تبلیغات
صادق آنلاین - مطالب سیاست
صادق آنلاین
روزنوشت‌های یک صادق
سلام! از این که چند دقیقه‌ای مهمان وبلاگم هستید، خوشحالم؛ ممنون می‌شوم مرا از نظرات خود بهره‌مند سازید.
راستش خیلی مهم نیست چه عقیده‌ای داریم؛ مهم این است که انسانیم، می‌توانیم صادقانه با هم حرف بزنیم و حتی به هم عشق بورزیم!
لطفاً به تاریخ انتشار مطالب توجه کنید، امروز است!

از اول با هدفمندی مخالف بودند

جناب لاریجانی رییس مجلس شورا، دوباره تریبونی یافته و در مراسم تجلیل از افتخارآفرینان چهل و دومین دوره مسابقات جهانی مهارت آلمان ۲۰۱۳، علاوه بر این که رییس جمهور سابق و مسئولان دولت گذشته را تلویحاً «کارنابلد»، «ناتوان»، «بدسلیقگی»، «غیر متخصص» و «هوچی‌گر» نامید و آن‌ها را به «نداشتن اعتدال، تمرکز و تسلط کافی»، «اداره کننده‌ی میلی کشور»، «گرفتن تصمیمات نادرست» و «واقف نبودن به کار» متهم کرد؛ گفت ممکن است به ذهن آید مشکلات به دلیل تحریم‌هاست ولی شاید 20 تا 30 درصد مشکلات مربوط به تحریم‌ها باشد! همچنین چندین بار تاکید کرد اجرای هدفمندی با روش دولت‌های نهم و دهم به کشور آسیب زده و باعث مشکلات شده است!
توضیح در مورد این که روش هدفمندی دولت احمدی نژاد، مردم گرا و با اولویت توزیع عادلانه‌ی سرمایه بین تمام مردم بوده است را به وقتی دیگر موکول می‌کنم اما بخش‌هایی از صحبت‌های محمود امت در کنفرانس مطبوعاتی ۱۱ مهر ۹۱ و پاسخ به سؤال خبرنگاری در مورد صحبت‌های جناب لاریجانی در خصوص عدم تأثیر تحریم‌ها، خواندنی است:

بعضی‌ها فقط در موقع خوشی هستند!
اگر تحریم اثر ندارد پس تصمیمات ایشان اثر دارد! بعضی‌ها فقط در موقع خوشی همراه دولت هستند! من احترام زیادی برای ایشان قائلم ولی بالاخره ایشان می‌داند وضعیت چگونه است، ایشان می‌داند نفت چه قدر فروش می‌رود و بانک مرکزی چگونه تلاش می‌کند برای جابجایی ارز و تأمین نیازهای کشور.
از آن طرف فشار می‌آورند و از این طرف به دولت حمله می‌کنند، چه طوری دولت باعث این است؟ چه طور وقتی موفقیتی پیدا می‌شود همه شریکند؟ ماشاالله جلو می‌زنند! اسمی از دولت نیست! حتی یک مسابقه ورزشی برنده می‌شویم همه هستند! اما وقتی یک مشکلی پیدا می‌شود هیچ کس نیست جز دولت! من در یک جلسه‌ای گفتم اگر بناست حالا که مشکلی پیدا شده همه بروند طرف دشمن و هجوم به دولت، اشکالی نداد ما فدایی ملت ایرانیم، این هم اضافه بر بقیه!

این جا جای تسویه حساب‌های سیاسی نیست!
همه باید کمک کنند. این جا جای تسویه حساب‌های سیاسی نیست، آن کسی که می‌داند نفت چه قدر فروش می‌رود، می‌داند پول‌ها چگونه جابجا می‌شود، خبر دارد، در جلسات شرکت می‌کند؛ بعد دولت را متهم می‌کند، تمام برنامه های اصلی دولت را زیر سؤال می‌برد!
چه طور تا دی ماه و بهمن ماه پارسال مشکلی وجود نداشت و دولت به خوبی کشور را اداره کرد؟ خیلی‌ها هم زمان تصمیم گیری حضور دارند، اما وقتی تبعات تصمیم بیرون می‌آید، حضور ندارند. تصمیمی که خودشان گرفته‌اند و بر دولت تحمیل شده است. وقتی آثار آن پیدا می‌شود می‌روند آن طرف می‌ایستند و دولت را مورد هجوم قرار می‌دهند.

خودشان می‌گویند و خودشان پاسخ می‌دهند!
می‌گویند مشکلات به خاطر سیاست‌های دولت است. سیاست‌های دولت که همیشه به نفع مردم بوده است. آخر دولت چرا باید نقطه مقابل مردم باشد؟ خودشان می‌گویند و خودشان پاسخ می‌دهند! یک عده می‌گویند دولت دنبال این است که دولت بعدی را بگیرد دستش و دارد خودش را برای انتخابات تجهیز می‌کند؛ همان‌ها یک جای دیگر می‌گویند دولت دارد بازار را به هم می‌ریزد که دولت بعدی دچار مشکل بشود! این حرف‌ها خیلی سبک است!
می‌گویند هدفمندی یارانه‌ها باعث شده این اتفاق بیفتد؛ از اول با هدفمندی مخالف بودند، از اول از این که دو زار برود در جیب ملت ایران! و یک قدمی در جهت عدالت برداشته شود. پنجاه سال ده درصد جمعیت ۷۰-۸۰ درصد یارانه رو به خودش اختصاص داد، بگذارید یک چند سال هم هر کس سهم خودش را بگیرد! هدفمندی یارانه‌ها چیست؟ دو کلمه بیشتر نیست؛ داریم از جیب آن‌هایی که بیشتر مصرف می‌کنند می‌گیریم و به کسانی می‌دهیم که کمتر مصرف می‌کنند که پول جدیدی وارد بازار نمی‌شود یا می‌گویند نقدینگی در این دولت خیلی بالا رفته و این باعث آن است.

