تبلیغات
صادق آنلاین - مطالب دی 1392
صادق آنلاین
روزنوشت‌های یک صادق
سلام! از این که چند دقیقه‌ای مهمان وبلاگم هستید، خوشحالم؛ ممنون می‌شوم مرا از نظرات خود بهره‌مند سازید.
راستش خیلی مهم نیست چه عقیده‌ای داریم؛ مهم این است که انسانیم، می‌توانیم صادقانه با هم حرف بزنیم و حتی به هم عشق بورزیم!
لطفاً به تاریخ انتشار مطالب توجه کنید، امروز است!

تعطیلات باعث فساد مردم است!

اصلاً تعطیل یعنی چه؟ انسان نیاز به تفریح دارد یا ندارد؟ تفریح هم جزء زندگی هست یا نیست؟ تفریح هم جزء کمال هست یا نیست؟ با خانواده بودن جزء کمال هست یا نیست؟
غربی‌ها تعریفی کرده‌اند و مطابق آن: انسان یعنی اقتصاد. هر کس تا زمانی مفید است که تولید اقتصادی می‌کند. به محض این که جدا شد [و تولید اقتصادی نداشت]، می‌شود اوقات فراغت.

تعطیلی در ایران زیاد نیست!
در شورایی بودیم و بحث‌های فرهنگی مطرح بود. مدتی طولانی در کشور بحث بود که در کشور ما تعطیلات خیلی زیاد است. قبلاً یک بررسی تطبیقی شخصی انجام داده بودم و معتقد بودم در ایران تعطیلات زیاد نیست، با آمار مقایسه ای.
در آن شورا تصمیم گرفتیم گروهی تشکیل بشود، برود و یک پژوهش میدانی کند که تعطیلات ما زیاد است یا کم؟ رفتند و طی یک سال و نیم تا دو سال تمام کشورها را بررسی کردند و در آن جلسه گزارش آوردند.
دیدند اولین کشور در کمترین تعطیلات یمن است با ۶۴ روز. بعد ایران است با ۷۷ روز و تعطیلات بقیه‌ی کشورها همه بالای ۱۰۰ روز است. بعضی‌ها ۱۳۶ روز تعطیلات دارند. ما ۷۷ روز تعطیلات آخر هفته و رسمی داریم.

مردم فساد می‌کنند!
همان جا عده‌ای پیشنهاد آورده بودند که اگر تعطیلات ما زیاد است، جا به جا کنیم. چه چیزی را جا به جا کنیم، گفتند نوروز را باید کم کنید. گفتیم نوروز را چرا کم کنیم؟ نوروز چهار روز تعطیل است و کمی هم تعطیلی این طرف و آن طرف آن می‌شود یک هفته و مردم یک هفته می‌روند دید و بازدید و ... یک پیشنهاد دیگر دادند که از نوروز یک روز کم کنیم و کنار عید فطر بگذاریم.
یکی برگشت گفت: «آقا چه؟ [تعطیلات] عید فطر را دو روز کنیم؟ یک ماه مردم زحمت کشیدند، تزکیه کردند، درست شدند، بگذاریم بروند فساد کنند و خراب شوند؟» این‌ها ضبط شده و سند است. من هم سکوت کردم. نفر اول، دوم، ... هشت نفر در همین سیاق صحبت کردند. بعد من اجازه گرفتم و گفتم حرف‌ها را زدید، حالا گوش کنید. از همان نفر اولی که این حرف‌ها را زده بود پرسیدم شما وقتی که به مسافرت می‌روی، فساد می‌کنی؟ چرا خیال می‌کنی ملت می‌روند مسافرت فساد می‌کنند؟
این ملت ما که با خانواده می‌روند، آن خانم خانه که تا لحظه‌ی آخر باید کار کند. غذای توی راه را هم باید درست کند، چون باید ارزان دربیاید. می‌روند توی بیابان، کنار رودخانه، زیر درختی یک پتو می‌اندازند و خانوادگی غذایی می‌خورند، این شد فساد؟ چرا نگاه شما به ملت این است؟ بعضی‌ها اصلاً نگاهشان اشکال پیدا کرده است. این نگاه باید درست شود. این توده‌های عظیم مردم! بعضی از اینکه مردم به مسافرت می‌روند، ناراحتند و می‌گویند مردم می‌روند فساد می‌کنند!

