تبلیغات
صادق آنلاین - مطالب روز نوشت
صادق آنلاین
روزنوشت‌های یک صادق
سلام! از این که چند دقیقه‌ای مهمان وبلاگم هستید، خوشحالم؛ ممنون می‌شوم مرا از نظرات خود بهره‌مند سازید.
راستش خیلی مهم نیست چه عقیده‌ای داریم؛ مهم این است که انسانیم، می‌توانیم صادقانه با هم حرف بزنیم و حتی به هم عشق بورزیم!
لطفاً به تاریخ انتشار مطالب توجه کنید، امروز است!

به لطایف الحیل!

واقعی
شیراز، بلوار سرداران شهید
راننده‌ی تاکسی: اگه جای تک تک این ماشینا رو بکنن، نفت می‌اد بیرون؛ چاه نفت می‌شه!


سه شنبه 21 دی 1389 | 09:02 | روز نوشت | ()


خود درگیری

خوبی ما پسرا یا شایدم بدی ما؛ اینه که تا حدود ۱۵ سالگی نماز و روزه و اینا رو جدی نمی‌گیریم!
دوران ابتدایی بودم، فکر کنم حدود یک ماهی وقفه افتاده بود بین نماز خوندنام!! به هر ضرب و زوری بود نمازو رسوندم به رکعت آخر و سجده‌ی آخر، حالا یادم رفته بود تشهد و سلامو باید تو سجده‌ی آخر بخونم؟ یا قبلش باید می‌خوندم؟ یا بعدش!!
هنگ کرده بودم!! متاسفانه یادم نیست آخرش چکار کردم ولی پیش خودم خیلی ضایع شدم!!!
بعضی وقت‌ها خیلی ضایع می‌شیم!!
خدا کجای معادلات زندگی ماست؟


سه شنبه 14 دی 1389 | 15:34 | روز نوشت | ()


آقای مرادی حلالم کن!!

این آقای بهروز مرادی که الان مدیر عامل هدفمند سازی یارانه‌ها ست، یک روزگاری فرمانده لشکر ۱۹ فجر (که الان به سپاه فجر فارس تغییر نام داده) بود،‌ همان روزگار یعنی حدود دوازده سیزده سال پیش، این جناب مرادی همسایه‌ی ما بودند یا ما همسایه‌ی آن‌ها بودیم! 
یک فلوکسی داشتند که اسم خاصی داشت از این فولکس قورباغه‌ای‌ها نبود! یک ماشین جمع و جور کوچک قرمز رنگی که نایاب بود و هست. بعضی اوقات جناب مرادی با یک پیکان بیت المال این طرف و آن طرف می‌رفت.
آن روز‌ها تازه یاد گرفته بودم که با فشار روی والف تیوپ بادش خارج می‌شود! یک روزی از مدرسه برگشتم، ماشین پیکان توی پارکینگ بهم چشمک می‌زد، رفتم و به چشم به هم زدنی سوزن والف را فشار دادم! صدا داد و یک کمی باد لاستیک بیرون آمد!!!
عصر دوباره آمدم پایین و دیدم آن‌چه نباید می‌دیدم!! باد لاستیک پیکان جناب مرادی خالی شده بود! خیلی ترسیده بودم، کپ کردم و دویدم توی خانه!! تا چند روزی با ترس و لرز می‌رفتم مدرسه و بر می‌گشتم و شب‌ها با عذاب وجدان می‌خوابیدم؛ چون گمانم این بود که کار من باعث شده لاستیک پنچر شود و جناب مرادی باید کلی بدبختی بکشد برای پنچر گیری!! بعد‌ها فهمیدم این سورن والفش گیری داشه که باعث شده‌ همان جا بماند و به مرور باد از لاستیک خارج شود و لاستیک پنچر به نظر برسد!
این قضیه بین خودم و خدا همین طور سکرت ماند تا این روز‌ها که دوباره از تلویزیون چشمم به جمال جناب مرادی روشن شد! شاید با یک جستجویی یا از طریق گودر، این حلالیت طلبی برسد به دستشان! ان شاء الله....


جمعه 10 دی 1389 | 12:22 | روز نوشت | ()


شماره همراه دکتر موغلی!