ما منطق آن را نفهمیدیم!
جالب است آن کسانی که می‌گویند نقدینگی است خودشان امسال بدون هیچ منطق اقتصادی‌ای در بودجه تصویب کردند که معوقات بانکی پنج سال عقب بیفتد و سیستم بانکی را دچار رکود کردند. نمی‌خواهم رقم معوقات را بگویم، رقم بالایی است. خب معوقه یعنی چه؟ یعنی کسی پولی را از بانک گرفته و برنمی‌گرداند؛ یعنی با این پول در بازار کار می‌کند و پول را از مدیریت بانک خارج کرده است. الزام کرده‌اند پنج سال عقب بیفتد. ما منطق آن را نفهمیدیم. اما همان کسی که این کار را کرده می‌گوید دولت نقدینگی را بالا برده است. نقدینگی همین است. خب بگذار دولت و بانک مرکزی کارشان را بکنند. جالب است تصمیم را می‌گیرند، وقتی مشکل پیدا می‌شود، می‌گویند دولت. خب دولت چه کار کند؟ مقداری به دولت کمک کنید. دولت شبانه روز مشغول کار است. باید مقداری هم با دولت همراهی کنند.

با این روش یک مدرسه دو کلاسه را نمی‌شود اداره کرد!

الآن دشمن آمده می‌خواهد با بازی با عدد در خیابان‌ها نگرانی درست کند و بعد هم بگوید ما اقتصاد ایران را مضمحل کرده‌ایم. وظیفه ما چیست؟ همه جمع شویم بگوییم دولت اشتباه کرده است. اصلاً قبول، حالا چه کار باید کرد؟ هر سیاستی که دولت می‌گذارد که نقض می‌کنید. خب شما یک پیشنهاد بدهید و بگویید چه کار باید کرد؟ بعضی‌ها می‌گویند رئیس جمهور نمی‌خواهد عمل کند، رها کرده است. شما با دشمن همراهی کردید؛ حالا که مشکل پیدا شد، باز هم فحش آن را به رئیس جمهور می‌دهید؟ چه کار باید بکنیم، ما که داریم کار می‌کنیم و به لطف خدا هم از این عرصه عبور خواهیم کرد.
من تردید ندارم که دشمن به جایی نخواهد رسید. ولی با این روش کجا را می‌شود اداره کرد؟ آیا با این روش یک مدرسه دو کلاسه را می‌شود اداره کرد چه رسد به کشور بزرگی مثل ایران؟ شش ماه بازار را به هم ریختند حالا می‌گویند رئیس جمهور چرا نمی‌آید درست کند؟ طوری می‌گویند که انگار دولت نشسته به مردم فشار بیاید، خیلی بد است. به خدا مردم بی جهت در فشارند. بخشی از آن دشمن و جنگ است، اما یک بخش زیادی از آن تحمیل به مردم است.

هر چقدر دلتان می‌خواهد بد و بیراه به شخص من بگویید، اما در عمل کمک کنید!

رئیس محترم مجلس به جای اینکه برود پنج صفحه مصاحبه کند و دولت را متهم کند، کمک کند. آقا معوقات بانکی را جمع کنیم، بازار را تنظیم کنیم، بعضی قوانین نقص دارد، درستش کنیم.
من در جای دیگر هم گفته‌ام که اگر خیلی حضور ما برایتان سخت است، ما یک خط می‌نویسیم و خداحافظ و اگر نه دولت تا زمانی که هست باید کار را با قدرت انجام دهد و ملت بدانند ما به فضل الهی کار را دنبال می‌کنیم و در دفاع از حقوق ملت کم نمی‌گذاریم و برای همین آمده‌ایم، همه به هم کمک کنید. ما دستتان را می‌بوسیم. بنشینید با هم حرف بزنیم. اینکه مرتباً دولت را متهم کنید، مسئله ای حل نمی‌شود، باید کمک کنید.
بنده دست همه را می‌بوسم، کوچک همه هستم و از این‌ها هم گذشتم. هر چقدر دلتان می‌خواهد بد و بیراه به شخص من بگویید، اما در عمل کمک کنید.


پنجشنبه 16 آبان 1392 | 22:41 | سیاست | ()


جلیلی، اشتباه مهلک انتخابات ۹۲

حالا که ظاهراً احساسات انتخاباتی فروکش کرده شاید بهتر بتوان در موردش نوشت، متن زیر تنها یک نظریه‌ی شخصی است که سعی کردم با منطق به بیان آن بپردازم و خوشحال خواهم شد که دوستان عزیز نیز به دور از تعصب، احساسات و عصبانیت نظراتشان را بیان کنند. در این متن تنها به حضور جلیلی در انتخابات پرداختم و البته واضح و مبرهن است که انتقاد به جلیلی به معنای موافقت با دیگر کاندیداها نیست و به نظر من، هیچ کدام شایسته‌ی جانشینی رییس جمهور وقت نبودند!

مقبولیتی وجود نداشت
این کاملاً روشن بود که جناب جلیلی در نزد عامه مردم هیچ مقبولیت و محبوبیتی برای ریاست جمهوری نداشت و شاید می‌شد حدس زد که به همین دلیل او نمی‌تواند رأی لازم را کسب کند و بهتر است اصولاً پا در میدان رقابت نگذارد، شاید در قیاس ِ محبوبیت، حداد عادل شانس بالاتری از او داشت!

نتوانست با مردم ارتباط برقرار کند
شاید در ذهن جلیلی و یارانش چیزهای خوبی بود، شاید طرح‌های خوبی داشتند، شاید از اصول و اعتقادات مناسبی برخوردار بودند؛ اما در همان دو سه برنامه تلویزیونی اول مشخص شد که جلیلی مرد این میدان نبود! این گفته قابل قبول نیست که مردم او را نفهمیدند، چون این مردم همان مردمی هستند که به قول رهبری، انقلاب را حفظ کرده و حتی از سال‌های گذشته انقلابی‌تر عمل کرده‌اند؛ جلیلی نتوانست با مردم ارتباط برقرار کند و نظراتش را به درستی منتقل کند، خود من بعضی اوقات اصلاً نمی‌فهمیدم ایشان دقیقاً در مورد چه چیزی سخن می‌گوید!

سابقه‌ی روشنی نداشت
اصولاً مردم به چه دلیل باید به او رای می‌دادند؟ جلیلی چه کار مثبت و قابل ارائه‌ای انجام داده بود که شایسته‌ی ریاست جمهوری باشد؟ حتی به گمانم جناب غرضی از لحاظ سابقه، درخشان‌تر از جلیلی بود! مردم تنها او را در کنار اشتون دیده بودند و می‌دیدند که چند سالی تکرار می‌کند: مذاکرات سازنده بود! البته او جلودار دیپلماسی مقاومت هم بود که برای بعضی حتی نماد آن شمرده می‌شد.

