تبلیغات
صادق آنلاین - مطالب شعر نوشت
صادق آنلاین
روزنوشت‌های یک صادق
سلام! از این که چند دقیقه‌ای مهمان وبلاگم هستید، خوشحالم؛ ممنون می‌شوم مرا از نظرات خود بهره‌مند سازید.
راستش خیلی مهم نیست چه عقیده‌ای داریم؛ مهم این است که انسانیم، می‌توانیم صادقانه با هم حرف بزنیم و حتی به هم عشق بورزیم!
لطفاً به تاریخ انتشار مطالب توجه کنید، امروز است!

تو نباشی

تو نباشی چشام برات گریونه
دنیا برام بدون تو زندونه
دستات اگه دستامو تنها بذاره
شب و روزم لحظه‌ای آروم نداره
تو که بارون تو چشامو می‌بینی
لحظه لحظه‌ها رو کنارم می‌شینی
تو که مثل بارون آرومم می‌کنی
تو نباشی دل منو خون می‌کنی
جز تو هیچ کسی درد عاشقی و
غصه های منو خنده های منو
لحظه های منو گریه های منو
ندیده و نشنیده و
وقتی تو نیستی من می‌شم بین این آدما
مثل یه غریبه و تو هم همه ها گم می‌شم
دنبال تو دنبال تو

* کی گفته ازدواج پایان عشقه؟


پنجشنبه 16 اردیبهشت 1389 | 18:18 | شعر نوشت | ()


تا چند جانا غافل نشینی

بینی جهان را خود را نبینی
تا چند جانا غافل نشینی
نور قدیمی شب را برافروز
دست کریمی در آستینی
بیرون قدم نه از دام آفاق
تو بیش از اینی تو بیش از اینی
سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد
دلبر که در کف او موم است سنگ خارا
جانی که بخشد دیگر نگیرد
مرگ است صیدی تو در کمینی
صورتگری را از من بیاموز
شاید که خود را بازآفرینی


دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 | 18:18 | شعر نوشت | ()


سنگ قبر

ای که بر ما بگذری دامن کشان
از سر اخلاص الحمدی بخوان


جمعه 3 اردیبهشت 1389 | 18:18 | شعر نوشت | ()


