تبلیغات
صادق آنلاین - مطالب خبری، تحلیلی
صادق آنلاین
روزنوشت‌های یک صادق
سلام! از این که چند دقیقه‌ای مهمان وبلاگم هستید، خوشحالم؛ ممنون می‌شوم مرا از نظرات خود بهره‌مند سازید.
راستش خیلی مهم نیست چه عقیده‌ای داریم؛ مهم این است که انسانیم، می‌توانیم صادقانه با هم حرف بزنیم و حتی به هم عشق بورزیم!
لطفاً به تاریخ انتشار مطالب توجه کنید، امروز است!

مکیالِ پر اشکال

اولا و پیش از هر چیز از دست‌اندرکاران نشریه مکیال تشکر می‌کنم!
به عنوان یک دانشجوی پیام نوری با دیدن و خواندن نشریه، از هر چه قرآن و بسیج و هر چیز منتسب به "مکیال" بدم آمده! طراحی ضعیف و محتوای مزخرف. (ببخشید که کلمه‌ی مودبانه‌تری در واژگانم برای محتوای نشریه پیدا نکردم.)
بهتر است در مورد طراحی هیچ سخنی نگویم چون هر خواننده‌ی عادی هم متوجه مشکلات ناشیانه و اولیه‌ی طراحی مکیال می‌شود، حالا که بسیج دانشجویی از نظر طراح مشکلی ندارد و نشریات بسیج دانشجویی با استاندار بالایی از لحاظ طراحی تولید می‌شود، تجربه اندوزی برای طراحی نشریه و آزمون و خطا برای طراحی فرد، قابل توجیه نیست.
بنابراین از اشتباهات املایی، طراحی و زیبایی شناسی که لیست بلند بالایی می‌شود می‌گذرم و به بررسی موارد محتوایی نشریه می‌پردازم.
مخاطب نشریه قرار است دانشجویی باشد ولی نشریه بیشتر به نشریات پایگاهی مسجدی می‌خورد. (ذكر این نکته ضروری ست که هیچ ایرادی به پایگاه مقاومت یا مسجد وارد نیست ولی بحث، بحث مخاطب شناسی ست که مغفول مانده.)
در قسمتی که احتمالا همان سرمقاله یا سخن سردبیر است با ادبیات کودکانه و مخصوص کتاب‌های پیش دبستانی دانشجویان را ناشیانه به راه راست هدایت می‌کند!
جناب نویسنده، داستان پیامبر را با کلماتی شیرین و نمکی برایمان نقل می‌کند: "اون قدیما خدا یه آدم از جنس خودمون ولی خیلی مهربون برامون آورد تا هدایتمون کنه و بعد کلی زحمت که برامون کشید، دو چیز گرانبها بهمون امانت داد؛ همون قرآن و اهل بیت"
می‌بینید که تمام مفاهیم اساسی مثل "مبعوث شدن پیامبر"،"انسان بودن پیامبر"،"نقل حدیث ثقلین" و ... با بیانی جذاب بازگو شده است.
نویسنده‌ی محترم وسط دعوت به قرآن، ناگهان فیلشان یاد هندوستان می افتد و با همان بیان نمکین و در داستانی عبرت آموز داستان قارون را برایمان بازگو می‌کند: "قارون رو که می‌شناسی؛ همون که کلیدهای خزانه هاشو شترا و پهلوونا حمل می‌کردن، آدرسشو داری؟ می‌گن اسمی ازش نیست، چه برسه به پول. واقعا راست میگن؟؟!!"
البته واضح و مبرهن است که در سوال آخر از آرایه‌ی استفهام انگاری استفاده شده.
از دیگر شکرپاشی‌ها و قندریزی‌های این مطلب می‌گذرم و فقط به بند آخر که عصاره‌ی مقاله است اشاره‌ای می‌کنم: "من یکی که از بس راه رو اشتباه رفتم دیگه کم آوردم می‌خوام یه سری به قرآن بزنم شما چی نمی‌خواین با من همراه بشین؟!!"
نمی دانم چرا یاد این خاله و عمه و عمو و دایی‌های تلویزیون می‌افتم، حتما شب‌ها هم فراموش نشود: مسواک، بوس، لالا.
متن برای من دانشجو کاملا تهوع آور و پیش پا افتاده است. احساس گاگولی می‌کنم!!