تکلیف خودش را با دولت وقت مشخص نکرد
روزهای آخر تبلیغات رسماً انحراف و فتنه را در کنار هم قرار داد اما در مقابل دستاوردهای دولت سکوت پیشه کرد، او تکلیف خود را در قبال دولت‌های نهم و دهم و شخص احمدی نژاد به روشنی مشخص نکرد و حتی اطرافیان وی گاهی در مورد کاندیدای دولت بودنش سکوت می‌کردند! اما خودش منفعلانه به تبلیغات و سخنان نامفهومش ادامه می‌داد؛ گویی به زعم او دولت‌های جمهوری اسلامی تفاوتی با هم نداشتند!

مقاومت همه‌پرسی نیاز نداشت
او به عنوان جلودار دیپلماسی مقاومت نباید وارد انتخابات می‌شد، اصولاً دیپلماسی (و مخصوصاً نوع مقاومتی آن) چیزی نیست که بخواهد به رأی یا حتی نظر سنجی گذاشته شود؛ در این جا بحث موفقیت یا عدم موفقیت در مذاکرات مطرح نیست، جلیلی به عنوان کسی که نماد مقاومت و نماینده‌ی رهبری در شورای عالی امنیت ملی در حال مذاکره بود، آن هم در یک برهه حساس، نمی‌بایست خود را به رأی مردم می‌گذاشت؛ همان طوری که الآن نظرسنجی مذاکره با امریکا بازی دو سر باخت است، حتی پیروزی شخصی وی نیز کشور را با مشکلات جدی مواجه می‌ساخت!

انتخابات به دو قطبی سازش مقاومت تبدیل شد
او و تیمش خواسته یا ناخواسته باعث شدند (یا لااقل کمک کردند) دو قطبی کاذب مقاومت سازش در انتخابات شکل بگیرد، که در آن مقاومت، ادامه تحریم‌ها، کوتاه نیامدن بی منطق در مقابل غربی‌ها و ادامه‌ی فشارها به حساب می‌آمد و سازش، پایان مشکلات اقتصادی و فشار بر مردم. اصرار بیش از حد او و تیمش بر واژه‌های نامأنوس مشتق شده از مقاومت و بی ارتباطی آن با مشکلات ملموس مردم، بر قوی‌ترشدن این دو قطبی کاذب افزود.

و کشور به این جا رسید
حال ایران شاید تجربه‌ای را تجربه کند که ده سال پیش تجربه کرده است! طرح‌های مردمی و بهاری یک به یک متوقف می‌شوند و معلوم نیست قطاری که به ریلش برگشته بود چگونه از خط خارج شود و کی و کجا دوباره برگردد، در وضع امروز کشور (که البته تیره و تار هم نیست) جلیلی و بعضی حامیانش بی تقصیر نیستند!


چهارشنبه 15 آبان 1392 | 21:57 | سیاست | ()


بهار آورید!

خیلی مسخره است؛
آن‌هایی که دولت سابق را به بی تدبیری و سوء مدیریت متهم می‌کردند حالا از پرداخت یارانه را عاجزند.
آن‌هایی که اجازه ندادند مرحله های بعدی هدفمندی اجرا شود و گفتند که یارانه دویست و پنجاه هزار تومانی قیمت‌ها را ده برابر می‌کند حالا خواستار شروع سریع آنند.


بکوشید نیکی به کار آورید / چو دیدید سرما، بهار آورید*

*شعر قرائت شده توسط رییس جمهور فعلی در سازمان ملل


دوشنبه 22 مهر 1392 | 06:22 | سیاست | ()


حمله به ایران

با پایان صحبت‌های لوییس ادگار نماینده‌ی ایالات متحده در سازمان ملل رای گیری قطع نامه ای در شورای امنیت شروع می‌شود که اجازه حمله‌ی امریکا به سه مرکز هسته ای ایران را می‌دهد.
رأی گیری آغاز می‌شود و نماینده‌ی ونزوئلا به حالت قهر از جلسه خارج می‌شود، قطع نامه با هفت رأی مثبت و دو رأی ممتنع روسیه و چین به تصویب می‌رسد. با تصویب قطع نامه، ایران یک کشور تروریستی شناخته می‌شود و ارتش امریکا برای حمله به تأسیسات اتمی مجوز می‌گیرد.
خبر به کاخ سفید می‌رسد. باراک اوباما که حالا تلاش‌های شش ماهه‌اش به نتیجه رسیده و کل جهان را از تمرکز به اعتراضات در امریکا به ایران معطوف کرده، خودکارش را در دست می‌چرخاند و طرح حمله به ایران را امضا می‌کند. در این طرح که مسئولیت کامل آن با جیمز هلر وزیر دفاع امریکاست نه فروند هواپیمای جنگی در قالب سه گروه به رهبری خلبان ساموئل جونز به سوی ایران حرکت می‌کنند و در عرض یک ساعت نیروگاه بوشهر، سایت نطنز و فردو را بمباران کرده و از ایران خارج می‌شوند. بعد از اجرای این عملیات گروه‌های زمینی از پایگاه‌های امریکا در کشورهای همسایه به ایران حمله می‌کنند.
ترکیه، قطر، عربستان، افغانستان قرار است از چهار طرف به ایران زمینی یورش بیاورند.
اوباما طرح امضا شده را به وزیر هلر می‌دهد و می‌گوید: برای دفاع از تل آویو چه پیش بینی کرده‌اید؟ هلر با دست راستش پوشه‌ی طرح را باز می‌کند و نگاهی به امضای موج دار اوباما می‌اندازد و می‌گوید: خودتان بهتر می‌دانید که این طرح خطرناک‌ترین حمله در تاریخ امریکاست و راهپیمایی‌های اخیر که در همین واشنگتن برگزار شد نشان می‌دهد اثرات نامطلوبی بر افکار عمومی خواهد داشت کما این که کارشناسان ما احتمال موفقیت جنگنده‌ها را پنجاه در صد تخمین زده‌اند... اوباما وسط حرف هلر می‌پرد و با عصبانیت توأم با ترسی می‌گوید: لطفاً جواب سؤال را بده. هلر پاسخ می‌دهد: چشم ولی با تمام احترام جناب رییس جمهور من هنوز با اجرای این طرح مخالفم. اوباما چپ چپ نگاهش می‌کند. هلر ادامه می‌دهد: یک ساعت بعد از ورود جنگنده‌ها به خاک ایران ده موشک کروز از پایگاه نظامی در کره جنوبی به مکان‌هایی که احتمال پرتاب موشک به سمت اسرائیل در آن‌ها وجود دارد شلیک می‌شود.
اوباما از روی صندلی بلند می‌شود و از پنجره‌ی اتاق به فضای بیرونی کاخ سفید نگاهی می‌اندازد. نیروهای امنیتی در اطراف کاخ مشغول گشت زنی هستند و کمی آن طرف تر مردمی که با نوشته های «جنگ نه» در حال فریاد بر علیه جنگ افروزی هستند.

