تبلیغات
صادق آنلاین - مطالب سیاست
صادق آنلاین
روزنوشت‌های یک صادق
سلام! از این که چند دقیقه‌ای مهمان وبلاگم هستید، خوشحالم؛ ممنون می‌شوم مرا از نظرات خود بهره‌مند سازید.
راستش خیلی مهم نیست چه عقیده‌ای داریم؛ مهم این است که انسانیم، می‌توانیم صادقانه با هم حرف بزنیم و حتی به هم عشق بورزیم!
لطفاً به تاریخ انتشار مطالب توجه کنید، امروز است!

مرگ انقلاب!

اگر انقلاب ما تنها نام‌ها و عناوین نیست، اگر انقلابیون ما فقط کسانی نیستند که اسم مقام معظم رهبری لقلقه زبانشان باشد، اگر ساده زیستی، استکبارستیزی، استقلال و آزادی، شعار انقلاب اسلامی نیست، انقلاب مرده است!

به راستی در عرصه کلان ما توانستیم کدام هدف انقلاب را محقق کنیم؟ آیا ساختار نظام اجازه عرض اندام به یک نیروی انقلابی دیگر برای پیشبرد اهداف انقلاب را می‌دهد یا ساختارهای خویشاوند سالاری و رابطه مداری که خیال حاج آقا را راحت کرده، قوی‌تر است؟

در عرصه‌های خرد و ارتباط انقلاب با مردم جامعه، کجای کاریم؟! در ادارات چه خبر است؟ در قوه‌ی معظم قضاییه در ارگان‌های وابسته و در کل ساختار اداری ما چه خبر است؟! دردهای مردم به راحتی درمان می‌شود؟ مشکلات مردم بدون پول و پارتی به راحتی رفع می‌شود؟! چه اندازه بیت‌المال برای متولیان مهم است؟!

*در همین زمینه بخوانید: پارادوکس نهضت و نظام دکتر شریعتی
* مهندس مشایی زمانی گفته بود: «اسرائیل مرده و تشییع جنازه آن به تأخیر افتاده است!»


چهارشنبه 19 خرداد 1395 | 18:15 | سیاست | ()


رئیس جمهور دروغ!

از سال 84 تا 92 رئیس جمهور برایم معنای دیگری داشت، شاید معنای واقعی رئیس جمهور را! سخنرانی‌هایش را گوش می‌دادم، اخبارش را دنبال می‌کردم، از لابلای سخنانش، یاد می‌گرفتم و در یک کلمه از داشتن رئیس جمهور لذت می‌بردم!
اما دو سال است، نه من کاری به رئیس جمهور دارم و نه او کاری به ما دارد! گاهی اجباراً سخنانش را تحمل می‌کنم، بخواهم محترمانه بنویسم: لحن کلامش و حرف‌هایش را نمی‌پسندم؛ جهت گیری‌هایش را دوست ندارم.
و حرف‌های کنایه آمیزش به رهبرم را فراموش نمی‌کنم.
البته با علاقه‌مندانش مشکلی ندارم! همان طوری که دوست ندارم کسی علاقه‌ام به رئیس جمهور سابق را لگدمال کند و مرا متحجر بداند! (لگدمال کند و متحجر بداند هم، خیالی نیست!)
بهانه‌ی نوشتن این متن هم، سفر پنج روزه‌ی نیمه تمام ایشان بود! خوب است که لغو دو سه ملاقات نه چندان مهم را سفر نیمه تمام بدانیم!


سه شنبه 7 مهر 1394 | 18:55 | سیاست | ()


«رئیس کل» یک هفته‌ای!

بعضی خبرها درست دیده نمی‌شوند و این خبری که حدود دو سال پیش در چنین روزهایی منتشر شد به نظرم از همان نوع خبرهاست:

درحالی که صبح امروز وزیر اقتصاد به نقل از رئیس‌کل سابق بانک مرکزی گفته بود که آقای بهمنی اذعان کرده: «در این ۶ سال تنها یک هفته رئیس‌کل بودم»، بهمنی پاسخ داد: بنده گفته‌ام یک هفته «رئیس‌کلی» رفتم سر کار و ۶ سال شبانه‌روز کار کردم.

