تبلیغات
صادق آنلاین - مطالب آذر 1391
صادق آنلاین
روزنوشت‌های یک صادق
سلام! از این که چند دقیقه‌ای مهمان وبلاگم هستید، خوشحالم؛ ممنون می‌شوم مرا از نظرات خود بهره‌مند سازید.
راستش خیلی مهم نیست چه عقیده‌ای داریم؛ مهم این است که انسانیم، می‌توانیم صادقانه با هم حرف بزنیم و حتی به هم عشق بورزیم!
لطفاً به تاریخ انتشار مطالب توجه کنید، امروز است!

عکس‌العمل‌‌ها

عکس‌العمل در مورد مدیری که عملکرد بدی دارد:
طرف ذاتاً مدیر نیست.
این طرف اصلاً مدیریت حالیش نمی‎شه.
یارو مدیریت بلد نیست.
باید کسی این جا باشه که دو ترم مدیریت پاس کرده باشه.

عکس‌العمل در مورد مدیر مذهبی که عملکرد بدی دارد:
دیدی دین چه گندی می‌زنه به مملکت؟
آخوندا همه چی رو خراب کردن.
کی گفته اسلام می‎تونه مملکت داری کنه؟
نمردیم و دینتونم دیدیم.


دوشنبه 27 آذر 1391 | 04:23 | سیاست دین نوشت | ()


در مورد ژست عدالت

وقتی می‌خواهیم ژست عدالت و «با هیچ کس عقد اخوت نبسته‌ایم» بگیریم به جای در نظر گرفتن عدالت واقعی، بیشتر می‌خواهیم به یک اندازه دو طرف درگیر را بکوبیم. مثلاً همین دولت و مجلس و دوستان مثلاً فراجناحی، که از قانون انتخابات انتقاد می‌کنند و در کنارش از حکم احمدی نژاد برای مشایی! این چه معنی می‌دهد!؟ واقعاً یک حکمِ به نظر شما غلو آمیز قابل مقایسه با یک قانونی ست که خلاف قانون اساسی (و حتی خواست مردمِ انقلابی) ست؟
یا وقتی می‌خواهند از طرح‌های مداخله جویانه‌ی مجلس در قوه‌ی مجریه بنویسند یا گزارش بسازند (که نمونه‌ی آخرش همین لزوم اجازه‌ی مجلس برای ایجاد، ادغام یا انحلال سازمان‌های دولتی و زیر مجموعه‌ی وزارتخانه‌ها ست) می آیند گیر می‌دهند به تأخیر ارسال بودجه توسط دولت!
این سیاسی کاری‌ها (و شاید خیانت‌های نسبت به انقلابِ) مجلسی که خیلی سعی می‌کند ظاهر مردمی بگیرد، به هیچ عنوان قابل مقایسه با اشتباهات دولت نیست. کاش دوستان چشمشان را باز کنند و بدون عینک‌های باندی و سیاسی، واقعیت را ببینند؛ آن وقت عملکرد مغرضانه‌ی مجلس و شاید (هیئت محترمه‌ی رئیسه) به خوبی قابل مشاهده است.


*متن را کوتاه نوشتم چون روالم این نیست که متن‌های طولانی بنویسم؛ امیدوارم منظورم به خوبی منتقل شده باشد.

* شیرازه و غریو فیلتر شدند و این هیچ ربطی به مطلب من ندارد! حدود هفت سال پیش، زمانی که «انتخاب» فیلتر شد، مطلبی (در وبلاگ قبلی‌ام نوشتم) که شاید قابل تعمیم باشد!