*    *    *
جو و ساموئل به سمت فرمانده ستاد مشترک ارتش در حرکتند، جو از ساموئل می‌پرسد اگر حدسم درست باشد می‌خواهد دستور حمله را ابلاغ کند. ساموئل نگران است. دیشت با همسرش مشاجره داشته و این جمله‌ی «تو قاتلی ساموئل!» هنوز توی گوشش صدا می‌کند. ماری همسر ساموئل از مخالفان سرسخت جنگ است و دیشب وقتی متوجه شد ساموئل سر گروه جنگنده های حمله کننده به ایران است او را ترک کرد. ساموئل با هیچ بهانه ای نتوانست او را راضی نگه دارد و مانع خروجش از خانه شود. «ساموئل تو به قهرمان تبدیلی می‌شی، روزی رو تصور کن که از رییس جمهور مدال شجاعت می‌گیری و تا آخر عمر می تونی هر جایی که بخوای بهترین زندگی رو داشته باشی» این‌ها را جو می‌گوید. حالا به در اتاق فرمانده رسیده‌اند که ادگار به آن‌ها می‌پیوندد، اسلحه‌هایشان را تحویل می‌دهند و از گیت رد می‌شوند.
بیل رییس ستاد مشترک در حالی که سیگار برگ را دود می‌کند روی مبل بزرگی توی اتاقش لم داده و دود سیگار را به بالا بیرون می‌دهد.
جو ساموئل و ادگار وارد می‌شوند. بیل اشاره می‌کند که بنشینند. روی صفحه‌ی نمایشی که یک طرف اتاق را گرفته نقشه‌ی ایران خودنمایی می‌کند. سه نقطه‌ی قرمز رنگ هم روی نقشه مشخص شده. بیل شروع می‌کند: بالاخره روزی که سال‌هاست انتظارش را می‌کشیم سر رسید. بمباران ایران. تا یک ساعت دیگر آماده‌ی پرواز باشید. می‌دانم که سه ماه تمرین سخت برای امروز دیده‌اید، حالا وقتش شده به تمام مردم جهان ثابت کنید که امریکا دشمنانش رو نابود می کنه.
ساموئل همچنان خود خوری می‌کند. «آژانس تا به حال یک مورد گزارش در مورد دستیابی ایران به بمب اتم نداده ولی خودمون این همه بمب اتم داریم» حرف‌های ماری رهایش نمی‌کند.
 «یک بار دیگه یاد آوری می‌کنم شما سه نفر خلبان جنگنده‌های اصلی هستید که هر کدوم توسط دو جنگنده‌ی دیگه اسکورت می‌شین» بیل به صفحه‌ی نمایش نزدیک می‌شود و روی نقشه بوشهر را نشان می‌دهد، «ساموئل اینجا» به نطنز اشاره می‌کند، «جو اینجا» فردو قم را نشان می‌دهد، «و ادگار اینجا» ته سیگارش را توی ظرف روی میز می‌تکاند و ادامه می‌دهد : «گفتنی‌ها را قبلاً شنیده‌اید و می‌دانم که حمله مجازی را هم انجام داده‌اید، مردم امریکا خیره به شما هستند، به خودتان افتخار کنید.» در خروج را برایشان باز می‌کند. «پرواز تا یک ساعت دیگر انجام می‌شود، نیروهای زمینی منتظر شما هستند»
جو و ادگار از اتاق خارج می‌شوند ولی ساموئل همچنان نشسته. «من حاضر نیستم این مأموریت را انجام دهم» بیل جا می‌خورد. «چی می‌گی پسر تو سر گروه نه جنگنده هستی و یک ساعت به اجرای مأموریت مونده، چی داری می‌گی؟»
 «من نمی‌تونم قاتل باشم»
 «آره می دونم نگران ماری هستی ولی ماری جاش امنه»
ساموئل جا می‌خورد. نگاهی تعجب آمیز به بیل می‌اندازد.
 «از همون روزی که تو رو توی ستاد مشترک برای سرگروهی این عملیات انتخاب کردیم می‌دونستم ممکنه یه روزی همسرت مشکل ساز بشه ولی توانایی‌های تو هیچ انتخاب دیگه‌ای برامون نگذاشته بود»
بیل سیگار دیگری روشن می‌کند و همان طور که سیگار را توی دهانش می‌گذارد ادامه می‌دهد «بهتره نه عصبانی بشی و نه تمرکزتو از دست بدی، ماری رو در صورتی می‌بینی که این عملیات رو انجام بدی»
ساموئل حالا می‌فهمد چرا ماری تا صبح موبایلش را جواب نمی‌داد و دوست صمیمیش جوآن هم ازش خبری نداشت. ساموئل از کوره در می‌رود و در حالی که هر چه فحش از دهانش در می‌آمد نثار بیل می‌کند به طرفش هجوم می‌برد. بیل فوری دکمه ای را فشار می‌دهد. ساموئل فریاد زنان گلوی بیل را می‌فشارد و با عصبانیت جای ماری را از او می‌پرسد و بیل فقط لبخند می‌زند.
چند نفر مسلح وارد اتاق می‌شوند و ساموئل را روی مبل می‌نشانند. بیل در حالی که لباس‌هایش را مرتب می‌کند می‌گوید: «اگر فرمانده این عملیات نبودی همین الآن دستور اعدامت را به جرم حمله به رییس ستاد مشترک می‌دادم»
ساموئل در حالی که به نظر می‌رسد آرام‌تر شده از اتاق بیرون می‌رود.

