صادق آنلاین
روزنوشت‌های یک صادق
سلام! از این که چند دقیقه‌ای مهمان وبلاگم هستید، خوشحالم؛ ممنون می‌شوم مرا از نظرات خود بهره‌مند سازید.
راستش خیلی مهم نیست چه عقیده‌ای داریم؛ مهم این است که انسانیم، می‌توانیم صادقانه با هم حرف بزنیم و حتی به هم عشق بورزیم!
لطفاً به تاریخ انتشار مطالب توجه کنید، امروز است!

او مقصر است!

آمدم بنویسم، منصرف شدم؛ فقط به بازنشر بخشی از یک مطلب بسنده می‌کنم: احمدی نژاد این روزها «سوژه» است. کلامش، رفتارش، تصمیماتش، دستوراتش، راه رفتنش، گریه کردنش، خندیدنش، همه چیزش در کانون تخریب و تخطئه قرار دارد. دست بدهد مقصر است، ندهد مقصر است، بایستد مقصر است، کنار برود مقصر است، گریه کند مقصر است، بخندد مقصر است، بگوید مقصر است، نگوید مقصر است، حرف از امام زمان بزند مقصر است، حرف نزند مقصر است، سفر کند مقصر است، سفر نکند مقصر است. او کلاً مقصر است. هر آن چه او بکند مقصر است...

*
آیا چاوز مسلمان شده بود؟


یکشنبه 20 اسفند 1391 | 17:08 | سیاست | ()


رییس جمهور آینده را هم بنی‌صدر می‌کنید!؟

این روزها که تب انتخابات و طرفداری‌ها دارد کم کم داغ می‌شود و افراد و گروه‌ها و بعضی نهادها شروع کرده یا در آستانه‌ی شروع ِ حمایت از کاندیداهای خاص هستند، می‌خواهم فضای هشت سال بعد را تصور کنم که اگر فرد مورد نظر رأی بیاورد، آیا تلویزیون بدون مناسبت، مستند «سرانجام نامبارک» را پخش می‌کند؟ یا همین آدم‌های طرفدار، منتخبشان را تکفیر می‌کنند؟ یا جریان دیگری را علم می‌کنند که دولت را به سیطره درآورده؟ یا این که می‌گویند ما اشتباه نکردیم و او خراب کرد!؟ شاید هم فرد مورد نظر با «تعاملات سازنده» هشت سال آرامی سپری کند!


چهارشنبه 16 اسفند 1391 | 06:09 | سیاست | ()


آیا رأی دهندگان هم باید عذرخواهی کنند؟

فکر نمی‌کنم انسان دلسوزی باشد که از اتفاقات روز استیضاح ابراز خوشحالی کند! و جگرش حال آمده باشد! همان طوری که آقا هم فرمودند، قضایای ناراحت کننده ای بود و اتفاقات اشتباهی رخ داد.
اما دیشب ذهنم مشغول این شد که «نقش مردم در حوادث روز استیضاح چیست؟» آیا مردم در اتفاقات ناراحت کننده‌ی آن روز نقش داشتند؟ آیا بخشی از مردم که همان رأی دهندگان هستند باید از بقیه و از رهبری عذر خواهی کنند!؟
در نظام ما مسئولین و مردم دو پیکره‌ی از هم جدا نیستند؛ مگر نه این که نمایندگان و مسئولین کشور توسط همین مردم انتخاب می‌شوند؟ این نمایندگان منتخبان بخشی از مردمند و بررسی سوابق بعضی‌هاشان برای انتخابشان، آن قدرها سخت و دشوار نبود.
به نظرم می‌توان درصدی از تقصیر را برای رأی دهندگان متصور بود؛ تقصیری که بعد از قبول آن، راه‌هایی برای جبرانش می‌توان یافت!


سه شنبه 1 اسفند 1391 | 22:50 | سیاست | ()


