تبلیغات
صادق آنلاین - مطالب سیاست
صادق آنلاین
روزنوشت‌های یک صادق
سلام! از این که چند دقیقه‌ای مهمان وبلاگم هستید، خوشحالم؛ ممنون می‌شوم مرا از نظرات خود بهره‌مند سازید.
راستش خیلی مهم نیست چه عقیده‌ای داریم؛ مهم این است که انسانیم، می‌توانیم صادقانه با هم حرف بزنیم و حتی به هم عشق بورزیم!
لطفاً به تاریخ انتشار مطالب توجه کنید، امروز است!

چرا انقلاب شد؟

اصلاً چرا انقلاب کردیم!؟ انقلاب درست شد ما یک حکومت درست کنیم، حزب بازی در بیاوریم؟ بجنگیم این آن را خراب کند؟ این بیاید سر قدرت؟ بکش بکش درست کنیم!؟

هرکسی هم سر قدرت رسید جیبش را پر کند و جیب فک و فامیل و ایل و تبارش را!؟ بعد هزار جور مسائل فرعی درست کنیم که کسی به این‌ها توجه نکند؟ برای این انقلاب شد!؟

برای چی یکی نماینده شده؟ برای چی آن آقا وزیر شده؟ چرا ما اینجا قرار داریم؟ این نکته بسیار مهمی است که هر روز باید یادآوری بشود؛ این اگر گم بشود همه چیز از دست می‌رود.

برای این انقلاب شد که بخش عمده ای از مدیران کشور از جنوب شهر از روستاها، از شهر های دور بلند شوند بیایند بشوند بالا شهر نشین تهران!؟

وقتی آمدند در مسئولیت دو زار نداشتند که در زندگی خود خرج کنند بعد میلیاردر و صاحب شرکت و تجارت و ... برای این‌ها انقلاب شد!؟

برای این انقلاب شد که برای گرفتن پست‌ها به سر و کله هم بزنیم؟ دین خدا و پیامبر همه چیز را خرج کنیم؟ برای این‌ها انقلاب شد!؟ به هر قیمت!؟

انقلاب شده برای انجام یک مأموریت الهی، انقلاب ما دنباله‌ی انقلاب پیامبر عزیز محمد مصطفی است.

این انقلاب درست شد تا ایران و بشریت را یک گام جلو ببرد به سمت نقطه موعود، یعنی به سمت هدف. این همه شهید و زحمت‌ها و هجران‌ها و تلاش‌های انبیاء در طول تاریخ نبوده که من حالا بیایم اینجا بنشینم و بگویم کسی هستم.

پس برای چه اینجا هستیم؟ برای پیگیری یک آرمان الهی بزرگ؛ ما باید زمینه ساز حکومت جهانی بشویم.

اگر ما اینجا دنبال، عدالت، پاکی و محبت هستیم، برای این است که الگو بسازیم، برای اینکه نمونه بسازیم و دل‌ها به این راه جلب شود و به دنیا بگوییم که جهان نیازمند یک اندیشه، نظم و راه جدید است و باید برگردد به راه انبیاء و خدا. (+)


پنجشنبه 1 خرداد 1393 | 22:10 | سیاست | ()


ماجرای تغییر ساعات

کوچک‌تر که بودم با خودم می‌گفتم این تغییر ساعات اول سال و وسط سال برای چیست؟ جواب‌هایی که می‌گرفتم قانع کننده نبود، آن روزها هم هنوز اینترنتی وجود نداشت که گوگلی باشد و با یک جستجو به جواب سؤال رسید!

گذشت تا زمانی که 28 اسفند 84، غلامحسین الهام سخنگوی وقت دولت، از لغو مصوبه سال 1370 خبر داد. طبق اطلاعات، تغییر ساعات قبل از انقلاب وجود داشته و از سال 58 تا 70 این قانون معلق بوده اما دولت هاشمی رفسنجانی، مصوبه‌ای را به تصویب می‌رساند که طی آن ساعت رسمی کشور همه ساله در اول فروردین ماه یک ساعت جلو کشیده شود و در سی و یکم شهریورماه به حالت اول بازگردد.

اما نمایندگان محترم مجلس اجازه ندادند دولت جدید یک قانون پیش پا افتاده‌ی اجرایی را بیش از دو بار اجرا کند و با مصوبه ای ابهام آلود، وضعیت ساعات را به حالت قبل از انقلاب باز گرداند!

آن زمان سخنگوی دولت با اشاره به این که هیچ بررسی کارشناسانه‌ای مبنی بر اینکه تغییر ساعت منجر به صرفه‌جویی در مصرف انرژی در کشور شده باشد، وجود ندارد، گفت: به دلیل قانون پذیری دولت از ساعت 24 اول فروردین ساعت رسمی کشور یک ساعت به جلو کشیده می‌شود.

این قضیه تا آذر 91 مسکوت ماند تا رئیس جمهور در بخشی از سخنرانی خود به آن اشاره کرد:

«[نباید قانون را] مبهم بگذاریم، مثل قانون تغییر ساعات. تغییر ساعت یک کار اجرایی است [و از اختیارات دولت است]. مجلس تصویب کرد، ما معترض شدیم، گفتیم این هزینه دارد. هزینه‌ی آن را اثبات کردیم.