*    *    *
- همان طور که آقا قبلاً در صحبت‌های عمومی هم اعلام فرمودند در صورتی که به ایران حمله شود، منافع امریکا در هر جای دنیا مورد حمله قرار خواهد گرفت، این‌ها را قاسمی در حالی می‌گوید که از بالای عینکی که جلوی دماغش گذاشته به رییس جمهور نگاه می‌کند.
در جلسه‌ی فوری شورای عالی امنیت ملی که بعد از تصویب قطع نامه تشکیل شده رییس جمهور نیز حضور دارد.
وزیر اطلاعات می‌گوید طبق اطلاعات ما کمتر از یک ساعت دیگر نه هواپیما برای حمله به ایران از واشنگتن به پرواز در خواهند آمد و با توجه به پیش بینی‌ها حدود دوازده ساعت بعد وارد فضای ایران خواهند شد.
وزیر امور خارجه از همه مضطرب‌تر نشان می‌دهد.
وزیر اطلاعات ادامه می‌دهد: سه هواپیما قرار است بوشهر سه تای دیگر فردو و سه تای آخری هم نطنز را بمباران کنند.
وزیر دفاع میان حرف وزیر اطلاعات می‌پرد و می‌گوید جنگنده‌ها چند ثانیه بعد از ورود به خاک ایران نابود خواهند شد.
این کافی نیست! قاسمی نماینده‌ی رهبر انقلاب در شورا این را می‌گوید.
رییس جمهور به حرف می‌آید: من هم موافقم، پیشنهادم این است که طوری برنامه ریزی کنیم که پایگاه کره که قرار است به مراکز نظامی ما حمله کند همزمان با ورود هواپیماها مورد اصابت موشک‌های ما قرار بگیرد.
طبق دستوری که کتباً از دفتر رهبری رسیده این‌ها کافی نیست.
رییس جمهور می‌گوید: انگار خیلی عجله دارید آقای قاسمی! من همین الآن از همان جا می‌آیم و اگر اجازه بدهید نتایج جلسه را خدمتتان عرض می‌کنم.
جلسه ساکت می‌شود و همه منظر ادامه حرف‌های احمدی نژاد می‌مانند.
لیوان آب را بر می‌دارد و تا نصف آب می‌خورد: آقا به شدت آرامش داشتند و عقیده داشتند مطمئاً این جنگ باعث خیر و برکت‌های زیادی برای ما و حتی برای کل مسلمین خواهد شد. طبق صحبت‌هایی که با ایشان داشتم باید در مرحله‌ی اول تمام پایگاه های امریکا که احتمال حمله از آن‌ها وجود دارد منهدم شود. ایشان تاکید زیادی بر انهدام کامل پایگاه های عربستان داشتند. در مرحله‌ی دوم مراکز نظامی کشورهایی که به امریکا اجازه حمله داده شده بمباران خواهد شد و در مرحله‌ی سوم کار پرتاب موشک به اسرائیل و امریکا آغاز خواهد شد.
صدای احسنت احسنت حضار بلند می‌شود.
وزیر خارجه هنوز نگران است بلند می‌شود و با ترسی توأم با عصبانیت می‌گوید: من مخالفم.
رییس جمهور پیش دستی می‌کند و می‌گوید آقای صالحی جلسه که تمام است اما شما تشریف بیاورید شخصاً با شما صحبت می‌کنم.
وزیر اطلاعات و دفاع و کشور در مورد آخرین هماهنگی‌ها جلسه‌ی مشترک دارند و زودتر خارج می‌شوند، بقیه‌ی اعضای جلسه هم کم کم دفتر ریاست جمهوری را ترک می‌کنند، صالحی همچنان سر جایش ایستاده. آخرین نفر در را پشت سرش می‌بندد و حالا رییس جمهور و وزیر امور خارجه تنها شده‌اند.
- فکر کنم وقتش شده که استعفا دهی، در شرایطی که مردم منتظر اقدام تلافی جویانه هستند و همه آماده‌ی دفاع از کشورند وجود وزیر امور خارجه‌ای که مخالف جریان عمومی باشد به صلاح نیست.
وزیر در حالی که به سمت درب حرکت می‌کند می‌گوید به محض شروع وقت اداری به رییس دفترتان تحویل می‌دهم.
رییس جمهور از همان جا به مشایی تماس می‌گیرد و قاسمی را به عنوان سرپرست وزارت دفاع امور خارجه معرفی می‌کند و کارهای معارفه و حکم و رسانه ای شدن را به او می‌سپارد.
خمیازه سراغش می‌آید، او بیست و دو ساعت بیدار است...

*این داستان ناقص را مهرماه 90 نوشتم! بدون ویرایش و عیناً منتشرش کردم، حیف نتوانستم تکمیلش کنم! می‌خواستم برسانمش به ظهور!!


یکشنبه 3 شهریور 1392 | 18:14 | سیاست | ()


ادعا با پیش فرض‌های ناممکن!

این جا در مورد آدم‌های پرمدعا صحبت نمی‌کنیم، آدم‌هایی که ادعاهایشان بیشتر است، غیرواقعی و پوشالی بودن ادعاهایشان بیشتر نمایان می‌شود، حافظه‌های ضعیف ما و حتی خود مدعی، کار را برای تکرار ادعاهای واهی بیشتر فراهم می‌کند.
هر ادعا یک جمله‌ی شرطی است، اگر... آن گاه...، شرط جمله یا همان پیش فرض که در صورت تحقق آن، بخش اصلی ادعا صورت می‌گیرد. حال می‌توان با یک زیرکی و با استفاده از پیش فرض‌های ناممکن یک ادعای ظاهراً واقعی بیان کرد، در حالی که ادعا، دروغی بیش نیست!
خیلی سخت و نامفهوم است!؟ یک مثال: وزارت یک وزیر رو به پایان است و وزیر قطعاً عوض می‌شود، حالا این وزیر بگوید اگر وزارت من یک سال دیگر طول می‌کشید، سینما را اسلامی می‌کردم! در مثل مناقشه نیست، این هم فرض محال است!
چنین پیش فرضی امکان پذیر نیست تا بتوان در مورد جمله‌ی بعد قضاوت کرد، از این ادعاها اطرافمان زیاد می‌شنویم و حتی ناخواسته خودمان از آن‌ها استفاده یا سو استفاده می‌کنیم.
حس بدی دارم وقتی کسی وقیحانه از این ترفند برای اثبات خودش استفاده می‌کند و گاهی موفق می‌شود! شما از این نوع ادعاها سراغ دارید؟