از که بریدی و با که پیوستی!؟

انتظار این بود- و چه می‌دانیم، شاید به روال همیشگی هم نزدیک‌تر بود- که یادداشت امروز را به حماسه بی نظیر روز یک شنبه اختصاص می‌دادیم و درباره حضور پرشور توده‌های انبوه و میلیونی مردم خداجوی در میقات 22 بهمن قلم می‌زدیم. مردمی که نه در سر سودای سود داشتند و نه در دل، غم بود و نبود، از اقصی نقاط میهن اسلامی آمده بودند تا عهدی را که با امام راحل (ره) و خلف حاضر او بسته بودند و هرگز نشکسته بودند، تازه کنند و بصیرت خویش را به رخ مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس بکشند که نه فقط از ماهیت پلید این مثلث شوم باخبرند، بلکه مزدوران و مأموران آن‌ها را نیز در هر لباسی که باشند و با هر پوششی که به میدان فرستاده شده باشند، می‌شناسند و آنان را با همان سرنوشتی روبرو می‌کنند که سران فتنه 88 را روبرو کردند و...
اما، در جریان حضور حماسی و بی نظیر 22 بهمن، رخداد دیگری نیز اتفاق افتاد. این رخداد، اگرچه به ظاهر، در حاشیه بود ولی عبرت انگیز و درس آموزتر آن بود که بیرون از متن تلقی شود و آن، اعتراض یکپارچه، خودجوش و پرخروش توده های حاضر در مراسم قم به جناب آقای لاریجانی، رییس مجلس بود. این اعتراض به اندازه‌ای فراگیر بود که رییس مجلس را نه فقط از ادامه سخن بازداشت، بلکه فرصتی برای سخنان ایشان باقی نگذاشت و آقای لاریجانی را ناچار به قطع سخن و ترک تریبون کرد.
برخلاف آنچه که سایت‌های وابسته به سران فتنه و رسانه‌های بیگانه ادعا می‌کنند، اعتراض به آقای لاریجانی از سوی «یک اقلیت تحریک شده»! نبوده است، بلکه به گواهی اسناد صوتی و تصویری موجود و افراد حاضر در صحنه، اعتراض به ایشان یک خروش سراسری، خودجوش و همگانی بوده است و اگر غیر از این بود و تنها یک اقلیت اعتراض داشتند بایستی بقیه مردم با سر دادن آن شعارها، علیه رییس مجلس مخالفت می‌ورزیدند اما نه فقط کمترین صدایی به مخالفت با آن شعارها از کسی شنیده نشد، بلکه جمعیت حاضر در صحنه، با تمامی وجود و از ژرفای دل علیه مواضع جناب لاریجانی به خروش آمده بودند. آیا غیر از این بود!؟
این ادعا که اعتراض به آقای لاریجانی از سوی عده ای قلیل بوده است، اهانت به شعور مردم و دستکم گرفتن آگاهی و بصیرت آنان نیز هست.  به یقین رییس مجلس انتظار ندارد مردم این مرز و بوم که به قول امام راحل (ره) از مردم حجاز در زمان رسول خدا (ص) و از مردم کوفه در دوران حضرت امیر علیه‌السلام برترند، همه این بی حرمتی‌های ایشان به اسلام و انقلاب را شاهد باشند و واکنشی نشان ندهند.
بلافاصله بعد از اعتراض گسترده و فراگیر مردم به جناب لاریجانی، سایت‌های وابسته به سران فتنه و رسانه های بیگانه- مخصوصاً رسانه های آمریکایی و صهیونیستی- در اقدامی - مانند همیشه هماهنگ- از یکسو، اعتراض کنندگان را یک «اقلیت اندک و تحریک شده» معرفی کردند که به دلایل پیش گفته، دروغی بزرگ است و تمامی شواهد و اسناد غیرقابل تردید از اعتراض سراسری و یکپارچه مردم در آن روز حکایت می‌کند و از سوی دیگر تلاش کرده و می‌کنند که اعتراض مردم را «اعتراض حامیان رییس جمهور» وانمود کنند و این در حالی است که سایت‌ها و رسانه های یاد شده، به دشمنی و کینه توزی آشکار و علنی با نظام جمهوری اسلامی زبانزد هستند.
و اما، از سوی دیگر اعتراض مردم به آقای لاریجانی از اوج ارادت آنان به رهبر انقلاب و ژرف اندیشی و بصیرت آن‌ها حکایت می‌کند و نشان می‌دهد که وقتی پای حفظ و پاسداری از بینش و منش مقام معظم رهبری در میان باشد، جایگاه‌ها را به رابطه معنوی و پیروی افراد از آن بزرگوار ترجیح نمی‌دهند. یعنی دقیقاً همان گونه که امام (ره) بود و به آن توصیه فرموده بود.

*متن بالا تلفیقی است از یادداشت روز حسین شریعتمداری در روز یکشنبه شانزده خرداد هشتاد و نه بعد از اعتراض مردم به نوه‌ی امام، با وقایع بیست و دو بهمن امسال در قم! خدا را شکر که فیلم اتفاق اخیر پخش شده و جوابی است مستند بر هر یاوه گویی!


جمعه 27 بهمن 1391 | 16:39 | سیاست | ()


دردهایی از سومین حرم اهل بیت

چندین روز می‌شود که آیت الله زبرجد، تولیت (سابق) آستان مقدس حضرت سیدعلاالدین حسین (ع)، آستانه‌ی خودمان، به رحمت ایزدی پیوسته است، فوت ایشان بهانه‌ای شد برای صحبت‌هایی که برای گفتنش دنبال بهانه‌ای بودم.

پول‌هایت را چه کار می‌کنی؟
از وقتی که یادم می‌آید یک تابلویی قبل از در ورودی حرم آستانه وجود داشت که درآمد و هزینه‌های تولیت به صورت سالانه در آن درج می‌شد. مثلاً در بخش درآمدها فلان مقدار کمک مردمی، فلان مقدار موقوفات و از طرف دیگر در بخش هزینه ها فلان تومان خرید آب‌سردکن، فلان تومان تأسیسات و قس علی هذا. اسمش می‌شود شفافیت مالی. یعنی برای مردم مشخص است آستان مقدس چه قدر درآمد داشته و در چه راهی خرج کرده، این در حالی است که سؤالات مربوط به هزینه و خرج‌های تولیت محترم شاهچراغ حداقل برای مردم بی جوابند، بودجه‌هایی که با عنوان سومین حرم اهل بیت به خاندان دستغیب سپرده می‌شود، کجا هزینه می‌شود؟

خانواده‌ات را وارد کن!
آقا زادگی! یکی از مشکلاتی که جامعه درگیر آن است! آقا زاده‌ای که کسی نمی‌داند روی چه حساب و کتاب، بر چه اساسی و با چه سابقه‌ای می‌شود مدیر و عضو هیئت امنای آستان؛ و خاندانی که شاهچراغ را به قبضه‌ی خودشان در می‌آورند! گویی دستغیب با عنوان مسئولیت‌های شاهچراغ تراز شده است!