کنتورهای وزارت نیرو را در شرایطی که ساعت تغییر می‌کند با شرایطی که ساعت تغییر نمی‌کند، مقایسه کردیم و [نشان دادیم] وقتی ساعت تغییر نمی‌کند، مصرف کاهش پیدا می‌کند؛ یعنی ما نیاز به سرمایه گذاری کمتری داریم. این را پیچاندند. چه طوری نوشتند؟ نوشتند ساعات رسمی کشور از اول فروردین تغییر می‌کند و ۳۱ شهریور هم برمی‌گردد!

چه کسی این کار را باید بکند؟ بعد به ما فشار آوردند که این کار اجرایی است و شما باید انجام دهید! گفتیم این دور زدن قانون اساسی است و درست نیست. »


سه شنبه 12 فروردین 1393 | 11:44 | سیاست | ()


من متحول شدم

من متحول شدم...
این زیرنویس‌های تلویزیون جمهوری اسلامی، مرا متحول کرده است... من تازه دارم می‌فهمم این پولی که به عنوان یارانه به ملت داده می‌شود چه قدر بد است. چه قدر بد بوده که یک نفری این صنارشاهی را داده به ملت و آن‌ها را بدعادت کرده است. این پول باید دست دولت جمهوری اسلامی بماند تا دولت بتواند برای ملت کار کند و رفاه عمومی را افزایش دهد. مگر ملت این پول را چه کار می‌کند؟ می‌خواهد بریزد در شکم سیری ناپذیرش؛ اما اگر پول دست دولت باشد، می‌تواند برای رونق تولید از آن استفاده کند و حتماً تولیدگران عزیز، اقتصاد کشور را تقویت می‌کند.
تازه زیرنویس تلویزیون جمهوری اسلامی می‌گوید یارانه‌ها اگر یک جا جمع شود خیلی خوب است و کلی برای ما مفید است.
من تازه می‌فهمم که مرحله‌ی دوم هدفمندی به روایت دولت سابق که یارانه‌ها را همزمان با افزایش قیمت حامل‌های انرژی زیاد کند چه قدر اشتباه بوده و الکی برای ملت توقع ایجاد کرده؛ چه معنی می دهد یارانه دویست و پنجاه هزار تومانی!؟ مرحله‌ی دوم درست این است که ملت دوباره برای چهل هزار و پانصد تومان ثبت نام کند! البته فقط آن‌هایی قرار است ثبت نام کنند که نیاز دارند و کل ملت که وضعشان خوب است و طبق گفته‌ی رییس جمهور محبوب، دست رد به سینه رایانه می‌زنند.
اصلاً این یارانه پولی نیست که از افزایش قیمت‌های حامل‌های انرژی بین ملت توزیع می‌شود، بلکه دولت تدبیر و امید این مدت هم از جیب خودش و شاید بیت‌المال، به ملت لطف می‌کرده، مثل همین پیامکی که رییس جمهور برای ملت فرستاده یعنی رییس جمهور این قدر به عامه‌ی مردم علاقمند است.
با تمام این تفاسیر و این که کاملاً خر فهم شده‌ام چه قدر یارانه برای من مضر است و مانند کشیدن سیگار می‌باشد اما با افتخار تمام در موعد مقرر برای دریافت حق ماهانه‌ام که به نظرم ماهانه چند برابرش صرف اقلیت پولدار می‌شود و با این بساط جدید، بر همان چند برابر هم اضافه شود، ثبت نام کرده و منتظر می‌مانم روزی دولتی عدالت محور وظیفه‌اش را انجام دهد، حق واقعی ملت را اعم از مالی و معنوی به آن‌ها بپردازد و طلبکار ملت نباشد.


دوشنبه 11 فروردین 1393 | 08:33 | سیاست | ()


استوانه نظام

«بالاخره آن چه شما می‌گویید، نقد هشت سال اخیر است که قبول دارم. حتی زمانی که دیگران چیزی نمی‌گفتند، من از اول این جریان را صالح نمی‌دانستم. کلمه انحرافی که بعدها گفتند، از اول بود که من آن‌ها را یک جریان انحرافی از مسیر انقلاب می‌دیدم. اوضاع به جایی رسید که پیش بینی می‌شد؛ البته هنوز خیلی از مسائل گفته نمی‌شود. ما هم در صدد افشاگری نیستیم.
همین قدر بدانید که پیش از انتخابات ۸۸ اعضای کمیسیون تحقیق مجلس خبرگان باید رفتار رهبری را رصد کنند و به خبرگان گزارش دهند و شخصیت‌های بزرگی در جامعه هستند، به دفتر من آمدند تا بفهمند که چرا من با آقای احمدی نژاد مخالفت می‌کنم؟ در حالی که رهبری و دیگران حمایت می‌کنند.
دو ساعت و نیم مشکلات احمدی نژاد را برای آن‌ها توضیح دادم. گذشته و آینده‌اش را گفتم. یکی از علمای بزرگ که در آن جلسه حضور داشت اخیراً گفته‌اند اظهارات آقای هاشمی در آن جلسه را امروز طابق النعل بالنعل می‌بینم. متن آن گفت و گو آماده انتشار است و نوار آن در دبیرخانه خبرگان موجود است ولی نمی‌خواهم در این شرایط منتشر کنم که بگویند افتاده را پای می‌زنند.»

