تبلیغات
صادق آنلاین - مطالب سیاست
صادق آنلاین
روزنوشت‌های یک صادق
سلام! از این که چند دقیقه‌ای مهمان وبلاگم هستید، خوشحالم؛ ممنون می‌شوم مرا از نظرات خود بهره‌مند سازید.
راستش خیلی مهم نیست چه عقیده‌ای داریم؛ مهم این است که انسانیم، می‌توانیم صادقانه با هم حرف بزنیم و حتی به هم عشق بورزیم!
لطفاً به تاریخ انتشار مطالب توجه کنید، امروز است!

آقای سپاه! بیت‌المال با «انحراف» تلف شد!

شهریور دو سال پیش بود که مسئول بسیج دانشجویی فارس تازه و بعد از چندین سال عوض شده بود، همچنین جناب سراج (مسئول سابق بسیج دانشجویی کشور) آن روزها مشغول سفرهای استانی برای زدن جریان انحرافی و شخص مشایی بود. این اتفاق زمانی افتاد که آقا صراحتاً در دیدار رمضان 89، در پاسخ به انتقاد دانشجویی از دست چپ و راست رییس جمهور، تاکید کرده بود: «مسائل درجه‌ی دوم جای مسائل اصلی را در انگیزه‌های ما، در همت ما، در صرف انرژی‌ای که می‌شود، نگیرد.»
سفر جناب سراج به شیراز نیز همان موقع انجام شد؛ روز بعد از برگزاری جلسه در مطلب «بنده مخالفم» نوشتم که «چه خوب بود وقتی این هم بودجه و انرژی و زمان صرف می‌شود و حدود 200 دانشجوی بسیجی فعال، دور هم جمع می‌شوند؛ به مباحث کلان‌تر و کاربردی‌تری اشاره شود تا به جای گیج شدن بیشتر، دانشجویان دست خالی از مراسم خارج نشوند.»
چندی بعد اصحاب بصیرت شیراز و آن‌هایی که خود را دانشجو و مردم شیراز می‌خواندند، در اعتراض به تغییر استاندار و نصب سرپرست ِ به قول خودشان وابسته به جریان انحرافی، دست به تجمع غیرقانونی مقابل استانداری زدند و در نهایت وقاحت، درب استانداری را قفل و زنجیر کردند! در دو مطلب «خبر فوری: مشایی دستگیر شد» و «بار کج به مقصد نمی‌رسد» به انتقاد از این اقدام پرداختم.
این‌ها فقط نمونه‌ی بسیار کوچکی بود که سپاه عزیز به صورت مستقیم و غیر مستقیم بودجه، امکانات و نیروهایش (اعمم از رسمی و بسیجی) را در استان فارس صرف پاکیزگی نظام از چیزی که جریان انحرافی می‌دانست، کرد! جریانی که برخلاف جوسازی‌های رسانه‌ای و علی رغم سخنان فرمانده سپاه در خرداد ماه سال گذشته که: «جریان انحرافی برای اثرگذاری در انتخابات آینده از طریق پول و رانت به دنبال یارگیری است.» هیچ لیستی برای انتخابات مجلس نهم ارائه نکرد.
به زعم من سپاه پاسداران نه تنها در فارس بلکه در کل کشور هزینه های عجیبی برای ساختن لولو از لیدر جریان انحرافی و برچسب زنی انحراف به افرادی خاص، به صورت پیدا و پنهان انجام داد و می‌دهد؛ و حتی در بعضی موارد رییس جمهور نیز از این برچسب‌ها در امان نبوده است! تا آن جا که یکی از فرماندهان سپاه می‌گوید: «دعا کنیم احمدی‌نژاد به کشتی انقلاب برگردد.» حتی نماینده ولی‌فقیه در سپاه نیز در مصاحبه با روزنامه اصلاح طلب اعتماد می‌گوید: «درباره احمدی نژاد علم غیب نداشتیم/ احمدی نژاد می‌توانست قهرمان بشود اما نشد.»
سؤال من این است، این بیت‌المالی که صرف این پروژه‌ی بزرگ و ملی شد (و می‌شود) را نمی‌توانستند در جاهای بهتر و برای اهداف بالاتری هزینه کنند؟ با شروع دولت جدید، سپاه محترم چه نتیجه‌ای از چند سال جنگ ِ یک طرفه با (احتمالاً) توهمی به نام جریان انحرافی به ملت ارائه خواهد داد؟


* طبق معمول کوتاه نوشتم، اگر در این مورد اطلاعات بیشتری می‌خواهید، مطالعه‌ی «انحرافی بزرگ در نقد جریان انحرافی» و «کدام جریان انحرافی؟» را توصیه می‌کنم.