هر جور خواستی تصمیم بگیر!
ندیدم تولیت محترم آستانه در مورد پروژه‌ی بین‌الحرمین اظهار نظری کرده باشند، فقط در اسفند 89 مدیر حرم از بلاتکلیفی این پروژه انتقاد کرده بود. اما در شاهچراغ می‌گذرد؟ بخش قابل توجهی از هزینه و نیرو صرف مخالفت و مبارزه با پروژه‌ی بین‌الحرمین می‌شود، از کارهای علنی و کارهایی که رسماً لابی گری اند!
یادم هست محرم یکی از سال‌های گذشته داخل صحن شاهچراغ و بالای درب ورودی خانم‌ها بنر بزرگی را نصب کرده بودند که ضمن انتقاد از این پروژه، توی پرانتز آن را مزاحم الحرمین نامیده بودند!
من کاری به دلیل این مخالفت عجیب و غریب و غیر قانونی ندارم، حتی به تناقض آقایان در مورد بازار شاهچراغ که متعلق به تولیت هم هست و این که چه کالاهایی در آن عرضه می‌شود و حتی به عدم موفقیت در تاسیس بازاری دیگر مشابه بازار شاهچراغ فعلی و موازی با آن؛ اما این که بودجه و وقتی که آقایان باید صرف شاهچراغ کنند صرف اموری دیگر می‌شود، آزار دهنده است.

نساز تا برایت بسازند!
مدتی ست که ساخت صحن جدید شاهچراغ، نه توسط تولیت، که توسط بنیاد مسکن فارس آغاز شده است! از وقتی که من به یاد دارم تا همین چند سال پیش در قسمت آقایان یک ماکتی قرار داده بودند با عنوان طرح توسعه‌ی حرم مطهر! چیزی که به هیچ عنوان تحقق نیافت و گویی هیچ اراده‌ای برای تحققش وجود نداشت!
کسانی که به امامزاده طبس رفته باشند و دیده باشند آستان قدس رضوی در عرض چند سال چه چیزی تحویل داده و رفته، آن وقت به بی تدبیری بعضی‌ها بیشتر واقف می‌شوند! به دوستانم می‌گفتم کاش کنتراتی شاهچراغ را می‌داند به آستان رضوی و بعد تحویل می‌گرفتند، این جوری همان چیزهایی را که می‌خواهند از آن‌ها تقلید کنند و حتی نمی‌توانند! خودشان می‌سازند چه بهتر!
حالا و بعد از چند دهه تعلل جناب تولیت، بنیاد مسکن وارد عمل می‌شود! اما نکته‌ی جالب این است که (تا آخرین باری که دیدم) در لیستی که در اتاق نذورات، پروژه های تولیت درج شده و نوشته شده کمک کنید، هیچ اثری از صحن جدید نیست! شاید یعنی آن به ما ربطی ندارد!


جمعه 27 بهمن 1391 | 08:09 | دین نوشت سیاست | ()


واکاوی سخنان رییس مجلس در جلسه استیضاح

برای نوشتن مطلب زیر دو دغدغه داشتم، اول این که دوستان عزیز هنوز از متن دقیق صحبت‌های مطرح شده در جلسه‌ی استیضاح وزیر کار مطلع نیستند و فقط بر پایه‌ی شنیده‌ها صحبت می‌کنند و موضع می‌گیرند؛ دوم این که اکثر رسانه های کشور هنوز مشغول کش دادن این قضیه در کوبیدن احمدی نژاد به عنوان فردی بی‌اخلاق هستند!
صحبت‌های رییس محترم مجلس را شنیدم و بعدتر خواندم، نکاتی توجهم را جلب کرد که با توضیحی کوتاه به نقل قول عین عبارات ایشان استناد می‌کنم.


چرا استیضاح!؟
رییس مجلس در صحبت‌هایش اشاره می‌کند که استیضاح به خاطر تخلف دولت است و نه عملکرد شیخ‌الاسلامی: «آقای شیخ‌الاسلامی نمی‌توانست بیاید اینجا و بگوید مسئولیتش با من نیست چون دولت تخلف کرده و من هم اعلام کردم.» اما در جایی دیگر می‌گوید: «نفس این کار و این تهمت‌هایی که در این جلسه نثار من کردند هیچ ربطی به موضوع استیضاح نداشت.» و در فرازی دیگر: «اگر شما مطلبی داشتید چرا اینجا مطرح کردید استیضاح نمایندگان ربطی به رییس مجلس نداشت.»
ایشان ادعا می‌کند در جلسه با معاون رییس جمهور گفته است: «بیشتر از این از من کاری بر نمی‌آید. مگر اینکه رییس جمهور بپذیرند مرتضوی را جابجا کنند.» و در جایی دیگر بر خلاف گفته‌ی پیشین، خطاب به رییس جمهور می‌گوید: «می‌گویید چرا در نصب مرتضوی دخالت کردید؛ رییس مجلس به مرتضوی کاری ندارد.»

زودتر می‌گفتی!
طبق ادعای لاریجانی «امروز صبح ساعت 7 آقای فروزنده معاون پارلمانی ایشان گفتند که یک پیغام فوری از رییس جمهور دارم و می‌خواهم با شما صحبت کنم... گفت که آقای احمدی نژاد گفتند که اگر این مسئله حل نشود من نواری از بستگان رییس مجلس دارم که پخش می‌کنم.» اما بعد یادشان می‌رود و می‌گویند کاش زودتر می‌گفتی!: «چرا نگفتید زد و بندی هست مگر همین را نمی‌خواستید بگویید خب قبل‌تر می‌گفتید رسیدگی می‌شد، گذاشتید اینجا پشت میکروفن بگویید.» و در جایی دیگر اعتراف می‌کند: «ایشان چند بار گفتند که من نواری دارم که خود این حرف هم ژستی است! ما هم گفتیم که بگویند.»