بهمنی افزود: رئیس‌کل بانک مرکزی در هیچ جای دنیا شبانه‌روزی کار نمی‌کند اما بنده در این چند سال، شبانه‌روزی کار می‌کردم ولی در یک هفته اخیر حجم کاری‌ام به‌شدت کاهش یافته بود و «رئیس‌کلی» به سر کار می‌رفتم. (+)


سه شنبه 17 شهریور 1394 | 19:26 | سیاست | ()


توقف بصیرت پاشی!

در جریان فتنه ۸۸ و با ندای رهبر انقلاب که: «این عمار؟» علاوه بر بعضی خواص، خوعمارپندارها نیز وارد عمل شدند و شروع به واکاوی و شرح جریان فتنه کردند. در این بصیرت‌پراکنی‌ها می‌گفتند که هدف فتنه، احمدی نژاد نبوده و هدف اصلی شکستن ابهت ولایت فقیه است. خودعمارپندارها سخنرانی‌ها در جایگاه ولایت فقیه کردند و سخن‌ها راندند.

با ساخت جریان موهوم انحرافی توسط بعضی بزرگان، این بار خودعمارپندارها شروع به پاشیدن بذر بصیرت کرده و این بار بر توهمات خودشان راندند و دوباره دم از ولایت زندند. این جریان ساختگی را مقابل ولایت فقیه گذاشتند و آن را کوبیدند. روزشمار ولایت‌پذیری ساختند و در دو سال آخر دولت دهم، دست دولت را از برخی امور کوتاه کردند.

حال عمار پندارها و بصیرت‌پراکنان، شکستن ابهت ولایت فقیه را ندیدند! ندیدند که خطوط قرمز رهبری به هیچ انگاشته شد! ندیدند که محدودیت‌های طولانی مدت پذیرفته شد، ندیدند لغو تحریم‌ها به اجرای تعهدات ایران منوط شد، ندیدند که هر اقدامی به گزارش آژانس وابسته شده و...

آن‌ها دیگر مشغول بصیرت پاشی در جامعه نیستند! و می‌گویند اگر خطوط قرمز رعایت نمی‌شد، رهبری لحظه‌ای تحمل نمی‌کرد!

خودعمارپندارهای بصیرت‌پراکن دوست داشتنی نیستند!


سه شنبه 13 مرداد 1394 | 23:00 | سیاست | ()


هسته‌ای را دادند...

شما رفتید ایتالیا تحویلتان گرفتند نوش جانت! از نظر من دنیا تنها چند کشور اروپایی و امریکا نیست.
جناب آقای کروبی! برگردید به مواضع امام! این همه انحراف از مواضع امام از شما بعید است.
من مورد مشخص به شما می‌گویم اصلاً بنده ان‌شاءالله اگر دور بعد مردم به من رأی دادند هرگز از سیاست خارجی جنابعالی و آقای خاتمی پیروی نخواهم کرد!
اینجا به صراحت بگویم، چون به ضرر کشور می‌دانم! هسته‌ای را دادند، محور شرارت هم شدند، تعهد هم دادند الآن همه چیز برگشته است.
امروز در دیپلماسی، دیپلماسی عمومی حرف اول را می‌زند خواهش می‌کنم بروید مطالعه کنید، به دوستانتان هم که اطلاعات را تهیه می‌کنند این‌ها را تذکر بدهید.
دیپلماسی عمومی یعنی باید افکار عمومی را بگیرید. ۴ سال قبل آقای بوش می‌گفت ما باید ایران را براندازیم الآن آقای اوباما می‌گوید ما بدون ایران نمی‌توانیم هیچ کاری را بکنیم همراهی ایران را می‌خواهند.
چطور شما انکار می‌کنید پیروزی ملت را؟ امروز جایگاه ایران در دنیا بالا رفته، می‌گویید ایتالیا ناراحت است خوب باشد مگر ایتالیا ملاک ماست؟!
آقای بوش هم همین حرف‌های شما را می‌زند و می‌گفت ایران چرا مقاومت می‌کند؟ چرا هسته‌ای می‌خواهید؟ بروید به کارهای دیگرتان برسید، هسته‌ای به ضرر شماست× چرا مقاومت می‌کنید و علیه رژیم صهیونیستی حرف می‌زنید؟ شما هم دارید همان حرف را می‌زنید. شما هم دارید می‌گویید رابطه با همه جا به هم خورده است! با کجا به هم خورده است؟ فراموش کردید در دولت‌های قبلی چه اتفاقاتی می‌افتاد؟
الآن مواضع سیاست خارجی ما هم مورد تأیید ملت است هم مورد تأیید مجلس هم مورد تأیید رهبری است بقیه چه‌کاره هستند؟

