تبلیغات
صادق آنلاین - مطالب ساقی مهر
صادق آنلاین
روزنوشت‌های یک صادق
سلام! از این که چند دقیقه‌ای مهمان وبلاگم هستید، خوشحالم؛ ممنون می‌شوم مرا از نظرات خود بهره‌مند سازید.
راستش خیلی مهم نیست چه عقیده‌ای داریم؛ مهم این است که انسانیم، می‌توانیم صادقانه با هم حرف بزنیم و حتی به هم عشق بورزیم!
لطفاً به تاریخ انتشار مطالب توجه کنید، امروز است!

اختلافات مضر

اختلافات مضر است. هم اختلافات بین مسئولین مضر است؛ هم بدتر از آن، کشاندن اختلاف میان مردم مضر است. این را من به مسئولین، به رؤسای محترم هشدار می‌دهم... به آن‌ها هشدار می‌دهم، مراقب باشند. کار خودشان را بکنند، اختلافات را به میان مردم نکشانند، چیزهای جزئی را مایه‌ی جنجال و هیاهو و استفاده‌ی تبلیغاتی دشمن و خوراک تبلیغاتی رادیوهای بیگانه و تلویزیون‌های بیگانه نکنند... مهم این است که همه‌ی ما بدانیم مسئولیتی داریم، همه‌ی ما بدانیم موقعیت حساسی داریم.
... اختلافات را نباید علنی کرد؛ اختلافات را نباید به مردم کشاند؛ احساسات مردم را نباید در جهت ایجاد اختلاف تحریک کرد... هر کسی احساسات مردم را در جهت ایجاد اختلاف به کار بگیرد، قطعاً به کشور خیانت کرده. ۱۳۹۱/۸/۱۰


دوشنبه 2 فروردین 1395 | 08:58 | ساقی مهر | ()


مجله‌ی آمریکایی؟!

در چهار، پنج، شش سال پیش یک مجلّه‌ی آمریکایی من دیدم که در یک رستوران کسانی که مشغول خدمت هستند، زنان جوانی هستند با این خصوصیات که عریانی یا در واقع نیمه عریانی یکی از این خصوصیات است؛ صاحب رستوران به این افتخار می‌کند و در مجلّه عکس خود و عکس رستورانش و عکس آن دخترها را منتشر می‌کند.

* بیانات دیدار قهرمانان و ورزشکاران مسابقات آسیایی و پارا آسیایی


پنجشنبه 2 بهمن 1393 | 11:05 | ساقی مهر | ()


جمهوری اسلامی تقلبی

جمهوری اسلامی توانست بایستد و مقاومت کند. البته توطئه‌ها زیاد بوده؛ دهه‌ی اول، دهه‌ی دوم و سوم انقلاب توطئه‌های گوناگونی بود اما نکته‌ی اصلی، این است که نظام جمهوری اسلامی این «توانائی» و این «اقتدار ذاتی» را دارد؛ همچنانی که تا امروز در طول این سی سال توانسته ایستادگی کند. آن‌ها همه‌ی همتشان این بود که جمهوری اسلامی را نابود کنند و از بین ببرند؛ اما نه فقط نابود نشد، بلکه روزبه‌روز در بخش‌های مختلف قوی‌تر شد.
این «توانائیِ ماندن»، این «اقتدار»، این «ظرفیت بقاء» بایستی حفظ شود. این طور نیست که ما هر جور عمل کنیم - حتی بی‌تفاوت، حتی با عدم توجه به وظائف حساس و مهم - باز هم همین ظرفیت مقاومت باقی بماند؛ نه، بایستی نظام جمهوری اسلامی را به معنای حقیقی کلمه‌اش حفظ کرد، تا بتوان از منافع کشور، این ملت را بهره‌مند کرد؛ تا بتوان این ملت را به اوج ترقی، آرزوها و آرمان‌های خودش رساند.

این مسئولیت دانشجویان است!