ولایت فقیه
ایشان می‌گوید: «در کشوری که ولایت فقیه هست بن بست نیست» و این خطاب به رییس جمهور که «شما اگر شکایتی داشتید باید به رهبری ارجاع می‌دادید. کما اینکه قبلاً هم این کار را کردید» و فرازی دیگر رییس جمهور را به عدم تبعیت از رهبری متهم می‌کند: «اگر از ولایت فقیه تمکین می‌کنید، پس بپذیرید. ایشان فصل ‌الخطاب هستند، چرا این کار را نمی‌کنید؟»

سلیقه در اجرای قانون
رییس مجلس چندین بار رییس جمهور را به سلیقه گرایی متهم می‌کند «این نظر رئیس جمهور است که جایی نظر شورای نگهبان را قبول ندارند.» «این سلیقه شما است که می‌گویید باید تشخیص بدهید چه مواردی را اجرا کنید!» «تنظیم قوا به هم نخورده است؛ این سلیقه شما است.» و در جایی دیگر خود دچار سلیقه در اجرای قانون می‌شود! و در مورد رییس جمهور می‌گوید: «اگر مرّ آیین نامه را رعایت می‌کردم نباید اجازه می‌دادم حرف بزنند»

اطرافیان رییس جمهور
ایشان ادعا می‌کند: «مصلحت نمی‌دانم راجع به اطرافیان ایشان حرفی بزنم، من مثل ایشان لازم نمی‌دانم کشور را متشنج کنم.» اما سه بار در صحبت‌هایش در مورد اطرافیان رییس جمهور حرف می‌زند: «شما افرادی را به عنوان یاران خودتان عنوان کرده‌اید که پرونده‌هایی دارند ولی شما نمی‌گذارید که به آن‌ها رسیدگی شود.» «اخوی شما داوود احمدی نژاد با من جلسه داشت و مطالبی زیادی نسبت به اطرافیان شما و جریان انحرافی و ارتباطشان با منافقین، فساد مالی و ارتباط با خارج عنوان کردند» «این همه مشکلاتی که اطرافیان شما دارند که برخی تحت تعقیب هستند و پرونده دارند همچنان شما ابقا می‌کنید و رویش هم می‌ایستید. » و همچنین بدون اشاره به بازداشت برخی اطرافیان رییس جمهور، می‌گوید: «مشکل این است. دو تا طرز تفکر است ما می‌گوییم اگر اطرافیان ما مشکل دارند بروند رسیدگی کنند ولی شما مانع می‌شوید.»

تهمت به رییس جمهور؛ قانون گریزی
لاریجانی می‌گوید: «شما رییس جمهور این مملکت هستید و باید نظامات حاکم بر کشور و قانون اساسی را قبول داشته باشید.» و در چندین جمله رییس جمهور را به بی قانونی متهم می‌کند:
«شما قانون را زیر پا گذاشته‌اید. چرا می‌گویید قانون دست و پای مار را می‌بندد؟ یا قانون را نمی‌دانید که باید بپرسید»
«شما به چی ایراد دارید!؟ پس بفرمایید که نظر شورای نگهبان را قبول ندارم، شما نمی‌توانید این را بگویید!»
«مجلس قانون عادی تصویب کرده است که البته شما به آن تمکین نکرده‌اید.»
«اگر شما اعتراضی به مصوبات مجلس دارید، شورای نگهبان باید آن را بررسی کند. اما شما تمکین نمی‌کنید. »

تهمت به رییس جمهور؛ مافیا و توطئه بر علیه رییس قوه مقننه
رییس مجلس یا قلب حقیقت افشای فیلم منتشر شده توسط رییس جمهور، وی را متهم به توطئه بر علیه خود می‌کند: «به نظر شما این یک اقدام توطئه آمیز علیه رییس قوه مقننه نبود، که آقای مرتضوی یکی از بستگان ما را به دفترشان دعوت می‌کند، و بعد فیلم می‌گیرند پس معلوم است برنامه داشتید مگر شما به اتاق‌های ما می‌آیید ما فیلم می‌گیرم؟ نمی‌دانم در دستگاه رییس جمهور به چه نحو است؟ ولی ما فیلم نمی‌گیرم.»
«به نظر شما توطئه آمیز نیست که یک نفری را صدا می‌کنند بیاید و بعد با هم صحبت می‌کنند و فیلم می‌گیرند پس برنامه‌ای داشتید که یک روزی بیاید این جا و این‌ها را علنی کنید.»
«من نمی‌دانم چه فایده‌ای بر این کار است اما خود نفس این کار یک کار مافیایی نیست؟ یک کار توطئه آمیز نیست؟ به نظر شما این اخلاق است؟ ... این رفتار درست است؟»