*مناظره تلوزیونی محمود احمدی نژاد و مهدی کروبی، ۱۶ خرداد ۱۳۸۸


پنجشنبه 1 مرداد 1394 | 01:06 | سیاست | ()


خزان انقلاب

سی و ششمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی هم با راهپیمایی ۲۲ بهمن به اتمام رسید. من انقلاب را ندیدم، برداشتم از انقلاب مطالعات جسته و گریخته، سخنرانی‌های امام و آقا است؛ اما زندگی در جمهوری اسلامی را تجربه کرده‌ام، با بعضی ارگان‌های نظام آشنا هستم. دهه‌ی فجر امسال موضوعاتی ذهن مرا درگیر خودش کرده که جایی جز این جا برای انتشارش وجود ندارد! نکته این که من مثل عوام تفاوت بین نظام و ارکان و سازمان‌های دولتی قضایی را متوجه نیستم!

بافت جمعیتی طرفداران انقلاب

آیا ترکیب جمعیتی طرفداران انقلاب از پابرهنگان به مرفهان و نیمه مرفهان تغییر یافته است؟ انقلاب اسلامی همان طور که امام هم بارها بر آن تأکید داشت انقلاب محرومان و مستضعفان بود، حال بعد از سی و شش سال جمعیت طرفداران انقلاب تشکیل شده از کدام دهک‌های جامعه است؟ آیا کاهش طرفداری پابرهنگان از انقلاب محسوس است؟ آیا شرکت کنندگان در راهپیمایی ۲۲ بهمن بیش از آن که قشر محروم جامعه باشند، افراد وابسته‌ی به نظام و کسانی نیستند که دستشان به دهانشان می‌رسد؟ آیا انقلاب با طرفداران اصیل خود، کاری ندارد؟ آیا طرفداران سنتی انقلاب به خاطر جانبداری از انقلاب به نان و نوایی رسیده‌اند؟ آیا آن‌هایی که شکمشان سیرتر است بیشتر در راهپیمایی شرکت می‌کنند؟ در محلات فقیر نشین شهر و کشور در روز ۲۲ بهمن چه خبر است؟ یا شاید انقلاب باعث افزایش سطح عمومی رفاه مردم شده است؟!

پایبندی کارگزاران به ارزش‌های انقلاب
مسئولین و کارگزاران جمهوری اسلامی در هر سطحی به ارزش‌های انقلاب از لحاظ فکری و عملی پایبند هستند؟ انقلاب اسلامی با شعارهایی روی کار آمد، ارزش‌هایی همچون عدالت، مبارزه با فساد و تبعیض، برپایی قوانین مترقی اسلام. حال و بعد از ۳۶ سال، مردم ولی نعمتان این نظام هستند؟ وقتی شما به اداره‌ای مراجعه می‌کنید، چه برخوردی با شما می‌شود؟ در سازمان‌های وابسته به نظام اعمم از دولتی یا قضایی، بدون داشتن آشنا، کار شما چگونه انجام می‌شود؟ چرا با افرادی که به جایی یا کسی وصل نیستند این قدر در ادارات غریبانه برخورد می‌شود؟ عملکرد بانک‌ها در برخورد با مردم چگونه است؟ چه تعداد مدیر در جامعه به «ولی نعمت بودن مردم» در عمل پایبند هستند؟ در کدام ادارات قوانین اسلامی پیاده سازی شده است؟

تفاوت با حکومت دموکراتیک
به استثنای ولایت فقیه، حکومت جمهوری اسلامی «در عمل» چه تفاوت عمده‌ای با سایر حکومت‌های دموکراتیک دارد؟ یکی از بارزترین ویژگی‌های جمهوری اسلامی و احتمالاً تنها دلیل پایداری آن، ولایت فقیه است، اگر ولایت فقیه را حذف کنیم، جمهوری اسلامی چه تفاوت عمده‌ای با سایر حکومت‌های دموکراتیک دارد؟ چه فرق اساسی یا چه ویژگی مثبتی وجود دارد؟ آیا یدک کشیدن نام اسلامی کافی است؟ آیا تلاشی جهت بهبود وضعیت حکومت داری توسط حاکمیت در حال انجام است؟