نظام جمهوری اسلامی یک ساخت حقوقی و رسمی دارد که آن قانون اساسی، مجلس شورای اسلامی، دولت اسلامی است، که البته حفظ این‌ها لازم و واجب است؛ اما کافی نیست.
همیشه در دلِ ساخت حقوقی، یک ساخت حقیقی، یک هویت حقیقی و واقعی وجود دارد؛ آن را باید حفظ کرد. این ساخت حقوقی در حکم جسم است؛ در حکم قالب است؛ آن هویت حقیقی در حکم روح است، در حکم معنا و مضمون است. اگر آن معنا و مضمون تغییر پیدا کند، اگر این ساخت ظاهری و حقوقی هم باقی بماند، نه فایده‌ای خواهد داشت، نه دوامی خواهد داشت؛ مثل دندانی که از داخل پوک شده، ظاهرش سالم است؛ با اولین برخورد با یک جسم سخت در هم می‌شکند. آن ساخت حقیقی و واقعی و درونی، مهم است؛ او در حکم روح این جسم است.
تغییر سیرت، تغییر آن هویت واقعی، به تدریج و خیلی آرام حاصل می‌شود. توجه بعضی‌ها غالباً جلب نمی‌شود، یا خیلی‌ها توجهشان جلب نمی‌شود. یک وقتی ممکن است همه متوجه شوند که کار از کار گذشته باشد. خیلی باید دقت کرد. چشم بینای طبقه‌ی روشن‌بین و روشنفکر جامعه - یعنی طبقه‌ی دانشگاهی - و چشم بینای دانشجویان باید این مسئولیت را همیشه برای خودش قائل باشد.

پسوند «اسلامی» کاری صورت نمی‌دهد
آن ساخت درونی چیست؟ همان آرمان‌های جمهوری اسلامی است: عدالت، کرامت انسان، حفظ ارزش‌ها، سعی برای ایجاد برادری و برابری، اخلاق، ایستادگی در مقابل نفوذ دشمن؛ این‌ها آن اجزاء ساخت حقیقی و باطنی و درونی نظام جمهوری اسلامی است. اگر ما از اخلاق اسلامی دور شدیم، اگر عدالت را فراموش کردیم، شعار عدالت را به انزوا انداختیم، اگر مردمی بودنِ مسئولان کشور را دست‌کم گرفتیم، اگر مسئولین کشور هم مثل خیلی از مسئولین کشورهای دیگر به مسئولیت به عنوان یک وسیله و یک مرکز ثروت و قدرت نگاه کنند، اگر مسئله‌ی خدمت و فداکاری برای مردم از ذهنیت و عمل مسئولین کشور حذف شود، اگر مردمی بودن، ساده‌زیستی، خود را در سطح توده‌ی مردم قرار دادن، از ذهنیت مسئولین کنار برود و حذف شود؛ پاک شود، اگر ایستادگی در مقابل تجاوز طلبی‌های دشمن فراموش شود، اگر رودربایستی‌ها، ضعف‌های شخصی، ضعف‌های شخصیتی بر روابط سیاسی و بین‌المللی مسئولین کشور حاکم شود، اگر این مغزهای حقیقی و این بخش‌های اصلیِ هویت واقعی جمهوری اسلامی از دست برود و ضعیف شود، ساخت ظاهریِ جمهوری اسلامی خیلی کمکی نمی‌کند؛ خیلی اثری نمی‌بخشد و پسوند «اسلامی» بعد از مجلس شورا: مجلس شورای اسلامی؛ دولت جمهوری اسلامی، به نهایی کاری صورت نمی‌دهد. اصل قضیه این است که مراقب باشیم آن روح، آن سیرت از دست نرود، فراموش نشود؛ دلمان خوش نباشد به حفظ صورت و قالب. به روح، معنا و سیرت توجه داشته باشید. این، اساس قضیه است.

انحراف این جاست!