*آیت الله در مصاحبه با سالنامه روزنامه اعتماد


جمعه 23 اسفند 1392 | 08:22 | سیاست | ()


خیلی بد!

همه چی فرق کرده، ما شدیم پر از غبار
من و این دنیای سرد و یه سکوت موندگار
مگر می‌شود ما اره برداریم و بنشینیم روی شاخه و ببریمش و توقع داشته باشیم زمین نخوریم!؟ من تعجب می‌کنم از کسانی که حالا مثلاً ناراحتند و از اتفاقات سیاسی و اقتصادی کشور رگ گردنشان بیرون زده، در حالی که حافظه‌ی ضعیفمان یادش نرفته که همین‌ها باعث پیروزی رییس جمهور محترم در انتخابات شدند!
مسخره است! طرف (+) از سال ۸۹ شروع کرده به شانتاژ و لجن پراکنی (با بودجه بیت‌المال و دقیقاً برعکس کاری که دقیقاً یک سال پیش انجام می‌داده) و هر چه رهبر مملکت می‌گوید مسائل را اصلی و فرعی کنید به خرجش نمی‌رود که نمی‌رود. بعد دوستان بصیر ما به عنوان نماینده‌ی قشر مذهبی و بسیجی بلند می‌شوند در استانداری را قفل می‌زنند به بهانه های چرند و پرند و خیال می‌کنند شور انقلابی داشته‌اند!
خیلی جالب است که در لیست سخنرانان بسیج دانشجویی (حداقل) در سال‌های ۹۱ و ۹۲ سرفصل «جریان انحرافی داخل دولت» وجود داشت و یازده سخنرانی که به خرج سازمان، مهمان دانشگاه‌ها می‌شدند! و حالا همان دوستان اقدامات دولت بنفش را محکوم (و مسخره) می‌کنند!
گویا گوش‌ها بدهکار این حرف نبود که شما دارید رییس جمهوری را تخریب می‌کنید که محبوب‌ترین رییس جمهور ایران بوده است، رییس جمهوری که حزب الهی است، بسیجی است، معتقد به ولایت فقیه است (حتی نماد ایستادگی هسته‌ای است) و مثل خود شماهاست. شورش را درآوردند، انگ زدند، نشنیدند و توقع داشتند مردم همانی را انتخاب کنند که آن‌ها دوست دارند!
حالا همه چیز فرق کرده (+)، اتفاقاتی رخ داده و خواهد داد که مقصرانش مدعی شده‌اند!
راستی خیالتان راحت، خطر جریان انحرافی رفع شده است!


دوشنبه 7 بهمن 1392 | 23:33 | سیاست | ()


تعطیلات باعث فساد مردم است!

اصلاً تعطیل یعنی چه؟ انسان نیاز به تفریح دارد یا ندارد؟ تفریح هم جزء زندگی هست یا نیست؟ تفریح هم جزء کمال هست یا نیست؟ با خانواده بودن جزء کمال هست یا نیست؟
غربی‌ها تعریفی کرده‌اند و مطابق آن: انسان یعنی اقتصاد. هر کس تا زمانی مفید است که تولید اقتصادی می‌کند. به محض این که جدا شد [و تولید اقتصادی نداشت]، می‌شود اوقات فراغت.

تعطیلی در ایران زیاد نیست!
در شورایی بودیم و بحث‌های فرهنگی مطرح بود. مدتی طولانی در کشور بحث بود که در کشور ما تعطیلات خیلی زیاد است. قبلاً یک بررسی تطبیقی شخصی انجام داده بودم و معتقد بودم در ایران تعطیلات زیاد نیست، با آمار مقایسه ای.
در آن شورا تصمیم گرفتیم گروهی تشکیل بشود، برود و یک پژوهش میدانی کند که تعطیلات ما زیاد است یا کم؟ رفتند و طی یک سال و نیم تا دو سال تمام کشورها را بررسی کردند و در آن جلسه گزارش آوردند.
دیدند اولین کشور در کمترین تعطیلات یمن است با ۶۴ روز. بعد ایران است با ۷۷ روز و تعطیلات بقیه‌ی کشورها همه بالای ۱۰۰ روز است. بعضی‌ها ۱۳۶ روز تعطیلات دارند. ما ۷۷ روز تعطیلات آخر هفته و رسمی داریم.

