تبلیغات
صادق آنلاین - مطالب شعر نوشت
صادق آنلاین
روزنوشت‌های یک صادق
سلام! از این که چند دقیقه‌ای مهمان وبلاگم هستید، خوشحالم؛ ممنون می‌شوم مرا از نظرات خود بهره‌مند سازید.
راستش خیلی مهم نیست چه عقیده‌ای داریم؛ مهم این است که انسانیم، می‌توانیم صادقانه با هم حرف بزنیم و حتی به هم عشق بورزیم!
لطفاً به تاریخ انتشار مطالب توجه کنید، امروز است!

همین بسه برای من

می‌خواستم بهت بگم چقدر پریشونم
دیدم خود خواهیه، دیدم نمی‌تونم
تحمل می‌کنم بی تو به هر سختی
به شرطی که بدونم شاد و خوشبختی
به شرطی بشنوم دنیات آرومه
که دوسش داری، از چشم‌هات معلومه
چیکار کردی که با قلبم به خاطر تو بی‌رحمم
تو می‌خندی، چه شیرینه گذشتن
تازه می‌فهمم ، تازه می‌فهمم
تو رو می‌خوام، تموم زندگیم اینه
دارم می‌رم، ته دیوونگیم اینه
نمی‌رسه به تو حتی صدای من
تو خوشبختی، همین بسه برای من


پنجشنبه 17 اردیبهشت 1388 | 08:57 | شعر نوشت | ()


هیچ‌کی نفهمید چی کشید

اولین و تنها آلبوم مجاز رپ ایران "اسكناس" بود كه حدود چهار سال پیش تنها با چهار قطعه منتشر شد. رپ نوع خاصی از موسیقی ست كه از سیاهپوستان آمریكا شروع شد و به دلیل نوع ادا و لحن كلمات آن به سرعت گسترش یافت، معمولا متن ترانه‌های رپ كه به آن "تكست" می‌گویند پایبندی خاصی به قافیه‌ها و گاها وزن ندارند و این هنر خواننده در تلفظ كلمات است كه تكست را با موسیقی رپ هماهنگ می‌كند.
متن زیر نمونه‌ی یكی از رپ‌های معروف و نسبتا قدیمی با كمی جرح و تعدیل است.

هیچ‌کی نگفت یه دختر تنها، تو این شهر شلوغ
بین نگاه هرزه‌ی مردم سر تا پا دروغ
چه حالی داشت وقتی همه آرزوهاش مرده بودن
وقتی که دستای پلید، آبروش رو برده بودن
هیچ‌کی نفهمید چی کشید
وقتی که مرگش رو می‌دید
توی هجوم نعره‌ها، هیچ‌کی صداش رو نشنید
بدون دروغ نیست این حرفا، داره صحت
همه‌ی ماها شدیم یه مار چار و سه خط
ماییم وارث درد، ماییم باعث مرگ
غیرت ایرونی‌ها رو صاعقه زد
حرفا بحثا رفت رو اعصاب، شد کابوس بد
کم‌کم خواست به صدا در بیاره ناقوس مرگ
دختر ایرانی، ناموس تو! ناموس من!
چرا کاری کردیم خودش بره به پابوس مرگ
چطوری دلمون اومد با آبروی یك دختر
ما بازی کنیم که زندگی‌ش بشه مختل
تو کنج اتاق تکیه داده اون تنها
خدا اشک رو به اون هدیه داده بود شب‌ها
ولی حالا شب و روز، چشما تشنه‌ی اشک
طوری که دیگه تموم شده بود چشمه‌ی اشک
گفت به خدا «ای خدای من، فقط یه خواهش:
به من بگو همه‌ی اینا فقط یه خوابه!»
ولی خواب نیست دخترک، بیدار بود
دخترک بازیچه‌ی جماعت بی‌کار بود
بیمار شد از تهمت‌های کثیف و نابجا
ای خدا، بده دختر رو از دسیسه‌ها نجات
پس کجا رفته غیرت مردای این شهر شلوغ؟
تموم شهر پر شده از مردم سر تا پا دروغ
تا به حال همچین بلایی سرت نیومده
که اگه بیاد، می‌گی «بلا از این بدتر اومده؟»
ولی کدوم ما، جامون رو گذاشتیم جاش
که ببینیم چی می‌کشه، ما هم بسوزیم پاش
خنجر به دست یکی بود، ما همکارش‌ایم
که توی جهنم، ما هم با اون همبالش‌ایم
تو که حاضری خود رو بکشی واسه حسین
تو که محرم رو سیاه می‌پوشی واسه حسین
حسین گفت اگه دین نیست، باشیم آزادمرد
نه واسه یه كار کثیف کنیم بازار رو گرم
الکی تبصره نزن، خودتو تبرئه کنی
تو عقل داشتی، خود تو رهبر خودی
ولی دونسته خودت رفتی عقب گناه
پس بشین تو منتظر غضب خدا
ولی نه! ماهی رو هر وقت که از آب بگیری تازه‌ست
پس بدون که راه برای برگشت، باز هست
باید راه بست به تبلیغ بیشتر
و سعی کرد برای تبدیل خویشتن
به انسان واقعی با همه‌ی صفات
باانصاف و واقع‌بین، حاضر واسه‌ی دفاع