چهارشنبه 23 مرداد 1392 | 15:11 | دین نوشت سیاست | ()


تبیین اندیشه‌های انحرافی

شاید افراد و تفکری که هاشمی برای اولین بار آن‌ها را منحرف خواند، حالا حالاها انحرافی خوانده شوند، چه بسا که بعضی حتی به عنوان حقوقی رییس جمهور نیز رحم نکرده و او را پیرو مکتب مشاییسم نامیدند! اما بگذارید من این گفته‌ی داماد احمدی نژاد که «مشایی ذوب در احمدی نژاد است» را قبول کنم. در مورد این که انحراف چیست و انحرافی کیست، حرف‌ها زده شده و مقاله‌ها نوشته شده و جلسات عمیق جریان شناسی برگزار گردیده است، حتی اندکی بعد از اعلام نتایج انتخابات هم سایت کسی که انحراف را نقل محافل کرد، نوشت: «هاشمی، انقلاب را از خوارج پس گرفت» متنی که در ادامه می‌خوانید تنها برداشت‌های من از منظومه‌ی فکری جریان انحرافی در مورد امام زمان و ولایت فقیه است، برداشت‌هایی از صحبت‌های رییس جمهور سابق، به اصطلاح لیدر این جریان و بعضی نزدیکانشان.

تمرین زندگی در عصر ظهور
شاید این جمله یکی از بهترین حرف‌ها برای تبیین جایگاه ولایت فقیه باشد، این که زندگی در دوران ولایت فقیه، تمرین زندگی در عصر ظهور و حضور امام زمان است. به نظرم بهتر این نمی‌توان جایگاه ولی فقیه و پیروی از دستوراتش را تبیین کرد. من این نوع برداشت از رهبری را دوست دارم و وقتی آن را در کنار تفکری که می‌گوید ولی فقیه می‌تواند زن را بر شوهرش حرام کند، می‌گذارم، مشمئز می‌شوم!

76 میلیون دوستدار
انحراف عقیده دارد رهبری انقلاب را باید تمام مردم ایران دوست داشته باشند، اگر واقعاً چنین چیزی وجود دارد که چه بهتر و اگر نیست باید برای رسیدن به آن تلاش کرد. این تفکر مرا یاد قسمتی از داستان سیستان می‌اندازد که امیر خانی رهبری را رهبر همه می‌داند:
رهبر، همان قدر که رهبر تیم حفاظت است، رهبر مردم نیز هست، رهبر نیروی انتظامی، رهبر چتر بازان ِ مرزنشین، رهبر جوانانِ برومند، رهبر پیرمردان ِ بی دندان، رهبر پسران ِ نماز جمعه، رهبر دختران ِ خیابان، رهبر هپی برادرز، رهبر خواهران ِ زینب، رهبر چپ، رهبر راست، رهبر شیعه، رهبر سنی، رهبر کرد و ترک و ترکمن، رهبر یاروها، رهبر بچه‌های نشر آثار، رهبر بچه های مخالف نظام ... رهبر همان قدر که رهبر من هست، رهبر رفیق ِ شفیق من نیز هست. او بایستی رهبر همه باشد...

مهربانی به جای شمشیر
جریان انحرافی عقیده دارد امام زمان هنگام ظهور، با شمشیر و خونریزی عقایدش را بر انسان‌ها تحمیل نمی‌کند و این مهر و محبت امام است که باعث جذب دل‌ها خواهد شد. چنین روایتی و نقل محبت امام در مقابل عقیده‌ای که امام را فرد زورگو، خشن و خونریز معرفی می‌کند، کاملاً متفاوت است.

بهار انسان‌ها
کلید واژه‌ی بهار یکی از خصوصیات انحراف است، در بیان انحراف زنده باد بهار، همان دعای فرج است! تاکید بر انسان و تبیین ویژگی‌های انسان کامل در همین جا، قرار می‌گیرد چون جریان انحرافی امام عصر را انسان کامل و به صورت زیباتری بهار انسان‌ها می‌داند.

حاضر بودن امام
منحرفین جوری از امام زمان صحبت می‌کنند که گویی امام حضور دارد! انگار که امام زنده و حاضر است! گویی می‌شنود و می‌بیند، این را نه فقط در گفتار انحرافی‌ها که در رفتارشان می‌توان دید، همان جایی که رییس دولت نهم و دهم در آخرین نشست هیئت دولت، مهم‌ترین مأموریت دولت را زمینه سازی برای حاکمیت امام عصر اعلام می‌کند. امامی که هست و نه امامی که فقط درباره‌ی او احیاناً افسانه‌هایی مطرح می‌شود!


*امروز ده سال شد که وبلاگ می‌نویسم!


سه شنبه 15 مرداد 1392 | 22:42 | سیاست | ()


امام جشن تولد می‌خواهد!

دوباره نظرم با بعضی دوستان که شاید در اکثریت هم باشند همسو نیست و طبق معمول، نظراتم را در نهایت آرامش و منطق می‌نویسم! کاری به برگزار کنندگان این جشن، بودجه و نوع آن و حتی اشتباه محاسباتی روز تولد آقا ندارم، این‌ها حل شدنی است! منظور من صرفاً برگزاری جشن است.

