تبلیغات
صادق آنلاین - مطالب خبری، تحلیلی
صادق آنلاین
روزنوشت‌های یک صادق
سلام! از این که چند دقیقه‌ای مهمان وبلاگم هستید، خوشحالم؛ ممنون می‌شوم مرا از نظرات خود بهره‌مند سازید.
راستش خیلی مهم نیست چه عقیده‌ای داریم؛ مهم این است که انسانیم، می‌توانیم صادقانه با هم حرف بزنیم و حتی به هم عشق بورزیم!
لطفاً به تاریخ انتشار مطالب توجه کنید، امروز است!

نگین فارس

سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه‌ی ایرانی. بعضی چیز‌ها از بس که گفته شده تهوع آور می‌شود، اینکه نگذاریم نام سال شعاری شود و فقط در تبلیغات بیاید و سمبل شود و همه مسئولیم و الی آخر...
و همچنین بیشتر از اینکه ایجابی بنویسیم سلبی نوشتیم، این کار‌ها را نکنیم و نگذاریم مجتمع تجاری بزنند و این‌ها سرمایه بردار هستند و غیره و غیره و غیرو...
اما می‌خواهم از یک مرکز خرید تبلیغ کنم! مرکز خرید نگین فارس.
این مرکز خرید در پنج طبقه بیش از یک سال است که تاسیس شده، شعارش این است: عرضه کالا با تخفیف ۵ الی ۳۵ درصد. طبقه‌ی اول، فروشگاه مواد لبنیاتی و بهداشتی ست از شیر و ماست و دوغ تا روغن زیتون و رب گوجه و سفید کننده و تاید و هزاران قلم جنس دیگر. درب خروجی این فروشگاه میوه فروشی ست. طبقه‌ی دوم پوشاک، سوم کیف و کفش، چهارم لوازم منزل از قبیل بشقاب و قابلمه و سایر وسایل آشپزخانه؛ طبقه‌ی آخر هم رستوران است که تا چندی پیش هنوز افتتاح نشده بود.
شاید بتوانم تخمین بزنم حدود هفتاد درصد محصولات عرضه شده در این مرکز، تولید داخل است. قیمت‌های طبقه‌ی اول ارزان‌تر از قیمت روی محصول عرضه می‌شود و قیمت‌های طبقات دیگر هم با قیمت‌های ارزان‌ترین مراکز فروش شیراز قابل رقابت است.
مرکز خرید نگین در بلوار عدالت، چند صد متری قبل از روبروی زندان عادل آباد واقع شده است.


دوشنبه 26 تیر 1391 | 19:58 | خبری، تحلیلی | ()


شرغون با طعم ماتیک!

امروز قسمت شد با جمعی از اعضای هیئت علمی دانشکده بهداشت و تغذیه برویم به قول خودشان اردوی جهادی اساتید.
این اردو عبارت بود از یک مینی بوس پر دکتر، یک پژو تدارکات، یک پراید از معاونت فرهنگی و یک پراید دکتر و کار‌شناس بهداشت محیط مسئول‌‌ همان مناطق بازدیدی و چند خبرنگار سازمانی.
هدف بیشتر بازدید بود و این‌که عریزان دکتر ببینند در مناطق محروم چه می‌گذرد و پژوهش‌هایشان کاربردی‌تر شود.
مناطق بازدیدی، حاشیه‌ی شهر محسوب می‌شد، یعنی دقیقا می‌شود زیر مجموعه‌ی شهرداری منطقه هفت.
دو خانه‌ی بهداشت را دیدیم، انتهای رودخانه‌ی خشک یعنی منبع آلودگی پر از قورباغه و لاک پشت را و یک محله در منطقه‌ی مهرگان یا‌‌‌ همان شرغون خودمان.
خوشبختانه در این بازدید دوربین صدا و سیما همراه‌مان نبود. وقتی به محله‌ی شرغون رسیدیم چند چیز توجه را جلب می‌کرد، تکثر آریشگاه‌های زنانه! و ماهواره! یعنی در منطقه‌ای که حتی آسفالت نبود، خانه‌ها کج و معوج و بسیار کوچک؛ و فقر از در و دیوار می‌بارید، نهر فاضلاب از کنار خانه‌ها می‌گذشت و سالک شیوع داشت و حتی آب خوردنش آلوده، بعضی زنانی را می‌دیدم که موهای مش زده یشان را با ماتیک و کمی سفید کاری صورت همراه کرده بودند!
با اینکه ما کاره‌ای نبودیم و قرار نبود کاری انجام دهیم و حتی اطلاع رسانی هم صورت نگرفته بود و فقط روز قبلش عده‌ای عرصه یابی کرده بودند آنجا را؛ ولی خانم‌های منطقه دور و برمان را گرفتند و هر کسی مشکلش را می‌گفت، خوشبختانه دوستان معاونت فرهنگی با شهرداری هماهنگ کرده بودند و یک مسئولی هم از شهرداری آمده بود ولی پاسخی نداشت برای مشکلاتی که مردم مهرگان مطرح می‌کردند.
دکترهای محترم با آب معدنی و سیب و پرتقال و کیک و آبمیوه پذیرایی شدند و برای جلسه با معاونت پژوهشی وزیر و ناهار راهی مجتمع ولایت شدند.
امور اساتید نهاد هم مرهمت فرموده یک بسته‌ای حاوی تقویم منشور امام رضا، دیوان حافظ و یک جزوه‌ی دو برگی آیین نور به اساتید اهدا کردند و همچنین یک روحانی محترمی را با کاروان راهی کرده بود.


پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 | 22:13 | خبری، تحلیلی | ()


من و خلیج فارس

خیلی دوست داشتم قبل از اینکه متنی در مورد مجتمع خلیج فارس بنویسم می‌توانستم به جمع بندی نهایی برسم، ولی نرسیدم! فقط نکاتی را که چند روزی ست به ذهنم رسیده بازگو می‌کنم و البته ترسی هم ندارم از اینکه به من برچسب محافظه کاری یا هر برچسب دیگری بچسبانند.
اگر مردمید تحریم کنید!
از کسانی که ژست مردم را می‌گیرند تنفر خاصی دارم، نه فقط مردم، بلکه کسانی که خود را نماینده‌ی کل هر مجموعه‌ای می‌بینند. این‌هایی که بیانیه می‌نویسند زیرش می‌زنند مردم همیشه در صحنه فارس، و یا آسمان و ریسمان را به هم می‌بافند که مردم با این مجتمع تجاری مخالفند می‌توانند با یک حرکت ساده همین هایپر استار را تعطیل کنند! اگر آن‌هایی که می‌روند آنجا مردمند و یعنی خودتان هستند! و خلیج فارس این قدر «اخ» و «بد» است؛ خب بفرمایید تحریم کنید آن جا را، مطمئنم تحریمِ مردمی، عمر هایپر استار را به یک ماه نخواهد کشاند. اما اگر حتی مردم نیستند و گمان می‌کنید مقبولیتی در بین مردمی که می‌نامید دارید باز همین راه کار ساز است.
من به هایپراستار نرفتم، عکس‌هایش را دیدم و از هر کسی که می‌شناختم و رفته بود، پرسیدم و اغلب جواب‌ها این بوده که استقبال نسبتا خوبی از آنجا شده. نمی‌خواهم بحث‌های فلسفی اکثریت و مشروعیت را پیش بکشم، خواستم بگویم مردمی که از قولشان بیانیه می‌دهید مشغول خریدند!
جوگیری مرگبار!
همیشه مخالف عدم تفکر در انجام کار‌ها هستم، مخصوصا کارهایی که جوگیری باشد، وقتی مخالفتی شروع می‌شود از طرف یک جریان خاص یا شاید چند نفر خاص، ما بیفتیم پشتشان به تایید و پشتیبانی بدون اینکه اصلا به قضیه فکر کنیم. مثلش همین جریان انحرافی که هی گفتند و نوشتند و هشدار دادند و آخرش هیچی به هیچی. بعد کلا زدند زیر قضیه که کی بود کی بود من نبودم! فقط یک مشت جوان خاکستری به این نظام و انقلاب بدبین می‌شوند و خلاص.
هایپر استار نیز به همین وضع دچار شده، گروهی کماکان در حال کوبیدنند به تقلید از دیگرانی که...
دنبال چه نتیجه‌ای؟
فرض بر اینکه این خلیج فارس یک مجتمع تروریستی، غاصب، دزدی و ضد اشتغال هم باشد و شما بدون سند گفتید و ما هم باور کردیم، حالا چکارش کنیم به نظرتان؟ خوب است برویم دم درش را قفل بزنیم؟ یا تجمع دانشجویی جلویش راه بیاندازیم؟
اگر همچو فرضیاتی درست باشد باید به فکر راه حل بود نه اعتراضی که معلوم نیست با چه هدفی دنبال می‌شود. به نظرتان اگر هایپر استار فقط کالای داخلی بفروشد و اجناس خارجی ممنوعیت فروش بگیرند بخش اعظم مشکلات حل نمی‌شود؟
نقدهای بی‌اساس
یک سری نقدهایی نوشته‌اند که من سعی در جواب دادنشان را ندارم چون نه در سطح معلومات من است و نه من وکیل مدافع خلیج فارسم ولی بعضی نقد‌ها انصافا با غرض ورزی مطرح می‌شود.
یاد بگیریم اگر نقدی می‌نویسیم واقعا نقد بنویسم نه به خاطر مخالفت با گودرزی، آقای شقایقی را بکشانیم وسط!
شور نزنید!
آخر اینکه شور بی‌خود نزنید، قبلا نوشته‌ام از اقتصاد چیزی سر در نمی‌آورم (+) ولی این را می‌فهمم وقتی سقف درآمد مردم یک حد معینی باشد و مراکز عرصه کالا و خدمات بیشتر از این سطح، بدون شک این مراکز خودکار تعطیل خواهد شد‌‌‌ همان طوری که بزرگ‌ترین مرکز تجاری جهان در چین تقریبا تعطیل شده و از هزار واحد آن، فقط چهل و نه واحد در حال فعالیت است!


دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 | 00:43 | خبری، تحلیلی | ()


در هم تنیدگی

یکی از آسیب‌های مجموعه‌های فرهنگی مذهبی، تنیدن تار دور اعضاست! به نوعی اختصاصی کردن مجموعه. به قولی این مجموعه‌ها دچار یک خفقان فرهنگی هستند. برنامه برگزار می‌شود فقط برای خودشان، مسابقه برگزار می‌شود برای خودشان، کرسی آزاد اندیشی برگزار می‌شود برای خودشان و الخ... این خودشان الزاما به معنای اعضای اصلی نیست بلکه منظور افراد همفکر یا همسو ست.
گمان می‌کنم در تشکل‌های دانشجویی این مورد به مراتب بحرانی‌تر است و به همین خاطر هیچ تشکل دانشجویی نمی‌تواند ادعای جریان سازی در فضای دانشگاه را داشته باشد و این ادعا اگر از طرف تشکلی مطرح شود به زعم من یک بلوف اغراق آمیز بیش نیست.
با نگاه واقع بینانه، تشکل‌های دانشجویی از بدنه‌ی دانشجویان فاصله‌ی گا‌ها اساسی دارند و متاسفانه همین بحث در فضای مجازی قابل تعمیم است. گروه‌های مذهبی غیر منسجمی در وب شکل گرفته‌اند اما با بدنه‌ی کابران اینترنت فاصله دارند، انگار امثال ما وقتی وارد فضایی می‌شوند یک محیط ایزوله به همراه می‌آورند و جزایری خارجی می‌سازند که با خودشان هم اختلاف دارند!
البته نمی‌توان نافی این بود که بعضی فعالیت‌ها صرفا برای مخاطبین خاصی برنامه ریزی می‌شود ولی این جدایی از بدنه، ضعف بزرگی ست که اگر مداوم باشد ضررهای عمیقی به جای می‌گذارد.
شما چگونه فکر می‌کنید؟ اگر این تنیدگی را قبول دارید راهکارهای خروج از این پیله به نظر شما چیست؟


چهارشنبه 30 فروردین 1391 | 06:58 | خبری، تحلیلی | ()


خرید کالای واقعا ایرانی

همان طور که می دانید سال جدید سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی نام گذاری شد.
یک نکته ای که در مورد خرید کالای ایرانی به ذهنم می رسد خرید از روی بارکد است. یعنی اجناسی هستند که شاید رویش Made in Iran نوشته باشد ولی در داخل تولید نشده باشد! یا بر عکس! شاید به نظر بعید بیاید ولی چون خودم با همین دو چشمانم دیدم می گویم ممکن است. چاره، نگاه به بارکد است. بارکدی که بین الملی ست و تقریبا روی اکثر کالاها درج شده است، شناسه ی تولیدی ایران 626 است یعنی اگر اول بارکد از سمت چپ این عدد بود، کالا در ایران تولید شده است. کد بقیه کشورها را از سایت بارکد ایران ملاحظه بفرمایید.


یکشنبه 20 فروردین 1391 | 22:46 | خبری، تحلیلی | ()


در پاسداشت شهید تهرانی مقدم

اگر اهل مطالعه هستید ویژه نامه‌ی آیه همشهری را از دست ندهید. ویژه نامه‌ای در مورد شهید حسن تهرانی مقدم.
جاذبه‌ی شهید باعث شد دشواری تایپ از روی مجله را به انگشتانم بخرم و این ویژه نامه‌ی شصت و چهار صفحه‌ای را در چندده جمله خلاصه کنم.
می‌خواستم روزهای پایانی سال نود این مطلب را آماده کنم که نشد. اگر حوصله‌ی خواندن متن بلند ندارید، قسمت آخر که قسمت هایی از مصاحبه با پسر شهید است را بخوانید.

موشک انداز کاتیوشا صلاحی ست دارای تحرک و سرعت در تیراندازی که در عرض چند ثانیه منطقه وسیعی را با شلیک چهل موشک زیر آتش انبوه قرار می‌دهد. تنها سلاح موشکی که ارتش در اختیار داشت همین کاتیوشا بود که حداکثر برد آن بیست کیلومتر بود. مقدم در همان سال اول تشکیل توپخانه در سپاه فکر تهیه این سلاح افتاد و با در اختیار گرفتن یک سوله در حومه تهران و فراهم کردن امکانات محدودی از ماشین افزارها و ابزار مکانیکی، تیم را برای ساخت یک نمونه کاتیوشا مأمور کرد تا بباوراند که قادر به ساخت آن هستیم. حتی اعتبارات آن را از محل کمک‌های مردمی تأمین کرد و طولی نکشید که اولین قبضه کاتیوشا ساخته شد و با تحویل آن به صنایع دفاعی سپاه زمینه تولید انبوه آن را فراهم ساخت.
سرمقاله به قلم سرتیپ یعقوب زهدی، همرزم شهید.