در دومین مطلب با نام "شکواییه قرآن" یک سری استفاده‌های فعلی ما از قرآن نوشته شده که من دلیلش را متوجه نمی‌شوم. این که استفاده‌های عمومی از قرآن که لازم است ولی کافی نیست، با عنوان شکایت قرآن مطرح شود توجیه پذیر نیست.
فقط یک جمله که احتمالا بیت شعر است را می‌آورم که بعدا ازش استفاده کنم:"قرآن برای خواندن و ثواب تا کی؟ و برای اندیشیدن و عمل از کی؟"
نشریه‌ی قرآنی مکیال در صفحه ی دوم به نشریه تمام علمی تیدیل می‌شود!!
در نیمه‌ی بالای صفحه خواص نامعتبری از انار آورده شده و در نیمه‌ی پایین منابع کارشناسی ارشد مهندسی صنایع!! گویی در دانشگاه نه انجمن علمی صنایعی وجود دارد و نه کانون علمی در بسیج دانشجویی که مکیال قرآنی این گونه پا برهنه وارد این حیطه می‌شود.
متاسفانه در صفحه‌ی سوم هم این مسئله دیده می‌شود و گستاخی آن جا به اوج می رسد که "انجمن‌ها، کانون‌ها و تشکل‌ها می‌توانند جهت انعکاس اخبار خود از طریق سیستم پیام کوتاه به شماره 09381078387 اقدام نمایند."
مکیال آن قدر تلخ شده که با یک من عسل هم نمی‌شود خواندش!
آیا هیچ سازو کاری برای نظارت محتوایی بر این نشریه وجود نداشته؟ آیا تعریفی برای نشریه‌ی قرآنی وجود ندارد؟ آیا حیطه‌ی ورود نشریه برای سردبیر که مسئول محتوایی نشریه است تبیین نشده؟
در همین صفحه شبهه‌ی "تقلید" با این جمله‌ی مشکوک که "می‌تواند این تقلید صحیح باشد"!! مطرح می‌شود، ولی متن مطول و غیر دانشجویی ترغیبی به خواندن ایجاد نمی‌کند.
یک حدیث خنثی و غیر کاربردی و بدون منبع از حضرت علی و مطلبی با بیان قدیمی در مورد تند خویی و کج خلقی که حال آدم را بهم می‌زند در صفحه‌ی سه خود نمایی می‌کند.
آخرین مطلب این صفحه بخشی با عنوان "پرسش و پاسخ دانشجویی" ست که حاوی مطالبی عجیب و تکان دهنده است.
اولا سوال آن چنان سوال روز نسل جوان نیست.
ثانیا پاسخ اصلا قانع کننده نیست.
در آخرین جمله هم نویسنده خط بطلانی بر تمام اعتقادات می‌کشد و بر خلاف همان مثلا شعر صفحه‌ی اول که دعوت به اندیشیدن می‌نمود می‌فرماید:"چه زیبا ست که تسلیم احکام حق باشیم و برای انجام واجباتی که خداوند مقدر کرده دنبال دلیل نباشیم و این است معنای تسلیم و مسلمان بودن"
تعریف جدیدی از "زیبایی" و "مسلمانی" می‌خوانم و از این منطق و پاسخ به شبهات لذت می‌برم.
صفحه‌ی آخر هم یک مسابقه‌ی تکراری دارد، یک مطلب غیر کاربردی و نامفید در مورد "چشم زخم" و یک خاطره‌ی شبهه‌دار و عجیب و غریب.
راز سالم ماندن جنازه‌ی یک شهید چهار چیز ذکر می‌شود که معلوم نیست با کدام منطق و دینی سازگار است، چهار عمل مستحبی که یکی از آن‌ها بیشتر به عمل دیوانگان شباهت دارد تا شهیدان:"هر وقت زیارت عاشورا خوانده می‌شد ما با چفیه اشک‌هامونو پاک می‌کردیم ولی او با دست اشک‌هاشو می‌گرفت و به بدنش می‌مالید."
نمی‌دانم این چه امام حسین و زیارت عاشورایی ست که برایمان می گویند؟ این چه شهید افسرده ای‌ست که روزانه چهار پنج بار گریه می‌کند و صدای ناله‌اش بلند است؟ این چه قرآنی ست که به اسمش نشریه منتشر می‌کنند؟
واقعا گریه دارد...
اگر این نشریه با عنوان نشریه کانون قرآن و مهدویت دانشگاه یا هیئت محبین منتشر شده بود این دهان ... را می‌بستم ولی این نشریه با نام بسیج دانشجویی و تشکل تابلودار ولایت منتشر شده و صحیح ندیدم بی‌عکس‌العمل از کنارش بگذرم.