یکشنبه 15 بهمن 1391 | 01:21 | سیاست | ()


نقدی بر نقد فیلم

باید از همین اول واژه‌ی نقد فیلم مد نظرم را درست تشریح کنم، منظورم نه نقد و بررسی فیلم از نظر هنری ست؛ و نه نقد و بررسی یک فیلم از دیدگاه محتوایی! پس نقد فیلم مد نظر چیست!؟ همان چیزی که شاید به اشتباه نقد فیلم نامیده شده! کاری که فقط در بین افراد مذهبی انقلابی به وجود آمده و بیشتر به مکاشفه در فیلم می‌پردازد! نکات و تحلیل‌هایی از فیلم‌ها استخراج می‌شود که شاید روح و روان نویسنده و کارگردان و تمام عوامل از آن بی خبر باشد و این فقط بسته به قدرت تخیل ناقد فیلم بر می‌گردد!

 

فیلم چه قدر بر مخاطب اثر می‌گذارد؟

بیننده فیلمی را نگاه می‌کند، خوشش می‌آید یا بدش می‌آید یا اصلاً نظری ندارد، یا در فیلم غرق می‌شود و با شخصیت‌ها همزاد پنداری می‌کند و یا بعد از اتمام فیلم همه چیز را به فراموشی می‌سپرد. بازه‌ی تأثیر یک فیلم بر مخاطب عام چه قدر است؟

نیت خوانی کارگردان یا تهیه کننده، چگونه؟

همان طور که در مقدمه نوشتم، در این نوع نقد به جای بررسی فیلم، بیشتر به کشف نکات عجیب و غریب در لایه‌های (به قول خودشان) زیرین می‌پردازد، که بیشتر به نیت عوامل بستگی دارد؛ من نمی‌فهمم چه طور نیت فرد به این سادگی مکشوف می‌شود؟ نیت‌هایی که بعضاً خود عوامل هم از آن بی‌اطلاعند! منظور کارگردان در فلان صحنه این بوده و پشت بندش مقاله‌ها و داستان سرایی‌های واقعاً عملی تخیلی!

یک فیلم چند بار دیده می‌شود؟

در روزگاری که رسانه‌های مختلف مشغول بمباران هستند، یک فیلم چند نفر بار دیده می‌شود؟ گرچه در این مورد آمار دقیقی وجود ندارد ولی حدس من عددی بین یک و دو است. حالا منتقد عزیز انقلابی، برای مکاشفه‌ی دقیق، حداقل ده‌ها بار یک فیلم را می‌بیند!

فیلم‌ها تفکر افراد را شکل نمی‌دهند!

در جامعه‌ی آماری من، فیلم، منشأ تفکر افراد نیست! یعنی کمتر کسی پیدا می‌شود که برای تصمیمات زندگی، گذران امور و تفکر، از فیلم الهام بگیرد! شاید در بین مردم هم، کسی که با فیلم دیدن، زندگی و اعتقاداتش، دست‌خوش تغییر شود، نرمال یا سالم قلمداد نمی‌شود.

ماندن در گذشته و خطر فسیل شدگی دائم!

فیلم سازی مثل یک جریان است، مثل مسابقات فوتبال! جذابیت و همراهی عمومی با مسابقه‌ای است که هم اکنون در حال برگزاری ست و کسی به بحث‌های کارشناسی فوتبالی که یک ماه پیش برگزار شده باشد، نگاه نمی‌کند! دوستان متأسفانه در گذشته های دور مانده‌اند، هنوز به نقد و بررسی فیلم‌هایی می‌پردازند که سال 2000 میلادی یا نهایتاً 2010 ساخته شده‌اند! و وقتی ازشان می‌پرسی «آرگو» (آخرین فیلم هالیوودی که مستقیماً به ایران مربوط می‌شود) را که پارسال ساخته شده، دیده‌اید؟ اظهار بی اطلاعی می‌کنند!