یک شب حسن مقدم کنار پله‌های فرماندهی ایستاده بود. از من پرسید «کجا می‌روی؟» به او گفتم خانه و به شوخی گفت «بی‌خود می‌کنی حاج باقر!» و من را با خود به فوتبال برد. خیلی هم اهل جرزنی بود ولی محال بود با یکدیگر کوه یا ورزش برویم و از نماز خواندن غافل شود.
بارها اتفاق افتاده بود که با هم در هوای سرد به کوه رفته بودیم و با وجود بارش برف بالای دو متر بلافاصله بعد از اذان صبح همان جا نماز را اقامه می‌کرد و حتماً بعد از آن زیارت عاشورا می‌خواند. حسن مقدم بسیار به نماز اول وقت و زیارت عاشورا معتقد بود و به هیچ وجه اهل دورویی و غیبت و تهمت نبود. اگر از کسی دلگیری داشت خیلی صریح به افراد می‌گفت.
مصاحبه با محمد باقر قالیباف، فرمانده وقت نیروی هوایی سپاه

حضرت آقا زمانی که رییس جمهور بودند به عنوان رییس شورای عالی دفاع در جبهه‌ها حضور پیدا می‌کردند و همه فرماندهان و مسئولان اصلی جنگ مستقیماً با ایشان در ارتباط بودند. آقا با برخی فرماندهان مانند شهید شوشتری و حاج حسن آقا رابطه نزدیکی داشتند. حاج حسن با کنیه عمیقی که از استکبار و توطئه‌های آن‌ها علیه انقلاب به خصوص در هشت سال دفاع مقدس داشت راه‌های بازدارندگی و ایستادگی در مقابل این تهدیدات را عملاً در تکنولوژی موشکی متبلور کرد به طوری که بارها به من می‌گفت: «محمد ما باید همیشه دست ولایت را پرقدرت و آهنین کنیم تا بتواند با قدرت به دهان استکبار جهانی بزند»
مصاحبه با برادر شهید

• حضور شبانه روزی حسن روی پروژه‌ها و توجه به نیروهای زیر دستش برای همه جالب بود؛ و با این که در بالاترین توان پتانسیل از آن‌ها کار می‌کشید ولی به معیشت و معنویت آن‌ها نیز توجه می‌کرد. نیروهایش را به سفر زیارتی می‌فرستاد، با آن‌ها کوه می‌رفت و تفریح و ورزش می‌کرد و به همین خاطر بود که بعد از یک مدت همه فکر می‌کردند عضو خانواده حاج حسن هستند. می‌توان نوشت و امضا کرد هر کس در حوزه و یگان حاج حسن ورود می‌کرد بعد از چند سال به عنوان یک کارشناس برتر در آن حوزه شناخته می‌شد. نیروهایی بودند که در ابتدا از تخصص خاصی در زمینه موشکی برخوردار نبودند اما با گذشت چند سال در کنار شهید مقدم به یک متخصص و کارشناس تبدیل شدند. مدیریت حسن واقعاً کارشناس پرور و متخصص پرور بود.
مصاحبه با حمید مقدم فر معاون فرهنگی سپاه.

شهید تهرانی مقدم روحیه‌اش طوری بود که همیشه به کارهای نشدنی فکر می‌کرد و کارهای را که در نظر بقیه نشدنی بود دنبال می‌کرد. این شهید بزرگوار یک بار گفت ما باید موشک داشته باشیم و بغداد را بزنیم. گفتم اصلاً امکان ندارد! ولی او گفت شدنی ست و بالاخره راه آن را پیدا می‌کنیم و بغداد را می‌زنیم.
مصاحبه با سردار یعقوب زهدی، همرزم شهید.

خاطره‌ای که هیچ گاه از ذهنم پاک نخواهد شد در اواخر اسفند سال شصت و دو در عملیات خیبر و زمانی ست که رزمندگان اسلام در رسیدن به اهداف خود و سقوط دژ طلاییه ناکام ماندند و حتی یگان زرهی سپاه اسلام هم نتوانست به این دژ نفوذ کند. آن زمان حاج حسن با اطمینان خاطر گفت می‌تواند موشکی درست کند و دژ طلاییه را بزند. متعجب بودیم که او چگونه می‌خواهد با امکانات اندکی که در اختیار داریم این کار را انجام بدهد. شهید تهرانی مقدم رفت و با وسایلی که در دسترس بود، موشک خاصی را روی وانتی تعبیه کرد و با تلاش مجدانه خویش دنبال زدن دژ طلاییه بود. هر چند که شلیک موشک با موفقیت انجام نشد اما این کار نشان می‌داد که او با چه نگاهی فعالیتش را شروع کرده. ایشان تحت هیچ شرایطی تسلیم نمی‌شد و روحیه‌اش را نمی‌باخت.
مصاحبه با محمد کوثری، نماینده‌ی مجلس نهم