جمعه 24 آذر 1391 | 12:33 | خبری، تحلیلی | ()


جزئیات سو قصد ناجوانمردانه به نویسنده‌ی وبلاگ «صادق آنلاین»

به گزارش بوقنا روز گذشته روابط عمومی وبلاگ صادق آنلاین با صدور بیانیه‌ای از سوء قصد به جان نویسنده‌ی این وبلاگ در سفر درون شهری اخیر وی برای خرید پوشک خبر داد.
در بخشی از این اطلاعیه آمده است: «در پی یک سوء قصد ناجوانمردانه‌ی چند روز گذشته، ایشان دچار مختصر مصدومیتی شده‌اند که به لطف خدا در حال حاضر حال عمومی مساعد داشته و ان شالله جای نگرانی نیست.»
نویسنده‌ی وبلاگ صادق آنلاین در شرح اتفاقات پیش آمده گفته است: «پوشک پسرم تمام شده بود و می می‌خواستم پوشک بخرم، از اتوبوس پیاده شدم و داشتم آن طرف خیابان می‌رفتم که در همان هنگام یک دستگاه موتور با دو سرنشین را دیدم که به طرف من می‌آمدند. تا مرا دیدند بلافاصله موتورسوار سرعتش را زیاد کرد، به من رسید و باد موتور به من خورد و می‌خواستم زمین بخورم. در اثر فشار زانوهایم کمی آسیب دیده.»
سایت وبلاگ صادق آنلاین در ادامه‌ی این شرح ماوقع نوشته است: «پس از این واقعه، تعدادی از دوستان، زیر ایشان را گرفته و به آن طرف خیابان بردند تا پوشک بخرند. موتورسواران نیز در حالی که هو می‌کشیدند به سرعت متواری شده‌اند.»
همچنین صادق آنلاین در وبلاگ شخصی خود در مورد ماجرای سوءقصد و حواشی آن نوشته است: «خدا رو شکر خوبم و فقط کمی اوف شدم. از همه‌ی کسانی که این مطلب خاطرشان را مکدر می‌کند معذرت خواهی می‌کنم و این خاصیت طنز است که گزنده باشد.» (+)


چهارشنبه 22 آذر 1391 | 16:51 | خبری، تحلیلی | ()


اسید روحی روانی!

دیده‌اید جوهر نمک چگونه چرک روی کاشی و سرامیک و آن سنگِ خاک بر سری را پاک می‌کند؟ کاش برای پاک کردن روح هم جوهر نمک وجود داشت و من روحم را توی استخر جوهر نمک یا اصلاً توی استخر اسید می‌شستم!
از دست خودم و چرک‌های روحم و کثیفی‌های روانم خسته‌ام...


سه شنبه 21 آذر 1391 | 21:14 | روز نوشت | ()


نگاهی به سایت‌های خبری استان فارس

دیروز در صحبتی که با بعضی از دوستان داشتم، جرقه‌ی انتشار مطلبی به ذهنم زده شد که کنکاش و بررسی آن برای خودم هم جذاب بود! همان طور که از تیتر پیداست می‌خواهم نگاهی داشته باشم به سایت‌های خبری استان فارس که در حال حاضر فعالند. نکته‌ی ضروری این که اطلاعاتی که من ارائه می‌کنم اطلاعاتی ست که یک دانشجویِ شیرازیِ کنجکاوِ آشنا به وب، می‌تواند به دست آورد و هیچ اطلاعاتِ به زعم بعضی طبقه بندی شده‌ای، در مطلبم نخواهد بود!
به نظر من هنوز جایگاه سایت‌های استانی به حد جریان سازی ولو اندک هم نرسیده است و اگر بعضی مسئولین استانی عکس‌العمل‌های ناشیانه به بعضی از مطالب بعضی سایت‌ها نشان ندهند، به راحتی مشخص است که وزن سایت‌های استانی بین مردم آن چنان بالا نیست!

سایت‌های استانی از لحاظ فنی بسیار ضعیفند و در بعضی حتی بایگانی ساده نیز وجود ندارد! سایت‌های فارس شباهت‌های عجیب و غریبی با هم دارند و گردانندگان این سایت‌ها را می‌توان نیروهای «ارزشی» قلمداد کرد.

قطعاً دقت نظر و تحقیقات بیشتر، نتایج جالب‌تری از این سایت‌ها نشان خواهد داد! ترتیب قرار گیری سایت‌ها به ترتیب رتبه‌ی الکسا است.

خیلی دوست داشتم مطلبم حاوی لینک‌های مرتبط هم باشد ولی به دلیل کمبود وقت میسر نشد؛ به دلیل طولانی بودن، متن در ادامه‌ی مطلب درج شده است.