دوشنبه 26 مهر 1389 | 13:22 | خبری، تحلیلی | ()


اعلام برائت از علی محمد نا باب

بار دیگر یکی از سرسپردگان بیگانه که از قضا این بار در کسوت لباس روحانیت درآمده است، دهان گشود و قلم فرسایی کرد تا به ما بفهماند که بیگانگان از هر پتانسیلی برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی و رکن رکین آن که همان ولایت مطلقه فقیه است، استفاده می نمایند.

اظهارات اخیر سید علی محمد دستغیب در پاسخ به یک استفتاء و تشکیک در مصداق ولایت مطلقه فقیه، تیری است که مطمئنا به فرمان مشتی بیگانه و ایادی داخلی شان، صادر شده است.

ما وبلاگ نویسان ولایتمدار استان فارس ضمن محکوم کردن این مواضع دشمن شاد کن، بار دیگر پایبندی خود را به اصل مسلم ولایت مطلقه فقیه و مصداق بارز آن، یعنی حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای (مدظله العالی) اعلام نموده و بیان می داریم که چنین مواضعی از سوی خودفروختگانی هم چون سید علی محمد دستغیب، جز اعلام ناکامی روز افزون جریان فتنه سبز در کشور نمی باشد.

به امید ظهور منجی عالم بشریت


سه شنبه 13 مهر 1389 | 19:12 | خبری، تحلیلی | ()


بنده مخالفم

جناب آقای سراج را که این روزها دکتر می نامندش از تابستان 86 که  به تازگی مسئولیت بسیج دانشجویی را تحویل گرفته بود و در تکاپوی اجرای طرح تحول بود می‌شناسم. به نظرم مدیر اجرایی توانمندی می‌نمود که کشتی طرح تحول و تعالی بسیج دانشجویی را به ساحل آرامش می‌رساند.
ولی از طرح تحول و آن وعده و وعیدها فقط کاغذها و دفترچه‌هایی مانده که هر کسی مطالعه‌اش کند بَه بَه و چَه چَهی برای نویسندگان و طراحانش می فرستد.
طرح تحول و تعالی در عمل عقیم ماند و مسئولیت دو و نیم ساله‌ی جناب سراج نتوانست جلوی این عقیم شدن را بگیرد چرا که با شروع فصل انتخابات، مسئولیت بسیج دانشجویی انگار وجود خارجی نداشت. وقت دکتر سراج به سفرهای استانی و سخنرانی‌هایی از پشت پرده‌ی ‌انتخابات گذشت و با تحلیل‌هایی، بسیج دانشجویی عملا به ستاد انتخابات یک کاندیدای خاص تبدیل شده بود.
خب توجیه، ترویج گفتمان انقلاب و جلوگیری از نفوذ "غیر خودی"ها به ریاست جمهوری بود. صرف نظر از درست یا غلط بودن فرضیه‌ی "اگر غیر از احمدی نژاد رییس جمهور شود، انقلاب به فنا خواهد رفت" استفاده از بودجه و امکانات دولتی و بالاخص سپاه، قطعا خلاف فرامین امام و رهبری بوده و هست.
اما برسیم به سخنرانی دیشب آقای سراج که آسمان و ریسمان را به هم بافت تا به این نتیجه برسد که مشایی اخ اخ!!
خب این که آدم جملات یک فردی را بخواند، رویش مانور بدهد، به آن بتازد و آن را گفتمان انحراف بنامند و بعد، بگوید مصداقی حرف نمی‌زنم خیلی جالب و عجیب است. اگر ملاک، رهبری ست که سخنان آقا واضح‌تر از آن است که نیازی به توضیح همچون من داشته باشد:
"یكى از دوستان گفتند ما از دست چپ و راست رئیس جمهور دلمان خون است. خوب، حالا دل شما خون - كه خدا نكند خون باشد - اما به شما عرض بكنم؛ اینها جزو مسائل تعیین كننده و اصلى نیست. ممكن است ایراد و اشكال وارد باشد - من در این مورد هیچ قضاوتى نمی‌خواهم بكنم - ممكن است كسى به یك شخصى یا به یك كارى ایراد داشته باشد؛ منتها باید توجه كنیم كه مسائل را اصلى - فرعى كنیم. مسائل درجه‌ى دوم جاى مسائل اصلى را در انگیزه‌هاى ما، در همت ما، در صرف انرژى‌اى كه می‌شود، نگیرد. من عرضم فقط این است؛ والّا من نه اعتراض می‌كنم به این كه شما چرا از زید یا عمرو خوشتان مى‌آید یا بدتان مى‌آید؛ نه، ممكن است خوشتان بیاید، ممكن است بدتان بیاید - ایرادى ندارد - و نه اعتراض می‌كنم كه چرا آن ایراد را یك وقت به شكلى كه یك مفسده‌اى نداشته باشد، بر زبان آوردید؛ آن هم به نظرم اشكالى ندارد. فقط توجه كنید كه این جاى مسائل اصلى را نگیرد. مسائل اصلى ما چیزهاى دیگرى است."
حالا با گقتن یک جمله که چون من وارد مصداق نشدم مساله‌ی فرعی محسوب نمی‌شود، توجیه مناسبی برای دور زدن صحبت‌های آقاست؟
چه خوب بود وقتی این هم بودجه و انرژی و زمان صرف می‌شود و حدود 200 دانشجوی بسیجی فعال، دور هم جمع می‌شوند؛ به مباحث کلان‌تر و کاربردی‌تری اشاره شود تا به جای گیج شدن بیشتر، دانشجویان دست خالی از مراسم خارج نشوند.
البته ماست مالی عجیب و غریب  مسئول جدید ناحیه‌ی بسیج دانشجویی فارس* هم چندان افاقه نمی‌کرد چون جناب مشایی همان طور که آقا فرمودند در حدی نیست که با "عمر" مقایسه شود!
به نظرم "نواصولگرایی" بیشتر به برخی آقایانی که به موسوی تبریک گفتند یا خواهان محاکمه‌ی همزمان احمدی نژاد و موسوی بودند یا کسانی که با سران فتنه عکس یادگاری می‌گیرند اطلاق می‌شود نه کسی که اسلامی که در ایران ارائه می‌شود را اسلام اصیل معرفی می‌کند، حالا با زبان بچه گانه‌ی خودش!