نظام اسلامی، نظام اسلامی است در ظاهر و باطن؛ نه فقط نظام اسلامی در ظاهر. صرف اینکه حالا یک شرائطی در قانون اساسی برای رئیس جمهور و برای رهبر و برای رئیس قوه‌ی قضائیه و برای شورای نگهبان و برای که و که معین شده؛ و چه و چه، این‌ها کافی نیست؛ اگرچه این‌ها لازم است. انحراف در هدف‌ها، در آرمان‌ها، در جهت‌گیری‌ها را باید مراقبت کرد که پیش نیاید؛ و این چیزی است که ما در طول این سال‌های طولانی - به خصوص بعد از جنگ و بعد از رحلت امام - درگیرش بودیم؛ جزو درگیری‌های اساسی در این دو دهه‌ی گذشته، یکی همین بوده. تلاش‌های زیادی شده است برای اینکه جمهوری اسلامی را از روح و معنای خودش خارج کنند. تلاش‌های زیادی کرده‌اند؛ به شکل‌های مختلف؛ چه در زمینه‌های سیاسی، چه در زمینه‌های اخلاقی، چه در زمینه‌های اجتماعی؛ از اظهاراتی که شده و حرف‌هایی که زده شده. ما یک دوره‌ای را هم مشاهده کردیم که در مطبوعات ما رسماً، علناً، جدائی و تفکیک دین از سیاست را اعلان کردند! اصلاً مسئله‌ی یکی بودن دین و سیاست را که اساس جمهوری اسلامی و اساس حرکت عمومی مردم بود، زیر سؤال بردند. از این بالاتر!؟ در دورانی، در مطبوعات ما دیده شد که صریحاً، علناً، از رژیم ظالم، جبار و سفاک پهلوی دفاع شد! برای اینکه چنین حالتی پیش نیاید و برای برخورد با این انحراف، می‌شود با برجسته کردن مرزهای اعتقادی و فکری و سیاسی، جلوی این انحراف را گرفت. شاخص‌های هویت اسلامی بایستی معلوم باشد: شاخص عدالت‌طلبی، شاخص ساده‌زیستی مسئولان، شاخص کار و تلاش مخلصانه، شاخص طلب و پویایی علمی بی‌وقفه، شاخص ایستادگی قاطع در مقابل طمع ورزی و سلطه‌ی بیگانگان، شاخص دفاع از حقوق ملی. از حقوق ملت، دفاعِ شجاعانه کردن یک شاخص است؛ مثل همین حق هسته‌ای؛ مسئله‌ی هسته‌ای. این یکی از ده‌ها نیاز کشور ماست؛ تنها مسئله‌ی ما نیست؛ اما وقتی دشمن روی این نقطه متمرکز شد، ملت هم ایستادگی کرد. در این نقطه‌ای که دشمن روی او تمرکز پیدا کرده است، اگر ملت عقب‌نشینی کند، اگر مسئولین عقب‌نشینی کنند و از این حق قطعی و روشن صرف‌نظر کنند، بدون تردید راه برای دست‌اندازی به حقوق ملی برای دشمن باز خواهد شد.

شعارهای انقلاب کهنه شدنی نیست

جمهوری اسلامیِ به معنای حقیقی، یعنی همان جمهوری اسلامی که امام (رضوان اللَّه تعالی علیه) برای ما پایه‌گذاری کرد و به کشور ما هدیه داد، می‌تواند همین خصوصیات را تأمین کند؛ اقتدار بین‌المللی را، اقتدار سیاسی را، عزت را، رفاه دنیا و آبادی معنوی آخرت را. اما مراقب باشید یک نظام جمهوری اسلامی تقلبی نخواهند برای ما درست کنند؛ کاری که در ده سال گذشته هم بعضاً حرکاتی انجام گرفت، اما خدای متعال مهار کرد؛ مردم بیدار بودند، هشیار بودند، اجازه ندادند. می‌خواستند کارهایی بکنند، شعارهای امام را به موزه بسپارند؛ صریحاً می‌گفتند که این‌ها کهنه شده! نه، شعارهای انقلاب کهنه شدنی نیست؛ همیشه تازه است، همیشه برای آحاد مردم جذاب است. شعاری که به نفع مستضعفین است، شعاری که به نفع عزت ملی است، شعاری که در آن مقاومت و ایستادگی است، این شعارها هیچ وقت کهنه نمی‌شود؛ برای هیچ ملتی کهنه نمی‌شود، برای نظام ما هم کهنه نخواهد شد. (+ و +)


جمعه 11 بهمن 1392 | 09:01 | ساقی مهر | ()