آینده‌ی انقلاب
آیا سرنوشت انقلاب، همچون اسلام، انحراف و استحاله خواهد بود؟ رهبر معظم انقلاب در سخنرانی عبرت‌های عاشورا و در سخنرانی دانشگاه علم و صنعت، نسبت به تغییر ماهیت جمهوری اسلامی هشدار می‌دهند. متن سخنرانی ایشان نیاز به توضیح دیگری ندارد. آیا باید منتظر بروز چنین اتفاقی باشیم؟ یا این اتفاق به صورت خزنده‌ای در حال افتادن است؟ یا حتی افتاده است؟! ما چه وظیفه‌ای داریم؟ در روزی که این خطر به صورت واضحی معلوم شود، چه باید کرد؟!

و همچنین بخوانید:
جمهوری اسلامی تقلبی
چرا انقلاب شد؟


پنجشنبه 23 بهمن 1393 | 06:56 | سیاست | ()


کدام مردم؟

«تعجب جناب حداد عادل از وضعیت فرهنگی شمال ایران به گونه‌ای است که گویی ایشان یک توریست خارجی هستند و به تازگی وارد کشور شده‌اند. حیرت ایشان ناشی از رویارویی بی‌واسطه‌شان با مردم و اجتماع پیرامون است.

اتفاقی که برای مسئولان و دولتمردان ما به ندرت رخ می‌دهد. درک آن‌ها از مردم عموماً محدود و بسته است و به معاشرین و محیط‌هایی وابسته است که دوستان در برنامه روزانه‌شان به آن‌ها رفت آمد می‌کنند. گروهی از آن‌ها مردم را تنها در صفوف نماز جمعه، هیئت‌ها و حسینیه‌ها و مجالس سخنرانی درک می‌کنند و گروهی دیگر مردم را تنها در قالب حاضران در کنسرت‌ها و صف‌های سینماها و محیط‌های دانشجویی می‌بینند. هر کدامشان تصویری واژگون و معلق از مردم و خواسته‌هایشان دارند و بدتر از آن که، گاه با اعتماد به نفسی شگفت انگیز از خواسته‌های مردم داد سخن می‌دهند، کدام مردم؟

آن‌ها به خاطر نوع مشاغل و دغدغه‌هایشان فرصتی برای حضور در کوچه و خیابان و میان مردم عادی ندارند، آن‌ها در میان مسئولیت‌های رنگارنگشان و در مورد نمونه‌هایی مثل جناب حداد عادل دل‌مشغولی‌های آکادمیکشان فرصتی برای گشت زدن در میان مردم را ندارند. آن‌های غروب تابستانی از خانه‌های زیبایشان که عموماً در شمال شهر تهران است بیرون نمی‌آیند و به پارک‌های شلوغ مرکز و جنوب شهر نمی‌روند. گذرشان به مراکز خرید شهرهایشان نمی‌افتد. وقت این کارها را ندارند. آن‌ها در پوزیشن یک دولتمرد پرمشغله خود را غرق کرده‌اند و از مصاحبت با نخبه‌ها و هم‌رده‌های خود لذت می‌برند. آن‌ها تصورشان از این جامعه‌ی رنگ به رنگ متعلق به سال‌ها پیش است. آن‌ها وقت نمی‌کنند در پیاده روها و میادین شهر قدم بزنند و بفهمند که نماینده و دولتمرد کدام مردم هستند.

آن‌ها از نبض جامعه به دورند. تحلیل آن‌ها از پوشش جوانان و روحیاتشان و چالش‌های اجتماعی، برگرفته از بولتن‌های محرمانه‌ای است که در گذر از فیلتر مغرضانه راویان به آن‌ها می‌رسد. برای همین هم هست که آن اتفاق خنده دار رخ می‌دهد و آن نماینده سرشناس مجلس در بدترین روز وکالت خود برای بقیه نمایندگان تصاویر گزینش شده از ساپورت پوشی بانوان پخش می‌کند و اندکی خنده و شوخی را به مجلس هدیه می‌کند. گویی این دوستان فرصتی برای قدم زدن در شهر خود ندارند تا ببینند چنین گزارشاتی تا چه اندازه تحریف شده و مبالغه آمیز است.