چندی پیش به موسسه «عترت فاطمی» رفتم که بیش از ۵٬۰۰۰ یتیم را که سادات هم هستند سرپرستی می‌کند. وقتی وارد شدم یکی از مسئولان آن جا به من گفت «تا بعد از شهادت سردار تهرانی مقدم تازه فهمیدیم که ایشان چند نفر از بچه‌های این مرکز را سرپرستی می‌کردند» معمولاً از این کارها انجام می‌داد؛ و به خیلی‌ها کمک می‌کرد اما از کسی کمک نمی‌گرفت.
مصاحبه با محسن رفیق دوست، اولین و آخرین وزیر سپاه

آن قدر خوش اخلاق بود که در سخت‌ترین شرایط وقتی می‌خواست کاری را جلو ببرد و جلو نمی‌رفت یا اینکه یکی از همکارانش خطای بزرگی می‌کرد که من شاهد یکی از آن‌ها بودم تنها حرفی که می‌زد این بود که فلانی دمت گرم. این بیان اوج ناراحتی او نسبت به آن برادر عزیزی بود که مرتکب خطایی شده بود. به دلیل اخلاق بسیار خوب او کسی رویش نمی‌شد به او نه بگوید.
مصاحبه با عزت الله ضرغامی، رییس سازمان صدا و سیما.

در سال ۱۳۸۰ با سردار تهرانی مقدم بودیم که ایشان گفت بیاییم در زمینه‌ی کوهنوردی کار بزرگی انجام دهیم، که بنده گفتم این کار بزرگ و ارزشمندی ست. ایشان با همان نگاه «نشد و نمی‌توانیم» به من گفت بیا برنامه ریزی کنیم که اولاً برای همه ارتفاعات بالای ۴۵۰۰ متر کشور بتوانیم ورزشکار تربیت کنیم و بروند قله‌ها را فتح کنند و از طرف دیگر در خارج از کشور هم در زمینه صعود برنامه ریزی کنیم.
گفتاری از سردار شمشیری، مشاور وزیر دفاع.

حاج حسن فوتبال زیاد بازی می‌کرد و به فوتبال علاقه داشت و بازیکن با تکنیکی بود. با این که بدن ترکه‌ای داشت اما قوی بود. او ورزش می‌کرد تا سلامت باشد. شاید اگر با دید حرفه ای ورزش می‌کرد چندین بازی ملی هم داشت. زمانی که حاج حسن رییس هیئت مدیره پیکان بود هفت رشته ورزشی این باشگاه را به بیست رشته افزایش داد و در آن زمان پیکان تنها باشگاهی بود که بیست رشته ورزشی داشت. او حدود دو سال رییس هیئت مدیره باشگاه ابومسلم بود و این باشگاه بعد از سال‌ها به عنوان بهترین تیم شهرستانی شناخته شد؛ و در یک مقطع هم حاج حسن عضو هیئت رئیسه فدراسیون کوهنوردی بود.
ناصر شهسواری، دوست قدیمی شهید.

و در آخر قسمت‌هایی از مصاحبه با پسر شهید:
*آیا تا به حال اتفاق افتاده بود که پدرتان خاطره‌ای از دوران دفاع مقدس برایتان تعریف کند؟
نه حتی خیلی از اتفاقات و خاطراتی که الآن از زبان هم رزمان پدرم می‌شنوم برایم تازگی دارد. هیچ‌گاه نشده بود که از خودش چیزی تعریف کند.
*یعنی شما از کار پدرتان خبر نداشتید؟
در حد و حدود عامه مردم چیزهایی می‌دانستیم چرا که دوست نداشت چیزی در مورد کارش از او بپرسیم.
*آیا در خانه کاری بود که پدرتان علاقه زیادی به انجام آن داشته باشد؟
پدرم علاقه زیادی به آشپزی داشت و در سیزده به درها برای همه کباب درست می‌کرد. صبح جمعه هم برای خانواده املت درست می‌کرد.
*آیا از اقدامات پدرتان در سازمان جهاد خودکفایی سپاه مطلع بودید؟
پدرم هیچ وقت مسائل کاری را در داخل خانواده مطرح نمی‌کرد. به طور کلی به حساسیت کاری ایشان اشراف داشتیم. پیش از شهادت پدرم او را کامل نمی‌شناختیم یعنی ما هم مثل بقیه مردم بعد از شهادت پدرم فهمیدیم که چه کارهای بزرگی انجام داده‌اند.
*از نحوه شهادت پدرتان چه طور مطلع شدید؟
ظهر روز حادثه برای ورزش به باشگاه رفته بودم. در این مدت گوشی موبایلم همراهم نبود. ساعت پنج بعد از ظهر بود که از باشگاه بیرون آمدم. وقتی گوشی‌ام را نگاه کردم دیدیم یکی از اقوام نزدیک بارها با من تماس گرفته. وقتی با او تماس گرفتم، از نوع حرف زدنش متوجه شدم که اتفاقی افتاده. البته او نمی‌خواست موضوع را به من بگوید؛ تا اینکه به منزل رسیدم. هیچ کس در خانه نبود. با هر کسی تماس می‌گرفتم یا در دسترس نبود یا جواب سربالا می‌داد. در نهایت وارد اینترنت شدم و وقتی وارد یکی از سایت‌ها شدم، خبر شهادت پدرم را مشاهده کردم.