تهمت به رییس جمهور؛ اخلاقیات و شخصیت رییس جمهور
لاریجانی به تهمت‌های قانون گریزی و مافیایی عمل کردن رییس جمهور اکتفا نمی‌کند و مستقیماً شخصیت رییس جمهور را هدف می‌گیرد:
«آقای رییس جمهور! این‌ها را ما صداقت نمی‌دانیم، این رفتارها و بداخلاقی‌ها بلای جان کشور شده است. »
« شما همین مقدار اخلاق را رعایت نکردید»
«این خلاف عدالت است، چه فایده‌ای دارد که مرتب از عدالت صحبت کنیم ولی با این روش‌ها کیان اخلاق جامعه را به فساد بکشیم. مشکل این است که رییس جمهور ما اولیات اخلاقی را رعایت نمی‌کند»
«خوب شد شما که دائم بگم بگم در کشور به راه انداختید امروز این فیلم را پخش کردید تا مردم شخصیت شما را بهتر بشناسند.»
«این کار در سطح یک رییس جمهور است؟ رییس جمهوری که مرتباً دیگران را تهدید می‌کند و در مورد استیضاح رییس مجلس را تهدید می‌کند، این رفتار درست است؟»
«شما در یک جلسه علنی شئونات جمهوری اسلامی را رعایت نکردید»

واکنش در مقابل تهمت!
اما با این همه تهمت، عکس‌العمل لاریجانی در مورد انتشار یک فیلم در مورد باج خواهی خانواده‌اش چیست؟ «شما در این جلسه اتهاماتی به من وارد کردید. شما حقی ندارید که دیگر چیزی بگویید» و «به دلیل تهمت‌هایی که به من زدید مطابق آیین نامه دو برابر وقت پاسخگویی دارم.» در حالی که به رییس جمهور اجازه‌ی دفاع از تهمت‌ها را نمی‌دهد.



پنجشنبه 19 بهمن 1391 | 07:48 | سیاست | ()


نقدی بر بیانیه‌ی بسیج دانشجویی استان فارس

خیلی باعث خوشحالی ست که صد و سی و سه بسیج دانشجویی استان فارس در عرض کمتر از یک روز در نوشتن یک بیانیه به نتیجه می‌رسند و بیانیه را منتشر می‌کنند. بیانیه‌ای که بعضی مسئولین بسیج دانشجویی از آن بی‌خبرند و بعید می‌دانم اصولاً خبردار شوند.
اما همین که مسئولین محترم ناحیه بسیج دانشجویی این قدر زود و سریع بیانیه می‌نویسند و در غریو منتشر می‌کنند، باعث خوشحالی ست.
من با نفس موضع گیری در این مورد موافقم، البته موضع گیری که واقعی باشد.
دو ماه پیش «در مورد ژست عدالت» نوشتم : «به جای در نظر گرفتن عدالت واقعی، بیشتر می‌خواهیم به یک اندازه دو طرف درگیر را بکوبیم. » حالا این بیانیه، که ممکن است تعداد خوانندگانش به تعداد نویسندگانش هم نرسد، گرفتار همین مسئله شده است.

واقعاً در مجلس چه اتفاقی افتاد؟
به طور بسیار خلاصه و ساده: وزیر کار، طبق اختیاراتش جناب مرتضوی را که دادستان کل کشور بوده است، به ریاست سازمان تأمین اجتماعی منصوب می‌کند. مجلس به بهانه‌ی باز بودن پرونده‌ی مرتضوی در دادگاه، وزیر را استیضاح می‌کند، استیضاحی که باید به عملکرد وزیر ربطی داشته باشد و نه یک انتصاب. قضیه یک سالی کش پیدا می‌کند و می‌رسد به امروز. رییس جمهور در صحبت‌هایی می‌گوید که این استیضاح بهانه است و چیزهایی پشت پرده وجود دارد که شاید نمایندگان خبر نداشته باشند، وی تلویحاً این طوری می‌گوید که به لاریجانی باج ندادیم، می‌خواهد ما را کله پا کند. سندش هم فیلمی ست که برادر ِ لاریجانی در جلسه‌ای با مرتضوی مشغول چانه زنی ست. در حین صحبت‌های احمدی نژاد، داد و هوار و توهین‌هایی شنیده می‌شود. بعد از صحبت‌های احمدی نژاد نیز، لاریجانی رییس جمهور را متهم به بی اخلاقی، عدم صداقت، عدم رعایت شئونات جمهوری اسلامی در یک جلسه علنی و ... می‌کند. استیضاح رای می‌آورد و وزیر الکی الکی کنار گذاشته می‌شود.
در کنار این‌ها، مباحثی در خصوص اختیارات قوه‌ی مجریه و دخالت قوه‌ی مقننه در امور اجرایی نیز توسط رییس جمهور مطرح می‌شود.

این بیانیه چه می‌گوید؟
(به خاطر کمبود وقت خودم) تمام بند های بیانیه را رها می‌کنم و تنها به یک جمله بسنده می‌کنم: «به دولت یادآوری می‌کنیم که کشور میدان جنگ نیست که هر روز آتش توپخانه را به سمتی بگیرد و شلیک کند.» آقا یا آقایان نویسنده! این جمله را به چه مناسبتی در بیانیه جا داده‌اید؟ واقعاً دولت توپخانه به دست گرفته و در حال شلیک به سمت‌های مختلف ست؟ دولت حتی در مقابل توپخانه‌ی رسانه‌های شناخته شده، دفاع مناسبی هم از خود نمی‌کند، حال دولت شد شلیک کننده‌ی توپخانه!؟ به نظر من حتی اگر تا کنون آرامشی در کشور حکم‌فرما بوده به دلیل همین سکوت دولت و پا پس کشیدن از مواضع خودش بوده است، به سادگی معلوم شد که اگر دولت قرار بود پاسخگوی اتهامات باشد، چه اتفاقاتی می‌افتاد؟
نکته‌ی جالب هم این جاست که تمام گناه دولت در این بیانیه «عدم سکوت» در مقابل مجلس است! مجلسی که طبق بیانیه: «طرح نظارت بر نمایندگان را به حال خود واگذار کرده و ادعای دغدغه‌مندی‌اش برای معیشت مردم گوش فلک را کر کرده هر روز با مطرح کردن طرح‌های مختلف سیاسی و استیضاح وزیر در روزهای پایانی دولت که چیزی جز لجبازی‌های بچه‌گانه و دشمن شاد کن نیست به صحبت‌های رهبر معظم انقلاب در خصوص ضرورت حفظ وحدت و همدلی پشت پا زده و طرح‌هایش را به چکشی برای کوبیدن دولت تبدیل کرده»