مردم اعتنایی نمی‌کنند

چندی پیش رئیس جمهور محترم از مطبوعات گله کرد که بدگویی می‌کنند، بددهنی می‌کنند، لجن پراکنی می‌کنند؛ و بعضی از مطبوعات اعتراض کردند. من معمولاً مطبوعات را می‌بینم؛ من حق را به رئیس جمهور دادم. من معتقدم - نمی‌گویم همه‌ی مطبوعات - بعضی از مطبوعات نه اینکه انتقاد می‌کنند - انتقاد ایرادی ندارد - بی‌انصافی می‌کنند؛ از روش‌های تبلیغاتی و رایج دنیا استفاده می‌کند تا آن کاری را که در دولت به نفع مردم انجام گرفته، زیر سؤال ببرند یا نادیده بینگارند، و اگر عیبی هست - ولو کوچک هم باشد - آن عیب را بزرگ کنند. این را انسان در بسیاری از مطبوعات می‌بیند. ایرادی ندارد. این هست، اما ملت ما آگاه و هوشیارند.

من از سال‌ها قبل هشدار دادم و برای مردم نقشی را که دست‌های بیگانه در مدیریت فرهنگی کشور و رسانه‌ها و تبلیغات کشور به کار می‌گیرند، تبیین کردم. بعضی‌ها انکار کردند؛ اما بالاخره همه تصدیق کردند. دشمنان ما بیکار ننشسته‌اند؛ از مطبوعات استفاده می‌کنند، از تبلیغات استفاده می‌کنند و از روش‌های گوناگون تبلیغی استفاده می‌کنند تا آن ارزش‌هایی را که ملت به آن‌ها پایبند است و آن‌ها از آن ارزش‌ها خوششان نمی‌آید، در چشم مردم بشکنند. تلاششان را می‌کنند. ما هم در عمل نشان دادیم که مطبوعات آزادند؛ این عملکردهایی که از نظر ما بسیار منفی است، وجود دارد؛ اما مطبوعات آزادانه دارند همان کارها را می‌کنند. این، خود رد عملیِ کسانی است که معتقدند آزادی بیان نیست؛ نخیر، آزادی بیان، نشانه‌اش همین مطبوعاتی است که علیه دولت، علیه نظام و علیه سیاست‌های کلی، آزادانه هر چه می‌خواهند می‌نویسند؛ کسی هم متعرض آن‌ها نمی‌شود. البته مردم هم به این‌ها خیلی اعتنایی نمی‌کنند. این، فضل الهی است.

*صحبت‌های رهبری زمانی که هنوز محمود احمدی نژاد رییس جمهور بود در زادگاهش، گرمسار.


یکشنبه 17 آذر 1392 | 23:42 | ساقی مهر | ()


برای چنین روزی...

عصر روز ۲۴ تیر (۲۹ فروردین) ۱۳۱۸، ساکت و آرام، محله‌ی فقیر نشین مشهد را می‌گذراند و به سمت خانه می‌رفت. می‌دانست همین روزها چهارمین فرزند فاطمه، دومین همسرش، به دنیا می‌آید و سخت می‌ترسید که او نیز به سر نوشت دو بچه‌ی اول دچار شود. می‌ترسید هنوز به دنیا نیامده برود.
شروع کرد به خواندن آیه الکرسی: اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ...
گذشته‌های دور را به یاد می‌آورد که از تبریز به مشهد آمده بود و در اینجا با زهرا، اولین همسرش، آشنا شده بود ولی بعد از سه دختری که به دنیا آورده بود سید جواد را تنها گذارده و رفته بود. رفته بود و به آرامش ابدی رسیده بود.
برای آینده‌ی خودش و دخترانش ازدواج کرد و ماجرای خواستگاری فاطمه را به خاطر آورد و دلش آرام گرفت.
... أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ.
به نزدیکی‌های خانه رسیده بود. صدای سید محمد، اولین پسرش که حالا سه سال و نیم داشت، را شنید که خوشحال و خندان به سمت او می‌دود. وقتی فهمید چه خبر شده می‌خواست بدود ولی اول عبا را از روی دوشش برداشت و به دست گرفت و بعد دوان دوان خود را به خانه رساند. فاطمه پسری دیگر برایش آورده بود.
سید جواد او را بغل کرد، یادش آمد با فاطمه قرار گذاشته بود اگر پسر بود اسمش را علی بگذارند.
سید علی گریه می‌کرد انگار منتظر چیزی بود تا آرام شود.
پدر فهمیده بود چه کند سر سید علی را بالا آورد و شروع کرد به اذان گفتن.
سید علی کم کم آرام می‌شد و تا آخر اقامه به صدای پدر گوش می‌داد.
حالا نوبت به فاطمه رسید تا سید علی را به آغوش بکشد.

