تبلیغات
صادق آنلاین - مطالب شهید محمد علی شاهچراغی
صادق آنلاین
روزنوشت‌های یک صادق
سلام! از این که چند دقیقه‌ای مهمان وبلاگم هستید، خوشحالم؛ ممنون می‌شوم مرا از نظرات خود بهره‌مند سازید.
راستش خیلی مهم نیست چه عقیده‌ای داریم؛ مهم این است که انسانیم، می‌توانیم صادقانه با هم حرف بزنیم و حتی به هم عشق بورزیم!
لطفاً به تاریخ انتشار مطالب توجه کنید، امروز است!

یاد ایامی ....


جمعه 2 دی 1390 | 22:58 | شهید محمد علی شاهچراغی | ()


نیستی ببینی...

اولین اردویی که با بسیج دانشجویی رفتیم این اردو بود، تابستان ۸۵ و حوالی سپیدان، توی یک اردوگاه آموزش و پرورش، همین پاهایی که در عکس می‌بینید قرار بود مسابقه باشد! آب کمی یخ بود و قرار شد هر کسی بیشتر توی آب بماند برنده باشد! «او» نیامد، و‌‌ همان بالا نشست.
آن زمان مثل الآن دست همه موبایل دوربین دار نبود که هی فرت و فرت عکس بگیرند، دوربین آنالوگ همراهم را دادم تا از مایی که توی آبیم عکس بگیرد. این‌‌ همان عکس است. عکسی که یک شهید گرفته.
یادش بخیر، امیدوارم هیچ وقت فراموشمان نکند...


دوشنبه 21 آذر 1390 | 23:53 | شهید محمد علی شاهچراغی | ()


فقط جای تو خالی نبود!

تلفن به صدا درآمد و مادر شهید شاهچراغی سی نفر را به مهمانی شام عید غدیر دعوت کرد. قرار نماز در مسجدالرسول و شام در خانه‌ی مادر شهید.
دوست داشتم مفصل‌تر و با شرح بیشتری بنویسم که نشد، عکس‌هایی که گرفتم را به صورت فشرده از لینک زیر دریافت کنید، به خاطر مسائل امنیتی رمز این فایل شماره تلفن فعلی خانه‌ی پدری است!

دانلود غیر مستقیم، حجم ۱/۸۲ (یک و هشتاد و دو صدم) مگابایت، حاوی ۲۲ عکس لینک اصلاح شد به خاطر ...

دانلود جدید غیر مستقیم، حجم ۱/۸۲ (یک و هشتاد و دو صدم) مگابایت، هنوز حاوی ۲۲ عکس


سه شنبه 24 آبان 1390 | 23:42 | شهید محمد علی شاهچراغی | ()


از شهید شاهچراغی یادگاری می خواهید؟

اگر دوست دارید شما هم از شهید شاهچراغی یادگاری داشته باشید و سال‌ها از آن نگهداری کنید تا شاید تلنگری در زندگی برایتان باشد، این امکان هم اکنون برایتان فراهم است!
تا دو هفته‌ی آینده با ارسال نظر از طریق همین مطلب و با انتخاب گزینه‌هایی که در فهرست یادگاری‌ها می‌بینید صاحب یک یادگاری از شهید خواهید شد.
حداقل اطلاعات مورد نظر ایمیل یا نشانی وبلاگ درخواست دهنده خواهد بود. (به در خواست‌هایی که بدون ایمیل یا نشانی وبلاگ باشد ترتیب اثر داده نخواهد شد.)
یادگاری‌ها حضورا یا از طریق بسیج دانشجویی به دست شما خواهد رسید.
هم رزمان شهید از اولویت برخوردار خواهند بود ولی امکان ارسال درخواست برای هر فردی وجود دارد.
آخرین مهلت ارائه در خواست سی مهر ماه خواهد بود.

فهرست یادگاری‌ها


جمعه 15 مهر 1390 | 19:03 | شهید محمد علی شاهچراغی | ()


برای آقای نامرد

خیلی نامردی
نه آقای رفیق این رسمش نبود
آقای دوست
آقای تماس شبانه
آقای نکته سنج و جامع نگر
این رسم رفیق بازی نبود
ناسلامتی ما با هم نان و نمک خورده بودیم
کلی راز نگفته به هم گفته بودیم
این که نشد به خاطر آزمایشگاهت سفر مشهد نیایی و فقط بیایی برای بدقه
حالا گیرم که توی صحن رضوی زنگ زدی به من، که چی؟
این‌ها چیزی از درجه‌ی نامردیت کم نمی‌کند
یک بار هم از خرمالوهای خانه‌یتان می‌خواستی بدهی بهم ولی تمام سهم مرا دادی به حمید! فکر می‌کنی می‌بخشمت؟
فکر کردی به همین راحتی فراموشت می‌کنم؟
همین آخرین کاری که کردی؛ چه طوری ازت بگذرم؟
جوابی داری بدهی؟
فقط خس خس سینه‌ات را بلند می‌کنی؟
نامرد
من بد
من گناهکار
تو که خوب درآمدی چرا؟
حرمت دوستی را همین طوری نگه می‌داری؟
فرار کردنت را چطوری توجیه کنم؟
بعد هم که ازت شکایت می‌کنند می‌روی توی اتاق، خودت را مبحوس می‌کنی و برایش دربان با روپوش سفید می‌گذاری؟
می‌گویی کسی را راه ندهند؟
من از تو شکایت دارم
چون رسم رفیق بازی را بلد نیستی
می‌فهمی دلم تنگ شده یعنی چه؟
می‌فهمی وقتی یکی از صمیمی‌ترین دوستانت تنهایت بگذارد یعنی چه؟
من رسما از تو شکایت دارم
بله می‌دانم دفاعیاتت را
می‌گویی شما شدید رفیق نیمه راه که با من نیامدید
آخر عزیز من، مرا پای آمدن نبود؛ می‌فهمی؟
می‌دانی وقتی تا خرخره توی گناهم همراهی با تو محال است؟
حداقلش تو پارتی من شو.
یا برای ما پارتی بازی می‌کنی یا...
یا....
یا من از شکایتم نمی‌گذرم
راستی از این به بعد توی خواب به من وعده‌های سرخرمن آب دوغ خیاری نده.
خسته‌ام
از اینکه کسی....
نه بیش از این، جای نوشتن نیست
باقی‌اش را فقط به خودت می‌گویم
ولی بدان که خیلی تک خوری....

