تبلیغات
صادق آنلاین - مطالب آبان 1392
صادق آنلاین
روزنوشت‌های یک صادق
سلام! از این که چند دقیقه‌ای مهمان وبلاگم هستید، خوشحالم؛ ممنون می‌شوم مرا از نظرات خود بهره‌مند سازید.
راستش خیلی مهم نیست چه عقیده‌ای داریم؛ مهم این است که انسانیم، می‌توانیم صادقانه با هم حرف بزنیم و حتی به هم عشق بورزیم!
لطفاً به تاریخ انتشار مطالب توجه کنید، امروز است!

من آنم که رستم بود پهلوان...

ما نمی‌توانستیم این مشکل را حل بکنیم؟ اگر دولتی با تدبیر کار می‌کرد این مشکل حل و فصل نمی‌شد؟ نمی‌شد ما شاهد یک تحول بزرگ در کشور باشیم؟
دولت تدبیر و امنیت در اولین قدم، محیط کسب و کار را به طور دائم بهبود خواهد بخشید و البته برای کوتاه مدت هم بسته‌های تشویقی ویژه‌ای خواهد داشت که با اجرای آن‌ها می‌تواند در کوتاه مدت این حرکت اقتصادی را در جامعه به وجود بیاورد.
در کنار یارانه نقدی یارانه کالایی برای کالاهای اساسی تا مردم ما مخصوصاً قشرهایی که دهک‌های پایین آن‌هایی که بیشتر در فشارند دغدغه نداشته باشند اساس اقتصاد دولت این است که آرامش به مردم بدهد در بخش اقتصاد نگرانی را بردارد مردم برای کالای اساسی‌شان نگران نباشند اصلاً بالاتر دولت دنبال این هست که آن چنان رونق اقتصادی ایجاد بکند و آن چنان مردم را از لحاظ درآمد سرشار بتوانند در اختیارشان قرار بگیرد اصلاً به این چهل و پنج هزار تومان خودشان نیاز نداشته باشند زندگی خوب داشته باشند همه افراد شاغل باشند در خانواده، با افتخار؛ صدقه گرفتن افتخار نیست صدقه دادن افتخار است ما اگر زندگی مردم را خوب کنیم مردم با افتخار مالیات به دولت می‌دهند نیاز ندارند دست به سوی دولت دراز کنند من می‌خواهم کاری کنم دولت به سوی مردم دست دراز کند نه اینکه ملت بزرگ و عزیز ما به سمت دولت دست دراز کند.

بخشی از گفتگوی ویژه خبری حجت الاسلام دکتر روحانی، رییس دولت یازدهم در ایام انتخابات


جمعه 24 آبان 1392 | 16:17 | سیاست | ()