*نه سال از نوشتن این وجیزه می‌گذرد! روزگاری که دوست داشتم زندگی آقا را داستانی بنویسم!


دوشنبه 24 تیر 1392 | 05:00 | ساقی مهر | ()


این نسبت‌های خجالت‌آور

صریح‌ترین اهانت‌ها به رئیس جمهورِ قانونی کشور شد. حتی از دو سه ماه قبل هم این سخنرانی‌ها را برای من می‌آوردند و من می‌دیدم یا گاهی می‌شنیدم؛ تهمت‌هایی زدند، حرف‌هایی گفتند؛ به کی؟ به کسی که رئیس جمهور قانونی کشور است، متکی به آراء مردم است. نسبت‌های خلاف دادند، رئیس جمهور مملکت را که مورد اعتماد مردم است، به دروغ‌گویی متهم کردند! این‌ها خوب است؟ کارنامه‌های جعلی برای دولت درست کردند، اینجا آنجا پخش کردند، که ما که در جریان امور هستیم، می‌بینیم می‌دانیم که این‌ها خلاف واقع است؛ فحاشی کردند؛ رئیس جمهور را خرافاتی، رمال، از این نسبت‌های خجالت‌آور دادند؛ اخلاق و قانون و انصاف را زیر پا گذاشتند.


دوشنبه 16 اردیبهشت 1392 | 15:01 | ساقی مهر | ()


به آسانی

وقتی این روزها صفحه‌ی روزنامه های کشور را می‌بینم و رسانه های مجازی را دنبال می‌کنم، از نزدیک به هفتاد درصدشان نتیجه می‌گیرم که مسئولین دولتی و شخص رییس جمهور آدم‌های بی دین، دارای سو مدیریت، ضد ارزش‌های نظام، منحرف، بی‌اخلاق، دزد، دروغ‌گو، غارتگر، فاسد، حال به هم زن، بی ادب و دارای تمام رذایل اخلاقی هستند که هر چه زودتر و به هر ترتیبی باید از صحنه‌ی روزگار محو شوند!
«وقتی رحمت الهی برای ما پیش خواهد آمد که مواظب و مراقب خودمان باشیم؛ مراقب حرف زدنمان، مراقب اقدام کردنمان، مراقب تبلیغاتمان. این فضای بی بند و باری در حرف زدن، در اظهارات علیه دولت، علیه کی به خاطر اغراض، این‌ها چیزهایی نیست که خدای متعال از این‌ها به آسانی بگذرد.»


چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 | 04:51 | ساقی مهر | ()


رد کردن حرف، به معنای مخالفت نیست!

مطالبه کردن با دشمنی کردن فرق دارد. این که ما گفتیم گاهی اوقات معارضه‌ی با مسئولان کشور نشود - که الآن هم همین را تأکید می‌کنیم؛ معارضه نباید بشود - این به معنای انتقاد نکردن نیست؛ به معنای مطالبه نکردن نیست؛ در باره رهبری هم همین جور است. دو نفر طلبه کنار همدیگر می‌نشینند؛ خیلی هم با هم رفیقند، خیلی هم با هم باصفایند، همدرس هستند، مباحثه می‌کنند، حرف همدیگر را رد می‌کنند؛ این حرف او را رد می‌کند، آن حرف این را رد می‌کند. رد کردن حرف، به معنای مخالفت کردن، به معنای ضدیت کردن نیست؛ این مفاهیم را باید از هم جدا کرد.

 اعتراض به نظرات خاص رهبری، ضدیت با رهبری نیست!
 این برادر عزیزمان می‌گوید «ضد ولایت فقیه» را معرفی کنید. خوب، «ضد» معلوم است معنایش چیست؛ ضدیت، یعنی پنجه در افکندن، دشمنی کردن؛ نه معتقد نبودن. اگر بنده به شما معتقد نباشم، ضد شما نیستم؛ ممکن است کسی معتقد به کسی نیست. البته این ضد ولایت فقیه که در کلمات هست، آیه‌ی مُنزل از آسمان نیست که بگوییم باید حدود این کلمه را درست معین کرد؛ به هر حال یک عرفی است. اعتراض به سیاست‌های اصل 44، ضدیت با ولایت فقیه نیست؛ اعتراض به نظرات خاص رهبری، ضدیت با رهبری نیست. دشمنی، نباید کرد.