خروجی نقد این چنینی فیلم به چه دردی می‌خورد؟

حالا یک نقد و تحلیل با این سبک و سیاق، از فیلم ساخته شده در زمان دقیانوس، آماده شد! چه کارش باید کرد؟ می‌شود داد به خورد آدم‌های این روزها!؟ وقت و هزینه‌ای که پای نقد ِ (به نظر من، کم خاصیت ِ) فیلم‌ها می‌شود را چه کنیم؟ جالب این است که شعار ِ «این‌ها با ارزش است و کسی قدرش را نمی‌داند» پشت بند عدم استقبال از چنین نقدهایی ست!

فیلم‌های غربی نشان دهنده‌ی تمام آن چه در غرب می‌گذرد، نیست!

خیلی جالب است که این نوع تحلیل گران، ناقدین واقعی فیلم را علناً «بی سواد»، «نفهم» و «ساده انگار» می‌نامند! اما تصورات خودشان از غرب فقط در فیلم‌هایی که دیده‌اند خلاصه می‌شود! آیا تمام فیلم‌هایی که در غرب و یا اختصاصاً در هالیوود ساخته می‌شود نشان گر استراتژی دشمن است!؟ آیا می‌توان با دیدن فیلم و مکاشفه‌ی حیرت آور در آن، به همه‌ی آن چه در غرب (به معنای دشمن) می‌گذرد، دست یافت؟ از دید دوستان عزیز، توهم چه تعریفی دارد؟!

 

امیدوارم منظورم را در این متن کوتاه درست منتقل کرده باشم. شاید بهترین مثال این نوع نقدها جمله‌ای است که یک نفر در مهر ماه امسال گفت: «با ساخت انیمیشن «یوگی» که در ایران نیز پخش شد، شیخ‌الانبیا حضرت نوح (ع) را مورد اهانت قرار دادند.»


چهارشنبه 11 بهمن 1391 | 20:05 | سیاست فضای مجازی | ()


احمدی نژاد چه می‌گوید؟

می‌خواستم این مطلب را قبل از حضور رییس جمهور در مجلس بنویسم ولی دست نگه داشتم تا این اتفاق بیفتد و مطلبم اتقان بیشتری داشته باشد.

هدفمندی دوم به زبان ساده!
دوست دارم به زبانی ساده برداشت خودم را از شرایط فعلی و نظریات دولت بنویسم. اگر نقصی هست یا مطلب آن طور که باید منتقل نمی‌شود خوشحال می‌شوم گوشزد کنید.
در حال حاضر نفت، گاز و فرآورده های وابسته، با ارز دولتی و قیمتی کمتر از قیمت آزاد در اختیار «مصرف کنندگان داخلی» قرار می‌گیرد. مصرف کنندگان داخلی، بخشی از مردم هستند و «تولید کنندگان». احمدی نژاد می‌گوید به جای این کار، قیمت واقعی نفت، گاز و فرآورده های وابسته را با ارز آزاد محاسبه و به «مصرف کنندگان داخلی» می‌فروشیم و عواید آن را بین تمام مردم تقسیم می‌کنیم. با این کار یارانه به عدالت تقسیم می‌شود و ملت هر طوری که صلاح دانست پولش را خرج می‌کند و مدیریت اقتصاد دست خودش خواهد بود.
این طرح مطمئناً به ضرر گروهی از مردم است که بیش از حد، از نفت، گاز و فرآورده های وابسته، استفاده می‌کنند و همچنین به ضرر افرادی که به آن‌ها «تولید کننده» می‌گویند!

یک مثال کوچک!
برای روشن‌تر شدن این طرح، مثالی می‌زنم. جامعه را با یک واحد تولیدی شامل یک تولید کننده و پنج کارگر در نظر می‌گیریم. فرض می‌کنیم هر کارگر ماهانه یک محصول تولید می‌کند و به ازای آن هزار تومان از تولید کننده دریافت می‌کند. از طرفی تولید کننده هزار تومان خرج مواد اولیه و هزینه‌ی تولید محصول می‌کند. قیمت واقعی مواد اولیه و هزینه‌ی تولید هر محصول پنج هزار تومان است که دولت مابه‌التفاوت آن را به صورت غیر مستقیم، یارانه به تولید کننده پرداخت می‌کند. تولید کننده هر محصول را پنج هزار تومان می‌فروشد و به ازای هر محصول سه هزار تومان سود عایدش می‌شود.
حالا طرح دولت این است که آن چهار هزار تومان غیر مستقیم به تولید کننده را به شش نفری که در واحد تولیدی کار می‌کنند، به ازای هر محصول حدود ششصد و پنجاه تومان، یارانه مستقیم بدهد! چه اتفاقی خواهد افتاد؟ قطعاً قیمت محصول با افزایش روبرو خواهد شد، آیا کارگران ممکن است خودشان دست به تولید بزنند؟ آیا ممکن است تولید کننده مجبور شود حقوق کارگران را افزایش دهد؟ آیا در قیمت محصول رقابتی پدید خواهد آمد؟ آیا ممکن است با راه اندازی تولیدی ِ کارگران، آن واحد تولیدی تعطیل شود؟ آیا وضع کارگران بهبود می‌یابد؟
این یک مثال کوچک و ناقص بود که شاید قابل تعمیم باشد.