تو این دریای خشک باید بی پارو بری

خیابون‌های شهر من حاکی درد و رنجه
واسه زنده بودن کافیه دست و پنجه
نرم کنی با یه سری آدم پست و هرزه
پس کی میاد ناجی نسل من کی؟
تو مسیر خاکیه وهم و خنده
همه مشغول بازی زهر و نعشه
ماجرایی که گفتنش کافیه اهل مسجد
دعا کنن بکشن آهی به قصد زجه
تا که انسان اصلاح شه و برسه به باقی اصل گنجش
واسه یه ورق سبز همه راضی به مرگ بچه
راضی به مرگه هر که
بازی بگرده بل‌که
جای تعجبه که من یکی زندم هنوز
مردم معترضن ولی زندن هنوز با یاد بهار
ضمنا خزون حلقه زده تو اشک چشما
امشب که پر شکه چشما
ببین ظلم چه کرده بر من
وای چه سرده شهرم
به درد دردم که کرده بر من غلبه
می خوام بسوزم و بسازم، بمونم و ببازم
یه سری جوون پاک مشغول بازی با خون
صدای احتمالی طلاق خونواده ها کشیده می شه تا خیابون
تا خیابون نگه داره پیش خودش راز هرچی قتله
به خیابون بگو رازتو هر چقدره
خیابونی که رحم نداره حتی به لاستیک چرخ ماشینی
آره من نگرانم نگران آوارگیه عصر ماشین
همه از نداری می نالن
هر وقت ماشین مدل بالا میاد و همه می خرن هر روز
تا که بهش ببالن
واسه نمایش قدرت ماشینو فرسنگ‌ها پیاده ببرن هر روز
حرفای من اندرزیه واسه آدمای2 پایی که هستن سوار ماشین
که نمی دونن برده ی عصر ماشینن و رو اونا سواره ماشین
آره اونا بردن،برده ی ماشین
شهر من ترس داره مثل بچه ی کابوس زده
واسه روشناییش صدها فانوس کمه
اینجا ساختمونا بلندن مردمه که کوتاهه فکرشون
پشت به خدا وایسادن و علی بذکرالله ذکرشون
تو این شهر یه جا عروسی و جشنه یه جا عزا
من با شکمی سیرم و یه بچه دنبال جا و غذا
که گرم کنه خودشو با سرد ترین آتیش سرد دنیا
دوست خیابوناست ولی نمی دونم با اون چرا قهره دنیا
تو این شهر طلسم شده یکی از گرسنگی نمی تونه بخوابه یکی از سیری
سخته شمارش شمار دخترایی که تن میدن به اسیری
حتی همه آواره می شن با گرونیه سوخت بنزین
به نشونه ی اعتراض می بینی سوخته بنزین
پره خیابونا از فرشته های شیطان صفت
همیشه تو نخ سرشت مائه شیطان چه بد
کسی دیگه نمی گیره دست مردی که سفیده عصاش
تاریکیه شهر خواست غروب کنه اما سمبل سپیده نذاشت
چون تو تاریکیه شب دست باز تره
روز همه ی ما تاریکه اما اصل خواستنه
که تموم شه تاریکیه شهرمون
البته این یه ایدست
که پایان شب تاریک و سیاه سپیدست
الله می دونه چقدر من خستم
والله چشممو رو مردم نبستم
اینجا در به در باید پی دارو بری
تو این دریای خشک باید بی پارو بری
اینجا انسانیت، وجدان 2 حرف گنگه
آره قانون، امنیت 2 فرد مرده
آینده ی همه ی جوونا تاریک و سرد
راه زندگیشون دود داره باریک و پست
زنای شهر من از نظر روحی مریض
مرداشون شهوت دارن کوهی حریص
همه دنبال مسکن هستن
همه ی مردم ما خستن از غم
دستم اصلا
یه نوشتم نمی ره
که یه دختر 17 ساله می ره دنبال سقط بچه
اگه توصیفاتم به جهنم میکنه صدق به من چه
حاصل هوسش یه جنین مرده
خون بچشو مثل یه گرگ دریده خورده
جنینی بی گناه که رنگ خیابونای شهرمو ندیده مرده
گناهو از سر خودت وا کن و بگو اهریمن شریک جرمه
کی گفته که محرمه یه دختر با صد پسر
حرف داره بی باک واست پسر
شهر من چی داره
یه مشت فرد خاطی
تو آسمون خراشای آهنی
یه مشت قلب خاکی
اگه برای تو زجره حرفام
دعا کن زلزله بیاد که یه هو غرق شه دردام
زلزله ای که همه چیزو با خودش ببره زیر آوار
مرد، زن، مرگ، گناه، ظلم، نفاق
نیست شه زیر آوار
واسه من هر کوچه مصرعی و هر پیچ خیابون یه بیت شعره
خیابون های شهر من بت نداره ولی بیت شرکه


دوشنبه 30 فروردین 1389 | 18:18 | شعر نوشت | ()


یک دم

چون قدم بر خاک خونین داشتی
بذر غیرت در زمین می‌کاشتی

زهر عشق حق به حمد آمیختی

در رکوعت می به ساغر ریختی

قبله‌ی تو عشق و مستی، قتلگاه

این مشایخ قبله‌هاشان بر گناه

گویمت از هفت رنگان مو به مو

خرقه پوشان دغل کار دو رو

سجده بر پست و ریاست می کنیم

با خدا هم ما سیاست می کنیم

کو نشانی که شما اهل دلید

جملگی تان بر نماز باطلید

می چکد شک بر سر سجاده‌ها

وای از روزی که افتد پرده‌ها

ما خدایان زیادی ساختیم

مال مردم را به خود پرداختیم

شیر حق برخیز وقت کار شد
بر سر نی رفتنت انکار شد

کاخ‌ها گردیده مسجد ، سرفراز

صد رکعت تزویر دارد هر نماز

سجده در مسجد حسینا مشکل است

این بنا از دل نباشد، از گل است

این خصان با مال مردم زند‌ه اند

جملگی اندر نماز و سجده‌اند

دم ز راه و رسم سلمان می زنیم

لاف اسلام و مسلمان می زنیم

کاشکی از نسل سلمان می شدیم

لحظه ای یک دم مسلمان می شدیم


چهارشنبه 25 فروردین 1389 | 17:22 | شعر نوشت | ()


از تو دورم

چون پاره سنگی، عاشقم
به گنجشکی، هراسان
و هر بار نا امید
بر می‌گردم به خاک
بر می‌گردم به خویش
نا امید و نیازمند
زبانه می‌کشد آغوشم
به سویت
از تو دور افتادم
در بی‌مجالی و لالی
به کاغذ آتش رسیده می‌مانم
جدا شده‌ای از نخ نگاهم
چون بادکنک ماه
سال‌هاست از کرشم باران تو میگذرم
بی چتر و بارانی
در سایه پنهان می‌شوم
در گریه پیدا
هرچه هستم از تو دورم، دور
دور... دور... دور...