*بله می‌دانم دیگر ناحیه را نباید ناحیه گفت! سازمان بسیج دانشجویی فارس، ولی هر اسمی که بر ناحیه بگذارند برای من ناحیه، ناحیه است!!


یکشنبه 14 شهریور 1389 | 10:44 | خبری، تحلیلی | ()


انتقاد سپاه فجر از استاندار جوان فارس، رسمی شد

"گزیده‌ی اخبار" ارگان غیر رسمی سپاه فجر مدت‌هاست انتقادهای شدیدی را به استاندار فارس وارد می‌کند ولی این بار به صورت رسمی نماینده‌ی ولی فقیه در سپاه فجر بدون نام بردن از فرد خاصی لب به انتقاد از مدیریت ارشد فارس گشود.
وی که در محفل انس با قرآن در حرم مطهر شاهچراغ (ع) سخن می‌گفت با اشاره به خلاء مدیریت مدیران ارشد فارس، استان را فاقد یک مدیر جامع و کامل دانست.
وی  استاندار را "مدیر تازه منصوب شده"، "بدون تجربه"، " بدون کار سیاسی" و "ناپخته" خواند و افزود: "ایشان مثل این که سال‌ها در متن جامعه و ملت نبوده است که این گونه سخن بر زبان می‌آورد."
حجت الاسلام علیزاده به استاندار هشدار داد با مطرح کردن بعضی مسائل بدون بهره گیری از استعداد و شناسایی افراد، استان را به زمین می‌زند.
وی خطاب به استاندار که او را "مدیر ارشد فارس" می‌خواند گفت: "استان فارس فقیر نیست، اگر فقری دارد از ناحیه‌ی بی مسئولیتی و بی تعهدی شماست."
نماینده‌ی ولی فقیه در سپاه فجر افزود: "مدیر جامع و لایقی باشید، پای سفره ی اصولگرایی نشسته‌اید و حرف‌های خوبی می‌زنید ولی در عرصه‌ی عمل خلاف آن را عمل می‌کنید."
انتقادات از استاندار به حدی بالا رفته که در برخی محافل او را "مشایی فارس" می‌نامند.


دوشنبه 25 مرداد 1389 | 14:00 | خبری، تحلیلی | ()


مطلب میهمان: سایت شیرازگردی یا تبلیغ شیطان پرستی؟!

همان طوری که قبلا نوشته بودم قرار است مطالبی با عنوان مطالب میهمان در وبلاگ منتشر شود. این مطلب اولین مطلب از این نوع است و ارسال شده توسط نویسنده ی وبلاگ حزب الله.


اخیرا سایتی با نام شیرازگردی شروع به فعالیت کرده است وبا گذاشتن کامنت های فراوان برای وبلاگ نویسان شیرازسعی در تبلیغ و موجه جلوه دادن خود می کند. این سایت درحالی خود را به عنوان تنها مرجع اخبار فرهنگی هنری شیراز خود را معرفی می کند، که غالب محتوای آن جز ضدفرهنگ چیزی نیست.

گردانندگان شیرازگردی خود را اینگونه معرفی کرده اند:" شیرازگردی حاصل همفکری و همدلی گروهی مصمم و با تجربه هم در هنر و هم در فناوری است. و امید دارد تا روزی به اولین و بزرگترین منبع اطلاع‌رسانی در حوزه تخصصی فرهنگ و هنر شیراز تبدیل شود."

درحالیکه هرشخص با نگاهی اجمالی به ماهیت ضدفرهنگی شیرازگردی پی خواهدبرد. به عنوان مثال دربنر بالای صفحه آن که هرچندلحظه عوض می شود، عکسی بزرگ وکاملا نمایان از پارتی بزرگی از شیطان پرستان نمایش داده شده است. درعکس مذبور که به نوعی تبلیغ شیطان پرستان می باشد،نماد شیطان پرستی بوسیله دست شیطان پرستان کاملا واضح می باشد. بعید به نظر می رسد که این کار از سوی مدعیان باتجربه در عرصه فرهنگ وهنر سهوا یا از روی جهالت انجام گرفته باشد، چرا که با کمترین دقت حتی از سوی خردسالان متوجه این حرکت ضددینی خواهیم شد. حال مدعیان فرهنگ وهنر در شیراز باید پاسخگو باشندکه آیا تبلیغ نمادهای شیطان پرستی جزو فرهنگ وهنر آنها می باشد؟