حال حتی بر اساس همین بیانیه، واقعاً دولت و مجلس به یک اندازه مقصرند!؟

پس نوشت: شاید بعد ها معلوم شود که احمدی نژاد فقط بهانه بوده است!




دوشنبه 16 بهمن 1391 | 08:18 | سیاست | ()


آقای سپاه! بیت‌المال با «انحراف» تلف شد!

شهریور دو سال پیش بود که مسئول بسیج دانشجویی فارس تازه و بعد از چندین سال عوض شده بود، همچنین جناب سراج (مسئول سابق بسیج دانشجویی کشور) آن روزها مشغول سفرهای استانی برای زدن جریان انحرافی و شخص مشایی بود. این اتفاق زمانی افتاد که آقا صراحتاً در دیدار رمضان 89، در پاسخ به انتقاد دانشجویی از دست چپ و راست رییس جمهور، تاکید کرده بود: «مسائل درجه‌ی دوم جای مسائل اصلی را در انگیزه‌های ما، در همت ما، در صرف انرژی‌ای که می‌شود، نگیرد.»
سفر جناب سراج به شیراز نیز همان موقع انجام شد؛ روز بعد از برگزاری جلسه در مطلب «بنده مخالفم» نوشتم که «چه خوب بود وقتی این هم بودجه و انرژی و زمان صرف می‌شود و حدود 200 دانشجوی بسیجی فعال، دور هم جمع می‌شوند؛ به مباحث کلان‌تر و کاربردی‌تری اشاره شود تا به جای گیج شدن بیشتر، دانشجویان دست خالی از مراسم خارج نشوند.»
چندی بعد اصحاب بصیرت شیراز و آن‌هایی که خود را دانشجو و مردم شیراز می‌خواندند، در اعتراض به تغییر استاندار و نصب سرپرست ِ به قول خودشان وابسته به جریان انحرافی، دست به تجمع غیرقانونی مقابل استانداری زدند و در نهایت وقاحت، درب استانداری را قفل و زنجیر کردند! در دو مطلب «خبر فوری: مشایی دستگیر شد» و «بار کج به مقصد نمی‌رسد» به انتقاد از این اقدام پرداختم.
این‌ها فقط نمونه‌ی بسیار کوچکی بود که سپاه عزیز به صورت مستقیم و غیر مستقیم بودجه، امکانات و نیروهایش (اعمم از رسمی و بسیجی) را در استان فارس صرف پاکیزگی نظام از چیزی که جریان انحرافی می‌دانست، کرد! جریانی که برخلاف جوسازی‌های رسانه‌ای و علی رغم سخنان فرمانده سپاه در خرداد ماه سال گذشته که: «جریان انحرافی برای اثرگذاری در انتخابات آینده از طریق پول و رانت به دنبال یارگیری است.» هیچ لیستی برای انتخابات مجلس نهم ارائه نکرد.
به زعم من سپاه پاسداران نه تنها در فارس بلکه در کل کشور هزینه های عجیبی برای ساختن لولو از لیدر جریان انحرافی و برچسب زنی انحراف به افرادی خاص، به صورت پیدا و پنهان انجام داد و می‌دهد؛ و حتی در بعضی موارد رییس جمهور نیز از این برچسب‌ها در امان نبوده است! تا آن جا که یکی از فرماندهان سپاه می‌گوید: «دعا کنیم احمدی‌نژاد به کشتی انقلاب برگردد.» حتی نماینده ولی‌فقیه در سپاه نیز در مصاحبه با روزنامه اصلاح طلب اعتماد می‌گوید: «درباره احمدی نژاد علم غیب نداشتیم/ احمدی نژاد می‌توانست قهرمان بشود اما نشد.»
سؤال من این است، این بیت‌المالی که صرف این پروژه‌ی بزرگ و ملی شد (و می‌شود) را نمی‌توانستند در جاهای بهتر و برای اهداف بالاتری هزینه کنند؟ با شروع دولت جدید، سپاه محترم چه نتیجه‌ای از چند سال جنگ ِ یک طرفه با (احتمالاً) توهمی به نام جریان انحرافی به ملت ارائه خواهد داد؟


* طبق معمول کوتاه نوشتم، اگر در این مورد اطلاعات بیشتری می‌خواهید، مطالعه‌ی «انحرافی بزرگ در نقد جریان انحرافی» و «کدام جریان انحرافی؟» را توصیه می‌کنم.