تغییر جریان توزیع ثروت!
در کشور تعداد ِ شمارایی، تولید کننده‌ی ِ این چنینی وجود دارند که رییس جمهور عقیده دارد سرمایه‌ی کشور در اختیار آن‌هاست (+) اگر این سرمایه طبق الگوی بالا باز توزیع شود و اصلاً بگذارند که باز توزیع شود، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
شاید حالا مشخص شود چرا وقتی به اجرای هدفمندی انتقادی می‌شود بیشتر حول و حوش «تولید کننده» در جریان است و چرا رییس کمیسیون طرح و برنامه مجلس شورا، دلیل مخالفتش با مرحله‌ی دوم هدفمندی را نیاز کشور به کارگران افغانی در صورت اجرای طرح عنوان می‌کند! (+) یعنی ایشان عقیده دارد کارگران به رفاهی می‌رسند که نیازی به کار کردن ندارند!

با شما هستم...
آهای! شمایی که برای کارتون‌خواب‌ها غش و ضعف می‌روی، سکوت امروزت خیانت است! بعد از این با من در مورد عدالت خواهی حرف نزن، حنای شعارت و دلسوزی دروغینت برایم رنگی ندارد.
آهای! شمایی که لابد دغدغه داری و برای چیزهای کم اهمیت و اثبات نشده تلفنی بیانیه امضا می‌کنی، لزوم «اجرای هدفمندی یارانه‌ها» بیانیه نمی‌خواهد؟
آقای بسیج دانشجویی که خودت را قیم دانشجویان می‌دانی و شعار سپاه «اخ» و «بد» است سر می‌دهی، نمی‌شنوی یا خودت را به نشنیدن زده‌ای؟
آهای! وبلاگ نویس ِ عدالت‌خواه که برای ریزترین مشکلات محله‌ای مطلب منتشر می‌کنی و دم از اجرای عدالت در شیراز می‌زنی، این روزها وقت نوشتن نداری؟
آهای بسیجی! آقای وبلاگ نویس! خانم وبلاگ نویس! این روزها به چه فکر می‌کنی!؟


پنجشنبه 28 دی 1391 | 23:15 | سیاست | ()


من این مجلس را دوست ندارم

از دیشب موج رادیوی گوشی‌ام را روی رادیو فرهنگ تنظیم کردم تا صبح امروز جلسه‌ی علنی مجلس را بشنوم. رییس جمهور قرار بود ساعت هشت و نیم به مدت یک و نیم ساعت سخنرانی کند.
جلسه علنی حدود هشت و ده دقیقه شروع شد و احمدی نژاد هشت و سی و پنج دقیقه وارد مجلس شد. در این فاصله‌ی بیست و پنج دقیقه ای قرآن خوانده شد و تذکرات عجیب و غریب نمایندگان! یکی می‌گفت صحبت‌های امروز توده‌ای ست و تخصصی نیست و ما هم باید همین جوری عامیانه صحبت کنیم! یکی گفت هیئت رئیسه باید امروز از شأن مجلس دفاع کند! انگار که دشمن شماره یک مجلس قرار بود سخنرانی کند! ظاهراً هیئت رئیسه محترم مجلس هم هشت نفر را برای صحبت‌های بعد از سخنرانی رییس جمهور انتخاب کرده بود و پنج نفر دیگر هم با قرعه کشی مشخص شده بودند. چند نماینده به این که مجلس «نماینده‌تر» ندارد اعتراض کردند و با واکنش «اعتراض وارد نیست» جناب رییس مواجه شدند.
سخنرانی احمدی نژاد شروع شد و حرف‌ها را با تعامل و تفاهم شروع کرد.
اما بعد از صحبت‌های رییس جمهور که بسیار متین، آرام و منطقی بیان شد، نمایندگان چه گفتند؟ مطمئناً نیازی به بازنشر من نیست. (+) استنباط من این است که نماینده‌ها خواسته یا ناخواسته در فضای دیگری سیر می‌کنند! صحبت‌های تکراری و غیر واقعی که نمی‌دانم یک نماینده با چه حجت شرعی و حتی قانونی بیانش می‌کند، گویی فراموشمان شده که دنیای دیگری هم هست.
دوست دارم درباره‌ی تفاوت در نگاه احمدی نژاد و سایرین، در مورد توزیع ثروت و استفاده‌ی اشتباه از واژه‌ی «تولید» بعدتر بنویسم.
هنوز بیست و چهار ساعت از صحبت‌های رییس جمهور نگذشته که توپخانه‌ی پروپاگاندای رسانه‌ای شروع به شلیک کرده است! خبرگزاری‌های دولتی و شبه دولتی کار خود را از صبح آغاز کرده‌اند! (+
)