پس نوشت: هنوز با این اوصاف داری کارهایی می کنی که به برنامه پنج شنبه نرسم. نامرد.


سه شنبه 30 فروردین 1390 | 23:00 | شهید محمد علی شاهچراغی | ()


قطعه فیلمی از شهید شاهچراغی

همان طور که قولش را داده بودم، یک قطعه فیلم ۲۳ ثانیه‌ای از شهید شاهچراغی که توسط یکی از دوستان(+) گرفته شده؛ منتشر می‌شود.

 دانلود غیر مستقیم - ۲۶۹ کیلوبایت - ویدیو (به فرمت ۳gp) 
 دانلود غیر مستقیم - ۷۷۱ کیلوبایت - ویدیو (به فرمت wmv)


دوشنبه 4 بهمن 1389 | 00:00 | شهید محمد علی شاهچراغی | ()


عکس‌های منتشر نشده از شهید شاهچراغی

 بعضی وقت‌ها روزمرگی از یاد آدم می‌برد که یکی همین نزدیکی‌ها، دانشجوی پیام نور شیراز، مسئول فرهنگی حوزه، طی ده روز به شهادت رسیده.
در بایگانی عکس‌هایم و پس از بیش از دو سال از گذشت شهادتش عکس‌هایی را دیدم.
از عزیزان وبلاگ نویس هم خواهشمندم خاطره‌ای هر چند کوچک از دیدارشان از شهید، قبل از شهادت یا بعد از شهادت بنویسند، عزیزان غیر وبلاگ نویس هم پای همین نوشته نظر بگذارند. همراه با صلواتی برای شادی روحش به امید شفاعت.


این عکس مربوط به روز قدس سال 86 می شود، دقیقا 20 مهر 86 ساعت 11:32، قرارمان ستاد بود، فکر  کنم پنج نفری شدیم. آخر کار هم پای پارچه‌ی مان عکس گرفتیم که قبلا منتشرش کردم.




این دو عکس مربوط است به 18 مهر 1386، ماه رمضان بود و افطاری جدیدالورودها، عالیجنابان امانت و جاجرمی تازه در پیام نور متولد شده بودند! محمد مکبر نماز شد داوطلبانه.


پنجشنبه 13 آبان 1389 | 16:14 | شهید محمد علی شاهچراغی | ()


شاهچراغی زنده ست

شماره اش هنوز توی گوشی من و خیلی از دوستانش باقی مانده و این یعنی او برای ما هنوز زنده ست؛ تولدت مبارک!


سه شنبه 26 مرداد 1389 | 12:54 | شهید محمد علی شاهچراغی | ()


شاه‌،چراغی در قم

عکس از انجمن اندیشمندان جوان
خودم می دانم عکس نه کیفیت دارد و نه ارزش هنری، فقط خواستم تلنگری باشد برای خودم، او که کنار ما بود، با ما نفس می‌کشید و غذا می‌خورد و نماز می‌خواند و الخ... حالا در اوج است و ما در حضیض نقطه


پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389 | 15:14 | شهید محمد علی شاهچراغی | ()


فراق دو ساله

متن زیر دلونشته‌ای ست که 31 فروردین 87، زمانی که هنوز محمد زنده بود و من در بهت و حیرت گرفتار بودم، نوشته شده، تشویش و نگرانی در کلماتم موج می‌زند و فکر نمی‌کنم نکته‌ی خاصی داشته باشد، فقط برای یادآوری که چه گذشت بر ما و بر او، او ماند و ما رفتیم.
امروز سالروز شهادتش است، یادمان نرود هر کدام از دوستانمان بالقوه یک شهیدند، ازشان غافل نشویم:

 

هنوز در بهت و حیرتم ... شاهچراغی هنوز زنده ست ولی بی هوش بی دست!!!
باورش سخت و دردناک است... یک هفته گذشت به همین زودی... هنوز توی کما، آخرین لحضه‌ی خداحافظی‌اش را یادم نمی‌رود، تماسش توی مشهد را ...
حس عجیبی دارم... یعنی دیدارمان به قیامت!...
دعا می‌کنم هر چی خیره براش پیش بیاید ولی قلبا دوست دارم برگردد
بمون... دلواپسم نذار... بی تو نمی‌گذره این روز و روزگار
صحنه‌ی صورت سوخته و نفس‌های صدادار... بدن بی دست و پرگازش را... بدن بی جانش... یادم است در کنار آن کت نقرآبی و چهره‌ی خندان و خداحافظ‌گویانش از جلوی ناحیه...
نه این قرارمون نبود... تو بی خبر بری... من رنگ غم بشم
باور نمی‌کنم این تو خود تویی... بلند شو... تعریف کن...


پنجشنبه 2 اردیبهشت 1389 | 00:25 | شهید محمد علی شاهچراغی | ()


  • تعداد کل صفحات : 4 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  

← آخرین مطالب

← علاقمندی‌ها

← دوستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :

←تبلیغات