دراقدام موذیانه ای دیگر شیرازگردی به تبلیغ کنسرتی می پردازد که بنا به گفته خود هنوز مجوز نگرفته است. این سایت با قراردادن عکس شجریان، ونوشتن اینکه" قراراست بعد از دوسال شجریان روی صحنه برود"اما کنسرت هنوز مجوز نگرفته است، به گونه ای مخاطب را تحت تاثیر قرارداده، تا اولا افکار عمومی را برای تحت فشار قراردادن مسئولین جهت مجوز کنسرت آماده کنندوثانیا مظلوم نمایی کنند که شجریان دوسال کنسرت نداشته است واکنون نیز هنوز مجوزی ندارد. این درحالیست که شجریان با خواندن اشعاری برضدنظام مقدس جمهوری اسلامی وحضور در شبکه های بیگانه خیانتی آشکار به ملت وکشور کرد، ومردم بصیر ایران نیز او را طرد کردند.

حتی سایت کذایی ابتذال را بجای می کشاند که با انتشار آثاری مبتذل به عنوان آثارهنری معرفی می کند، شرح تمام آنچه به عنوان فرهنگ وهنر برضدارزش ها انجام می شود، روضه ای است مفصل، که درصورت عدم برخورد مسئولین پرده های دیگری از این واقعیت تلخ نیز برداشته می شود.

اما آیا مسئولین فرهنگی شیراز واستان فارس خواب هستند تا سایتی وقیحانه با نام مرجع اخبار فرهنگی وهنری شیراز به مرجع عناصر ضد نظام ومبلغ شیطان پرستی شود وهیچ نهادی پاسخگو نباشد؟ چرا سایتی مرجع برای فرهنگ وهنر نداشته اید، تا افرادی قلیل دست به چنین اقداماتی بزنند؟آیا شیرازگردی که مرجع شیطان پرستی شده است، زیبنده سومین حرم اهلبیت است؟ نکند عده ای مغرضانه خود را پشت صندلی های نرم مدیریت بخواب زده اند تا فرهنگ، دین وارزشهایمان به تاراج برود؟ اکنون که دولتی اصولگرا با شعاررویکرد فرهنگی سرکار است چه جای توجیهی وجود دارد؟

ما به عنوان فرزندان معنوی حضرت روح الله در جهت طبعیت فرامین مقام عظمای ولایت امام خامنه ای به مسئولین استان وشهر شیراز اعلام می کنیم که اکنون که تیرفتنه گران بسوی خودشان کمانه کرده و شاهد نابودی آنان هستیم، اما امروز نوبت پاسخگویی مدعیان ولایت مداری واصولگرایی است که مدت ها به اسم برخورد با فتنه زیرغبارفتنه ها مخفی شده بودند. حال مطالبه جدی ما به سمت مدیران دولت اصولگرای دهم می باشد.

 استاندار، فرماندار،شهردار،شورای شهر،سازمان تبلیغات، مسئولین فرهنگی شهر باید پاسخگوی مطالبات امت حزب الله باشند، در حوزه فرهنگ چه اقدامی کرده اید که عده ای اینگونه گستاخانه با نام فرهنگ تبلیغ شیطان پستی می کنند؟ اگر اقدامی نمی کنید لااقل چرا جلوی اقدامات ضددینی را نمی گیرد ومتاسفانه چرا به فعالیت های فرهنگی شهر مانند اعتکاف با بی مهری برخورد می کنید؟؟؟

حضرت امام روح الله خمینی کبیر(ره): من توبه می كنم از این اشتباهی كه كردم ، و من اعلام می كنم به این قشرهای فاسد در سرتاسر ایران كه اگر سر جای خودشان ننشینند، ما به طور انقلابی با آنها عمل می كنیم .مولای ما، امیرالمومنین - سلام الله علیه - آن مرد نمونه عالم ، آن انسان به تمام معنا انسان ،آنكه در عبادت آنطور بود و در زهد و تقوا آنطور و در رحم و مروت آنطور و بامستضعفین آنطور بود، با مستكبرین و با كسانی كه توطئه می كنند شمشیر را [می كشید و]می كشت . هفتصد نفر را در یك روز - چنانچه نقل می كنند - از یهود بنی قریضه - كه نظیراسرائیل بود و اینها از نسل آنها شاید باشند - از دم شمشیر گذراند! خدای تبارك و تعالی در موضع عفو و رحمت رحیم است . و در موضع انتقام ، انتقامجو. امام مسلمین هم اینطور بود، در موقع رحمت ، رحمت ؛ و در موقع انتقام ، انتقام . ما نمی ترسیم از اینكه درروزنامه های سابق ، در روزنامه های خارج از ایران ، برای ما چیزی بنویسند. مانمی خواهیم وجاهت در ایران ، در خارج كشور پیدا بكنیم . ما می خواهیم به امر خدا عمل كنیم ، و خواهیم كرد.اشدا علی الكفار رحما بینهم.