ادامه مطلب


جمعه 17 آذر 1391 | 10:38 | سیاست فضای مجازی | ()


زندگی



تولد و رشد یک انسان یکی از عجایب و معجزات عینی خداست.
او حالا دست می‌زند، بای بای می‌کند، تلفن را در گوشش می‌گیرد و کلمات نامفهومی می‌گوید؛ چند قدمی هم راه می‌رود!
با دستان کوچکش قاشق را توی ظرف غذا می‌زند، پتو را روی سرش می‌کشد و بر می‌دارد و ذوق می‌کند؛ و نهایت خوشحالی‌اش وقتی ست که اجازه دارد چراغ را روشن و خاموش کند!



سه شنبه 14 آذر 1391 | 06:22 | محمد طاها عکس نوشت | ()


مرده‌خوری

حالم از مرده‌خورها به هم می خورد!


یکشنبه 12 آذر 1391 | 21:10 | تک نوشت | ()


این کنسرت ابی ست یا عزاداری امام حسین (ع)؟

امشب خوابم نمی‌برد از وقتی این ویدئوی کوفتی را دیدم، اصلاً کلمات نمی‌توانند احساساتم را بیان کنند، آتش گرفتم...
کسی آن بالا ایستاده و با موسیقی زنده و انجام حرکاتی، می‌خوانَد؛ پایینی‌ها لختند و با دست‌هایی در هوا، بالا و پایین می‌پرند، هر از گاهی داد می‌زنند و ابراز احساسات می‌کنند، این توصیفِ کدام است؟ به کجا می‌رویم؟
کلمات زیادی در ذهنم رژه می‌روند ولی به این نتیجه نمی‌رسم که این جا بنویسمشان، خدایا اگر من اشتباه می‌کنم، درستم کن...

بعدنوشت: به خاطر دوستانی که نتوانسته بودند عکس‌ها را ببینند، مکان بارگذاری عکس‌ها را عوض کردم.

عکس‌ها


چهارشنبه 8 آذر 1391 | 01:12 | روز نوشت | ()


من بی تو هیچم...

تو ای خدای عالم و آدم
نجاتم ده از این همه غم
در کام طوفان، ماندم سرگردان
برس بر دادم، ای نور ایمان
به تو رو کردم، با چشم گریان
من بی تو هیچم
ابر بارانم، دور از یارانم
رها کن یا رب، از این زندانم
نمانده طاقت، بر جسم و جانم
ببخش از رحمت، سر و سامانم
من بی تو هیچم

* بعضی ترانه‌ها را باید شنید و شنید و شنید... (+)


سه شنبه 7 آذر 1391 | 22:40 | شعر نوشت | ()


مرگ بر شما باد!

مرگ بر شما باد! آیا شما در حال گرفتاری از ما یاری می‌خواهید ولی با آن شمشیری که به خاطر سوگندتان، باید برای یاری ما از آن استفاده شود، بر روی ما می‌کشید؟ و آتشی برای ما مهیا کرده‌اید که باید بر دشمن ما و دشمن خودتان می‌افروختید؟ امروز شما علیه دوستان و به نفع دشمنان خود جمع شده‌اید و حال آن که نه عدالتی را بر پا کرده‌اند و نه امید تازه‌ای در کمک به آن‌ها وجود دارد.
وای بر شما! که ما را رها کرده و حتی شمشیری در راه ما نزدید و در دفاع از ما رأی محکمی اتخاذ نکردید. شما مانند ملخ با عجله وارد این کار شدید و مثل پروانه خود را در این آتش انداختید. از رحمت خدا دور باشید، ای نوکران دیگران! و ای طردشدگان از مردم! و ای تارکین کتاب خدا! و ای کسانی که کلام خدا را تحریف کردید! و ای گروه گناهکاران! و ای پیروان شیطان! و ای خاموش کنندگان سنت‌های پیامبر!

*لهوف، سید بن طاووس، ترجمه‌ی محمد لک علی آبادی، بخشی از خطبه‌ی امام حسین(ع) در روز عاشورا


شنبه 4 آذر 1391 | 23:31 | کتاب نوشت | ()


  • تعداد کل صفحات : 2 
  • 1  
  • 2  

← آخرین مطالب

← علاقمندی‌ها

← دوستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :

←تبلیغات