مسئولان و دولتمردان ما باید فرصتی برای غوطه خوردن در میان عامه مردم را داشته باشند. باید وقت داشته باشند تا در فرصت میان فلان جلسه مجلس و فلان جلسه دولتی تا عزیمت در اتومبیل‌های ضد گلوله برای افتتاح فلان پروژه صنعتی و حضور در بهمان کنسرت موسیقی فاخر، زمانی را هم در خیابان‌های شهر قدم بزنند. در کتاب فروشی‌های خیابان انقلاب، مرکز خرید نازی آباد، پارک خزانه، امامزاده داوود، پارک جمشیدیه، بازار تهران، مهدیه، پردیس ملت، مترو، اتوبوس، رستوران‌ها، ساندویچی‌ها، سینماها و... با مردم درد دل کنند، با مردم واقعی، با مردم از همه رنگ، میلیون‌ها نفوسی که در این تهران و دیگر شهرهای کشور زندگی می‌کنند.

چرا بر تصورات اشتباه و ناقصمان از مردم اصرار داریم؟ مردمی که قرار نیست مطابق با برداشت‌های شما باشند. این شما هستید که باید هر چه زودتر درک درستی از آن‌ها به دست بیاورید. مردمی که در خیابان‌های شهرهای شلوغ ما، برای زندگی کمی بهتر در تقلا هستند.»

آرش خوش‌خو


سه شنبه 28 مرداد 1393 | 14:27 | سیاست | ()


در جستجوی حقیقت

رکعت سوم نماز جماعت ظهر است، امام جماعت بعد از سجده‌ی دوم شروع می‌کند به خواندن تشهد؛ بعضی نمازگزاران نیم خیز می‌شوند، بعضی می‌نشینند و بعضی بلند بلند الله اکبر می‌گویند. امام متوجه اشتباهش می‌شود و فوری برمی‌خیزد.

نماز که تمام می‌شود و تا امام، سلام نماز را می‌دهد، میکروفون به دست می‌گیرد و بعد از عذرخواهی و تشکر از نمازگزارانی که تذکر داده‌اند می‌گوید این هم یکی از اصول اسلامی است که تا نباید دنباله رو محض امام بود، امام هم اشتباه می‌کند و وظیفه‌ی پیروان است که به او تذکر دهند.

من این نوع امام جماعت را دوست دارم حتی اگر اشتباه کند... من این نوع رهبر را دوست دارم حتی اگر اشتباه کند... رهبری که اشتباهش را متوجه می‌شود، از تذکر عصبانی نمی‌شود، از کار اشتباهش عذرخواهی می‌کند، درصدد رفع اشتباه بر می‌آید و از کسانی که به او تذکر داده‌اند قدردانی می‌کند!

همیشه دلیلی هست که بتراشیم و بگوییم اشتباهی رخ نداده! مثل همان امام جماعتی که اشتباه خودش را گردن نمازگزاران و عدم معنویت آن‌ها می‌انداخت و مشکلی متوجه خودش نبود! همیشه آدم هایی هستند که توجیه کنند و به هر شکلی، امام جماعت را از اشتباه مبرا کنند، اما «حقیقت» چیز دیگری است...


دوشنبه 9 تیر 1393 | 16:07 | دین نوشت سیاست | ()


چرا انقلاب شد؟

اصلاً چرا انقلاب کردیم!؟ انقلاب درست شد ما یک حکومت درست کنیم، حزب بازی در بیاوریم؟ بجنگیم این آن را خراب کند؟ این بیاید سر قدرت؟ بکش بکش درست کنیم!؟

هرکسی هم سر قدرت رسید جیبش را پر کند و جیب فک و فامیل و ایل و تبارش را!؟ بعد هزار جور مسائل فرعی درست کنیم که کسی به این‌ها توجه نکند؟ برای این انقلاب شد!؟

برای چی یکی نماینده شده؟ برای چی آن آقا وزیر شده؟ چرا ما اینجا قرار داریم؟ این نکته بسیار مهمی است که هر روز باید یادآوری بشود؛ این اگر گم بشود همه چیز از دست می‌رود.

برای این انقلاب شد که بخش عمده ای از مدیران کشور از جنوب شهر از روستاها، از شهر های دور بلند شوند بیایند بشوند بالا شهر نشین تهران!؟

وقتی آمدند در مسئولیت دو زار نداشتند که در زندگی خود خرج کنند بعد میلیاردر و صاحب شرکت و تجارت و ... برای این‌ها انقلاب شد!؟

برای این انقلاب شد که برای گرفتن پست‌ها به سر و کله هم بزنیم؟ دین خدا و پیامبر همه چیز را خرج کنیم؟ برای این‌ها انقلاب شد!؟ به هر قیمت!؟

انقلاب شده برای انجام یک مأموریت الهی، انقلاب ما دنباله‌ی انقلاب پیامبر عزیز محمد مصطفی است.