تو بهای آسمانی شدن ما شدی

مدت‌ها بود مردم بسته‌ی زمین بودند
جسمشان
روحشان
نگاهشان.
باور کن رنگ آسمان هم از ذهن اینان پاک شده بود
از بس که با آسمان غریبه شده بودند.
این‌ها آسمان و زمینشان یکی بود.
شاید بهتر بادش که بگویم این‌ها آسمانشان، زمین بود.
هر چه که فریاد کشیدی
کسی به آسمان نگاهی ندوخت
دلت سوخت برایشان.
می‌دانستی که اگر انسان اهل آسمان نباشد
انسان نیست
اما این‌ها به زمین انس گرفته بودند
و خط پایان آرزوهایشان بود خاک می‌داد
با این که آن‌ها هم مثل تو عرب بودند
اما حرف تو را نمی‌فهمیدند
آخر تو با واژه‌هایی حرف می‌زدی
که بوی باران می‌داد
و این‌ها گوششان جز با لغات زمینی انس نداشت.
تو می‌خواستی خاک وجود این‌ها را
با قطره های بارانی و آسمانی خویش خوش بو کنی
اما این‌ها با بوی تفاله های گندیده‌ی زمینی
به قدری مأنوس بودند
که اگر با هر نفسی این بو به مشامشان نمی‌رسید
حنجره‌شان بوی مرگ می‌گرفت.
آسمان محله ناشناسی بود برای این‌ها.
تو آمده بودی نشانی این محله ناشناس را به آن‌ها بدهی
اما آن‌ها که تو را خارج از محدوده زمین دیدند
خارجی‌ات پنداشتند
و مزاحمی برای تعلقات زمینی‌شان.
می‌خواستی رد نگاه تو را بگیرند
و آسمانی شوند
از همین رو سرت را بالا می‌گرفتی
و به آسمان چشم می‌دوختی
اما به جای این که نگاهشان آبی آسمانی شود
خنجرهایشان هوای حنجرت را کرد
و چشمشان را سیلاب خون فرا گرفت.
فایده‌ای نداشت
این مردم کارشان از این حرف‌ها گذشته بود.
این‌ها با انگشت اشاره‌ای که آسمان را نشان می‌داد
و نگاهی که بالا را نشانه می‌گرفت
آسمان را پیدا نمی‌کردند.
باید کاری کرد کارستان.
گمانم این است که تو یقین کردی
باید صحنه‌ای تماشایی در افق آسمان باشد
تا این‌ها چشم از زمین برگیرند
و به آسمان چشم بدوزند.
نکند از همین رو بود که عزم کردی
از کربلا تا شام بالای نیزه خانه کنی
شاید کسی چشمی به آسمان بدوزد
و دلش در هوای پرواز بسوزد.
حسین جان!
کاش همه می‌دانستیم که تو
بهای آسمانی شدن ما شدی
تا این قدر چشممان به زمین دوخته نباشد.
من هنوز تماشاگر سر بر نیز نشسته‌ی تو هستم
و چشم از آسمان نبسته‌ام.


*بخشی از کتاب «رد نگاهت، راه آسمان» محسن عباسی ولدی


چهارشنبه 22 آبان 1392 | 07:00 | کتاب نوشت | ()


از اول با هدفمندی مخالف بودند

جناب لاریجانی رییس مجلس شورا، دوباره تریبونی یافته و در مراسم تجلیل از افتخارآفرینان چهل و دومین دوره مسابقات جهانی مهارت آلمان ۲۰۱۳، علاوه بر این که رییس جمهور سابق و مسئولان دولت گذشته را تلویحاً «کارنابلد»، «ناتوان»، «بدسلیقگی»، «غیر متخصص» و «هوچی‌گر» نامید و آن‌ها را به «نداشتن اعتدال، تمرکز و تسلط کافی»، «اداره کننده‌ی میلی کشور»، «گرفتن تصمیمات نادرست» و «واقف نبودن به کار» متهم کرد؛ گفت ممکن است به ذهن آید مشکلات به دلیل تحریم‌هاست ولی شاید 20 تا 30 درصد مشکلات مربوط به تحریم‌ها باشد! همچنین چندین بار تاکید کرد اجرای هدفمندی با روش دولت‌های نهم و دهم به کشور آسیب زده و باعث مشکلات شده است!
توضیح در مورد این که روش هدفمندی دولت احمدی نژاد، مردم گرا و با اولویت توزیع عادلانه‌ی سرمایه بین تمام مردم بوده است را به وقتی دیگر موکول می‌کنم اما بخش‌هایی از صحبت‌های محمود امت در کنفرانس مطبوعاتی ۱۱ مهر ۹۱ و پاسخ به سؤال خبرنگاری در مورد صحبت‌های جناب لاریجانی در خصوص عدم تأثیر تحریم‌ها، خواندنی است:

بعضی‌ها فقط در موقع خوشی هستند!
اگر تحریم اثر ندارد پس تصمیمات ایشان اثر دارد! بعضی‌ها فقط در موقع خوشی همراه دولت هستند! من احترام زیادی برای ایشان قائلم ولی بالاخره ایشان می‌داند وضعیت چگونه است، ایشان می‌داند نفت چه قدر فروش می‌رود و بانک مرکزی چگونه تلاش می‌کند برای جابجایی ارز و تأمین نیازهای کشور.
از آن طرف فشار می‌آورند و از این طرف به دولت حمله می‌کنند، چه طوری دولت باعث این است؟ چه طور وقتی موفقیتی پیدا می‌شود همه شریکند؟ ماشاالله جلو می‌زنند! اسمی از دولت نیست! حتی یک مسابقه ورزشی برنده می‌شویم همه هستند! اما وقتی یک مشکلی پیدا می‌شود هیچ کس نیست جز دولت! من در یک جلسه‌ای گفتم اگر بناست حالا که مشکلی پیدا شده همه بروند طرف دشمن و هجوم به دولت، اشکالی نداد ما فدایی ملت ایرانیم، این هم اضافه بر بقیه!