مردم فساد می‌کنند!
همان جا عده‌ای پیشنهاد آورده بودند که اگر تعطیلات ما زیاد است، جا به جا کنیم. چه چیزی را جا به جا کنیم، گفتند نوروز را باید کم کنید. گفتیم نوروز را چرا کم کنیم؟ نوروز چهار روز تعطیل است و کمی هم تعطیلی این طرف و آن طرف آن می‌شود یک هفته و مردم یک هفته می‌روند دید و بازدید و ... یک پیشنهاد دیگر دادند که از نوروز یک روز کم کنیم و کنار عید فطر بگذاریم.
یکی برگشت گفت: «آقا چه؟ [تعطیلات] عید فطر را دو روز کنیم؟ یک ماه مردم زحمت کشیدند، تزکیه کردند، درست شدند، بگذاریم بروند فساد کنند و خراب شوند؟» این‌ها ضبط شده و سند است. من هم سکوت کردم. نفر اول، دوم، ... هشت نفر در همین سیاق صحبت کردند. بعد من اجازه گرفتم و گفتم حرف‌ها را زدید، حالا گوش کنید. از همان نفر اولی که این حرف‌ها را زده بود پرسیدم شما وقتی که به مسافرت می‌روی، فساد می‌کنی؟ چرا خیال می‌کنی ملت می‌روند مسافرت فساد می‌کنند؟
این ملت ما که با خانواده می‌روند، آن خانم خانه که تا لحظه‌ی آخر باید کار کند. غذای توی راه را هم باید درست کند، چون باید ارزان دربیاید. می‌روند توی بیابان، کنار رودخانه، زیر درختی یک پتو می‌اندازند و خانوادگی غذایی می‌خورند، این شد فساد؟ چرا نگاه شما به ملت این است؟ بعضی‌ها اصلاً نگاهشان اشکال پیدا کرده است. این نگاه باید درست شود. این توده‌های عظیم مردم! بعضی از اینکه مردم به مسافرت می‌روند، ناراحتند و می‌گویند مردم می‌روند فساد می‌کنند!

بعضی از خوشحالی مردم ناراحتند!
کجا این ملت می‌رود فساد می‌کند؟ این ملت عظیم یا می‌رود زیارت یا می‌رود ایران را می‌گردد. یا می‌رود صله‌ی ارحام یا می‌رود کیف سالم می‌کند، اشکالی دارد؟ به خدا بعضی‌ها به جایی رسیده‌اند که از کیف و خوشحالی مردم ناراحتند. یک موقعی بود که اول سهمیه بندی بنزین، ما می‌آمدیم سهمیه می‌دادیم، ۱۰۰، ۶۰، ۵۰ لیتر، بعضی‌ها بودند که در بعضی نهادها در موضع تصمیم‌گیری بودند، اعتراض شدید به من می‌کردند و می‌گفتند آقا! یعنی چه ۶۰ لیتر اضافه دادید؟ گفتم: خوب مگر چه می‌شود؟ گفت: می‌برند می‌سوزانند. گفتم: خوب ببرند بسوزانند. گردشگری جزء فرهنگ و اقتصاد است؛ و سبب تعدیل ثروت، همبستگی ملی، ارتباطات انسانی، فهم مشترک ملی و اعتلای فرهنگی می‌شود. مردم باید استراحت کنند.
می‌گفت: «نه خیر آقا!» من دیگر ناراحت شدم. گفتم: شما صدایت از جای گرم بلند می‌شود و خودت شش ماشین بیت‌المال در اختیار داری، هر موقع بخواهی خودت و خانواده‌ات مسافرت، تفریح، کیف و همه کارت را می‌کنی، بعد که به مردم می‌خواهد برسد، این طوری می‌شوی. ما برای مردم هستیم. حکومت درست شده تا برای مردم رفاه و آسایش و بستری ایجاد کند که مردم آرامش خاطر داشته باشند و به فکر تعالی و کمال باشند.
یک ماه مردم روزه گرفته‌اند، تعطیلی می‌خواهد دو روز بشود، شما می‌گویید تعطیلش نکن، مردم می‌روند آثار یک ماه را از دست می‌دهند. گفتم: بدترین از دست دادن همین فکری است که در مغز شماست. اصلاً بعضی‌ها این طوری هستند.

چرا خیال می‌کنی از مردم برتری؟
نگاه خدا، پیامبر و فرهنگ اسلامی به توده‌های مردم این نیست. همین مردمند که [اسلام و انقلاب را] حفظ کردند و حفظ خواهند کرد. همین ملت ۱۴۰۰ سال ۲۰۰۰ سال توحید، عدالت و اندیشه‌ی انسانی را حفظ کرده است. الآن همین ملت فداکاری می‌کند که من و شما اینجا هستیم. چرا نگاه شما به ملت این است؟ چرا خیال می‌کنی از مردم برتری؟ این نقطه‌ی آغاز سقوط است. هرکس فکر می‌کند از مردم بالاتر است؛ و الله ساقط شده است. همین نشانه‌ی این است که بویی از کمال نبرده‌اند.
 ما اگر می‌خواهیم [اسلام و انقلاب] حفظ بشود، باید به مردم بیشتر احترام بگذاریم، آزادی‌های مردم را مشروع و محترم بشماریم و خودمان را خادم و کوچک مردم بپنداریم. راه را باز کنیم و بگذاریم اراده‌ی مردم حاکم بشود، اراده‌ی مردم وقتی یک جا مجتمع می‌شود، حتماً در جهت خیر و صلاح و توحید و عدالت است. (+)


یکشنبه 29 دی 1392 | 10:50 | سیاست | ()


مجلس اقلیت!