جمعه 28 فروردین 1388 | 18:53 | شعر نوشت | ()


خیلی ساده است دل شكستن

با شكستنت شكستم
عاشقم، عاشق و خستم
پای تو موندم و ساختم
دل به هیچ كسی نبستم
نه به عشقت، نه به عشقم
قسم دروغ نخوردم
بازی برده رو باختم
به تو باختم و نبردم
وقت گریه‌هات دلم رو
به شب و شعله كشیدم
حقمو دادی و رفتی
من به هیچی نرسیدم
خیلی سخته دل بریدن
خیلی ساده است دل شكستن
سخته عاشقونه موندن
دل به هیچ كسی نبستن
چه عذابیه كه امروز
تو رو دارم و ندارم
موندی تا ابد تو قلبم
اما نیستی در كنارم ...


جمعه 23 اسفند 1387 | 21:32 | شعر نوشت | ()


نگو كه شكسته شدی

می‌خوام بسوزم پای تو
واسه دل تنهای تو
از همه دنیا می‌گذرم
به خاطر دنیای تو
چه كار داری چیا می‌گن
وقی كه این‌جا پیشمی
دوست دارم فقط بگو
تا باشه دنیا پیشمی
عاشقی همش غمه
نگو تحملت كمه
اگه تو پیشم نمونی
دنیا مث جهنمه
نگو دیگه خسته شدی
نگو كه شكسته شدی
به من نگو از اولش
بی‌خودی وابسته شدی
بودن تو زندگی و
رفتن تو مرگه برام
من عشقو گم كرده بودم
اگه نبودی سر رام


شنبه 17 اسفند 1387 | 21:51 | شعر نوشت | ()


اگه شیرین بشی فرهاد می‌شم!

گریه نمی‌كنم نه این كه سنگم
گریه غرورمو به هم می‌زنه
مرد برای هضم دلتنگیاش
گریه نمی‌كنه، قدم می‌زنه
گریه نمی‌كنم نه این كه خوبم
نه این كه دردی نیس نه این كه شادم
یه اتفاق نصفه نیمه‌ام كه
یهو میون زندگی افتادم
یه ماجرای تلخ ناگزیرم
یه كهكشونم ولی بی ستاره
یه قهوه كه هر چی شكر بریزی
بازم همون تلخی نابو داره
اگه یكی باشه منو بفهمه
براش غرورمو به هم می زنم
گریه كه سهله زیر چتر شونه‌ش
تا آخر دنیا قدم می‌زنم


یکشنبه 4 اسفند 1387 | 22:19 | شعر نوشت | ()


هر کسی دنبال خبر می‌گرده، بهش بگین...

هر کسی دنبال خبر می‌گرده
بهش بگین عشق داره بر می‌گرده
عشق میاد، همین روزا خیلی زود
عشق میاد، تازه می‌فهمیم کی بود
وقتی میاد، دور و برش شلوغ نیست
این دفعه حتما، خودشه، دروغ نیست
وقتی میاد، زندگی آسون می‌شه
میاد و تو خونه‌ها مهمون می‌شه
عشقه دیگه، فقط یکم پیر شده
از عاشقا یه خورده دلگیر شده
عشقه دیگه، فقط تو هیچ خوابی نیست
شبیه این عشقای قلابی نیست
عشق و نامه‌های راه دورش
عشق میاد، عشق و دل صبورش
میاد و این پنجره‌ها وا می‌شه
دلخوشی گم شده پیدا می‌شه
عشق میاد، شهر رو خبردار کن
این رو برای همه تکرار کن


پنجشنبه 1 اسفند 1387 | 21:24 | شعر نوشت | ()


بوی شهر!