سه شنبه 8 فروردین 1391 | 16:41 | خبری، تحلیلی | ()


اینترنت فقط فیس‌بوک نیست!

از سال ۷۱ که تعدادی از دانشگاه‌های ایران توسط مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات، به اینترنت متصل شدند نوزده سال می‌گذرد.
اینترنت در ایران در‌‌ همان سال‌های اول با گوگل و یاهو مسنجر شناخته می‌شد؛ البته کماکان بعضی اینترنت را «گوگل» می‌پندارند!
بعد از راه اندازی فیس‌بوک در سال ۸۲، اینترنت برای گروهی در ایران به فیس‌بوک خلاصه شد و هنوز هدف بعضی از اتصال به اینترنت، گشت و گذار در فیس‌بوک است.
هدف این مطلب معرفی سه سایت کاربردی ست که بگوییم اینترنت موارد استفاده‌ای دارد که همچنان برای خیلی‌ها مغفول مانده است.
در هر مورد توضیحات مختصری ارائه شده که با مراجعه به آدرس سایت به اطلاعات بیشتری دست پیدا می‌کنید.

جار، جار می‌زند!
http://www.jaaar.com
شاید شما هم از آن دسته افرادی هستید که وقتی از جلوی دکه‌ی مطبوعاتی عبور می‌کنید چند دقیقه‌ای می‌ایستید و تیتر یک روزنامه‌ها را می‌خوانید. احتمالاً با مشکل به روز نبودن روزنامه‌ها مواجه شده‌اید یا اینکه هنوز روزنامه‌های مورد علاقه‌ی شما روی دکه قرار نگرفته باشد.
سایت اینترنتی جار یک دکه‌ی اینترنتی ست! هر روز صبح صفحه‌ی اول روزنامه را می‌توانید در جار ببینید. جار محیطی کار بر پسند دارد و با استفاده از html۵ طراحی شده؛ نرم افزار ارائه شده برای موبایل جار اخیراً برگزیده‌ی جشنواره وب ایران شد.
روزنامه‌ها در جار بر اساس موضوعات مرتب شده‌اند، به علاوه بایگانی صفحه‌ی نخست هر روزنامه نیز در دسترس مراجعه کنندگان می‌باشد.
آن طور که مسئولین جار گفته‌اند قرار است در آینده نسخه‌ی غیر رایگان جار شامل صفحات داخلی روزنامه‌ها نیز باشد.

عکس پرینت، عکاس خانه‌ی اینترنتی
http://www.axprint.com
هنوز دوربین‌های آنالوگ را فراموش نکرده‌ایم. دوربین‌هایی که بیشترین تعداد نگاتیوشان سی شش تایی بود! برای دیدن عکس‌ها باید آن قدر صبر می‌کردیم تا تمام عکس‌ها گرفته شود و تازه چاپ عکس هم چند روزی طول می‌کشید!
با ورود دوربین دیجیتال عکس گرفتن آسان‌تر شد، کیفیت و عدم محدودیت از ویژگی‌های این نوع دوربین‌ها در مقایسه با دوربین‌های آنالوگ بود.
اما مشکل اساسی دوربین‌های دیجیتال چاپ و تماشای عکس‌های گرفته شده بود و هست. با اینکه می‌شود عکس‌ها را در مانیتور دید یا از آلبوم‌های دیجیتال استفاده کرد ولی هنوز چیزی جای چاپ عکس و ورق زدن آلبوم را نگرفته است.
سایت عکس پرینت متعلق به شرکت مهندسی داده‌بان سامانه، یک عکاس خانه‌ی اینترنتی ست. عکستان را در عکس پرینت بارگذاری می‌کنید و درب منزل تحویل می‌گیرید!
عکس پرینت در سال ۸۷ راه اندازی شده و به صورت مداوم به ارائه‌ی محصولات جدید می‌پردازد. چاپ عکس، تقویم، کارت، پوس‌تر و همچنین چاپ روی شاسی و مگنت از جمله محصولات عکس پرینت است. جدید‌ترین محصول عکس پرینت چاپ «کتاب عکس» است.
نگران ناآشنایی با گرافیک نباشید در عکس پرینت همه چیز آماده است، فقط عکس خود را بارگذاری کنید، سفارش دهید و هزینه‌ی آن را پرداخت کنید! البته هزینه‌های عکس پرینت از آتلیه‌های واقعی به مراتب ارزان‌تر و نوع محصولات نیز با کیفیت‌تر است.
ضمنا با عضویت در عکس پرینت چاپ ده عکس مجانی هدیه بگیرید.