این جا جای تسویه حساب‌های سیاسی نیست!
همه باید کمک کنند. این جا جای تسویه حساب‌های سیاسی نیست، آن کسی که می‌داند نفت چه قدر فروش می‌رود، می‌داند پول‌ها چگونه جابجا می‌شود، خبر دارد، در جلسات شرکت می‌کند؛ بعد دولت را متهم می‌کند، تمام برنامه های اصلی دولت را زیر سؤال می‌برد!
چه طور تا دی ماه و بهمن ماه پارسال مشکلی وجود نداشت و دولت به خوبی کشور را اداره کرد؟ خیلی‌ها هم زمان تصمیم گیری حضور دارند، اما وقتی تبعات تصمیم بیرون می‌آید، حضور ندارند. تصمیمی که خودشان گرفته‌اند و بر دولت تحمیل شده است. وقتی آثار آن پیدا می‌شود می‌روند آن طرف می‌ایستند و دولت را مورد هجوم قرار می‌دهند.

خودشان می‌گویند و خودشان پاسخ می‌دهند!
می‌گویند مشکلات به خاطر سیاست‌های دولت است. سیاست‌های دولت که همیشه به نفع مردم بوده است. آخر دولت چرا باید نقطه مقابل مردم باشد؟ خودشان می‌گویند و خودشان پاسخ می‌دهند! یک عده می‌گویند دولت دنبال این است که دولت بعدی را بگیرد دستش و دارد خودش را برای انتخابات تجهیز می‌کند؛ همان‌ها یک جای دیگر می‌گویند دولت دارد بازار را به هم می‌ریزد که دولت بعدی دچار مشکل بشود! این حرف‌ها خیلی سبک است!
می‌گویند هدفمندی یارانه‌ها باعث شده این اتفاق بیفتد؛ از اول با هدفمندی مخالف بودند، از اول از این که دو زار برود در جیب ملت ایران! و یک قدمی در جهت عدالت برداشته شود. پنجاه سال ده درصد جمعیت ۷۰-۸۰ درصد یارانه رو به خودش اختصاص داد، بگذارید یک چند سال هم هر کس سهم خودش را بگیرد! هدفمندی یارانه‌ها چیست؟ دو کلمه بیشتر نیست؛ داریم از جیب آن‌هایی که بیشتر مصرف می‌کنند می‌گیریم و به کسانی می‌دهیم که کمتر مصرف می‌کنند که پول جدیدی وارد بازار نمی‌شود یا می‌گویند نقدینگی در این دولت خیلی بالا رفته و این باعث آن است.

ما منطق آن را نفهمیدیم!
جالب است آن کسانی که می‌گویند نقدینگی است خودشان امسال بدون هیچ منطق اقتصادی‌ای در بودجه تصویب کردند که معوقات بانکی پنج سال عقب بیفتد و سیستم بانکی را دچار رکود کردند. نمی‌خواهم رقم معوقات را بگویم، رقم بالایی است. خب معوقه یعنی چه؟ یعنی کسی پولی را از بانک گرفته و برنمی‌گرداند؛ یعنی با این پول در بازار کار می‌کند و پول را از مدیریت بانک خارج کرده است. الزام کرده‌اند پنج سال عقب بیفتد. ما منطق آن را نفهمیدیم. اما همان کسی که این کار را کرده می‌گوید دولت نقدینگی را بالا برده است. نقدینگی همین است. خب بگذار دولت و بانک مرکزی کارشان را بکنند. جالب است تصمیم را می‌گیرند، وقتی مشکل پیدا می‌شود، می‌گویند دولت. خب دولت چه کار کند؟ مقداری به دولت کمک کنید. دولت شبانه روز مشغول کار است. باید مقداری هم با دولت همراهی کنند.