شنبه 21 فروردین 1389 | 18:18 | شعر نوشت | ()


علی به غریبه پناه می داد و این‌جا می‌خورن گوشت برادر

علی را قدر، محمد شناسد
که هرکس خویشتن را بهتر شناسد
علی یعنی مثه حسه قصه ای که ناشنفته ست
علی یعنی 100000 جمله ای که ناشگفته ست
علی یعنی درس فردا
علی یعنی مست دردا
علی یعنی مرد مردا
علی یعنی علی
علی یعنی کسی که بزرگ مردی ولی بزرگ دردی داره عظیم مردم کوفه صفت واسه همینه که خسته ست مونس من
چون ذکر می گیم اسم علی رو
ادامه می دیم هنوز قصه بدی رو
علی من سر تا پا رحمته
علی رو 100 قسمت کنی 99 تا رحمته
یکی غضبه به مجرم
اما حالا حکم می دن با کلی خشم و جذبه به مجرم
اما شاید حرفام داره اثری که مشکل نسل سوم یادشون بیاد اسم علی رو
نداریم ما جای مثل علی رو
همه می گم علی سنبل ماهه مرد حکمته
پس چرا نسل سوم ما پر در و خفته
علی یعنی پدر خورشید
علی یعنی پسر خورشید
علی یعنی دنیایی پشتش
پشت دنیا دنیا تو مشتش
علی یعنی دسته دسته ستاره ها
علی یعنی مسته از دسته ستارها
علی یعنی ضد دروغ
علی یعنی ضد غرور
علی یعنی زهد
علی یعنی صلح
علی یعنی روح خدا تو جسمه خاک
علی یعنی فردی یه جنس پاک
همه می گیم علی پشتوانه ما هه
ولی اسم علی شده قسم دروغ تو
کافر شدی
غرق شدی تو ی حسد وغرور خود
علی ساده زیست و ساده رفت
مثل اون کسی ساده نیست تو، ساده تر بخوام بگم
علی یعنی توانه دست خسته ی پیر مردی
علی یعنی قصد غصب تیره بختی
بده گوش به ام برادر
علی به غریبه پناه می داد و این‌جا می‌خورن گوشت برادر
علی یعنی مرد سحر
کرده سفر
اومده مرگ سحر
علی یعنی اصل قصه که زیر و زبر نداره
علی یعنی دوست دست پسری که پدر نداره
اینجا یتیم کشی داریم و
کسی خبر نداره خبر نداره
علی مرده غیرته
غیرته که در حیرته
که کو غیرتت اگه مردی مردهای شهر ما غیرت ندارن
اینکه مردای ما غیرت ندارن
مگه درد نیست
مگه ننگ نیست
علی یعنی چراغ کعبه
تو که از علی می گی پس کردی پشت چرا به کعبه
علی یعنی سکوته کنج خونه ای که بوی بهشت می داد
علی یعنی بوی بهشتی یا
علی یعنی حیدر
مردی که شکونت در خیبر
ولی تو چی همه ی در ای زندگی بسته شده به روت
کاری نمی تونی بکنی
خدا هم خدا ازت خسته شده به روت نمی یاره
چون می دونه درد ای ما رو
علی هم مرد بود و
الان مرد های ما رو
همه مردن البته نمای زن دارن
لباسای زنونه می پوشنو هوا نفس دارن
زنا موهاشونو کوتاه می کنن
و مردا میندازن گوش واره به گوش
هرکه که گوش داره به گوش
تو می گی علی یعنی هما ی رحمت
ولی من می گم علی یعنی بازگشت خدای رفتت
همه اومدنو علی رو که ساده زندگی می کرد و با کلی تشریفات تفصیل کردن
مگه گناهه
منم علی ساده ی ذهن مو با ساده ترین کلمات تصویر کردم

 

در ادامه‌ی معرفی رپ پاک؛ این تکست در مورد حضرت علی (ع) از محمد بی‌باک.


دوشنبه 16 فروردین 1389 | 16:16 | شعر نوشت | ()


سرباز از خودش می‌گذره و فکر فرداس

یکی دیگر از تکست‌های هیچ کس، که در مورد مرام خودش و روشنگری در مورد عقایدش است؛ توضیج اضافه این‌که بدون شنیدن رپ، مشکل، این تکست قابل فهم باشد.
ضمنا کلیپ بسیار زیبای این رپ در اینترنت موجود است.