ویراستیار، ویراستار بر خط متون فارسی
http://virastyar.ir
کاغذ و قلم را کنار گذاشته و فقط از کیبورد استفاده می‌کنید ولی غلط‌های تایپی ر‌هایتان نمی‌کند؟ ویراستار به رایگان و online متن‌های شما را ویراستاری می‌کند.
ویراستیار علاوه بر نسخه‌ی بر خط، افزونه‌ای نیز برای نرم افزار word میکروسافت دارد که شما را از اتصال به اینترنت بی‌نیاز می‌کند.
ویراستیار یک نرم افزار متن باز است که توسط دبیرخانه‌ی شورای عالی اطلاع رسانی ارائه شده و علاوه بر غلط یاب املایی، از قابلیت‌های زیر برخوردار است:
· اصلاح نویسه‌های متن
· اصلاح نشانه‌گذاری
· تبدیل تقویم و تاریخ
· تبدیل پینگلیش
· پیش پردازش املایی متن
· قابلیت تکمیل خودکار کلمات
· قابلیت به روز رسانی لغت نامه‌ها
· تبدیل اعداد

*مطلب بالا در نشریه همراز ماهان چاپ شده است.


سه شنبه 23 اسفند 1390 | 09:33 | خبری، تحلیلی | ()


به این افراد رأی ندهید!

جناب آقای شهاب مرادی قبل‌تر‌ها مطلبی در وبلاگشان نوشته‌اند با عنوان «با این افراد ازدواج نکنید!»، مطلب زیر با‌‌ همان ایده نوشته شده است.

بی‌عرضه
به افراد مفت خور و بی‌عرضه نباید رای داد حتی اگر فرد آخوند سر لیست باشد. وقتی طرف آن قدر بی‌عرضه است که در مسئولیت‌های قبلی هیچ کاری نکرده چرا باید وارد مجلس شود؟
بی‌تجربه
مجلس جای آزمون و خطا نیست، مجلس کلاس درس هم نیست، کسی که به مجلس می‌رود تا بخواهد چیزی یاد بگیرد دوره‌اش تمام می‌شود، پس به بهانه‌های واهی نباید بی‌تجربه‌ها را به مجلس فرستاد، حتی اگر طرف end ولایتمداری باشد.
بی‌نظم
کسی که حتی به یک مناظره دیر می‌رسد، در مجلس چه کار می‌خواهد بکند؟ وقتی نماینده‌ای در طول دوره‌ی نمایندگی‌اش در مجلس قبل n جلسه غیبت و m دقیقه تأخیر دارد، لباس نمایندگی مطمئناً برازنده‌اش نیست.
دروغ‌گو
از همه بد‌تر دروغ‌گویی ست، وعده‌هایی که در توانش نیست می‌دهد، کارهایی که نکرده را به اسم خودش تمام می‌کند؛ نماینده‌ای که در دوران نمایندگی با صندلی مجلس تفاوتی نداشته ولی عملکردی که خودش بیان می‌کند در حد رییس جمهور است، چرا بار دیگر به مجلس برود؟ نماینده‌ای که در عین بی‌نظمی خودش را از منظم‌ترین نماینده‌ها معرفی می‌کند، لیاقت نماینده شدن را ندارد.
 
شما این لیست را ادامه دهید...


چهارشنبه 10 اسفند 1390 | 07:35 | خبری، تحلیلی | ()