پس نوشت: احمدی نژاد نمایندگان را به شام دعوت کرده است!
(+)


چهارشنبه 27 دی 1391 | 22:31 | سیاست | ()


طرفداری از دولت به معنای عدم قبول اشتباهات نیست!

نمی‌دانم این برچسب زنی و نگاه سیاه و سفید به زندگی و آدم‌ها کی می‌خواهد تمام شود و آیا اصلاً تمام خواهد شد!؟ روزی آدمی را تا اوج بالا می‌بریم و تمام کارهایش را توجیه می‌کنیم و روزی همان آدم را تکفیر می‌کنیم و هر کسی را که در دفاعش سخن بگوید به گند می‌کشیم! از نگاه ما آدم‌ها یا خوب هستند یا بد! یعنی اگر برچسب بد به یکی خورد دیگر امکان ندارد کار خوبی از او سر بزند! دوست داشتم در مطلبی جداگانه این نگاه سیاه سفید و خاکستری را تبیین کنم ولی همین بند کوتاه بشود مقدمه‌ی یک متن دیگر!
چندی پیش در جمع دوستانی بودم که (لابد به خاطر تأثیر رسانه‌ها و گاهی لجن پراکنی آن‌ها!) داشتند به همه چیز احمدی نژاد گیر می‌دادند و منطقی و غیر منطقی اقدامات و حرف‌هایش را می‌بردند زیر سؤال، البته به مسخره کردن و دست انداختن رییس جمهور هم رسیدند، کسانی که ادعای ولایت مداری عجیب و غریبی هم دارند و پشت اسم آقا فوری «روحی له الفدا» می‌آورند!
به دلایلی سکوت کردم ولی نظرم را پرسیدند و یکیشان که با افکارم آشنا بود، احتمالاً با فرض این که من وکیل مدافع دولت هستم، گفت صادق دفاع کن!
چند جمله بیشتر نگفتم: «اگر به فرض که حرف‌های شما درست باشد، مگر کسی ادعا کرده احمدی نژاد همه چیز و همه حرفش درست است؟ مگر اجازه‌ی اشتباه ندارد؟ زیاده‌روی عاقبتش همین است! خود شما احمدی نژاد را این قدر گنده کردید! مگر احمدی نژاد معصوم بود!؟ او هم یک آدمی که مدتی رییس جمهور است و بعد می‌رود، ولی شما آن موقع او را در حد قدیس و فاقد اشتباه بالا بردید و امروز به راحتی تکفیرش می‌کنید!»
آن موقع کسی نگفت احمدی نژاد عوض شده، تا جوابش را با مطالبی که مدتی ست در ذهنم آماده کردم و می‌خواهم با تیتر «ما عوض شدیم یا احمدی نژاد؟» این جا منتشر کنم، بدهم. اما حتی اگر احمدی نژاد هم عوض شده باشد که به نظر من نشده، دلیلی بر این رفتار افراطی ما نمی‌شود.

*بهانه‌ی نوشتن این مطلب، بعضی بازخوردهای مصاحبه با عبدالرضا داوری بود.
*اگر برداشتی جز چیزهایی که این جا نوشتم داشتید، در نظرات بنویسد تا یک طرفه به قاضی نرفته باشید.



