تبلیغات
صادق آنلاین - مطالب فضای مجازی
صادق آنلاین
روزنوشت‌های یک صادق
سلام! از این که چند دقیقه‌ای مهمان وبلاگم هستید، خوشحالم؛ ممنون می‌شوم مرا از نظرات خود بهره‌مند سازید.
راستش خیلی مهم نیست چه عقیده‌ای داریم؛ مهم این است که انسانیم، می‌توانیم صادقانه با هم حرف بزنیم و حتی به هم عشق بورزیم!
لطفاً به تاریخ انتشار مطالب توجه کنید، امروز است!

گمانه؛ هر چه می‌شنوید، واقعی نیست!

حتماً شنیده‌اید کاریکاتوریست دانمارکی سوخته است؟
یا جایی خوانده‌اید که چارلی چاپلین به دخترش در مورد حجاب نامه‌ای نوشته است؟
شاید باور دارید که لباس فارغ‌التحصیلی از لباس ابن سینا آمده است؟
یا این که فکر می‌کنید این، تصویری از پیامبر اسلام است؟


حتماً شنیده‌اید که مسی به اسرائیل کمک کرده است؟
احتمالاً این اواخر هم این پیام برایتان ارسال شده که سرود ملی ایران از سرود ملی کره جنوبی کپی شده است؟

حجم بالای اطلاعات وارده، باعث شده کمتر به درستی یا نادرستی آن فکر کنیم و گاهی خودمان باعث ترویج یک شایعه شده‌ایم.
در «گمانه» دوری بزنید و ذهنتان را سبک کنید.

به شنیده‌ها، جور دیگری گوش کنید؛ به اطلاعات دریافتی، نگاهی دیگر بیندازید، حتی اطلاعاتی که در «گمانه» می‌خوانید.


پنجشنبه 30 مرداد 1393 | 07:03 | فضای مجازی | ()


با این افسران جنگ نرم چه کنیم!؟

اردیبهشت سال ۹۱ بود که مطلبی نوشتم با عنوان «چرا در فضای مجازی موفق نیستیم؟» همان مطلبی که بازنشرهای تقریباً زیادی داشت. در آن مطلب به هفت دلیل عمده‌ی عدم موفقیتمان در فضای مجازی پرداختم. اوایل مهر همان سال در مطلب «این حرکت ناشیانه» به یک نمونه شکست در این فضا اشاره کردم و در اواسط مهر هم نوشتم «چرا دوست داریم به همه چیز گند بزنیم!؟» و این که «همین ناشی‌بازی‌های مجازی ست که باعث می‌شود غیر از خودمان هیچ کس تحویلمان نگیرد.»
بهمن ماه ایده‌هایی برای وبلاگ نویسی که به ذهنم می‌رسید در مطلب «موتور وبلاگتان را روشن کنید!» نوشتم و اسفند هم مواردی را برای فعالیت در فضای مجازی با عنوان «این، وظیفه‌ی شماست!»
عقیده داشتم که: «هر زمین بازی‌ای قوانینی دارد و اگر این قوانین را ندانیم یا نخواهیم بدانیم جز تمسخر و گل به خود هیچ نتیجه‌ای ندارد... به قول خودشان لشکرهای عجیب و غریب سایبری می‌سازند طوری که آدم حالش از هر چه کلمه‌ی جنگ نرم و افسر جوان جنگ نرم و جبهه‌ی سایبری ایکس و ایگرگ به هم می‌خورد!»
با این که حالا کمی اوضاع متفاوت است ولی هنوز هستند افراد دغدغه‌مندی که تازه فهمیدند باید کاری انجام دهند، خیلی هم خوب! ولی اول معلوم کنید دقیقاً چه کاری می‌خواهید انجام دهید؟ به چه چیزی قرار است برسید؟ با چه کسانی و در چه فضایی می‌خواهید کاری انجام دهید؟
تا وقتی این سؤالات و سؤالات مهم دیگر، بی پاسخ است و تا وقتی افرادی «فقط» دغدغه‌ی فعالیت دارند و عده‌ای همین را هم ندارند، نتیجه این می‌شود که در ایمیلشان دستور العمل فعالیت می‌نویسند: پروفایل فلانی را دنبال کنید، به مطالبش مثبت بدهید و ...
نظر شما چیست؟! با دوستان پردغدغه چه کنیم؟

*به مطالب قبلی اشاره کردم و لینک دادم تا نیازی نباشد حرف‌های تکراری را دوباره بنویسم.