آیا؟

گزارش عملکرد یکی از نمایندگان مجلس هشتم و کاندیداهای مجلس نهم که هیچ نطقی در مجلس نداشته‌اند را که می‌خواندم فکر کردم این‌ها می‌تواند گزارش رییس جمهور به مردم فارس باشد تا یک نماینده!
مشت نمونه‌ی خروار است:
*اهتمام به تصویب ایجاد صنایع مادر و زیردستی در استان به منظور ایجاد اشتغال برای جوانان استان و خلق ثروت مشروع و مولد
*پیگیری و تحقق خرید خط تولید موتور خودرو به شکل مستقل از کارخانه ایران خودرو
*پیگیری و تحقق احداث ۴ کارخانه فولاد در شهرستانهای کوار – فسا- نیریز و اقلید با پیشرفت فیزیکی از ۱۵ تا ۸۰ درصد
*پیگیری و تحقق تامین اعتبار و اتمام راه آهن شیراز اصفهان با ۱۲ تردد هفتگی در حال حاضر
*پیگیری و تصویب احداث راه آهن شیراز به عسلویه و شیراز به اهواز
*پیگیری احداث سد ملاصدرای شیرازی با ظرفیت ۴۰۰ میلیون مترمکعب با همراهی نماینده محترم شهرستان و آغاز عملیات اجرایی آن
بقیه‌اش را اینجا بخوانید.
بعد من سوال برام پیش اومده اگر ایشون این همه کار انجام داده پس دولت اینجا چه نقشی ایفا می‌کنه؟ بهتر نیست استانداری رو ادغام کنیم در ایشون؟ آقای احمدی‌نژاد دقیقا در این شش سال چه کاری انجام دادن؟ آیا بقیه نماینده‌ها برگ چغندر بودن؟ نماینده‌ای که اصلا طرح نداده این همه کار کرده؟ رستم هستن ایشون؟ مردم شیراز دراز گوشند آیا؟ فارس قحط الرجال اومده؟
آیا می‌شود چهار تا آدم درست و راستگو پیدا کرد؟ آیا پایداری؟ آیا متحد؟ آیا هیچکدام؟ آیا حرم سوم آخوند می‌خواهد؟ آیا پوپولیستی؟ ساندویچ هوالمطلوب را بالاخره باید خورد؟ آیا تمام کاندیدا‌ها جانباز شده‌اند؟ برای رای آوردن باید عکس امام و رهبری را چاپ کرد؟ آیا جریان انحرافی به کانون آمده؟ آیا شنیده شده؟ شعر باید گفت در تبلیغات؟ آیا چاه بهتر از چاله است؟ آیا دهان بعضی بسته می‌شود؟ آیا مجری‌ها نماینده می‌شوند؟ همه‌ی کاندیدا‌ها ستاد مردمی دارند؟ عضو مرکزی یکی از جبهه‌ ها، در لیستش نیست آیا؟! شما سوالی ندارید؟


دوشنبه 8 اسفند 1390 | 22:49 | خبری، تحلیلی | ()


از عروسی متنفرم

اول باید بگویم که نه آدم معتقدی هستم و نه پاک، فقط نظر شخصی خودم را صریح‌تر اینجا می‌نویسم که ممکن است درست نباشد.
به نظر من عروسی یک مزخرف تمام عیار است. استادی می‌گفت الآن برای ما خیلی مسخره است که در زمان جاهلیت عده‌ای بودند که با دست خودشان بت می‌ساختند و همان‌ها را می‌پرستیدند ولی ما چیزهایی ساختیم و حالا خودمان حتی بیش از پرستش به آن پاییندیم.
عروسی همچین وضعیتی دارد. مذهبی و غیر مذهبی هم نمی‌شناسد همه یک جورهایی گیرش افتادند یا دوست دارند گیرش بیفتند. از عروسی فقط ولیمه‌اش را قبول دارم و در دینمان هم همین سفارش شده. لباس عروس و گل کاری و بوق و عکس و آتلیه و... وای از این بت‌هایی که ساختیم، حالا این وجهش به کنار، آنجایی که گناه مخلوطش می‌شود را با هیچ اسیدی نمی‌شود پاک کرد.
لباس عروس و آرایش عروس یک خرافه‌ی به تمام معناست، این‌ها در نود و نه در صد موارد برای چشمان مردم است نه شوهر. عروسی یک شو لباس، مد و آرایش کامل است یک محفل فخر فروشی، یک بیماری واگیر دار مصری.
عروسی یک رسم نابجای تقلیدگونه از غربی هاست که با هیچ ترفندی، اسلامی نمی‌شود. عروسی مجموعه از گناه است، کوهی از چشم و هم چشمی و انبوهی شرک.
مسخره آنجاست که افراد به اصطلاح مذهبی عروسی‌های آن چنانی می‌گیرند و عروس خانم را به هر زور و ضربی شده از مراسمات می‌گذرانند! با چتر و چادر و کلاه و غیره! و در آن‌هایی که شاید ما غیر مذهبی بخوانیمشان قضیه خیلی خنده دار است، در میان زن و مرد مختلط نیمه عریان، عروس سر سفره‌ی عقد قرآن باز می‌کند!! ما مسخره‌ایم؟ آن‌ها مسخره‌اند؟ شاید هم قرآن مسخره باشد!!
تاسف از اینکه بعضی دختران! با رویای لباس عروس بزرگ می‌شوند و لباس عروس پوشیدن آرزوی همیشگی و نهادینه شده در آن هاست! یعنی یک توقع کاذب از‌‌ همان کودکی شکل گرفته و بهانه‌هایی هم برای همچون مایی که اگر دختر لباس عروس نپوشه فلان می‌شه و بیسار می‌شه.
بگذریم، حرف در مورد عروسی زیاد است ولی جایش اینجا نیست!
(فحاشی‌هایتان را با کمال میل در نظرات پذیرا خواهم بود!)


شنبه 22 بهمن 1390 | 03:17 | خبری، تحلیلی | ()


  • تعداد کل صفحات : 10 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  

← معرفی

صادقی که دوست دارد «صادق» باشد، دهه‌ی شصتی، شیرازی، علاقه‌مند به گفتمان «بهار» و وبلاگ نویس! همین!

اینستاگرام / تلگرام / توییتر

← طبقه بندی

← بایگانی

← آخرین مطالب

← علاقمندی‌ها

← دوستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :

←تبلیغات