آرزومه که یه لحظه روبروی من بایستی
آخه قلبم نگرونه توی شهری که تو نیستی
تو خیال کن آدمای همه دنیا توی شهرِه
توی شهرِ بی تو اما، دل من با همه قهره
توی شهری که تو نیستی همه جا رو غم گرفته
هر کجا رفتی صدام کن، عزیزم دلم گرفته
شدم اون غریبه‌ای که تو نباشی نمی‌ارزه
دارم از نفس می‌افتم مثل یه گیاه هرزه


چهارشنبه 30 بهمن 1387 | 14:51 | شعر نوشت | ()


هر جا دیدی پرنده ای لونه به جز قفس نداشت

خاطره هر جا که میری به یاد من باش
اون ور دنیا که میری به یاد من باش
کنار هر شقایقی هر جا که دیدی عاشقی
به یاد من باش... به یاد من باش ... به یاد من باش
هر جا صدایی خسته بود هر جا دلی شکسته بود
هر جا لب جاده کسی به انتظار نشسته بود
هر جا کسی نفس نداشت مهلت پیش و پس نداشت
هر جا دیدی پرنده ای لونه به جز قفس نداشت
به یاد من باش... به یاد من باش ... به یاد من باش


پنجشنبه 24 بهمن 1387 | 14:27 | شعر نوشت | ()


خاك تردید

من از پشت شب های بی خاطره
من از پشت زندان غم آمدم
من از آرزوهای دور ودراز
من از خواب چشمان نم آمدم
تو تعبیر رؤیای نادیده ای
تو نوری كه بر سایه تابیده ای
تو یك آسمان بخشش بی طلب
تو بر خاك تردید باریده ای
تو یك خانه در كوچه زندگی
تو یك كوچه در شهر آزادگی
تو یك شهر در سرزمین حضور
تویی راز بودن به این سادگی
مرا با نگاهت به رؤیا ببر
مرا تا تماشای فردا ببر
دلم قطره ای بی تپش در سراب
مرا تا تكاپوی دریا ببر

پس نوشت : راستی من خودم دارم می رم!


چهارشنبه 9 بهمن 1387 | 17:53 | شعر نوشت | ()


حلالم كن تو می دونی دل بی طاقتی دارم

بمون با من، گل تشنه ، ببین دل بستن آسونه
ولی دل كندن ِعاشق مث ِدل كندن از جونه
چراغ گریه روشن كن ، شب دلشوره و رفتن
كنار این شب زخمی، بمون با من، بمون با من
ببین امشب به یاد تو،فقط از گریه می بارم
حلالم كن تو می دونی دل بی طاقتی دارم
تماشا كن صدایی كه به دست باد ها دادی
تماشا كن چراغی كه به تاریكی فرستادی
میون رفتن و موندن، كنار تو گرفتارم
تن بی سر ، سر بی تن  نگو دست از تو بردارم
اگه بعد از تو می مونم ،اگه بعد از تو می پوسم
خدا حافظ، خدا حافظ، تو رُ با گریه می بوسم
خدا حافظ    خدا حافظ

توضیح : ترانه ی موسیقی پایانی سریال آخرین دعوت كه این روز ها از شبكه ی دوم پخش می شود.
پس نوشت 1 : توضیحات شاعر ترانه ( عبدالجبار كاكایی ) در مورد اثر در وبلاگش ( + )
پس نوشت 2 : دانلود این موسیقی با صدای محمد اصفهانی از وبلاگ شب زنده ها (
+ )


دوشنبه 23 دی 1387 | 12:16 | شعر نوشت | ()


  • تعداد کل صفحات : 13 
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • ...  

← آخرین مطالب

← علاقمندی‌ها

← دوستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :

←تبلیغات