چهارشنبه 2 بهمن 1392 | 00:38 | فضای مجازی | ()


بای بای گودر!

امروز عمر گوگل ریدر (گوگل خوان، گودر) پایان می‌یابد، فکر می‌کنم قبل از خداحافظی با گودر باید سه کار انجام داد.

سلام کنید!
به یک خوراک خوان دیگر سلام کنید! تا الآن جایگزین‌هایی برای گودر در ایده بکر، یک پزشک، نارنجی و ... معرفی شده، امتحان کنید و با سلیقه‌ی خودتان یکی را انتخاب کنید. به نظرم بهترین خوراک خوان آن است که بشود به راحتی اطلاعات گودر را در آن بازیابی کرد! تا الآن commafeed را بهتر از بقیه دیدم، ثبت نام در سه سوت صورت می‌گیرد و کافی ست تیک Google Reader import را برندارید تا تمام دسته بندی‌ها و فیدهایتان را در کامافید داشته باشید! محیط کامافید خیلی به گوگل ریدر شبیه است.


تا اتمام تحریم‌ها منتظر بمانید!
کار از محکم کاری عیب نمی‌کند، یک بکاپ در Takeout درست کنید و بگذارید بماند، چون فعلاً از ایران امکان دانلودش فراهم نیست! از تنظیمات گودر و تب Import/Export این کار را انجام دهید.


یک پشتیبان دستی بگیرید!
به هیچ چیز و هیچ کس اعتمادی نیست! تمام خوراک‌ها را در یک فایل ورد و خیلی مرتب در سیستم نگهداری کنید! از تنظیمات گودر و در تب Subscriptions نام و آدرس تمام خوراک‌ها وجود دارد و فقط به یک Copy/Paste ساده‌ی شما نیاز است.



یکشنبه 9 تیر 1392 | 16:41 | فضای مجازی | ()


تماس

اعداد همیشه ثابت هستند، تا زمانی که اتفاقی بیفتد!
ناتوانی ما در تغییر نتیجه‌ی اتفاقات، بیهوده نیست؛ این ناتوانی باعث تعادل در دنیا می‌شود!
کامپیوترها در یک عمل، اعداد تصادفی تولید می‌کنند تا از بین احتمالات موجود، یک چیز با معنی پیدا کنند.
دنباله های عددی بی پایان، هیچ الگویی ندارند...
در طول تحولات عظیم جهان مثل تسونامی، زلزله، حملات تروریستی و ... این اعداد تصادفی، موقعی که ضمیر مشترک ما هم این اعداد را تولید می‌کند، دیگر تصادفی نیستند!
علم نمی‌تواند این پدیده را توضیح دهد اما دین می‌تواند، در دین می‌گویند دعا کردن؛ یک خواسته‌ی مشترک به صورتی یک صدا گفته می‌شود؛ مثل این که همه یک خواسته را داشته باشند...
یک امید مشترک که ترس را از بین می‌برد... که زندگی می‌بخشد...
اعداد ثابت هستند تا زمانی که اتفاقی بیفتد...
مواقعی که غم وجود دارد ...مواقعی که همه شاد و خوشحال هستند ... در این زمان‌های کوتاه، فقط احساس‌هایی که بین ما مشترک هستند باعث می‌شوند که دنیا بی‌نظم نباشد، شاید این تصادفی ست و شاید پاسخی برای دعاهای ما...