اطلاع رهبری از همه چیز، نه لازم است و نه ممکن!
بنده از دولت‌ها حمایت کرده‌ام، از این دولت هم حمایت می‌کنم؛ این به معنای این نیست که همه‌ی جزئیات کارهایی که انجام می‌گیرد، مورد تأیید من است، یا حتّی من از همه‌اش اطلاع دارم؛ نه، لازم نیست. اطلاع رهبری از آن مجموعه‌ی حوادث و رویدادهایی لازم است که به تصمیم‌گیری‌های او، به جهت‌گیری‌های او و به انجام تکالیف و وظایف او ارتباط پیدا می‌کند، نه این که حالا از همه‌ی چیزهایی که در محیط دولت و محیط کار وزارت خانه‌ها اتفاق می‌افتد، باید حتماً رهبری مطلع باشد؛ نه، نه لازم است، نه ممکن است؛ موافقت با آن‌ها هم لازم نیست.

حمایت، دلیلی بر عدم انتقاد نیست!
بعضی از اشخاص و بعضی از کارها ممکن است در مجموعه‌ی دولتی وجود داشته باشد که صد در صد مورد اعتماد و مورد تأیید ماست، اما آن کار را ما تأیید نکنیم؛ چون دلیل ندارد که رهبری وارد محیط اجرائی شود؛ به دلیل اینکه مسئولیت‌ها مشخص است و باید مسئول، وزیر، رییس فلان مرکز یا بنگاه فرهنگی یا اقتصادی، وظایف خودش را انجام بدهد. بنابراین ما به هیچ وجه انتقاد کردن را مخالفت و ضدیت نمی‌دانیم. بعضی تصور می‌کنند که ما چون از مسئولان کشور، از دولت محترم - که واقعاً دولت خدمت‌گزار و با ارزشی است؛ حقاً و انصافاً. کارهایی هم که دارد انجام می‌گیرد، می‌بینید؛ کارها جلو چشم است. باید انسان بی‌انصاف باشد که اهمیت این کارها را انکار کند - حمایت می‌کنیم، این حمایت و این طرفداری، به معنای این است که انتقاد نباید کرد، یا من خودم انتقاد نداشته باشم؛ ممکن است مواردی هم انتقاد داشته باشم.

* بخشی از بیانات در دیدار دانشجویان نخبه و نفرات برتران كنكور و فعالان تشكل‌هاى سیاسى فرهنگى دانشگاه‌ها‌، هفدهم مهر 86.


سه شنبه 1 اسفند 1391 | 01:14 | ساقی مهر | ()


این همان فتنه است!

«دشمنان ملت از شفاف بودن فضا ناراحتند؛ فضای شفاف را برنمی‌تابند؛ فضای غبارآلود را می‌خواهند. در فضای غبارآلود است که می‌توانند به مقاصد خودشان نزدیک شوند و به حرکت ملت ایران ضربه بزنند. فضای غبارآلود، همان فتنه است. فتنه معنایش این است که یک عده‌ای بیایند با ظاهرِ دوست و باطنِ دشمن وارد میدان شوند، فضا را غبارآلود کنند؛ در این فضای غبارآلود، دشمنِ صریح بتواند چهره‌ی خودش را پنهان کند، وارد میدان شود و ضربه بزند.»
بیانات در دیدار با اعضای شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی در ۱۳۸۸/۱۰/۲۹

فضای رسانه ای امروز کشور به زعم من، یک فضای غبار آلود و بسیار کثیف است و تشخیص حق و باطل این روزها واقعاً سخت شده. پروپاگاندای رسانه‌ای با انتشار ناقص و غیر واقعی اخبار، اجازه‌ی تحلیل به مخاطب نمی‌دهد و در مقابل اقداماتش به هیچکس پاسخگو نیست. روزهای عجیب و غریبی را می‌بینم و احتمالاً روزهای دهشتناکی در پیش است.