سایت استانداری فارس یک کاری انجام داده! شماره همراه اصلی تمام مدیران فارس را بدون هیچ چشمداشتی در اختیار عموم قرار داده. (+)
در این میان شماره همراه دکتر موغلی هم خودنمایی می‌کند، البته دور از ذهن است که جناب دکتر به شماره‌های ناشناس جواب بدهند ولی شاید این شماره روزی روزگاری به کار کسی بیاید:

شماره همراه دکتر موغلی


چهارشنبه 8 دی 1389 | 12:52 | روز نوشت | ()


بیانیه‌ی شماره‌ی 6؛ هدفمندی نظرات

با توجه به اجرای طرح هرفمند سازی یارانه‌ها، از این پس فقط نظرات اعضای وبلاگ و کسانی که هویت آن‌ها با قرار دادن نام و آدرس وبلاگ یا ایمیل محرز شود؛ نمایش داده خواهد شد.


یکشنبه 28 آذر 1389 | 18:00 | روز نوشت | ()


بیانیه‌ی شماره‌ی 5؛ پوست می‌اندازیم!

تلگرافی:در راستای همان حرف‌های تکراری، قالب جدید وبلاگ راه اندازی شد که به تدریج کامل‌تر می‌شود.
منتظر نظرات و پیشنهادات هستم.


پنجشنبه 11 آذر 1389 | 10:44 | روز نوشت | ()


بیانیه‌ی شماره‌ی 4؛ دات آی آر می‌شویم!

(شاید) به مناسبت عید غدیر، بالاخره یكی از فازهای مهم وبلاگ نویسی عملی شد و صادق آنلاین، دات آی آر شد.
از برادران و خواهران عزیزی كه این وبلاگ را لینك نموده‌اند تقاضا دارم آدرس لینك را به Http://SadeghOnline.ir تغییر دهند.
امیدوارم بتوانم مطالب بیانیه‌ی شماره‌ی 3 را آهسته و پیوسته عملی كنم. که البته این کار مستلزم همکاری شماست، با عضویت در وبلاگ همکاری خود را عملا نشان دهید. (+)
متاسفانه
 همان طوری كه نوشتم وقت و زمان خیلی محدودی‌تری نسبت به قبل دارم.


پنجشنبه 4 آذر 1389 | 20:20 | روز نوشت | ()


سپهری

1- یادم می‌آید از سال اول دبستان تا اول راهنمایی، روزهای اول مهر، دل درد شدید می‌گرفتم لابد به خاطر استرس!
سال اول راهنمایی طبق معمول دل درد داشتم و به خودم می‌پیچیدم، رفتیم سرکلاس، نیمکت های سمت چپ ردیف پنجم یا ششم نشستم، یک نفری آمد کنارم نشست، فهمید دل درد دارم، حرف زد، حرف زدیم، حرف‌هایمان شد دلداری برای دل درد من! فامیلش سپهری بود؛ اولین دوست دوران راهنمایی من.

2- دیروز یک موتوری توی یک تقاطع از سمت چپ می‌آمد، من توی ماشین بودم، نیش ترمزی زدم و طرف رد شد، از جلویم که رد شد دستی به نشانه‌ی تشکر بلند کرد و لبخندی زد. نگاهش کردم لبخندش آشنا بود، نوستالژیک بود! برایش بوق زدم.

3- یک یا دو ثانیه بعد، قیافه‌اش در ذهنم اسکن شده بود، بزرگ شده بود ،موتور سوار، ولی ظاهر بچگی‌اش را حفظ کرده بود.

4- این مطلب یک مدیحه برای سپهری نیست. یک ثانیه برخورد بود؛ یک آن. فقط به این فکر می‌کردم که شاید این آخرین دیدارمان باشد. رفیق دوران راهنمایی که هیچ نشان و نشانه‌ای ازش ندارم.

5- قدر ثانیه ثانیه‌های با هم بودن را بدانیم؛ فقط همین...


سه شنبه 2 آذر 1389 | 07:59 | روز نوشت | ()


بیانیه‌ی شماره‌ی 3؛ کوپش!