کاش صدا و سیمای ملی، سریال Touch را نشان می‌داد تا به فله‌ای و در پیت بودن سریال‌های ساخت وطن بیشتر پی ببریم! متن بالا بخشی از متن این سریال است که این روزها می‌بینم، یک سریال آرامش بخش و مرتبط به ریاضی!
سریالی که با دیدنش این جمله توی گوشم زنگ می‌زند: «روند توسعه دنیا به این سمت نیست که بشریت مسلمان شود تا به حقانیت برسد! بشر سرعتش بالا رفته و فهمش زیاد شده و دیگر نیازی نیست برای رسیدن به حقانیت، پوسته‌ی اسلام را طی کند.»


شنبه 4 خرداد 1392 | 23:46 | سیاست فضای مجازی | ()


یک نمایشگاه آنلاین عکس!

بشر بعضی وقت‌ها به چیزهایی می‌رسد که حتی فکر آن هم به ذهنش خطور نمی‌کرده! فکر می‌کنم اینستاگرام یکی از همان چیزها است!
پاییز 89 بود که نرم افزاری برای گوشی‌های اپل عرضه شد که قابلیت اشتراک گذاری عکس‌ها را داشت، یعنی کاربر عکس می‌گیرد، از افکت‌های پیش فرض استفاده می‌کند و به اشتراک می‌گذارد! چندی بعد امکان درج مکان با استفاده از موقعیت یاب گوشی هم فراهم شد، یعنی هنگام درج عکس، مختصات طول و عرض جغرافیایی محاسبه و نام مکان نیز همراه با عکس درج می‌شود!
در بهار 91 این سرویس عام‌تر شد و برای کاربران اندروید ارائه شد، از روز انتشار این نرم افزار، نسخه های جدید تر با امکانات بیشتر و رفع مشکلات عرضه می‌شود و در آخرین تغییرات، امکان نمایش فرد روی عکس فراهم شده است! یعنی اگر از فرد یا افرادی عکس بگیرید که در اینستاگرام عضو باشند، می‌توانید آن‌ها را روی عکس نشانه گذاری کنید!
البته بدون استفاده از این نرم افزار هر توضیحی بیانگر آن چه اتفاق می‌افتد نیست ولی می‌توان اینستاگرام را یک نمایشگاه آنلاین عکاسی نامید که ورودش برای عموم آزاد است!
اگر از سیستم عامل اندروید در گوشی خود استفاده می‌کنید، یک بار اینستاگرام را امتحان کنید! مرا در نرم افزار با همین نام کاربری (sadeghonline) دنبال کنید یا عکس‌هایم را در این صفحه مشاهده کنید.


جمعه 3 خرداد 1392 | 18:36 | فضای مجازی | ()


این فقط یک فیلم است!

این مطلب را اواخر سال 91 نوشتم و فرصت انتشار نیافت تا امروز که سالگردش شکست آمریکا در طبس است!

با این که واکنش‌های غالب طیف مذهبی انقلابی به آرگو با تأخیر و پس از کسب اسکار صورت می‌گیرد اما می‌دانم نوشتن از آرگو دیر است.

بن افلکی که می‌شناختم
اوایل امسال بود که شبکه نمایش فیلم شهر (The town) ساخت سال 2010 را پخش کرد. فیلم دو ساعت و نیمه که با حذف حدود پنجاه دقیقه‌ای پخش شد.
شهر در مورد محله‌ی چالزتون و گروهی دزدِ نه چندان بد بود! سر دسته‌ی این گروه خود بن افلک بود که در آخر هم دستگیر نشد.
اخبار ساخت فیلم ضد ایرانی که منتشر می‌شد دوباره نام بن افلک را دیدم که قرار است کارگردان و بازیگر فیلم باشد. اواخر دی ماه آرگو را دیدم.

