهره‌ی خودش را پنهان کند، وارد میدان شود و ضربه بزند.»
بیانات در دیدار با اعضای شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی در ۱۳۸۸/۱۰/۲۹

فضای رسانه ای امروز کشور به زعم من، یک فضای غبار آلود و بسیار کثیف است و تشخیص حق و باطل این روزها واقعاً سخت شده. پروپاگاندای رسانه‌ای با انتشار ناقص و غیر واقعی اخبار، اجازه‌ی تحلیل به مخاطب نمی‌دهد و در مقابل اقداماتش به هیچکس پاسخگو نیست. روزهای عجیب و غریبی را می‌بینم و احتمالاً روزهای دهشتناکی در پیش است.



سه شنبه 12 دی 1391 | 21:57 | ساقی مهر | ()


این بیانیه دادن‌های کذایی را متوقف کنید!

بیانیه دادن عمدتاً (تاکید می‌کنم عمدتاً) کار مزخرفی ست! بیانیه دادن ساده‌ترین و در عین حال کم هزینه‌ترین کار ممکن است، بیانیه دادن بی‌تأثیرترین و دروغ‌انگارانه‌ترین عمل قابل انجام نیز هست!
بیانیه های دانشگاهی که شاهکارند، در چند بیانیه‌ی اصطلاحاً دانشگاهی اخیر، از مسئولین تشکل‌هایی که امضا کننده‌ی بیانیه بودند از مفاد بیانیه‌ها پرسیدم و نقطه‌ی مشترک این است که امضای بیانیه تلفنی انجام شده یا در حالت پیشرفته تر در جلسه‌ای حضوری فقط به امضایشان رسیده است! در مورد اعضای این تشکل‌ها هم که در اکثر موارد هیچ کدامشان حتی از عنوان بیانیه هیچ گونه اطلاعی ندارند چه برسد به مفاد بیانیه!
معمولِ بیانیه‌ها توسط یک نفر نوشته می‌شود و توسط چند نفر دیگر امضا و با عنوان‌های گنده گنده منتشر، مثلاً مردم شهید پرور شیراز، دانشجویان استان فارس، حتی دانشجویان دانشگاه ایکس! و قس علی هذا.
اما حرف اصلی من در این مطلب، این‌ها نیست! صحبتم در مورد بیانیه‌های کذایی‌ای ست که با یک جستجوی ساده در گوگل و کپی چند بیانیه‌ی دیگر نوشته می‌شوند! نمونه‌ی آخرش بیانیه‌ی بسیج رسانه فارس به مناسبت یوم الله نه دی است. بن مایه‌ی اصلی این بیانیه، بیانیه‌ی سرای روزنامه نگاران استان البرز است و در جاهایی از بیانیه‌ی اداره کل تبلیغات اسلامی زنجان استفاده شده! البته این که آن‌ها بیانیه‌هایشان را از کجا آورند هم محل بحث است! اما تاریخ انتشارشان نشان می‌دهد که زودتر از بیانیه‌ی بسیج رسانه فارس نوشته یا جستجو شده‌اند!
واقعاً این بیانیه‌ها برای چه کسی و با چه اهدافی منتشر می‌شوند؟ بهتر نیست این بیانیه دادن‌های کذایی را متوقف کنید!؟


جمعه 8 دی 1391 | 21:51 | سیاست فضای مجازی | ()


طاها یک ساله شد!

یک زمان‌هایی برای همیشه توی زندگی آدم برجسته (Bold) می‌شوند و وقتی نگاهی به آن‌ها می‌اندازیم می‌بینیم زمان چه سریع می‌گذرد! امروز برای من یکی از آن روزهاست! یک سال است که پدر شدم و سالروز بودنش بهانه ای شد برای با هم بودنمان.


جمعه 8 دی 1391 | 07:42 | محمد طاها | ()


پرستیدن تجارت نیست

بهشت از دست آدم رفت، از اون روزی که گندم خورد
ببین چی می‌شه اون کس که، یه جو از حق مردم خورد
کسایی که تو این دنیا، حساب ما رو پیچیدن
یه روزی هر کسی باشن، حساباشونو پس می‌دن
عبادت از سر وحشت، واسه عاشق عبادت نیست
پرستش راه تسکینه، پرستیدن تجارت نیست
سر آزادگی مردن، ته دلدادگی می‌شه
یه وقتایی تمام دین، همین آزادگی می‌شه
کنار سفره‌ی خالی، یه دنیا آرزو چیدن
بفهمن آدمی یک عمر، بهت گندم نشون می‌دن
نذار بازی کنن بازم، برامون با همین نقشه
خدا هرگز کسایی رو، که حق خوردن نمی‌بخشه
کسایی که به هر راهی، دارن روزیتو می‌گیرن
گمونم یادشون رفته، همه یک روز می‌میرن
جهان بدجور کوچیکه، همه درگیر این دردیم
همه یک روز می‌فهمن، چه جوری زندگی کردیم


دوشنبه 4 دی 1391 | 05:56 | شعر نوشت | ()


  • تعداد کل صفحات : 2 
  • 1  
  • 2  

← آخرین مطالب

← علاقمندی‌ها

← دوستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :

←تبلیغات