سه شنبه 12 دی 1391 | 22:57 | ساقی مهر | ()


سهم ما از ایجاد تمدن نوین اسلامی

*چرا فرهنگ کار جمعی در جامعه‌ی ما ضعیف است؟ این یک آسیب است. با این که کار جمعی را غربی‌ها به اسم خودشان ثبت کرده‌اند، اما اسلام خیلی قبل از این‌ها گفته است: «تعاونوا علی البرّ و التّقوی»، یا: «و اعتصموا بحبل اللّه جمیعا». یعنی حتّی اعتصام به حبلاللّه هم باید دسته جمعی باشد؛ «و لا تفرّقوا».
*چرا در زمینه‌ی فرهنگ رانندگی در خیابان، ما مردمان منضبطی به طور کامل نیستیم؟ این آسیب است. رفت و آمد در خیابان، یکی از مسائل ماست؛ مسئله‌ی کوچکی هم نیست، مسئله‌ی اساسی است.
*الگوی تفریح سالم چیست؟
*مسئله‌ی آرایش در بین مردان و زنان چه طور؟ چقدر درست است؟ چقدر مفید است؟
*در محیط اجتماعی، برخی‌ها پرخاشگری‌های بی‌مورد می‌کنند؛ علت پرخاشگری و بی‌صبری و نا بردباری در میان بعضی از ماها چیست؟
*چرا برخی از حرف‌های خوب، نظرهای خوب، ایده های خوب، در حد رؤیا و حرف باقی می‌ماند؟
*چرا در بین بسیاری از مردم ما مصرف‌گرایی رواج دارد؟ آیا مصرف‌گرایی افتخار است؟ مصرف‌گرایی یعنی اینکه ما هرچه گیر می‌آوریم، صرف اموری کنیم که جزو ضروریات زندگی ما نیست.
*حد زاد و ولد چقدر است؟
*بنده طرفدار این نیستم که حالا در مورد لباس، در مورد مسکن، در مورد سایر چیزها، یک باره یک حرکت جمعی و عمومی انجام بگیرد؛ نه، این کارها باید به تدریج انجام بگیرد؛ دستوری هم نیست؛ این‌ها فرهنگ‌سازی لازم دارد. همان طور که گفتم، کار نخبگان است، کار فرهنگ سازان است؛ و شما جوان‌ها باید خودتان را برای این آماده کنید؛ این، رسالت اصلی است.
*چگونه می‌توانیم این‌ها را علاج کنیم. این‌ها به عهده‌ی کیست؟ به عهده‌ی نخبگان، نخبگان فکری، نخبگان سیاسی، به عهده‌ی شما، به عهده‌ی جوان‌ها.
*آن چه که بر زبان جاری می‌شود، در برنامه ریزی‌ها و در عمل دخالتی ندارد. ادعا می‌کنیم، حرف می‌زنیم، شعار می‌دهیم؛ اما وقتی پای عمل به میان می‌آید، از آنچه که شعار دادیم، خبری نیست.

اینکه رهبر مملکت در این سن ایده می‌دهد و هر از چند مدتی مسائل جدیدی مطرح می‌کند برای من خیلی جالب است و حتی آن طوری که خیلی نمی‌پندارند از مسائل عادی زندگی مردم خبر دارد، جالب‌تر از آن است!
در هر صورت این صحبت‌ها در بین جوانان و با مخاطب قرار دادن جوانان، برای من که هنوز خودم را جوان می‌دانم، فکر بر انگیز است! من کجای این پازل هستم؟ من برای کمک به ساخت تمدن نوین اسلامی مورد نظر، چه کاری می‌توانم انجام دهم؟ سهم من از مشکلات مطرح شده و حل آن‌ها چیست؟ چه اقدام عملی و یا فکری می‌توان انجام داد؟ دوستان عزیز کمک بفرمایند...


دوشنبه 24 مهر 1391 | 06:49 | ساقی مهر | ()


  • تعداد کل صفحات : 3 
  • 1  
  • 2  
  • 3  

← آخرین مطالب

← علاقمندی‌ها

← دوستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :

←تبلیغات