نقدهایی بی اثر
قبل‌تر نظرم را در مورد نقد فیلم نوشتم اما اگر هزاران هزار ساعت هم آرگو نقد شود و مدام جلسه بررسی گذاشته شود، تا حدودی بی فایده است، آرگو ساخته شد، اکران شد، جایزه گرفت و تمام! احتمالاً تا سال‌های آینده هم جلسات نقد و بررسی آرگو برگزار خواهد شد، نقدهایی که روغن ریخته‌ی نذر امام زاده است.
موضوع اصلی آرگو یک چیز است: شش آمریکایی در حین تسخیر از لانه جاسوسی با کمک یک مأمور سیا که از آمریکا آمده است و سفارت کانادا فرار می‌کنند و به آمریکا باز می‌گردند.
خب در حواشی این موضوع اصلی چیزهای دیگری هم نشان داده می‌شود که قطعاً محل بحث است.
سکوت مطلق رسمی جمهوری اسلامی و منتقدین در مورد موضوع اصلی، تقریباً صحت آن را تأیید می‌کند، موضوعی که من دوست داشتم بعد از سی و چند سال از زبان خودمانی‌ها بشنوم و نه در یک فیلم پر ابهام ببینم!

یک فیلم سفارشی
اعتقادی به این ندارم که دشمنان ما خیلی با برنامه و دقیق عمل می‌کنند و آرگو به مذاکرات هسته‌ای و توهین به پیامبر و 22 بهمن و تعطیلی سفارت کانادا و چه و چه و چه ربط دارد و در مقابل این را هم قبول دارم که آرگو یک فیلم سفارشی ست همان طوری که «طوفان شن» بود!


پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 | 23:44 | سیاست فضای مجازی | ()


روزهای بی گودر!

سال‌های اول آشنایی با اینترنت در پوشه‌ی علاقمندی‌های مرورگر، دسته‌بندی‌هایی ایجاد کرده بودم که وبگردی‌ام را ساده و راحت کند. دسته بندی‌هایی که موضوعی بود و زمانی! دسته‌ی روزانه، هفتگی و ماهانه که حاوی سایت‌هایی بودند که روزانه، هفتگی و ماهانه بهشان سر می‌زدم.
بعدها با گوگل ریدر آشنا شد و تا الآن وبگردی فقط از دریچه‌ی گودر برایم معنی می‌دهد! اما حالا وبلاگ رسمی گوگل در پستی خبر از تعطیلی گوگل ریدر در تاریخ دهم تیرماه 92 می‌دهد! ناپایداری سرویس‌های تحت وب که برای سرویس‌های ایرانی نقطه ضعف بزرگی محسوب می‌شود در گوگل بسیار اتوکشیده انجام می‌شود!
امیدوارم تا آن موقع اتفاقات خوبی بیفتد که مجبور نشوم از همان روش قدیمی وبگردی استفاده کنم، ولی همان طوری که یک پزشک می‌نویسد: «از همین حالا صحبت از پتیشن‌های متنوع برای تغییر نظر گوگل شده است، اما به نظر نمی‌رسد، گوگل از تصمیم خود صرف‌نظر کند.»


پنجشنبه 24 اسفند 1391 | 06:40 | فضای مجازی | ()


چرا دروغ رسانه‌ها را باور می‌کنیم؟

شاید نتوان مصداق‌های دقیقی از رسانه برشمرد و هر چه می‌گذرد، رسانه مصداق‌های وسیع‌تری پیدا می‌کند. رسانه ممکن است من و شما باشیم، ممکن است یک پیامک باشد، شبکه های اجتماعی، روزنامه‌ها و ... همه در زمره‌ی رسانه‌اند. شاید این مطلب به سؤال بالا و این سؤال که «در مقابل شایعات چه کنیم؟» پاسخی داشته باشد.

گوگل را نمی‌شناسیم!
راحت‌ترین کار استفاده از گوگل است! هر چیز بو داری که شنیدید، خواندید یا عکسی دیدید، در گوگل جستجو کنید! با این که گوگل ظاهراً خیلی ساده است ولی استفاده از امکانات آن قطعاً نیازمند آموزش‌هایی است! جستجوی متن در گوگل راحت است، برای جستجوی عکس هم می‌توان از سرویس جستجو بر اساس عکس گوگل استفاده کرد.