پنجشنبه 21 دی 1391 | 00:07 | سیاست | ()


مادر شهید احمدی روشن یک پیام‌نوری ست!

امروز ظهر، سه روز مانده به سالگرد شهادت شهید مصطفی احمدی روشن با مادرش هم‌کلام شدم.
رشته‌ی زمین شناسی دانشگاه پیام نور می‌خوانَد و گفت به خاطر این که وقت رفتن به کلاس ندارد پیام نور را انتخاب کرده است. گفت به خاطر علاقه‌اش درس می‌خوانَد و تا الآن حدود پنجاه شصت واحد بیشتر پاس نکرده است.
از علاقه‌اش به مصطفی گفت و این که جای خالی‌اش را هنوز احساس می‌کند و علیرضا هنوز سراغ پدرش را می‌گیرد.
می‌گفت می‌داند مردم با مشکلات مواجهند ولی صبر و حوصله کنند، تحریم‌ها بالاخره تمام می‌شود.
از سفر به شیراز در عید امسال گفت و این که استاندار فارس هم به دیدارشان رفته بود، چند ساعتی هم مهمان فسایی‌ها بودند و چند باری تأکید کرد که مردم شیراز و استان فارس شهیدپرور و خون گرمند.

*مشروح متن این مصاحبه و قسمتی از صوت آن، فردا در سینا منتشر خواهد شد.


سه شنبه 19 دی 1391 | 21:13 | سیاست دین نوشت | ()


این بیانیه دادن‌های کذایی را متوقف کنید!

بیانیه دادن عمدتاً (تاکید می‌کنم عمدتاً) کار مزخرفی ست! بیانیه دادن ساده‌ترین و در عین حال کم هزینه‌ترین کار ممکن است، بیانیه دادن بی‌تأثیرترین و دروغ‌انگارانه‌ترین عمل قابل انجام نیز هست!
بیانیه های دانشگاهی که شاهکارند، در چند بیانیه‌ی اصطلاحاً دانشگاهی اخیر، از مسئولین تشکل‌هایی که امضا کننده‌ی بیانیه بودند از مفاد بیانیه‌ها پرسیدم و نقطه‌ی مشترک این است که امضای بیانیه تلفنی انجام شده یا در حالت پیشرفته تر در جلسه‌ای حضوری فقط به امضایشان رسیده است! در مورد اعضای این تشکل‌ها هم که در اکثر موارد هیچ کدامشان حتی از عنوان بیانیه هیچ گونه اطلاعی ندارند چه برسد به مفاد بیانیه!
معمولِ بیانیه‌ها توسط یک نفر نوشته می‌شود و توسط چند نفر دیگر امضا و با عنوان‌های گنده گنده منتشر، مثلاً مردم شهید پرور شیراز، دانشجویان استان فارس، حتی دانشجویان دانشگاه ایکس! و قس علی هذا.
اما حرف اصلی من در این مطلب، این‌ها نیست! صحبتم در مورد بیانیه‌های کذایی‌ای ست که با یک جستجوی ساده در گوگل و کپی چند بیانیه‌ی دیگر نوشته می‌شوند! نمونه‌ی آخرش بیانیه‌ی بسیج رسانه فارس به مناسبت یوم الله نه دی است. بن مایه‌ی اصلی این بیانیه، بیانیه‌ی سرای روزنامه نگاران استان البرز است و در جاهایی از بیانیه‌ی اداره کل تبلیغات اسلامی زنجان استفاده شده! البته این که آن‌ها بیانیه‌هایشان را از کجا آورند هم محل بحث است! اما تاریخ انتشارشان نشان می‌دهد که زودتر از بیانیه‌ی بسیج رسانه فارس نوشته یا جستجو شده‌اند!
واقعاً این بیانیه‌ها برای چه کسی و با چه اهدافی منتشر می‌شوند؟ بهتر نیست این بیانیه دادن‌های کذایی را متوقف کنید!؟


جمعه 8 دی 1391 | 21:51 | سیاست فضای مجازی | ()


عکس‌العمل‌‌ها

عکس‌العمل در مورد مدیری که عملکرد بدی دارد:
طرف ذاتاً مدیر نیست.
این طرف اصلاً مدیریت حالیش نمی‎شه.
یارو مدیریت بلد نیست.
باید کسی این جا باشه که دو ترم مدیریت پاس کرده باشه.