با این روش یک مدرسه دو کلاسه را نمی‌شود اداره کرد!

الآن دشمن آمده می‌خواهد با بازی با عدد در خیابان‌ها نگرانی درست کند و بعد هم بگوید ما اقتصاد ایران را مضمحل کرده‌ایم. وظیفه ما چیست؟ همه جمع شویم بگوییم دولت اشتباه کرده است. اصلاً قبول، حالا چه کار باید کرد؟ هر سیاستی که دولت می‌گذارد که نقض می‌کنید. خب شما یک پیشنهاد بدهید و بگویید چه کار باید کرد؟ بعضی‌ها می‌گویند رئیس جمهور نمی‌خواهد عمل کند، رها کرده است. شما با دشمن همراهی کردید؛ حالا که مشکل پیدا شد، باز هم فحش آن را به رئیس جمهور می‌دهید؟ چه کار باید بکنیم، ما که داریم کار می‌کنیم و به لطف خدا هم از این عرصه عبور خواهیم کرد.
من تردید ندارم که دشمن به جایی نخواهد رسید. ولی با این روش کجا را می‌شود اداره کرد؟ آیا با این روش یک مدرسه دو کلاسه را می‌شود اداره کرد چه رسد به کشور بزرگی مثل ایران؟ شش ماه بازار را به هم ریختند حالا می‌گویند رئیس جمهور چرا نمی‌آید درست کند؟ طوری می‌گویند که انگار دولت نشسته به مردم فشار بیاید، خیلی بد است. به خدا مردم بی جهت در فشارند. بخشی از آن دشمن و جنگ است، اما یک بخش زیادی از آن تحمیل به مردم است.

هر چقدر دلتان می‌خواهد بد و بیراه به شخص من بگویید، اما در عمل کمک کنید!

رئیس محترم مجلس به جای اینکه برود پنج صفحه مصاحبه کند و دولت را متهم کند، کمک کند. آقا معوقات بانکی را جمع کنیم، بازار را تنظیم کنیم، بعضی قوانین نقص دارد، درستش کنیم.
من در جای دیگر هم گفته‌ام که اگر خیلی حضور ما برایتان سخت است، ما یک خط می‌نویسیم و خداحافظ و اگر نه دولت تا زمانی که هست باید کار را با قدرت انجام دهد و ملت بدانند ما به فضل الهی کار را دنبال می‌کنیم و در دفاع از حقوق ملت کم نمی‌گذاریم و برای همین آمده‌ایم، همه به هم کمک کنید. ما دستتان را می‌بوسیم. بنشینید با هم حرف بزنیم. اینکه مرتباً دولت را متهم کنید، مسئله ای حل نمی‌شود، باید کمک کنید.
بنده دست همه را می‌بوسم، کوچک همه هستم و از این‌ها هم گذشتم. هر چقدر دلتان می‌خواهد بد و بیراه به شخص من بگویید، اما در عمل کمک کنید.


پنجشنبه 16 آبان 1392 | 22:41 | سیاست | ()


جلیلی، اشتباه مهلک انتخابات ۹۲

حالا که ظاهراً احساسات انتخاباتی فروکش کرده شاید بهتر بتوان در موردش نوشت، متن زیر تنها یک نظریه‌ی شخصی است که سعی کردم با منطق به بیان آن بپردازم و خوشحال خواهم شد که دوستان عزیز نیز به دور از تعصب، احساسات و عصبانیت نظراتشان را بیان کنند. در این متن تنها به حضور جلیلی در انتخابات پرداختم و البته واضح و مبرهن است که انتقاد به جلیلی به معنای موافقت با دیگر کاندیداها نیست و به نظر من، هیچ کدام شایسته‌ی جانشینی رییس جمهور وقت نبودند!

مقبولیتی وجود نداشت
این کاملاً روشن بود که جناب جلیلی در نزد عامه مردم هیچ مقبولیت و محبوبیتی برای ریاست جمهوری نداشت و شاید می‌شد حدس زد که به همین دلیل او نمی‌تواند رأی لازم را کسب کند و بهتر است اصولاً پا در میدان رقابت نگذارد، شاید در قیاس ِ محبوبیت، حداد عادل شانس بالاتری از او داشت!