از منابع، اطلاعات کافی نداریم!
رسانه‌ها به دلایل و با اهدافی مرتبط با سیاست‌گذاری‌های خودشان مطالبی را تولید یا نشر می‌دهند. این وظیفه‌ی مخاطب است که بداند این منابع کیستند و خط و مشی‌شان چیست؟ وقتی مثلاً بدانیم خبرگزاری فارس متعلق به سپاه عزیز است یا روزنامه‌ی تهران امروز متعلق به طیف حامیان قالیباف یا مثلاً شبکه ایران متعلق به حامیان دولت، قطعاً در قضاوت ما در مورد محتوای منتشر شده تأثیر خواهد گذاشت. نکته‌ی بعدی این که یک شایعه را باید از زوایای مختلف بررسی کرد و این یعنی نظریات گروه های مخالف را در یک مورد خاص بررسی کرد و تنها از یک منبع اطلاعاتی نتیجه نگرفت. البته همه‌ی این‌ها با فرض این است که منبعی وجود داشته باشد! تکلیف مطالب بی منبع که مشخص است.

حواشی را دوست داریم!
به صورت کلی به حواشی علاقمندیم، این که مثلاً فلان بازیگر چه کار کرده و فلان بازیکن چه خطایی مرتکب شده، این اخبار را زودتر باور می‌کنیم! فرضاً به راحتی می‌پذیریم احمدی نژاد در سفر ونزوئلا دختر چاوز را بغل کرده است! یا اگر کسی یک خبر پشت پرده برای ما بیاورد بدون بررسی صحت و سقم، آن را می‌پذیریم و نشر می‌دهیم! اگر مسئله مهمی در سطح کشور یا جهان پیش می‌آید که همه در خصوص جزئیات آن بی اطلاعند، با شنیدن اولین خبر ِ حاشیه‌ای، هیجان زده نشویم و نخواهیم که سریع آن را بازنشر دهیم!


دوشنبه 21 اسفند 1391 | 20:17 | فضای مجازی | ()


این، وظیفه‌ی شماست!

در مورد فعالیت ما! در فضای مجازی چیزهای زیادی از ذهنم می‌گذرد که قبل‌تر به عناوین مختلفی نوشته‌ام و خواهم نوشت. این مطلب خطاب به خودم هست و همه‌ی کسانی که احساس می‌کنند وظیفه‌ای دارند.

این یک جنگ است

باید قبول کرد که جنگی در جریان است، که اگر نبود، فرماندهان و افسرانی برای این جنگ تعیین نمی‌شد، جنگ مختصات خودش را دارد و همه را درگیر می‌کند. هر کسی وظیفه‌ای دارد که باید به خوبی آن را انجام دهد.

بخوانید و بدانید!

تا می‌توانید اطلاعات خودتان را از فضای مجازی بالا ببرید، شناسایی! آموزش ببینید و چیزهایی که بلدید به بقیه یاد بدهید. نادانسته و بدون بررسی نمی‌توان وارد میدان شد. نکته‌ی اساسی این جاست که اطلاعات در فضای مجازی به سرعت در حال به روز رسانی ست و این آموزش باید مداوم و پایدار باشد. در مواردی اطلاعات چندین ماه قبل، کهنه و قدیمی محسوب می‌شوند.

مهره‌ی بی‌خاصیت نباشید!

هیچ وقت به یک مهره‌ی بی خاصیت مبدل نشوید، رصد کردن و خواندن ِ صرف بی‌فایده است! اثری از خود به جا بگذارید، گستره‌ی فعالیت در فضای مجازی بسیار زیاد و متنوع است. وبلاگ بنویسید، در شبکه های اجتماعی فعالیت کنید، عکس به اشتراک بگذارید و ... تنها یک مصرف کننده‌ی بی اثر نباشید!

واقعی باشید

ادا در نیاورید، انسان باشید! فعالیت‌هایتان در فضای مجازی آینه‌ای از خود واقعی ِ تان باشد. بخندید، ناراحت شوید، جک تعریف کنید، گریه کنید، اشتباه کنید و... در یک کلام واقعی باشید!