خدا به انسان‌ها اختیار داده است، باید ملت بخواهد تا محقق شود. اگر ملت نخواهد، دستگاه‌ها هر چقدر تلاش کنند، در بیرون اتفاقی نخواهد افتاد. این یک اصل است؛ إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ. محیط اجتماعی و تغییرات بیرونی تابع اراده انسان‌هاست.
وقتی می‌گوییم اراده مردم، اراده مردم نیرو و سوختی است که اولاً، پشت موتور اداره و حاکمان قرار می‌گیرد و ثانیاً، جهت حرکت آن‌ها را معلوم می‌کند. اگر این سوخت کم یا معیوب شد یا نماینده‌ی اکثریت ملت نبود، نظام سست می‌شود. ضمن اینکه بحث‌های حقوقی هم دارد که اگر موقعی خدای نکرده نهادها نماینده‌ی اقلیت شدند، آیا این‌ها اصلاً مشروعیت و اجازه حکمرانی دارند؟ که بحث مستقلی است.
رأی و اراده‌ی مردم فقط کاغذی نیست که در صندوق رأی بیندازند و عددها را بالا و پایین کند؛ هرکس تصمیم می‌گیرد و رأی می‌دهد، این اراده‌ی او در عالم بیرون واقعیت پیدا می‌کند. مؤلفه‌هایی است که یک برآیند را در بیرون شکل می‌دهد و ما نمی‌توانیم آن را کم اهمیت تلقی کنیم.
برخی خیال می‌کنند هنوز زمان قاجار است که استبداد حاکم است، ملت مبارزه کرده‌اند و کشته داده‌اند و مجلسی پیدا کرده‌اند و همه حقوق مردم در مجلس متبلور است. جایگاه مجلس بسیار بسیار رفیع است، اما دستاوردهای ملت در انقلاب اسلامی، فقط مجلس نیست.
شأن روابط قوا شأن قانون اساسی است، نه قانون عادی. نمی‌شود افرادی در قوه مجریه بنشینند و برای خودشان مقرراتی وضع کنند که چگونه با قوه قضائیه و مجلس برخورد کنند. قوه مقننه هم برای خود تنظیماتی درست کند که چگونه با قوه مجریه و قوه قضائیه برخورد کند. شأن تنظیم روابط قوا شأن قانون اساسی است. نمی‌شود با آیین نامه‌ی داخلی مجلس یا قانون عادی، اختیاراتی را به قوه‌ای داد یا از او سلب کرد.
در مجلس نمایندگان مردم از حوزه‌های مختلف انتخابیه حضور دارند. به واسطه‌ی قوانین عادی کار به جایی رسیده که مجموعه‌ی نمایندگان مجلس نماینده‌ی اقلیتی از مردمند، نه اکثریت مردم! حالا با قانون عادی، مجلس نماینده اقلیت شده است و با این می‌خواهیم اکثریت یا کل ملت را کنترل کنیم؛ این سخت می‌شود و دچار مشکل می‌شویم.
قانون انتخاباتِ اول می‌گفت هرکس در حوزه انتخابیه‌ی خودش باید ۵۰ درصد به اضافه یک رأی بیاورد. بعداً در اجرا مشکلاتی پیدا شد و به ۳۰ درصد تبدیل شد. بعدتر تبدیل به ۲۵ درصد شد. در بهترین شرایط، متوسط آرای کسانی که در دور اول به مجلس راه پیدا می‌کنند، ۳۰ درصد آراست؛ یعنی ۷۰ درصد شرکت کنندگان به نماینده رأی نداده‌اند! اگر به مرحله دوم برسد که مشارکت هم پایین می‌آید. اگر ۳۰ درصد را نسبت به واجدین شرایط مقایسه کنیم چه اتفاقی می‌افتد؟
(+)


سه شنبه 19 آذر 1392 | 22:19 | سیاست | ()


من آنم که رستم بود پهلوان...

ما نمی‌توانستیم این مشکل را حل بکنیم؟ اگر دولتی با تدبیر کار می‌کرد این مشکل حل و فصل نمی‌شد؟ نمی‌شد ما شاهد یک تحول بزرگ در کشور باشیم؟
دولت تدبیر و امنیت در اولین قدم، محیط کسب و کار را به طور دائم بهبود خواهد بخشید و البته برای کوتاه مدت هم بسته‌های تشویقی ویژه‌ای خواهد داشت که با اجرای آن‌ها می‌تواند در کوتاه مدت این حرکت اقتصادی را در جامعه به وجود بیاورد.
در کنار یارانه نقدی یارانه کالایی برای کالاهای اساسی تا مردم ما مخصوصاً قشرهایی که دهک‌های پایین آن‌هایی که بیشتر در فشارند دغدغه نداشته باشند اساس اقتصاد دولت این است که آرامش به مردم بدهد در بخش اقتصاد نگرانی را بردارد مردم برای کالای اساسی‌شان نگران نباشند اصلاً بالاتر دولت دنبال این هست که آن چنان رونق اقتصادی ایجاد بکند و آن چنان مردم را از لحاظ درآمد سرشار بتوانند در اختیارشان قرار بگیرد اصلاً به این چهل و پنج هزار تومان خودشان نیاز نداشته باشند زندگی خوب داشته باشند همه افراد شاغل باشند در خانواده، با افتخار؛ صدقه گرفتن افتخار نیست صدقه دادن افتخار است ما اگر زندگی مردم را خوب کنیم مردم با افتخار مالیات به دولت می‌دهند نیاز ندارند دست به سوی دولت دراز کنند من می‌خواهم کاری کنم دولت به سوی مردم دست دراز کند نه اینکه ملت بزرگ و عزیز ما به سمت دولت دست دراز کند.