نتوانست با مردم ارتباط برقرار کند
شاید در ذهن جلیلی و یارانش چیزهای خوبی بود، شاید طرح‌های خوبی داشتند، شاید از اصول و اعتقادات مناسبی برخوردار بودند؛ اما در همان دو سه برنامه تلویزیونی اول مشخص شد که جلیلی مرد این میدان نبود! این گفته قابل قبول نیست که مردم او را نفهمیدند، چون این مردم همان مردمی هستند که به قول رهبری، انقلاب را حفظ کرده و حتی از سال‌های گذشته انقلابی‌تر عمل کرده‌اند؛ جلیلی نتوانست با مردم ارتباط برقرار کند و نظراتش را به درستی منتقل کند، خود من بعضی اوقات اصلاً نمی‌فهمیدم ایشان دقیقاً در مورد چه چیزی سخن می‌گوید!

سابقه‌ی روشنی نداشت
اصولاً مردم به چه دلیل باید به او رای می‌دادند؟ جلیلی چه کار مثبت و قابل ارائه‌ای انجام داده بود که شایسته‌ی ریاست جمهوری باشد؟ حتی به گمانم جناب غرضی از لحاظ سابقه، درخشان‌تر از جلیلی بود! مردم تنها او را در کنار اشتون دیده بودند و می‌دیدند که چند سالی تکرار می‌کند: مذاکرات سازنده بود! البته او جلودار دیپلماسی مقاومت هم بود که برای بعضی حتی نماد آن شمرده می‌شد.

تکلیف خودش را با دولت وقت مشخص نکرد
روزهای آخر تبلیغات رسماً انحراف و فتنه را در کنار هم قرار داد اما در مقابل دستاوردهای دولت سکوت پیشه کرد، او تکلیف خود را در قبال دولت‌های نهم و دهم و شخص احمدی نژاد به روشنی مشخص نکرد و حتی اطرافیان وی گاهی در مورد کاندیدای دولت بودنش سکوت می‌کردند! اما خودش منفعلانه به تبلیغات و سخنان نامفهومش ادامه می‌داد؛ گویی به زعم او دولت‌های جمهوری اسلامی تفاوتی با هم نداشتند!

مقاومت همه‌پرسی نیاز نداشت
او به عنوان جلودار دیپلماسی مقاومت نباید وارد انتخابات می‌شد، اصولاً دیپلماسی (و مخصوصاً نوع مقاومتی آن) چیزی نیست که بخواهد به رأی یا حتی نظر سنجی گذاشته شود؛ در این جا بحث موفقیت یا عدم موفقیت در مذاکرات مطرح نیست، جلیلی به عنوان کسی که نماد مقاومت و نماینده‌ی رهبری در شورای عالی امنیت ملی در حال مذاکره بود، آن هم در یک برهه حساس، نمی‌بایست خود را به رأی مردم می‌گذاشت؛ همان طوری که الآن نظرسنجی مذاکره با امریکا بازی دو سر باخت است، حتی پیروزی شخصی وی نیز کشور را با مشکلات جدی مواجه می‌ساخت!

انتخابات به دو قطبی سازش مقاومت تبدیل شد
او و تیمش خواسته یا ناخواسته باعث شدند (یا لااقل کمک کردند) دو قطبی کاذب مقاومت سازش در انتخابات شکل بگیرد، که در آن مقاومت، ادامه تحریم‌ها، کوتاه نیامدن بی منطق در مقابل غربی‌ها و ادامه‌ی فشارها به حساب می‌آمد و سازش، پایان مشکلات اقتصادی و فشار بر مردم. اصرار بیش از حد او و تیمش بر واژه‌های نامأنوس مشتق شده از مقاومت و بی ارتباطی آن با مشکلات ملموس مردم، بر قوی‌ترشدن این دو قطبی کاذب افزود.

و کشور به این جا رسید
حال ایران شاید تجربه‌ای را تجربه کند که ده سال پیش تجربه کرده است! طرح‌های مردمی و بهاری یک به یک متوقف می‌شوند و معلوم نیست قطاری که به ریلش برگشته بود چگونه از خط خارج شود و کی و کجا دوباره برگردد، در وضع امروز کشور (که البته تیره و تار هم نیست) جلیلی و بعضی حامیانش بی تقصیر نیستند!