یکی از مواردی که دوست داشتم در دوران جوان‌تری‌ام انجام دهم تاسیس کانون وبلاگ نویسان پیام نور شیراز بود. حتی اواخر دوران مسئولیتم اساس‌نامه‌ی این کانون را نوشته بودم ولی متاسفانه در همان کیفی (+) که دزد برد، رفت!!
متاسفانه تا الان فرصتی نشده تا دوباره اساس‌نامه‌ای بنویسم و یا آن را در جایی، رسمی مطرح کنم؛ با وضعیت فعلی، وقت پیگیری و تاسیس چنین کانونی را (حتی اگر محدود به بسیج هم شود) ندارم.
تصمیمم این شد که این کار را به صورت محدود در همین وبلاگ پیگیری کنم. برنامه‌ام شامل چندین فاز می‌شد، که البته زمان بندی خاصی برای انجامشان در نظر نگرفتم، چون وبلاگ نویسی و امور وب یکی از مواردی ست که از اولویت‌های چندم زندگی‌ام محسوب می‌شود.
اولین مرحله لینک به وبلاگ‌های شناخته شده و شناسایی وبلاگ‌های ناشناخته بود، خب همین جا بحث اجازه گرفتن که واقعا بحث مضحکی هم هست و حیفم می‌آید وقتم را صرف توضیحش کنم، پیش می آید. ولی به طور خلاصه جهت اطلاع رسانی مجبورم این کار را انجام دهم:
اصولا وبلاگ در اینترنت یک تابلوی اعلانات عمومی ست. یعنی هر شخصی وقتی شروع به وبلاگ نویسی می‌کند آن را در معرض دید دیگران می‌گذارد چون اگر قرار بود دیگرانی وبلاگ را نخوانند می‌توانست در دفترچه شخصی و کنج خانه آن‌ها را بنویسد یا تایپ کند و در هاردش ذخیره کند. پس تعریف وبلاگ تعریف روشنی ست و احتیاج به توضیح اضافه‌تری ندارد.
یکی از مواردی که در وبلاگ نویسی مطرح است آمار بازدیدکنندگان است. هر وبلاگی که آمارش بیشتر باشد اعتبارش بیشتر است. این آمار از چه راهی بالا می رود؟ 1- از موتورهای جستجو 2- از لینک شدن در سایت‌ها و وبلاگ‌ها
نتیجه این که هر وبلاگ‌نویسی حتی آماتور دنبال این است که در سایت‌ها و وبلاگ‌های مختلفی لینک شود و هر چه این سایت‌ها و وبلاگ‌ها با اعتبارتر، آمار بازدید وبلاگ او هم بیشتر.
فکر نکنم احتیاج به توضیح بیشتری باشد، این ها استاندارد فضای وب است.
حالا که بحث وب2 هم تمام شده و وب3 روی کار است ما اندر خم پیچ کوچه‌ی لینک وبلاگ‌ها مانده‌ایم!
حداقل برای خودمان مشخص باشد: 1- تعریف وبلاگ 2- هدف از وبلاگ نویسی؛ بعد شروع به نوشتن کنیم.
خب برسیم به بحث خودمان،
مرحله‌ی دوم عضو گیری بود که این مرحله خودش پروسه‌ی طولانی مدتی می‌شد؛ چندین مزیت برای اعضای وبلاگ تعریف کردم که هر کدام به فاصله‌ی زمانی اجرا شود.
و مراحل بعدی، از محدودیت در نظرگذاری تا اضافه کردن نویسنده به وبلاگ و آموزش وب2 مختص اعضا و نظرسنجی های تحت وب و انجام کنفرانس های آنلاین و الی آخر...
اما در همین مرحله‌ی اول می‌بینم که بعضی دوستان هنوز به بلوغ وبلاگ‌نویسی نرسیده‌اند، خب مجبورم صبر کنم ... ولی علی الحساب از چند روز آینده فقط اعضا می‌توانند نظر بگذارند، لینک عضویت (+) در کنار صفحه قرار گرفته.
علیرغم توضیحات بالا، تمام کسانی که فکر می‌کنند لینک وبلاگشان در "صادق آنلاین" برایشان مشکل ساز است در همین مطلب و به صورت خصوصی (در چند روز آینده) نظر بگذارند تا از لینکستان حذف شوند.


شنبه 22 آبان 1389 | 20:20 | روز نوشت | ()


بیانیه‌ی شماره 2؛ مجانی لینك می‌كنیم!

به مناسبت ازدواج حضرت علی و زهرا و ایضا پانصدمین پست وبلاگ، برادران و خواهران بسیجی دانشگاه پیام نور شیراز كه نویسنده‌ی وبلاگ می‌باشند و وبلاگشان تاكنون در لینكستان این وبلاگ لینك نشده، در صورت تمایل می‌توانند با  درج نظر در این مطلب  ، در لینكستان "صادق آنلاین" قرار گیرند.


دوشنبه 17 آبان 1389 | 12:38 | روز نوشت | ()


← آخرین مطالب

← علاقمندی‌ها

← دوستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :

←تبلیغات