بخشی از گفتگوی ویژه خبری حجت الاسلام دکتر روحانی، رییس دولت یازدهم در ایام انتخابات


جمعه 24 آبان 1392 | 16:17 | سیاست | ()


از اول با هدفمندی مخالف بودند

جناب لاریجانی رییس مجلس شورا، دوباره تریبونی یافته و در مراسم تجلیل از افتخارآفرینان چهل و دومین دوره مسابقات جهانی مهارت آلمان ۲۰۱۳، علاوه بر این که رییس جمهور سابق و مسئولان دولت گذشته را تلویحاً «کارنابلد»، «ناتوان»، «بدسلیقگی»، «غیر متخصص» و «هوچی‌گر» نامید و آن‌ها را به «نداشتن اعتدال، تمرکز و تسلط کافی»، «اداره کننده‌ی میلی کشور»، «گرفتن تصمیمات نادرست» و «واقف نبودن به کار» متهم کرد؛ گفت ممکن است به ذهن آید مشکلات به دلیل تحریم‌هاست ولی شاید 20 تا 30 درصد مشکلات مربوط به تحریم‌ها باشد! همچنین چندین بار تاکید کرد اجرای هدفمندی با روش دولت‌های نهم و دهم به کشور آسیب زده و باعث مشکلات شده است!
توضیح در مورد این که روش هدفمندی دولت احمدی نژاد، مردم گرا و با اولویت توزیع عادلانه‌ی سرمایه بین تمام مردم بوده است را به وقتی دیگر موکول می‌کنم اما بخش‌هایی از صحبت‌های محمود امت در کنفرانس مطبوعاتی ۱۱ مهر ۹۱ و پاسخ به سؤال خبرنگاری در مورد صحبت‌های جناب لاریجانی در خصوص عدم تأثیر تحریم‌ها، خواندنی است:

بعضی‌ها فقط در موقع خوشی هستند!
اگر تحریم اثر ندارد پس تصمیمات ایشان اثر دارد! بعضی‌ها فقط در موقع خوشی همراه دولت هستند! من احترام زیادی برای ایشان قائلم ولی بالاخره ایشان می‌داند وضعیت چگونه است، ایشان می‌داند نفت چه قدر فروش می‌رود و بانک مرکزی چگونه تلاش می‌کند برای جابجایی ارز و تأمین نیازهای کشور.
از آن طرف فشار می‌آورند و از این طرف به دولت حمله می‌کنند، چه طوری دولت باعث این است؟ چه طور وقتی موفقیتی پیدا می‌شود همه شریکند؟ ماشاالله جلو می‌زنند! اسمی از دولت نیست! حتی یک مسابقه ورزشی برنده می‌شویم همه هستند! اما وقتی یک مشکلی پیدا می‌شود هیچ کس نیست جز دولت! من در یک جلسه‌ای گفتم اگر بناست حالا که مشکلی پیدا شده همه بروند طرف دشمن و هجوم به دولت، اشکالی نداد ما فدایی ملت ایرانیم، این هم اضافه بر بقیه!

این جا جای تسویه حساب‌های سیاسی نیست!
همه باید کمک کنند. این جا جای تسویه حساب‌های سیاسی نیست، آن کسی که می‌داند نفت چه قدر فروش می‌رود، می‌داند پول‌ها چگونه جابجا می‌شود، خبر دارد، در جلسات شرکت می‌کند؛ بعد دولت را متهم می‌کند، تمام برنامه های اصلی دولت را زیر سؤال می‌برد!
چه طور تا دی ماه و بهمن ماه پارسال مشکلی وجود نداشت و دولت به خوبی کشور را اداره کرد؟ خیلی‌ها هم زمان تصمیم گیری حضور دارند، اما وقتی تبعات تصمیم بیرون می‌آید، حضور ندارند. تصمیمی که خودشان گرفته‌اند و بر دولت تحمیل شده است. وقتی آثار آن پیدا می‌شود می‌روند آن طرف می‌ایستند و دولت را مورد هجوم قرار می‌دهند.

خودشان می‌گویند و خودشان پاسخ می‌دهند!
می‌گویند مشکلات به خاطر سیاست‌های دولت است. سیاست‌های دولت که همیشه به نفع مردم بوده است. آخر دولت چرا باید نقطه مقابل مردم باشد؟ خودشان می‌گویند و خودشان پاسخ می‌دهند! یک عده می‌گویند دولت دنبال این است که دولت بعدی را بگیرد دستش و دارد خودش را برای انتخابات تجهیز می‌کند؛ همان‌ها یک جای دیگر می‌گویند دولت دارد بازار را به هم می‌ریزد که دولت بعدی دچار مشکل بشود! این حرف‌ها خیلی سبک است!
می‌گویند هدفمندی یارانه‌ها باعث شده این اتفاق بیفتد؛ از اول با هدفمندی مخالف بودند، از اول از این که دو زار برود در جیب ملت ایران! و یک قدمی در جهت عدالت برداشته شود. پنجاه سال ده درصد جمعیت ۷۰-۸۰ درصد یارانه رو به خودش اختصاص داد، بگذارید یک چند سال هم هر کس سهم خودش را بگیرد! هدفمندی یارانه‌ها چیست؟ دو کلمه بیشتر نیست؛ داریم از جیب آن‌هایی که بیشتر مصرف می‌کنند می‌گیریم و به کسانی می‌دهیم که کمتر مصرف می‌کنند که پول جدیدی وارد بازار نمی‌شود یا می‌گویند نقدینگی در این دولت خیلی بالا رفته و این باعث آن است.