ما یه مشت سربازیم جون به کف
عزرائیل با اکیپ ما جوره پس
میخوام برن دستا بالا بالاتر
صفر دو یکه بالا تا ابد
یه مشت سرباز با حال باهامن
که هر کدوم واسه خودشون داستان‌ها دارن
مثل "تیریپ ما" با نام خدا
ا
ینم شروع می‌کنم خدا باهامه چون ما
شکرگذارشیم با حال خوش تا
حالی که می‌شه دنیارم فحش داد
ما یه مشت سربازیم جون به کف
عزرائیل با اکیپ ما جوره پس
کمک حال همیم حتی با پول کم
یه کم رپمو مزه کن شوره نه
چون ما شورشو در آوردیمو زدیم
کل اونوریا که به اونا گوش ندیم
حاضریم واسه 4 چیز جون قابلو بدیم
خدا، وطن، خونواده و رفیق
خیابونم توش موندیم واسه 4 چیز
ی
کیش چون اجباره و دیگه جا نیس
بعدیش مرامه
اون یکیم این‌جا جاش نیس
آخری یه کم عشقیه برگای پاییز
ببین صفای اینجارو نداره هیچ جا
همه کوچیکا قرار پیش ما
یاد بگیرن که یه سرباز
از خودش می‌گذره و فکر فرداس
ما یه مشت سربازیم فوق لیسانس بزرگترین دانشگاه کل ایران
منظورم خیابونه تحصیلات نه من جدولو به نیمکت ترجیح دادم
این یکیو اصلا سعی نکن باشی مثل ما
قسمته ما هم کردیم گاهی اشتباه
ما با هر شرایطی خودمونو میدیم وفق
کلی خون و اشک تو راهمون میریزه
اما ناامیدی یعنی بی ایمانی
بیدی با باد نلرزه دیدین ماییم
فتوکلوا ترس نداره نه اصلا
بگو ما واسه جنگ حاضریم اگه طلبن
بالاست پرچم
بی برو برگرد
رفیق نگران نباش
بیخود تو اصلا
ما یه مشت سربازم بودیم بیشتر
جدی بگیر رپمو تو فاز شوخی نیستم
رفتن خیلیا از کنارمون
این عیدم ما هستیم به یادتون
میخوام شهیدا بدونن اگه هستیم خاکی
واسه خون پاکشونه که رو زمین باشیم
همه لوطیا بدونن که پرچم بالاست
تو هم اگه مردی ما هستیم باهات
دعا می‌کنیم جهان روی صلح باشه (آمین)
آتیش کافیه به اندازه داشتیم
زودتر برسه روزی که همه شادابن
باشن که همه شاد باشن
آروم وانستا چون
میخوام برن دستا بالا بالاتر
صفر دو یکه بالا تا ابد
یه مشت سرباز با حال باهامن
که هر کدوم واسه خودشون داستانها دارن


پنجشنبه 12 فروردین 1389 | 18:18 | شعر نوشت | ()


اگه جرمه، بگو درست چیه؟

مطمئنا یکی از خواننده‌های سبک رپ که آهنگ‌های درخور توجهی از لحاظ "تکست" و موسیقی دارد، محمد بی‌باک است.
یکی از موسیقی‌های او در مورد دستگیری خودش، دفاع از "رپ" و بیان اعتقاداتش در مورد مذهب و کشور است.
تکست این رپ احتمالا بدون شنیدنش مشکل قابل درک باشد:

 

یه لحظه وایسا، نرو، حرف دارم
پاسبان نرو، ترس دارم
اشتباهی پیش اومده، اینجا جای یه مجرم بوده قبل من،
قلمم، علنا تنهاست و
کسی نسیت اشکاشو پاک کنه
بگه درداشو قلم خاک کنه
خاطرات بد رو
تازه داره غم رو
می فهمه معنیش چیه ...
منو آزاد کن از این قفس

من خوبی زیاد دارم و رپ خوندنو دیدید از این همش
به جرم فریاد، دستبند به دستم
وای! خدای من! خستم، من خستم
من فریاد نمی زنم، فقط ناله است، درد دله
با خدای خودم، تا هم شاه هم برده بره
به مافوقت بگو من باید برم هر چه سریعتر، سربازهام تنهان
یه سری جوون پاک دبیرستانی سر تا پا برپان
باید اتمام حجت کنم حداقل درباره خاک وطنم، تا که وطنم رو
بعد از من نگه دارن با جون و دل
بی باک باید راهنمایی کنه چون مجبوره نذر داره
به خدای خودش هر جوره قرض داره
خدا چشم داده که ببینم و با زبونم ارشاد کنم و با دستام بنویسم
مگه بده؟؟ اگه بده، چرا از این طریق امرار معاش می کنن ملتی؟
بعد ۶ سال، هر روز بدعتی
حالا دیگه قافیه ها پیدا کرده قدمتی
چه سخته درکش که وقته ترکه!
بخته من که تلخه تلخه
!
بذا زندگیم بچرخه چرخش که هر چه ارزش نداشته باشه برام ولی