یکشنبه 15 بهمن 1391 | 01:21 | سیاست | ()


نقدی بر نقد فیلم

باید از همین اول واژه‌ی نقد فیلم مد نظرم را درست تشریح کنم، منظورم نه نقد و بررسی فیلم از نظر هنری ست؛ و نه نقد و بررسی یک فیلم از دیدگاه محتوایی! پس نقد فیلم مد نظر چیست!؟ همان چیزی که شاید به اشتباه نقد فیلم نامیده شده! کاری که فقط در بین افراد مذهبی انقلابی به وجود آمده و بیشتر به مکاشفه در فیلم می‌پردازد! نکات و تحلیل‌هایی از فیلم‌ها استخراج می‌شود که شاید روح و روان نویسنده و کارگردان و تمام عوامل از آن بی خبر باشد و این فقط بسته به قدرت تخیل ناقد فیلم بر می‌گردد!

 

فیلم چه قدر بر مخاطب اثر می‌گذارد؟

بیننده فیلمی را نگاه می‌کند، خوشش می‌آید یا بدش می‌آید یا اصلاً نظری ندارد، یا در فیلم غرق می‌شود و با شخصیت‌ها همزاد پنداری می‌کند و یا بعد از اتمام فیلم همه چیز را به فراموشی می‌سپرد. بازه‌ی تأثیر یک فیلم بر مخاطب عام چه قدر است؟

نیت خوانی کارگردان یا تهیه کننده، چگونه؟

همان طور که در مقدمه نوشتم، در این نوع نقد به جای بررسی فیلم، بیشتر به کشف نکات عجیب و غریب در لایه‌های (به قول خودشان) زیرین می‌پردازد، که بیشتر به نیت عوامل بستگی دارد؛ من نمی‌فهمم چه طور نیت فرد به این سادگی مکشوف می‌شود؟ نیت‌هایی که بعضاً خود عوامل هم از آن بی‌اطلاعند! منظور کارگردان در فلان صحنه این بوده و پشت بندش مقاله‌ها و داستان سرایی‌های واقعاً عملی تخیلی!

یک فیلم چند بار دیده می‌شود؟

در روزگاری که رسانه‌های مختلف مشغول بمباران هستند، یک فیلم چند نفر بار دیده می‌شود؟ گرچه در این مورد آمار دقیقی وجود ندارد ولی حدس من عددی بین یک و دو است. حالا منتقد عزیز انقلابی، برای مکاشفه‌ی دقیق، حداقل ده‌ها بار یک فیلم را می‌بیند!

فیلم‌ها تفکر افراد را شکل نمی‌دهند!

در جامعه‌ی آماری من، فیلم، منشأ تفکر افراد نیست! یعنی کمتر کسی پیدا می‌شود که برای تصمیمات زندگی، گذران امور و تفکر، از فیلم الهام بگیرد! شاید در بین مردم هم، کسی که با فیلم دیدن، زندگی و اعتقاداتش، دست‌خوش تغییر شود، نرمال یا سالم قلمداد نمی‌شود.

ماندن در گذشته و خطر فسیل شدگی دائم!

فیلم سازی مثل یک جریان است، مثل مسابقات فوتبال! جذابیت و همراهی عمومی با مسابقه‌ای است که هم اکنون در حال برگزاری ست و کسی به بحث‌های کارشناسی فوتبالی که یک ماه پیش برگزار شده باشد، نگاه نمی‌کند! دوستان متأسفانه در گذشته های دور مانده‌اند، هنوز به نقد و بررسی فیلم‌هایی می‌پردازند که سال 2000 میلادی یا نهایتاً 2010 ساخته شده‌اند! و وقتی ازشان می‌پرسی «آرگو» (آخرین فیلم هالیوودی که مستقیماً به ایران مربوط می‌شود) را که پارسال ساخته شده، دیده‌اید؟ اظهار بی اطلاعی می‌کنند!

خروجی نقد این چنینی فیلم به چه دردی می‌خورد؟

حالا یک نقد و تحلیل با این سبک و سیاق، از فیلم ساخته شده در زمان دقیانوس، آماده شد! چه کارش باید کرد؟ می‌شود داد به خورد آدم‌های این روزها!؟ وقت و هزینه‌ای که پای نقد ِ (به نظر من، کم خاصیت ِ) فیلم‌ها می‌شود را چه کنیم؟ جالب این است که شعار ِ «این‌ها با ارزش است و کسی قدرش را نمی‌داند» پشت بند عدم استقبال از چنین نقدهایی ست!

فیلم‌های غربی نشان دهنده‌ی تمام آن چه در غرب می‌گذرد، نیست!

خیلی جالب است که این نوع تحلیل گران، ناقدین واقعی فیلم را علناً «بی سواد»، «نفهم» و «ساده انگار» می‌نامند! اما تصورات خودشان از غرب فقط در فیلم‌هایی که دیده‌اند خلاصه می‌شود! آیا تمام فیلم‌هایی که در غرب و یا اختصاصاً در هالیوود ساخته می‌شود نشان گر استراتژی دشمن است!؟ آیا می‌توان با دیدن فیلم و مکاشفه‌ی حیرت آور در آن، به همه‌ی آن چه در غرب (به معنای دشمن) می‌گذرد، دست یافت؟ از دید دوستان عزیز، توهم چه تعریفی دارد؟!

 

امیدوارم منظورم را در این متن کوتاه درست منتقل کرده باشم. شاید بهترین مثال این نوع نقدها جمله‌ای است که یک نفر در مهر ماه امسال گفت: «با ساخت انیمیشن «یوگی» که در ایران نیز پخش شد، شیخ‌الانبیا حضرت نوح (ع) را مورد اهانت قرار دادند.»


چهارشنبه 11 بهمن 1391 | 20:05 | سیاست فضای مجازی | ()


احمدی نژاد چه می‌گوید؟

می‌خواستم این مطلب را قبل از حضور رییس جمهور در مجلس بنویسم ولی دست نگه داشتم تا این اتفاق بیفتد و مطلبم اتقان بیشتری داشته باشد.