دوشنبه 18 مرداد 1389 | 16:48 | خبری، تحلیلی | ()


کانون رهپویان مورد تایید سپاه نیست

یک منبع آگاه در گفتگوی کوتاهی با صادق آنلاین در مورد حضور فرمانده سپاه فجر فارس در مراسم اعتکاف گفت: حضور سردار غیب پرور به معنای تایید این کانون نیست.
وی افزود سپاه قصد دارد از حضور جوانان در این نوع مراسم استفاده کند و تاثیر مثبتی بر آنان بگذارد.
این منبع آگاه همچنین شایعات "ضد اسلامی بودن" کانون رهپویان را تایید نکرد ولی خط مشی این کانون را از نظر سپاه مبهم دانست.


پنجشنبه 3 تیر 1389 | 23:33 | خبری، تحلیلی | ()


لحظات ارزشمند

یه دلش می گفت برو یه دلش می‌گفت بمون...
من هم انگار همین طور شدم، توی یک برزخ مهیب. گاهی این طرف گاهی آن طرف می دانم که گنگ می‌نویسم ولی چه می‌شود کرد جوانی است و اصول.
شاید هم به اصولم پایبند نماندم... بله مطمئنا روی بعضی اصولم پایبند نماندم.
شاید من هضم بعضی چیزها شدم، شاید گناهانی باشد که گناه حسابشان نمی‌کنم.
بعضی وقت ها بدجوری به فکر می روم ... دارم به کدام سو می روم؟ صراط مستقیم یا مغضوبین یا ضالین؟
در جوانی پاک بودن شیوه ی پیغمبری ست
ور نه هر گبری به پیری می شود پرهیزگار
و چه درست گفته هر کسی که گفته.
شاید چند سال قبل خوشحال بودم به خیال خودم که به شیوه‌ی پیامبران زندگی می‌کنم!!! نگو که صوفی‌گری فایده‌ای ندارد، هنر نیست در بیابان پاک باشیم، هنر این است که در میان مردم بود و آن گاه به گناه آلوده نشد، پس هنر شیعه‌های لبنانی، بحرینی، اروپایی و هر جایی به جز ایران، خیلی بیشتر از من و امثال من است.
چپ و راست، وقت و بی وقت، مفت و مجانی، هر وقت که بخواهند؛ اصلا زندگی می‌کنند بین خوک‌ها اما خودشان طاهرند، پاک و پاکیزه.
ولی ما چه طور، با دیدن یک عکس... با دیدن لبخند یک دختر ... با پیدا کردن یک فیلتر شکن... عنان خود را از کف می‌دهیم و می‌افتیم در منجلاب فساد که توی تمام زندگی تاثیر می‌گذارد. مطمئنا رهایی از آن به این سادگی‌ها نیست... اصلا ساده نیست، باید زجر کشید، باید روی خوشی‌های مجازی پا گذاشت و تازه بعد از آزادی از آن، باید چند برابر قبل از آن تلاش و مواظبت کنی تا به حالت اول برگردی.
خدایا...
تنها امیدم تویی...
خدا کند مثل کسانی نباشم که خدایم را خودم تعریف کردم، خدا کند خدای من همان الله باشد همان الله الصمد همان الرحمن الرحیم همان مالک یوم الدین...
ای خدا خودت می‌دانی و می دانم که نمازهایم همگی بی خاصیتند... کمک کن...
شک دارم به کارهایم، به اعمالم، به رفتارم... همش از خودم می‌پرسم یعنی این کاری که می‌کنم درست است؟ یعنی این نگاه حرام نیست؟ یعنی این حرف غلط نیست؟ یعنی این موسیقی گناه نیست؟ آیا این کار بیهوده نیست؟ آیا این عمل زشت نیست؟
و بعضا با این که می‌دانم گناه است می‌دانم زشت است می‌دانم حرام است ولی انجامش می‌دهم چرا؟...
نمی‌دانم شیطان است که این گونه مرا به تسخیر خود در آورده یا این نفسم است که این چنین سوارم شده؟
شاید مهم نباشد... مهم این است که بعضی اوقات در مقابل خدا گردن کشی می‌کنم و وای بر من...
می‌ترسم... می‌ترسم.... می‌ترسم از امتحان خدا سربلند بیرون نیایم که تا این جا نیامده‌ام...
می‌دانم سعادت در نماز خواندن است ولی نه هر نمازی... نه نمازی که این روزها می‌خوانم، حالا فهمیده‌ام که جمع نقیضین محال است.
نمی‌شود امام حسین را قبول داشت ولی در لشکر یزید بود یا حتی ایستاد و تماشا کرد.
برای رسیدن به اهداف باید تلاش کرد، باید گذاشت و گذشت...
باید از چیزهایی بگذریم تا چیزهایی به دست آوریم...
آستین همت را بالا بزن... شروع کن...
هیچ لحظه ای را از دست نده... هیچ لحظه ای را بیهوده تلف نکن... از هر لحظه فرصتی بساز برای رسیدن به هدف، برای نزدیکی به خدا...