ما منطق آن را نفهمیدیم!
جالب است آن کسانی که می‌گویند نقدینگی است خودشان امسال بدون هیچ منطق اقتصادی‌ای در بودجه تصویب کردند که معوقات بانکی پنج سال عقب بیفتد و سیستم بانکی را دچار رکود کردند. نمی‌خواهم رقم معوقات را بگویم، رقم بالایی است. خب معوقه یعنی چه؟ یعنی کسی پولی را از بانک گرفته و برنمی‌گرداند؛ یعنی با این پول در بازار کار می‌کند و پول را از مدیریت بانک خارج کرده است. الزام کرده‌اند پنج سال عقب بیفتد. ما منطق آن را نفهمیدیم. اما همان کسی که این کار را کرده می‌گوید دولت نقدینگی را بالا برده است. نقدینگی همین است. خب بگذار دولت و بانک مرکزی کارشان را بکنند. جالب است تصمیم را می‌گیرند، وقتی مشکل پیدا می‌شود، می‌گویند دولت. خب دولت چه کار کند؟ مقداری به دولت کمک کنید. دولت شبانه روز مشغول کار است. باید مقداری هم با دولت همراهی کنند.

با این روش یک مدرسه دو کلاسه را نمی‌شود اداره کرد!

الآن دشمن آمده می‌خواهد با بازی با عدد در خیابان‌ها نگرانی درست کند و بعد هم بگوید ما اقتصاد ایران را مضمحل کرده‌ایم. وظیفه ما چیست؟ همه جمع شویم بگوییم دولت اشتباه کرده است. اصلاً قبول، حالا چه کار باید کرد؟ هر سیاستی که دولت می‌گذارد که نقض می‌کنید. خب شما یک پیشنهاد بدهید و بگویید چه کار باید کرد؟ بعضی‌ها می‌گویند رئیس جمهور نمی‌خواهد عمل کند، رها کرده است. شما با دشمن همراهی کردید؛ حالا که مشکل پیدا شد، باز هم فحش آن را به رئیس جمهور می‌دهید؟ چه کار باید بکنیم، ما که داریم کار می‌کنیم و به لطف خدا هم از این عرصه عبور خواهیم کرد.
من تردید ندارم که دشمن به جایی نخواهد رسید. ولی با این روش کجا را می‌شود اداره کرد؟ آیا با این روش یک مدرسه دو کلاسه را می‌شود اداره کرد چه رسد به کشور بزرگی مثل ایران؟ شش ماه بازار را به هم ریختند حالا می‌گویند رئیس جمهور چرا نمی‌آید درست کند؟ طوری می‌گویند که انگار دولت نشسته به مردم فشار بیاید، خیلی بد است. به خدا مردم بی جهت در فشارند. بخشی از آن دشمن و جنگ است، اما یک بخش زیادی از آن تحمیل به مردم است.

هر چقدر دلتان می‌خواهد بد و بیراه به شخص من بگویید، اما در عمل کمک کنید!

رئیس محترم مجلس به جای اینکه برود پنج صفحه مصاحبه کند و دولت را متهم کند، کمک کند. آقا معوقات بانکی را جمع کنیم، بازار را تنظیم کنیم، بعضی قوانین نقص دارد، درستش کنیم.
من در جای دیگر هم گفته‌ام که اگر خیلی حضور ما برایتان سخت است، ما یک خط می‌نویسیم و خداحافظ و اگر نه دولت تا زمانی که هست باید کار را با قدرت انجام دهد و ملت بدانند ما به فضل الهی کار را دنبال می‌کنیم و در دفاع از حقوق ملت کم نمی‌گذاریم و برای همین آمده‌ایم، همه به هم کمک کنید. ما دستتان را می‌بوسیم. بنشینید با هم حرف بزنیم. اینکه مرتباً دولت را متهم کنید، مسئله ای حل نمی‌شود، باید کمک کنید.
بنده دست همه را می‌بوسم، کوچک همه هستم و از این‌ها هم گذشتم. هر چقدر دلتان می‌خواهد بد و بیراه به شخص من بگویید، اما در عمل کمک کنید.


پنجشنبه 16 آبان 1392 | 22:41 | سیاست | ()


جلیلی، اشتباه مهلک انتخابات ۹۲

حالا که ظاهراً احساسات انتخاباتی فروکش کرده شاید بهتر بتوان در موردش نوشت، متن زیر تنها یک نظریه‌ی شخصی است که سعی کردم با منطق به بیان آن بپردازم و خوشحال خواهم شد که دوستان عزیز نیز به دور از تعصب، احساسات و عصبانیت نظراتشان را بیان کنند. در این متن تنها به حضور جلیلی در انتخابات پرداختم و البته واضح و مبرهن است که انتقاد به جلیلی به معنای موافقت با دیگر کاندیداها نیست و به نظر من، هیچ کدام شایسته‌ی جانشینی رییس جمهور وقت نبودند!