عکس‌العمل در مورد مدیر مذهبی که عملکرد بدی دارد:
دیدی دین چه گندی می‌زنه به مملکت؟
آخوندا همه چی رو خراب کردن.
کی گفته اسلام می‎تونه مملکت داری کنه؟
نمردیم و دینتونم دیدیم.


دوشنبه 27 آذر 1391 | 04:23 | سیاست دین نوشت | ()


نگاهی به سایت‌های خبری استان فارس

دیروز در صحبتی که با بعضی از دوستان داشتم، جرقه‌ی انتشار مطلبی به ذهنم زده شد که کنکاش و بررسی آن برای خودم هم جذاب بود! همان طور که از تیتر پیداست می‌خواهم نگاهی داشته باشم به سایت‌های خبری استان فارس که در حال حاضر فعالند. نکته‌ی ضروری این که اطلاعاتی که من ارائه می‌کنم اطلاعاتی ست که یک دانشجویِ شیرازیِ کنجکاوِ آشنا به وب، می‌تواند به دست آورد و هیچ اطلاعاتِ به زعم بعضی طبقه بندی شده‌ای، در مطلبم نخواهد بود!
به نظر من هنوز جایگاه سایت‌های استانی به حد جریان سازی ولو اندک هم نرسیده است و اگر بعضی مسئولین استانی عکس‌العمل‌های ناشیانه به بعضی از مطالب بعضی سایت‌ها نشان ندهند، به راحتی مشخص است که وزن سایت‌های استانی بین مردم آن چنان بالا نیست!

سایت‌های استانی از لحاظ فنی بسیار ضعیفند و در بعضی حتی بایگانی ساده نیز وجود ندارد! سایت‌های فارس شباهت‌های عجیب و غریبی با هم دارند و گردانندگان این سایت‌ها را می‌توان نیروهای «ارزشی» قلمداد کرد.

قطعاً دقت نظر و تحقیقات بیشتر، نتایج جالب‌تری از این سایت‌ها نشان خواهد داد! ترتیب قرار گیری سایت‌ها به ترتیب رتبه‌ی الکسا است.

خیلی دوست داشتم مطلبم حاوی لینک‌های مرتبط هم باشد ولی به دلیل کمبود وقت میسر نشد؛ به دلیل طولانی بودن، متن در ادامه‌ی مطلب درج شده است.

ادامه مطلب


جمعه 17 آذر 1391 | 10:38 | سیاست فضای مجازی | ()


گفتند...

گفتند فتنه ۹۲ پیچیده تر از فتنه ۸۸ است، گفتند فتنه رخ خواهد داد، گفتند اولین رگه‌های فتنه را بعد از تأیید صلاحیت‌ها خواهید دید، گفتند این انتخابات آزمون بزرگ رهبری است، گفتند هاشمی چه رد شود چه تأیید، مصیبت داریم! گفتند احمدی نژاد تمام قد پشت مشایی ایستاده است، گفتند این‌ها این قدر آدم دارند که خیابان‌ها را شلوغ کنند، گفتند اگر هاشمی تأیید نشود رهبری زیر سؤال است، گفتند دولت دهم با رهبری زاویه پیدا کرده، گفتند شعارهای هاشمی و مشایی نزدیک است، گفتند اگر هاشمی رد صلاحیت شود ضدانقلاب روی مشایی سرمایه گذاری می‌کند، گفتند احمدی نژاد نشان داده از سیاست‌هایش عدول می‌کند، گفتند فتنه ۹۲ در راه است... دروغ می‌گفتند...
دروغ گفتند و یادشان رفت، دروغ گفتند و توجیه کردند، دروغ گفتند و خودشان را عقل کل خواندند، دروغ گفتند و نمی‌دانند یا نمی‌خواهند بدانند که دروغ می‌گفتند، شاید نفهمیدند و دروغ گفتند... و شاید باز دروغ بگویند و نفهمند و خودشان را به نفهمی بزنند...


سه شنبه 25 تیر 1392 | 17:52 | سیاست | ()


  • تعداد کل صفحات : 6 
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  

← معرفی

صادقی که دوست دارد «صادق» باشد، دهه‌ی شصتی، شیرازی، علاقه‌مند به گفتمان «بهار» و وبلاگ نویس! همین!

اینستاگرام / تلگرام / توییتر

← طبقه بندی

← بایگانی

← آخرین مطالب

← علاقمندی‌ها

← دوستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :

←تبلیغات