جشن و شادی کجای اسلام قرار می‌گیرد؟

بالاخره بعد از سی و چند سالی که از انقلاب می‌گذرد یکی بیاید شادی و جشن در اسلام را برای ما تعریف کند! این که ما چگونه و به چه بهانه‌ای باید جشن بگیریم و شادی کنیم که به کسی برنخورد!؟ نسل من و نسل‌های جدید، از اسلام فقط مُحرم را می‌شناسند و رمضان را، جشن‌های مذهبی هم که همان سینه زنی با دست است! اگر ما بخواهیم جشن بگیریم و شادی کنیم چگونه و به چه بهانه‌ای باید باشد؟ مگر عیبی دارد به بهانه‌ی تولد جشن رهبرم که از جنس خودم می‎دانمش و نه یک انسان ِ ماورایی ِ دست نیافتنی، خوشحال باشم، شادی کنم و دست بزنم و حتی کیک بخورم!؟ دوستان عزیز تفکرات نخ نمای قدیمی و متحجرانه را به موزه‌ها بسپارند، نسل امروز، اسلام را به غم و گریه می‌شناسد و پایبندی‌اش به اسلام به خاطر فطرت پاک اوست! شاید بازخوانی نتیجه‌ی انتخابات برای بعضی‌ها مفید باشد!

 این یک استناد است؟

دفتر رهبری بارها در مورد بیانات رهبر انقلاب که از مجاری غیر رسمی که «خلاف واقع بوده و از راه‌های غیر موثق و غیر مستند در اختیار گویندگان آن‌ها قرار گرفته است» هشدار داده و در اطلاعیه‌های رسمی دفتر رهبری آمده است: «از رسانه‌ها (خبرگزاری‌ها، مطبوعات و سایت‌ها و …) انتظار می‌رود از درج مطالبی که به شیوه های دیگر منتشر می‌شود، جداً خودداری کنند.»
حال استناد دوستان برای صحبت‌های رهبری چیست؟ یکی از سرمقاله های روزنامه کیهان! شاید نقل قول یک واقعه تاریخی خالی از لطف نباشد.
احمدی نژاد پانزده مرداد 87 در جلسه رای اعتماد به وزرای راه، اقتصاد و کشور، در دفاع از مرحوم کردان در مجلس گفت: «رابطه ما با رهبر انقلاب این گونه نیست که مدام اصرار کنیم. برای ایشان این پذیرش 2 دقیقه طول کشید و من سیر موضوع را گفتم. آقا درباره کردان پرسیدند و من توضیح دادم که ایشان گفتند تلاش کنید رای بیاورد.»
فردای همان روز حسین شریعتمداری در سرمقاله‌ی کیهان نوشت: «نگارنده با اطلاع دقیقی که از اصل ماجرا دارم، می‌دانم و کمترین تردیدی ندارم که متأسفانه این نقل قول{سخنان رئیس جمهور درباره موافقت رهبری با وزارت کردان}، مخدوش و غیرواقعی بوده است و با نظر ارائه شده از سوی رهبر معظم انقلاب، تفاوتی نزدیک به تناقض دارد و با عرض پوزش از آقای احمدی نژاد باید گفت در سخنان دیروز ایشان، نظر واقعی آقا تحریف شده بود...» در فاصله‌ی چند ساعت دفتر رهبری اطلاعیه‌ای منتشر کرد: «دیدارهای آقای رئیس جمهور با رهبر معظم انقلاب اسلامی، دیدارهای کاملاً خصوصی است و طبعاً مطالبی که در آن جلسات مورد گفتگو و تبادل نظر قرار می‌گیرد، تابع حکم مربوط به جلسات خصوصی است و هیچ کس نمی‌تواند ادعای نقل و یا تحریف مطالبی را داشته باشد که علی القاعده دسترسی به آن‌ها جز در شرایط خاص، امکان پذیر نمی‌باشد و لذا این دفتر اعلام می‌کند نقل قول جناب آقای رئیس جمهور از مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) در رابطه با بعضی از اعضای پیشنهادی مربوط به کابینه، با توجه به مجموعه مذاکراتی که در این مورد صورت گرفته است، خلاف واقع نیست و مضمون آنچه ایشان ذکر کرده‌اند، همان «عدم مخالفت» است.
از همه‌ی دوستان و سروران خصوصاً فعالان در عرصه افکار عمومی و مطبوعات تقاضامندیم از هرگونه نقل قول و استناد به رهبر معظم انقلاب اسلامی قبل از تأیید رسمی و مجوز روابط عمومی این دفتر، به طور جدی خودداری کنند.»
نمی‌خواهم ادعا کنم این نقل قول نیز مثل نقل قول دیگر دروغ است ولی شخصاً هیچ صحبت رهبری را قبول نمی‌کنم مگر آن که مورد تایید دفتر ایشان باشد.

نظرات خاص رهبری

«صحبت‌های آقا» را ازشان بگیری دچار فلج ذهنی می‌شوند! این را دانشطلب، دوست نادیده‌ی زندانی شده به خاطر وبلاگ نویسی، می‌گوید. حالا مستندات دوستان برای غلط بودن این عمل چیست؟ استناد به صحبت‌های رهبری! که شرح آن رفت! اگر منطقی هست و اگر دلیلی دارید بفرمایید وگرنه استناد به حرف‌های درگوشی رهبری که راست و دروغش معلوم نیست، هنر نمی‌خواهد! تازه اگر فرض بر درستی نقل قول باشد، رهبری با توجه به منش و روش خاضعانه‌ی خود، می‌تواند در مورد انجام این کار هشدار بدهد ولی وظیفه‌ی من به عنوان دوستدار ایشان چیست؟ باز هم تاکید می‌کنم که من در مورد شکل اجرای چنین جشنی صحبت نمی‌کنم و کاری به کج سلیقگی‌ها ندارم ولی اگر روز تولد ایشان بهانه‌ای بشود برای آشتی جوانان و شناخت بیشتر ایشان و حتی شادی، چه عیبی دارد؟ نترسید! جایگاه رهبری با برگزاری یک جشن، خدشه دارد نمی‌شود!


یکشنبه 23 تیر 1392 | 00:39 | دین نوشت سیاست | ()


این عادلانه نیست!