بعضی از خوشحالی مردم ناراحتند!
کجا این ملت می‌رود فساد می‌کند؟ این ملت عظیم یا می‌رود زیارت یا می‌رود ایران را می‌گردد. یا می‌رود صله‌ی ارحام یا می‌رود کیف سالم می‌کند، اشکالی دارد؟ به خدا بعضی‌ها به جایی رسیده‌اند که از کیف و خوشحالی مردم ناراحتند. یک موقعی بود که اول سهمیه بندی بنزین، ما می‌آمدیم سهمیه می‌دادیم، ۱۰۰، ۶۰، ۵۰ لیتر، بعضی‌ها بودند که در بعضی نهادها در موضع تصمیم‌گیری بودند، اعتراض شدید به من می‌کردند و می‌گفتند آقا! یعنی چه ۶۰ لیتر اضافه دادید؟ گفتم: خوب مگر چه می‌شود؟ گفت: می‌برند می‌سوزانند. گفتم: خوب ببرند بسوزانند. گردشگری جزء فرهنگ و اقتصاد است؛ و سبب تعدیل ثروت، همبستگی ملی، ارتباطات انسانی، فهم مشترک ملی و اعتلای فرهنگی می‌شود. مردم باید استراحت کنند.
می‌گفت: «نه خیر آقا!» من دیگر ناراحت شدم. گفتم: شما صدایت از جای گرم بلند می‌شود و خودت شش ماشین بیت‌المال در اختیار داری، هر موقع بخواهی خودت و خانواده‌ات مسافرت، تفریح، کیف و همه کارت را می‌کنی، بعد که به مردم می‌خواهد برسد، این طوری می‌شوی. ما برای مردم هستیم. حکومت درست شده تا برای مردم رفاه و آسایش و بستری ایجاد کند که مردم آرامش خاطر داشته باشند و به فکر تعالی و کمال باشند.
یک ماه مردم روزه گرفته‌اند، تعطیلی می‌خواهد دو روز بشود، شما می‌گویید تعطیلش نکن، مردم می‌روند آثار یک ماه را از دست می‌دهند. گفتم: بدترین از دست دادن همین فکری است که در مغز شماست. اصلاً بعضی‌ها این طوری هستند.

چرا خیال می‌کنی از مردم برتری؟
نگاه خدا، پیامبر و فرهنگ اسلامی به توده‌های مردم این نیست. همین مردمند که [اسلام و انقلاب را] حفظ کردند و حفظ خواهند کرد. همین ملت ۱۴۰۰ سال ۲۰۰۰ سال توحید، عدالت و اندیشه‌ی انسانی را حفظ کرده است. الآن همین ملت فداکاری می‌کند که من و شما اینجا هستیم. چرا نگاه شما به ملت این است؟ چرا خیال می‌کنی از مردم برتری؟ این نقطه‌ی آغاز سقوط است. هرکس فکر می‌کند از مردم بالاتر است؛ و الله ساقط شده است. همین نشانه‌ی این است که بویی از کمال نبرده‌اند.
 ما اگر می‌خواهیم [اسلام و انقلاب] حفظ بشود، باید به مردم بیشتر احترام بگذاریم، آزادی‌های مردم را مشروع و محترم بشماریم و خودمان را خادم و کوچک مردم بپنداریم. راه را باز کنیم و بگذاریم اراده‌ی مردم حاکم بشود، اراده‌ی مردم وقتی یک جا مجتمع می‌شود، حتماً در جهت خیر و صلاح و توحید و عدالت است. (+)


یکشنبه 29 دی 1392 | 10:50 | سیاست | ()


چه روزای خوبی از این خونه رفت

یکی هرچی داشتو به طوفان سپرد
یکی آبروشو سر هیچ برد
یکی با هوس هرچی بودو شکست
یکی هم نشست و فقط غصه خورد
دروغ شد واسشون مث حرف راست
نمی دونن این جاده بی انتهاست
دیگه یادشون رفته کی هستن و
نمی دونن این اشتباه از کجاست

از ماست که بر ماست
گم شدیم و پیداست
این نفرت و اندوه از سردی دل‌هاست
از ماست که بر ماست
این عشق بی معناست
اگه تلخی مجنون، شیرینی لیلاست

یکی با یه احساس دیوونه رفت
یکی هم مسیرش رو وارونه رفت
عجب حسرتی شد برای همه
چه روزای خوبی از این خونه رفت
نشستیم و گفتیم خواست خداست
ولی این بهانه ست، حقیقت کجاست؟
تا کی خود فریبی که تقدیر بود
حقیقت همینه که تقصیر ماست

* چه قدر این ترانه به حال و هوای این روزهای من و کشورم می‌خورد! (+)


جمعه 27 دی 1392 | 17:24 | شعر نوشت | ()


همراز شب‌ها

مرد باس بعضی وقتا دفتر خاطراتشو ورق بزنه!


جمعه 13 دی 1392 | 23:18 | تک نوشت | ()


برف شیراز

چه خوب است مردمی داریم که با یک برف این قدر خوشحال و با نشاط می شوند!











پنجشنبه 12 دی 1392 | 16:02 | عکس نوشت | ()


← آخرین مطالب

← علاقمندی‌ها

← دوستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :

←تبلیغات