مقبولیتی وجود نداشت
این کاملاً روشن بود که جناب جلیلی در نزد عامه مردم هیچ مقبولیت و محبوبیتی برای ریاست جمهوری نداشت و شاید می‌شد حدس زد که به همین دلیل او نمی‌تواند رأی لازم را کسب کند و بهتر است اصولاً پا در میدان رقابت نگذارد، شاید در قیاس ِ محبوبیت، حداد عادل شانس بالاتری از او داشت!

نتوانست با مردم ارتباط برقرار کند
شاید در ذهن جلیلی و یارانش چیزهای خوبی بود، شاید طرح‌های خوبی داشتند، شاید از اصول و اعتقادات مناسبی برخوردار بودند؛ اما در همان دو سه برنامه تلویزیونی اول مشخص شد که جلیلی مرد این میدان نبود! این گفته قابل قبول نیست که مردم او را نفهمیدند، چون این مردم همان مردمی هستند که به قول رهبری، انقلاب را حفظ کرده و حتی از سال‌های گذشته انقلابی‌تر عمل کرده‌اند؛ جلیلی نتوانست با مردم ارتباط برقرار کند و نظراتش را به درستی منتقل کند، خود من بعضی اوقات اصلاً نمی‌فهمیدم ایشان دقیقاً در مورد چه چیزی سخن می‌گوید!

سابقه‌ی روشنی نداشت
اصولاً مردم به چه دلیل باید به او رای می‌دادند؟ جلیلی چه کار مثبت و قابل ارائه‌ای انجام داده بود که شایسته‌ی ریاست جمهوری باشد؟ حتی به گمانم جناب غرضی از لحاظ سابقه، درخشان‌تر از جلیلی بود! مردم تنها او را در کنار اشتون دیده بودند و می‌دیدند که چند سالی تکرار می‌کند: مذاکرات سازنده بود! البته او جلودار دیپلماسی مقاومت هم بود که برای بعضی حتی نماد آن شمرده می‌شد.

تکلیف خودش را با دولت وقت مشخص نکرد
روزهای آخر تبلیغات رسماً انحراف و فتنه را در کنار هم قرار داد اما در مقابل دستاوردهای دولت سکوت پیشه کرد، او تکلیف خود را در قبال دولت‌های نهم و دهم و شخص احمدی نژاد به روشنی مشخص نکرد و حتی اطرافیان وی گاهی در مورد کاندیدای دولت بودنش سکوت می‌کردند! اما خودش منفعلانه به تبلیغات و سخنان نامفهومش ادامه می‌داد؛ گویی به زعم او دولت‌های جمهوری اسلامی تفاوتی با هم نداشتند!

مقاومت همه‌پرسی نیاز نداشت
او به عنوان جلودار دیپلماسی مقاومت نباید وارد انتخابات می‌شد، اصولاً دیپلماسی (و مخصوصاً نوع مقاومتی آن) چیزی نیست که بخواهد به رأی یا حتی نظر سنجی گذاشته شود؛ در این جا بحث موفقیت یا عدم موفقیت در مذاکرات مطرح نیست، جلیلی به عنوان کسی که نماد مقاومت و نماینده‌ی رهبری در شورای عالی امنیت ملی در حال مذاکره بود، آن هم در یک برهه حساس، نمی‌بایست خود را به رأی مردم می‌گذاشت؛ همان طوری که الآن نظرسنجی مذاکره با امریکا بازی دو سر باخت است، حتی پیروزی شخصی وی نیز کشور را با مشکلات جدی مواجه می‌ساخت!

انتخابات به دو قطبی سازش مقاومت تبدیل شد
او و تیمش خواسته یا ناخواسته باعث شدند (یا لااقل کمک کردند) دو قطبی کاذب مقاومت سازش در انتخابات شکل بگیرد، که در آن مقاومت، ادامه تحریم‌ها، کوتاه نیامدن بی منطق در مقابل غربی‌ها و ادامه‌ی فشارها به حساب می‌آمد و سازش، پایان مشکلات اقتصادی و فشار بر مردم. اصرار بیش از حد او و تیمش بر واژه‌های نامأنوس مشتق شده از مقاومت و بی ارتباطی آن با مشکلات ملموس مردم، بر قوی‌ترشدن این دو قطبی کاذب افزود.

و کشور به این جا رسید
حال ایران شاید تجربه‌ای را تجربه کند که ده سال پیش تجربه کرده است! طرح‌های مردمی و بهاری یک به یک متوقف می‌شوند و معلوم نیست قطاری که به ریلش برگشته بود چگونه از خط خارج شود و کی و کجا دوباره برگردد، در وضع امروز کشور (که البته تیره و تار هم نیست) جلیلی و بعضی حامیانش بی تقصیر نیستند!


چهارشنبه 15 آبان 1392 | 21:57 | سیاست | ()


  • تعداد کل صفحات : 6 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  

← آخرین مطالب

← علاقمندی‌ها

← دوستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :

←تبلیغات