«افکار و اندیشه های آقای دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور محترم کشورمان دارای جنبه های راهبردی حائز اهمیتی است و لذا وظیفه علما و اندیشمندان و اساتید دانشگاه‌ها و به ویژه دانشگاه عالی دفاع ملی است که این افکار را مدون کنند و به غنای علمی کشور بیفزایند.
از آنجا که یکی از مبانی اصلی ساختار مدیریتی نظام ما در چارچوب حرکت‌های ارزشی عدالت‌خواهانه و توجه به اقشار آسیب پذیر و محرومین بنا گردیده است، در این قسمت نیز افکار و اندیشه های راهبردی آقای احمدی نژاد از ظرفیت‌های بالایی در راستای پیشبرد امور انقلاب برخوردار است و باید به گونه ای طراحی شود که مدیران، برنامه ریزان و سیاست گذاران کشور برنامه های خود را در راستای همین نگاه نو پایه گذاری و هماهنگ نمایند.
بخشی از این طرح‌ها و برنامه‌ها، در جریان سیاست گذاری‌های 20 ساله و 5 ساله که توسط مسئولان ذی‌ربط تهیه می‌گردد، به اتفاق آراء تدوین می‌شود ولی مع الاسف موارد مهمی از افکار راهبردی و نوآوری‌های آقای رئیس جمهور در کوچه پس کوچه های جریانات سیاسی و برخی مباحث رسانه‌ای، گم می‌شود و یا آن طور که شایسته است در مسیر ارائه خدمات دولت قرار نمی‌گیرد و به تعبیر دیگر، راه برای خدمت دولت بسته می‌شود.»
مدتی است جز تعجب کار دیگری نمی‌توان کرد! احتمالاً حتی نمی‌توان حدس زد که این حرف‌ها از دهانی بیرون آمده که مدتی پیش، بعد از صحبت‌های احمدی نژاد در خوزستان (شما که کسی نیستید. شما هر کدامتان هر گوشه‌ای از پرونده‌تان را بالا بزنیم دیگر جایی در بین ملت ایران نخواهید داشت) گفت: «جو سازی مقام محترم رئیس جمهوری آقای احمدی نژاد غیر قابل قبول و مایه تشویش اذهان عمومی است. امیدواریم آقای احمدی نژاد به این گفتمان خود خاتمه دهد.»
و حتی اینترنت فراموش نمی‌کند که همین ایشان فرموده بودند: «مقاومت احمدی‌نژاد نتیجه داد، نه ساخت و پاخت‌های سازشکارانه قبلی،‌ احمدی‌نژاد آمد اصلاح طلبی کرد، آن ساخت و پاخت‌ها را باطل کرد، گفت حرف امام و حرف انقلاب و حرف ملت ما چیز دیگری است، ما روی آن حرف می‌ایستیم.»
هشت سال رو به اتمام است، هشت سالی که در آن احمدی نژاد، هم شهید رجایی بود و هم بنی صدر!


شنبه 15 تیر 1392 | 22:59 | سیاست | ()


روحانی نتیجه‌ی تخریب «احمدی نژاد» است

«پروژه «هاشمی 2» طی چند روز آینده با حمایت هاشمی و خاتمی از حسن روحانی و انصراف محمدرضا عارف به نفع او در ازای واگذاری منصب معاون اولی دولت بعدی، وارد فاز جدیدی خواهد شد.
البته اعلام رسمی الگوی «روحانی رییس جمهور-عارف معاون اول» و انصراف محمدرضا عارف به نفع حسن روحانی تا زمان بهره گیری عارف از حداکثر ظرفیت‌های تبلیغاتی صدا و سیما به منظور هم افزایی با روحانی به تعویق می‌افتد تا عارف بتواند سبد رای خود را به روحانی انتقال دهد.
با توجه به حذف هاشمی و مشایی و پیش بینی مشارکت انتخاباتی 60 درصدی، حسن روحانی با یک رای متوسط 14 تا 15 میلیونی که با حمایت تمام قد هاشمی و خاتمی از وی، برایش دور از دسترس نیست به راحتی و بدون مشکل، انتخابات را خواهد برد.
متأسفانه هیچ یک از کاندیداهای مقبول شورای نگهبان، توانایی مقابله با موج پروژه «هاشمی 2» که طی روزهای آتی بلند می‌شود را ندارند.»
وقتی شنبه یازده خرداد این صحبت‌های عبدالرضا داوری را می‌خواندم، تعجب کردم و پیش خودم گفتم خیلی بعید است که این اتفاق بیفتد و چرا داوری این چنین حرفی زده!! اما امروز که نتایج اولیه اعلام شد فوری یادم این صحبت‌ها افتادم و دوباره حرف‌ها را مرور کردم. حالا پیش بینی داوری به حقیقت پیوست و روحانی رییس جمهور ملت شد!
بی خود از ائتلاف و بی تقوایی بقیه سخن نگویید، این یک معادله‌ی ساده‌ی ریاضی است که اگر همه به نفع جلیلی هم کنار می‌رفتند او پیروز نمی‌شد و حتی قالیباف!
شب قبل از انتخابات احمدی نژاد در پیامش نوشت:« اینک و به دنبال یک دوره هشت ساله پرتلاش با دستاوردهای افتخارآمیز و ماندگار، روز 24 خرداد روز تصمیم برای آغاز دورانی جدید است.»
حالا ای دوستان سر خورده! همان موقع که احمدی نژاد را کوبیدید؛ کوبیدند و سکوت کردید؛ روی شاخه نشستید و آن را بریدید، یادتان رفت که این بریدن سقوط خودتان است! تماشا کنید و حسرت بخورید! این همان چیزی است که خودتان خواستید!


شنبه 25 خرداد 1392 | 23:15 | سیاست | ()


برای عارف منصف!

جناب آقای عارف عزیز بارها تاکید می‌فرماید اصولگرایان موقع به قدرت رسیدن همه‌ی اصلاح طلبان را از کار برداشتند و مشکلات امروز ناشی از حضور مطلق اصولگرایان در قدرت است!
اما در فیلم اول تبلیغاتی، به نکته‌ای اشاره می‌کند که من اولین بار بود می شنیدم، او گفت که احمدی نژاد در سال 84 از او خواسته معاون اول بماند! حتی سه هفته‌ی اول هم رسما به عنوان معاون اول بوده ولی جنابشان سه بار استعفا می‌دهد و احمدی نژاد اجبارا با استعفای سوم موافقت می‌کند!


دوشنبه 20 خرداد 1392 | 05:27 | سیاست | ()


  • تعداد کل صفحات : 6 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  

← آخرین مطالب

← علاقمندی‌ها

← دوستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :

←تبلیغات