رپ بهم لطف داره مثل پدر به بچه
رپ واسه من دنیاییه و زندگی می بخشه
حتی خدای فرشته ها هم زنده نیست بی بخشش
اون که فقط یه بنده کوچیک خداست، پس بگو جرم نکردمو ببخشه
من مسلمونم، ایرانو دوست دارم
طرح یه پرچم ٣ رنگو من رو پوست دارم
من ایرانیمو قانون اساسی رو محترم می شمرم، مغتنم می شمرم فرصتو تا بگم
من مجرم نیستم فقط راوی پیر زندگیم
تو جوونی درد اجتماع پیرم کرد، من اسیر زندگیم
من مطرب نیستم! فقط حرف های دلو می گم به طرزی جدید
تا بگیرن درسی جدید نسل جدید
چرا منو مجرم خطاب می کنید؟ واسه خلاقیتم؟ چرا ؟
واسه کمی جوونیم؟ پست مدرنیسم و صلاحیتم؟ بگو چرا؟؟؟
میده به من این بازی یه حسه غرور قاضی قصه
بگو بدونم یه بچه نصیحتو از زبون پدر بهتر قبول می کنه؟ یا یه دوست همسن؟؟
من مجرم نیستم! فقط درحد یه دوست همسن
اون سر دنیا یکی به اسم **** واسه خوندن غولی پشتشه
ولی من کو؟ کی پشتمه؟
از درآمدم میدم تا بخرم واسه مردمم خورشید رو
صبح و شب تلاش واسه ارزش هایی که از یاد رفته
واسه فرهنگی که بر باد رفته
اگه جرمه، بگو درست چیه؟
من غلط! بگو درست کیه؟
خستم چون می خواهید منو مجرم نشون بدید، بهشون بگید
تا این جا رسیدیم که یه پاپ خون لعنتی که سر تا پای وجودشو صدای تقلیدی گرفته
میاد و می دزده کل شهرتمو
کی گفته من مجرمم، چون حرف ها ساده نیست، قافیه دارن؟؟!
تهمت دیگه کافیه به من
...
مردم بد نگام می کنن چون من رپ خوندم

خدایا!!!! من ایراد دارم یا رپ خوندن؟
شاید تقصیر یه سری جوون نابالغه که رپو با یه سری اراجیف و فحش به مردم تحویل دادنو
تحمیل کردن
من مجرم نیستم، فقط عاشقم و معشوقم زبان فارسی
الآن وقته جنگه، نه زمان بازی
آقای قاضی
من محمدم، خواننده سبک رپ
من رپر نیستم و خیلی سخته من
خداحافظی کنم با خودکارم و تبعید شم به یه جایی دور تر از دور
خدایا تو غصه نخور، می دونم همه چیز درست می شه زود تر از زود
غم، کمین کرده برا من
همین بسه برا من
که با نوشته هام اندک افرادی به راه راست بیان
اصلاح شن و به کعبه باز بیان


دوشنبه 24 اسفند 1388 | 15:16 | شعر نوشت | ()


آهای زمین...

دلم گرفته آسمون نمی‌تونم گریه کنم
شکنجه میشم از خودم نمی
تونم شکوه کنم
انگاری کوه غصه ها رو سینه ی من اومده
آخ داره باورم میشه خنده به ما نیومده
دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم
تو روزگار بی کسی یه عمره که در به درم
حتی صدای نفسم میگه که توی قفسم
من واسه آتیش زدن یه کوله بار شب بسم
دلم گرفته آسمون یکم منو حوصله کن
نگو که از این روزگار یه خرده کمتر گله کن
منو به بازی می‌گیرن عقربه های ساعتم
برگای تقویم می کنن لحظه به لحظه لعنتم
آهای زمین یه لحظه تو نفس نزن
نچرخ تا آروم بگیر یخ آدم شکسته تن


دوشنبه 17 اسفند 1388 | 13:31 | شعر نوشت | ()


  • تعداد کل صفحات : 13 
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • ...  

← آخرین مطالب

← علاقمندی‌ها

← دوستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :

←تبلیغات