هدفمندی دوم به زبان ساده!
دوست دارم به زبانی ساده برداشت خودم را از شرایط فعلی و نظریات دولت بنویسم. اگر نقصی هست یا مطلب آن طور که باید منتقل نمی‌شود خوشحال می‌شوم گوشزد کنید.
در حال حاضر نفت، گاز و فرآورده های وابسته، با ارز دولتی و قیمتی کمتر از قیمت آزاد در اختیار «مصرف کنندگان داخلی» قرار می‌گیرد. مصرف کنندگان داخلی، بخشی از مردم هستند و «تولید کنندگان». احمدی نژاد می‌گوید به جای این کار، قیمت واقعی نفت، گاز و فرآورده های وابسته را با ارز آزاد محاسبه و به «مصرف کنندگان داخلی» می‌فروشیم و عواید آن را بین تمام مردم تقسیم می‌کنیم. با این کار یارانه به عدالت تقسیم می‌شود و ملت هر طوری که صلاح دانست پولش را خرج می‌کند و مدیریت اقتصاد دست خودش خواهد بود.
این طرح مطمئناً به ضرر گروهی از مردم است که بیش از حد، از نفت، گاز و فرآورده های وابسته، استفاده می‌کنند و همچنین به ضرر افرادی که به آن‌ها «تولید کننده» می‌گویند!

یک مثال کوچک!
برای روشن‌تر شدن این طرح، مثالی می‌زنم. جامعه را با یک واحد تولیدی شامل یک تولید کننده و پنج کارگر در نظر می‌گیریم. فرض می‌کنیم هر کارگر ماهانه یک محصول تولید می‌کند و به ازای آن هزار تومان از تولید کننده دریافت می‌کند. از طرفی تولید کننده هزار تومان خرج مواد اولیه و هزینه‌ی تولید محصول می‌کند. قیمت واقعی مواد اولیه و هزینه‌ی تولید هر محصول پنج هزار تومان است که دولت مابه‌التفاوت آن را به صورت غیر مستقیم، یارانه به تولید کننده پرداخت می‌کند. تولید کننده هر محصول را پنج هزار تومان می‌فروشد و به ازای هر محصول سه هزار تومان سود عایدش می‌شود.
حالا طرح دولت این است که آن چهار هزار تومان غیر مستقیم به تولید کننده را به شش نفری که در واحد تولیدی کار می‌کنند، به ازای هر محصول حدود ششصد و پنجاه تومان، یارانه مستقیم بدهد! چه اتفاقی خواهد افتاد؟ قطعاً قیمت محصول با افزایش روبرو خواهد شد، آیا کارگران ممکن است خودشان دست به تولید بزنند؟ آیا ممکن است تولید کننده مجبور شود حقوق کارگران را افزایش دهد؟ آیا در قیمت محصول رقابتی پدید خواهد آمد؟ آیا ممکن است با راه اندازی تولیدی ِ کارگران، آن واحد تولیدی تعطیل شود؟ آیا وضع کارگران بهبود می‌یابد؟
این یک مثال کوچک و ناقص بود که شاید قابل تعمیم باشد.

تغییر جریان توزیع ثروت!
در کشور تعداد ِ شمارایی، تولید کننده‌ی ِ این چنینی وجود دارند که رییس جمهور عقیده دارد سرمایه‌ی کشور در اختیار آن‌هاست (+) اگر این سرمایه طبق الگوی بالا باز توزیع شود و اصلاً بگذارند که باز توزیع شود، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
شاید حالا مشخص شود چرا وقتی به اجرای هدفمندی انتقادی می‌شود بیشتر حول و حوش «تولید کننده» در جریان است و چرا رییس کمیسیون طرح و برنامه مجلس شورا، دلیل مخالفتش با مرحله‌ی دوم هدفمندی را نیاز کشور به کارگران افغانی در صورت اجرای طرح عنوان می‌کند! (+) یعنی ایشان عقیده دارد کارگران به رفاهی می‌رسند که نیازی به کار کردن ندارند!

با شما هستم...
آهای! شمایی که برای کارتون‌خواب‌ها غش و ضعف می‌روی، سکوت امروزت خیانت است! بعد از این با من در مورد عدالت خواهی حرف نزن، حنای شعارت و دلسوزی دروغینت برایم رنگی ندارد.
آهای! شمایی که لابد دغدغه داری و برای چیزهای کم اهمیت و اثبات نشده تلفنی بیانیه امضا می‌کنی، لزوم «اجرای هدفمندی یارانه‌ها» بیانیه نمی‌خواهد؟
آقای بسیج دانشجویی که خودت را قیم دانشجویان می‌دانی و شعار سپاه «اخ» و «بد» است سر می‌دهی، نمی‌شنوی یا خودت را به نشنیدن زده‌ای؟
آهای! وبلاگ نویس ِ عدالت‌خواه که برای ریزترین مشکلات محله‌ای مطلب منتشر می‌کنی و دم از اجرای عدالت در شیراز می‌زنی، این روزها وقت نوشتن نداری؟
آهای بسیجی! آقای وبلاگ نویس! خانم وبلاگ نویس! این روزها به چه فکر می‌کنی!؟


پنجشنبه 28 دی 1391 | 23:15 | سیاست | ()


  • تعداد کل صفحات : 6 
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  

← آخرین مطالب

← علاقمندی‌ها

← دوستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :

←تبلیغات