 

* از دست‌نوشته‌های یک بسیجی


یکشنبه 16 خرداد 1389 | 23:47 | خبری، تحلیلی | ()


و بسیجی که در این نزدیکی ست...

بسیج یک نهاد فرا کانونی و فرا تشکلی ست، بسیج به عنوان نماینده‌ی انقلاب در دانشگاه انجام وظیفه می‌کند.
بسیج حافظ دست‌آوردهای اسلام و انقلاب است، از این نظر هم روی مسئولین دانشگاه نظارت می‌کند، هم در محیط دانشگاه و هم روی کانون‌ها و انجمن‌ها.
وظیفه‌ی بسیج فقط انجام جشن و جلسه و اردو و ... نیست.
(تا این جایش حرف‌های تکراری آن جلسه، قبول!)
برادران و خواهران محترم، چشم بندها را باز کنید! این پیشروی دایره‌ای را بفهمید؛ رها کنید کارهای عادی‌ای را که بقیه‌ی کانون‌ها و انجمن‌ها انجام می‌دهند؛ دست از این حمالی‌های بی‌خاصیت بردارید.
بسیج را در دو تا جلسه و یک نمایشگاه و اردوی زیارتی خلاصه نکنید که این‌ها را حتی بهتر از ما دارند انجام می‌دهند.
نگویید پس چکار کینم... راه مشخص است، آقا گفته؛ و نوشته‌اند و خوانده‌ایم ولی دریغ از عمل.
راهکارهای اجرایی‌ای که به ذهن من کمترین رسیده:

 

1- مجموعه‌های اندیشه‌ورز
منظور همان اتاق فکر غربی‌هاست که آقا تمایلی به این ترجمه ندارند، هدفش قرار است کار تئوریک و تربیت دانشجو باشد و موضوعاتش مسائل بسیج، دانشگاه، انقلاب، اسلام، بین‌المللی و جاری کشور.
این مجموعه ها باید منظم هفتگی یا ماهانه و با موضوع مشخص در هر نوبت باشد و هر شخص با دست پر و با اطلاع در مورد موضوع وارد شود.
نکات:
1- لازم نیست یک شبه همه‌ی مجموعه ها تشکیل شود.
2- استفاده از استاد یا راهنما در همه‌ی جلسات لزومی ندارد و هر چند جلسه یکبار اگر نیاز بود، کافی ست.
3- اعلام عمومی برای ثبت نام دانشجویان علاقمند به مباحث.
4- اختلاط در صورت داشتن جنبه! مفید خواهد بود!
5- برای هر مجموعه دبیر که وظیفه‌اش برگزاری و رییس جلسات است، تعیین شود و طرف ملزم به داشتن اطلاعات بیشتر در مورد موضوع باشد!

 

2- جهاد علمی
منظور در درجه‌ی اول تقویت بنیه‌ی علمی بسیجیان است و در مراتب بعدی ورود به عرصه‌های علمی فرا دانشگاهی.
نکات:
1- شناسایی بسیجیانی که توانایی تدریس دروسی که پاس کرده‌اند یا در حال پاسند! را دارند.
2- شناسایی دروسی که بسیجیان بند 1 مشمول آن می‌شوند.
3- شناسایی دروس مشترک بین بسیجیان و دروسی که نیاز به کلاس دارد.
4- تشکیل کلاس‌ها برای دروس بند2 که در بند3 موجود است.
5- جبران استاد برای دروسی که در بند3 بدون استاد بسیجی مانده است.
6- خواندن دروس گروهی در بند 3 (بدون استاد و با همفکری، چیزی همانند مجموعه های اندیشه ورز با تفاوت علمی بودن)
7- تبعیض جنسیتی در صورت تعداد زیاد افراد اعمال شود.

 

3- ایجاد زمینه‌ی خودسازی، هوشمندی و پایداری بسیجیان
پیشنهادها:
1- استفاده از استاد اخلاق، هر چند جوان، قبل از شروع جلسات شورای حوزه به سبک هیئت دولت.
2- معرفی، اهدا یا فروش کتاب‌های مرتبط در جلسات (و به طور کلیشه‌ای برگزاری مسابقه از آن‌ها).
3- الزام به خواندن یک صفحه از قرآن با ترجمه و احیانا تفسیر در هر جلسه‌ای که تحت لوای بسیج تشکیل می‌شود.
4- توزیع برشورهای تک‌برگی اعمال نیکو و گناهان و توزیع هفته‌ای به اسم اشخاص در بسیج؛ برای تذکر و انذار.

 

4- تولید نشریات قوی، پرمایه و قابل استفاده‌ی همگان
پیشنهاد:
تشکیل کارگروه نشریات در بسیج به مسئولیت مسئول بسیج و حضور کانون‌های نشریه دار! جهت نظارت محتوایی و نظارت بر چاپ منظم نشریات.
الزام به برگزاری جلسات ماهانه (یا دوهفته) کارگروه، جهت بررسی وضعیت هر نشریه و کمبود و کاستی‌ها و احیانا هشدار به کانون‌های غیر فعال.