به سوی ابتذال نروید

فعالیت در فضای مجازی آسیب‌هایی هم دارد، اول از همه، خودتان را به ضد گلوله مجهز کنید! با تعمیق باور های مذهبی و مطالعات اعتقادی. دروغ و چرندیات رسانه‌ها را باور نکنید و از آن‌ها تأثیر نپذیرید. در ارتباط با نامحرم دقت کنید!

هر جایی که می‌پسندید فعالیت کنید

قرار نیست فیس‌بوک و توییتر و پلاس و کلوب و افسران و لینکداین و ... را به سیطره‌ی خود درآورید! یک ده آباد به از صد شهر خراب! بسته به علاقه و وقتتان به فعالیت موثر در یک یا چند محیط بپردازید و از وقت گذرانی بیهوده جداً بپرهیزید. یادتان نرود شما نمی‌توانید تمام کتاب‌های (خوب) دنیا را بخوانید!

وقت بگذارید

بدون صرف هزینه نمی‌توان موفق بود. برای آرمان‌هایتان هزینه کنید، وقت شما گران‌بهاترین سرمایه‌ی شماست. برای فعالیت‌هایتان وقت بگذارید و به بهترین شکل از ثانیه‌های آن استفاده کنید.

با نیت الهی فعالیت کنید

در دین ما نیت نقش مهمی ایفا می‌کند. با نیت الهی به فعالیت مثبت در فضای مجازی بپردازید.


دوشنبه 7 اسفند 1391 | 22:55 | فضای مجازی | ()


بازنشر: این تیترزنی مضحک را متوقف کنید!

سایت‌های زرد مدت‌هاست برای جلب توجه بیشتر بازدیدکنندگان از کلماتی همچون «+ عکس» یا «+ فیلم» در تیتر مطالب خود استفاده می‌کنند و عناوینی چون «عروسی فلان بازیگر + عکس» تیتری مرسوم در بسیاری از این سایت‌هاست. مدتی است که برخی سایت‌های خبری فارسی نیز از این شیوه تیتر زنی استفاده می‌کنند و متأسفانه این روش حتی به خبرگزاری‌های رسمی کشور نیز رسیده است و به نظر می‌رسد تجربه‌ی سال‌ها تیتر زنی در رسانه‌ها و آن همه مطالب کتاب‌ها و تدریس اساتید برای شیوه درست و اصولی تیتر زنی فدای جذب مخاطب به شیوه سایت‌های زرد شده است.
اکنون وقت آن رسیده است که دبیران و نویسندگان سایت‌های خبری فارسی از خود سؤال کنند که اگر به راستی این شیوه‌ی درستی در جذب مخاطب است چرا بسیاری از آژانس‌های خبری بین‌المللی یا سایت‌های معتبر خبری از چنین شیوه ای برای تیتر مطالب خود استفاده نمی‌کنند؟
اینکه یک خبر شامل عکس است آن قدر منحصر به ‌فرد و عجیب نیست که نیاز به الحاق واژه «+عکس» در تیتر خبر باشد و اگر تصویری آن قدر مهم است بهتر است که تیتر خبر با ادبیات بهتری آن را مطرح کند مثلاً «تصاویری از شرکت مردم در انتخابات» و یا اگر لازم است خواننده را از شکل محتوایی خبر مطلع کرد می‌توان از تصویر کوچکی (آیکون) که نشان از تصویر یا فیلم است در کنار تیتر خبر استفاده کرد.

*مطلب بالا یکی از مطالب وبلاگ علیرضا شیرازی، مدیر بلاگفا ست که به خاطر قرابت فضای ذهنی، بی کم و کاست منتشرش کردم.


پنجشنبه 26 بهمن 1391 | 18:59 | فضای مجازی | ()


  • تعداد کل صفحات : 2 
  • 1  
  • 2  

← آخرین مطالب

← علاقمندی‌ها

← دوستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :

←تبلیغات