چهارشنبه 15 آبان 1392 | 21:57 | سیاست | ()


فریاد بی‌حاصل

دوباره محرم شروع شد و من احساس می‌کنم باید حرف‌هایم را تکرار کنم! البته واضح است که انتقاد از نحوه‌ی عزاداری‌ها ربطی شرکت در آن‌ها ندارد!

به مداح عزیز پر ادعا می‌گویم چرا در مداحی‌ها اسم محترم «حسین» را این گونه و گویی ریتم موسیقی «ایتس» بیان می‌کنید؟ این توهین به امام نیست؟
ناراحت می‌شود! می‌گوید ما می‌گوییم حسین، با اکو این جوری می‌شود. می‌گویم در هر صورت فرقی ندارد من خروجی صدا را این چنین می‌شنوم.
کمی عصبانی می‌شود و می‌گوید توی دستگاه امام حسین نباید دخالت کرد! یکی به کمکش می‌آید و صحبت از نسل جوان و جذب می‌زند. می‌گویم جذب به چی؟ به چه بهانه‌ای؟ این کار باعث شعور و معرفت می‌شود؟ به بهانه‌ی جذب هر کاری می‌شود کرد؟
صحبت به شیوه‌ی عزاداری و برهنه شدن و مباحثی دیگر می‌کشد؛ مداح محترم مرا کوته فکر می‌خواند و دیگری که کمی افکارم را می‌شناسد می‌گوید این سوسول است حتی به ما می‌گوید غیر محرم نباید مداحی گوش داد!
برایشان از مراسم بیت رهبری می‌گویم و این که آن جا یک مراسم استاندارد عزاداری است، حتی مداح‌هایی که در هیئت خودشان کارهای عجیب و غریب می‌کنند آن جا رفتارهای مناسبی از خودشان بروز می‌دهند!
دوست عزیز می‌گوید مداحی‌های بیت اوج ندارد!
مداح محترم که حالا کفری‌تر شده است با ذکر جمله‌ای هم صحبتی با ما را ترک می‌گوید: قطعاً با این تفکراتت در قعر جهنم جا داری!
من ِ خوشحال را بگو که می‌خواستم با عزیزان دو کلام صحبت ِ منطقی بکنم! استادی می‌گفت دستگاه امام حسین جوری شده که خود امام هم نمی‌تواند دخالتی در آن کند!
در پیش بی دردان چرا فریاد بی‌حاصل کنم؟ / گر شکوه‌ای دارم ز دل با یار صاحب دل کنم

مطالب سال گذشته:
محرم و غصه های من؛ هشت برش از غصه‌های محرمی من!
این کنسرت ابی ست یا عزاداری امام حسین (ع)؟

مطالب دو سال گذشته:
مجالس دروغ ساز؛ بخش کوتاهی از کتاب حماسه حسینی
یک تراژدی ذلیلانه؛ نگاه تراژیک و مورد پسند به حوادث عاشورا

مطالب سه سال گذشته:
کدام عزاداری؟ برداشت آزادی از بیانات رهبری
حماسه‌ی تکنو؛ یک مینی مال چندش آور!


سه شنبه 14 آبان 1392 | 20:17 | دین نوشت | ()


خدای من...

خدایا مرا با مجازات گناهانم ادب نکن! غافلگیرم نکن!
می‌دانم که جز تو خوبی نیست؛ زندگی و اختیارم از لطف توست. نیکوکار به کمکت نیاز دارد و بدکار در سلطه‌ی قدرت توست.
خدایا می‌خوانمت و پاسخم می‌دهی، ولی وقتی صدایم می‌زنی، وقتی اذانت پخش می‌شود، کر می‌شوم، تنبل می‌شوم!
خدا هر چه که از تو می‌خواهم می‌بخشی، ولی هرچه که بخواهی با رفتارم رد می‌کنم! چه گستاخم!
تویی که هر جا و هر زمانی که بخواهم با تو سخن می‌گویم و می‌شنوی و خواسته‌ام را عملی می‌سازی!
خدا به تو امید دارم که بر هر که جز تو امید بستم ناامیدم کرد؛ عزیزم کردی، مرا محتاج مردم نکردی تا خوار شوم.
خدای من! تویی که مرا دوست خودت کردی با این که نیازی نداشتی!