این انقلاب درست شد تا ایران و بشریت را یک گام جلو ببرد به سمت نقطه موعود، یعنی به سمت هدف. این همه شهید و زحمت‌ها و هجران‌ها و تلاش‌های انبیاء در طول تاریخ نبوده که من حالا بیایم اینجا بنشینم و بگویم کسی هستم.

پس برای چه اینجا هستیم؟ برای پیگیری یک آرمان الهی بزرگ؛ ما باید زمینه ساز حکومت جهانی بشویم.

اگر ما اینجا دنبال، عدالت، پاکی و محبت هستیم، برای این است که الگو بسازیم، برای اینکه نمونه بسازیم و دل‌ها به این راه جلب شود و به دنیا بگوییم که جهان نیازمند یک اندیشه، نظم و راه جدید است و باید برگردد به راه انبیاء و خدا. (+)


پنجشنبه 1 خرداد 1393 | 22:10 | سیاست | ()


ماجرای تغییر ساعات

کوچک‌تر که بودم با خودم می‌گفتم این تغییر ساعات اول سال و وسط سال برای چیست؟ جواب‌هایی که می‌گرفتم قانع کننده نبود، آن روزها هم هنوز اینترنتی وجود نداشت که گوگلی باشد و با یک جستجو به جواب سؤال رسید!

گذشت تا زمانی که 28 اسفند 84، غلامحسین الهام سخنگوی وقت دولت، از لغو مصوبه سال 1370 خبر داد. طبق اطلاعات، تغییر ساعات قبل از انقلاب وجود داشته و از سال 58 تا 70 این قانون معلق بوده اما دولت هاشمی رفسنجانی، مصوبه‌ای را به تصویب می‌رساند که طی آن ساعت رسمی کشور همه ساله در اول فروردین ماه یک ساعت جلو کشیده شود و در سی و یکم شهریورماه به حالت اول بازگردد.

اما نمایندگان محترم مجلس اجازه ندادند دولت جدید یک قانون پیش پا افتاده‌ی اجرایی را بیش از دو بار اجرا کند و با مصوبه ای ابهام آلود، وضعیت ساعات را به حالت قبل از انقلاب باز گرداند!

آن زمان سخنگوی دولت با اشاره به این که هیچ بررسی کارشناسانه‌ای مبنی بر اینکه تغییر ساعت منجر به صرفه‌جویی در مصرف انرژی در کشور شده باشد، وجود ندارد، گفت: به دلیل قانون پذیری دولت از ساعت 24 اول فروردین ساعت رسمی کشور یک ساعت به جلو کشیده می‌شود.

این قضیه تا آذر 91 مسکوت ماند تا رئیس جمهور در بخشی از سخنرانی خود به آن اشاره کرد:

«[نباید قانون را] مبهم بگذاریم، مثل قانون تغییر ساعات. تغییر ساعت یک کار اجرایی است [و از اختیارات دولت است]. مجلس تصویب کرد، ما معترض شدیم، گفتیم این هزینه دارد. هزینه‌ی آن را اثبات کردیم.

کنتورهای وزارت نیرو را در شرایطی که ساعت تغییر می‌کند با شرایطی که ساعت تغییر نمی‌کند، مقایسه کردیم و [نشان دادیم] وقتی ساعت تغییر نمی‌کند، مصرف کاهش پیدا می‌کند؛ یعنی ما نیاز به سرمایه گذاری کمتری داریم. این را پیچاندند. چه طوری نوشتند؟ نوشتند ساعات رسمی کشور از اول فروردین تغییر می‌کند و ۳۱ شهریور هم برمی‌گردد!

چه کسی این کار را باید بکند؟ بعد به ما فشار آوردند که این کار اجرایی است و شما باید انجام دهید! گفتیم این دور زدن قانون اساسی است و درست نیست. »


سه شنبه 12 فروردین 1393 | 11:44 | سیاست | ()


  • تعداد کل صفحات : 6 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  

← آخرین مطالب

← علاقمندی‌ها

← دوستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :

←تبلیغات