منتظر نظرات و انتقادات و پیشنهادها، برای تکمیل این راهکارهای اجرایی که مطمئنا ناقص هم هست، هستم.


چهارشنبه 29 اردیبهشت 1389 | 23:55 | خبری، تحلیلی | ()


اسب تک شاخ نامرئی صورتی

از آن جایی که این شمع این وبلاگ قرار است هر روز به صورت مفید روشن باقی بماند، مطلب زیر مطالبی که در یکی از جلسات مباحثی مربوط به اثبات خدا و در اثبات عدم وجود خدا! بیان کردم می‌نویسم، نکته‌ی اساسی این که اگر به دلیل کمبود اطلاعات یا دلایل دیگر وجود خدا برایتان اثبات نشده از خواندن بپرهیزید!

1- خدای حفره ها: باور به خدا برای پر کردن خلا علمی بشر ساخته شده، یعنی اساسا "خدا" وجود خارجی ندارد و انسان به دلیل ناتوانی در توضیح علمی جهان "خدا" را به وجود آورده و "خدا" ساخته و پرداخته‌ی ذهن ناقص بشر است.

2- پارادوکس قدرت مطلق: مشهورترین مورد این پار
ادوکس شامل این سوال است که: آیا خدا می‌تواند چنان سنگی سنگین بسازد که خودش هم نتواند آن را بلند کند؟ اگر می‌تواند بسازد پس سنگی به وجود آمد که خدا توانایی بلند کردنش را ندارد و اگر نمی‌تواند که خدا نتوانسته!
3- تیغ لوکام: باور به خدا کمکی به فهم جهان نمی‌کند، سود و ضرری به زندگی ما نمی‌رساند و هیچ تاثیری ندارد؛ پس اعتقاد به وجود خدا، زائد و اضافی ست! همانند جمله‌ای در یک برنامه رایانه‌ای که بود و نبودش فرقی ندارد، پس نبودش مفیدتر خواهد بود!
4- وحی‌های متناقض: نگاهی به وحی‌های "خدا" به پیامبرانش در نقاط مختلف جهان تناقض‌هایی را به دنبال دارد و این برای وجود خدای یگانه شک برانگیز است.
5- قوری چای آسمانی: راسل در جایی می‌نویسد:"اگر من مدعی می‌شدم که در منظومه شمسی میان زمین و مریخ یک قوری چینی دور خورشید می‌گردد، هیچ کس قادر نبود مدعای مرا رد کند، مشروط به آنکه حواسم می‌بود که در ادامه بگویم این قوری آن قدر کوچک است که حتی با قوی ترین تلسکوپ‌ها هم قابل رویت نیست. اما اگر تا آنجا پیش می‌رفتم که می‌گفتم چون مدعای من ابطال ناپذیراست جایز نیست عقل بشر به آن شک کند، به حق به یاوه گویی متهم می‌شدم. با این حال، اگر وجود این قوری در کتب قدما تایید شده بود و آن را حقیقتی قدسی شمرده و هر یکشنبه در کلیسا درباره آن به وعظ می‌پرداختند و در مدارس آن را به ذهن کودکان فرو می‌کردند، تردید در وجود آن نشانه نامتعارف بودن تلقی می‌شد و شخص شکاک را در عصر روشنگری به نزد روانپزشک و در دوره پیش از آن به دادگاه تفتیش عقاید می‌فرستادند."
6- اسب تک شاخ نامرئی صورتی: چیزی معادل با "خدا" با همان قدرت و هیبت!


دوشنبه 13 اردیبهشت 1389 | 18:19 | خبری، تحلیلی | ()


آسان دانلود

طبق معمول از بعضی چیز ها نمی شود گذشت، این که سایتی در زمینه‌ی دانلود بیاید و در پست تبریک عیدش، ظهور امام زمان را بخواهد و بالاتر از آن تقاضای دعای سلامتی و طول عمر برای رهبر را داشته باشد، چیزی نیست که بشود از آن به سادگی گذشت. (+)
به نظر من برای حمایت از یک تیم با چنین طرز تفکری باید ضمن معرفی، خودمان هم یه جای سایت‌های مشابه از این سایت استفاده کنیم، دیگران را تشویق به استفاده کنیم و گهگاهی روی تبلیغاتش کلیک کنیم.
در وبلاگتان آسان دانلود را لینک کنید و در پستی به معرفی آن بپردازید، این حداقل کاری ست که می‌شود انجام داد.


سه شنبه 31 فروردین 1389 | 19:18 | خبری، تحلیلی | ()


  • تعداد کل صفحات : 10 
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...  

← معرفی

صادقی که دوست دارد «صادق» باشد، دهه‌ی شصتی، شیرازی، علاقه‌مند به گفتمان «بهار» و وبلاگ نویس! همین!

اینستاگرام / تلگرام / توییتر

← طبقه بندی

← بایگانی

← آخرین مطالب

← علاقمندی‌ها

← دوستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :

←تبلیغات