*یکی از دغدغه‌هایم فارسی کردن دعاهاست، حتی فارسی‌تر از اینی که نوشتم؛ فارسی و نه ترجمه‌ی عربی که خیلی فرق دارند!


دوشنبه 13 آبان 1392 | 23:15 | دین نوشت | ()


درون سینه‌ام دردی ست خون‌بار

نمی‌دانم چه می‌خواهم بگویم
زبانم در دهان باز بسته است
در تنگ قفس باز است و افسوس
که بال مرغ آوازم شکسته است
نمی‌دانم چه می‌خواهم بگویم
غمی در استخوانم می‌گدازد
خیال ناشناسی آشنا رنگ
گهی می‌سوزدم گه می‌نوازد
پریشان سایه‌ای آشفته آهنگ
ز مغزم می‌تراود گیج و گمراه
چو روح خوابگردی مات و مدهوش
که بی سامان به ره افتد شبانگاه
درون سینه‌ام دردی ست خون‌بار
که همچون گریه می‌گیرد گلویم
غمی آشفته دردی گریه آلود
نمی‌دانم چه می‌خواهم بگویم


دوشنبه 6 آبان 1392 | 13:26 | شعر نوشت | ()


سرشار از عشق به فرد!

امر به معروف و نهی از منکر چیست؟ تبلیغ و صیانت از ارزش‌های الهی و فرهنگ دینی است. اگر می‌خواهیم امر به معروف و نهی از منکر کنیم اول باید قلبمان را سرشار از عشق به آن فرد کنیم! قلبمان را رحمانی کنیم! و الّا، کارمان شیطانی است.
امر به معروف و نهی از منکر برای خود نمایی نیست؛ برای سیطره نیست؛ برای تحمیل خودمان بر دیگران نیست. امر به معروف و نهی از منکر «هدایت» است.
 مثالش داستان حضرت موسی، خدا می‌توانست گوش فرعون را بگیرد و تنبیه کند؛ برای خدا کاری نداشت، می‌توانست فرعون را مؤمن خلق کند، می‌توانست بعد از یک عتاب و هشدار او را محو کند.
خدا برای هدایت یک بنده‌ی متمردی مثل فرعون که گفته بود «أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلَی» ادعای ربوبیت کرده بود، نیامد یک تلنگر بزند و نابودش کند. خدا یکی از بهترین بندگان خودش حضرت موسی را برگزید، او را در کوره‌ی حوادث و سختی‌ها، آموزش‌ها و تربیت‌ها قرار داد، تا این حد که حضرت موسی هشت بیگاری حضرت شعیب را کرد، مشغول عملگی بود!
خدا حضرت موسی را ساخت، در کوه با او صحبت کرد. وقتی دید قلب حضرت موسی سرشار از محبت شده، رحمانی شده، آن وقت به او گفت «اذْهَبْ إِلَی فِرْعَوْنَ» موسی درخواست وزیر می‌کند و هارون همراهش می‌شود، بعد می‌گوید «اذْهَبَا إِلَی فِرْعَوْنَ» وقتی سراغ فرعون هم می‌روی چگونه با او حرف بزن، «قُولَا لَهُ قَوْلًا لَّیِّنًا» با زبان نرم با او صحبت کن؛ به او بگو «هَل لَّکَ إِلَی أَن تَزَکَّی» می‌خواهی پاک بشوی؟ «وَأَهْدِیَکَ إِلَی رَبِّک» می‌خواهی سمت پروردگارت هدایتت کنیم؟ این گونه با فرعون حرف بزنید.
خدا برای هدایت یک بنده‌ی طغیان کار چه طراحی‌ای می‌کند! ما برای تبلیغ ارزش‌های الهی چه طراحی‌ای باید بکنیم!؟


پنجشنبه 2 آبان 1392 | 08:31 | دین نوشت | ()


← آخرین مطالب

← علاقمندی‌ها

← دوستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :

←تبلیغات